تحریمی از نوع دیگر - دردناک برای ملت، خطرساز برای حاکمیت

به روز شده:  19:42 گرينويچ - شنبه 17 نوامبر 2012 - 27 آبان 1391

تحریم های بین المللی و بحران کنونی می تواند به همان اندازه که برای مردم دردناک است، برای حکومت خطرساز باشد.

اگرچه تحریم خارجی جنبه‌ای ثابت از تاریخ سی سال اخیر ایران بوده است، اما شدت تحریم‌های اخیر علیه فعالیت هسته‌ای کشور این سئوال را مطرح کرده که علاوه بر فشار بر مردم عادی کشور، آیا ممکن است این وضعیت به تحولی اساسی در ساختار سیاسی کشور منجر شود؟

تحریم خارجی بخشی از اختیارات حاکمیتی و یکی از ابزار سیاست خارجی کشورهاست که گاه به شکل اقدامی "نمادین" به اجرا گذاشته می‌شود بی آنکه لزوما در صدد تخریب یا تضعیف اقتصادی سیاسی طرف مقابل باشد. و گاه هدف از آن، وارد کردن فشار شدید برای تغییری اساسی در روش کشور تحت تحریم است. به عنوان مثال، تحریم به شکل کاهش موقت مراودات دیپلماتیک با یک کشور اقدامی ویرانگر نیست اما قطع ارتباط اقتصادی و وادار کردن سایر کشورها به همکاری در این زمینه می‌تواند به تخریب بافت اقتصادی و سیاسی طرف مقابل منجر شود.

کارآیی تحریم اقتصادی گاه مورد تردید قرار گرفته و دلایلی نیز در ناکارآیی آن ارائه شده است. به عنوان مثال، گفته شده که بازار جهانی هزاران کارگزار دارد که بسیاری از آنها برای کسب سود، راه دور زدن تحریم تجاری را می یابند و با بهره برداری از موقعیت، سود سرشاری به دست می آورند. یا اینکه دولت سرمایه‌داری حتی اگر به تحریم سیاسی و نمادین پایبند باشد، مانع از تجارت "حامیان" خود با کشور تحت تحریم نمی‌شود و تحریم تجاری را به طور موثر به اجرا نمی گذارد.

دلیل دیگری که ارائه شده این است که فشار تحریم اقتصادی بر مردم عادی وارد می‌شود و اعضای هیات حاکمه و وابستگان آنان در سخت ترین شرایط هم از رفاه کامل برخوردار می‌شوند و انگیزه‌ای برای قبول خواست تحریم کنندگان ندارند. به خصوص اینکه حکومت‌های خودکامه و بی اعتنا به منافع شهروندان بیشتر در معرض تحریم شدید و طولانی قرار می‌گیرند و فشار شدید بر مردم هم بر رفتار چنین حکومت هایی تاثیری ندارد.

با وجود ابراز تردید نسبت به کارآیی تحریم اقتصادی، از جمله توسط مقامات و رسانه‌های دولتی ایران، شواهد تاریخی نشان می‌دهد که تحریم‌، به خصوص اگر جنبه بین‌المللی داشته باشد، دست کم به بخشی از هدف‌های خود رسیده و گاه حتی از این هدف‌ها فراتر رفته است. نمونه‌هایی مانند برمه، رژیم‌های نژادپرست آفریقای جنوبی و رودزیا (زیمبابوه)، عراق و لیبی نشان داده که کارآیی تحریم به عزم تحریم کنندگان و دامنه تحریم بستگی داشته است.

از سوی دیگر، تحریم خارجی، به خصوص تحریم‌های سازمان ملل، به منزله "تخلف" کشور تحریم شده از موازین بین المللی است که جو مساعدی را برای فشار بیشتر و حتی توسل به اقداماتی فراتر از فشار اقتصادی فراهم می‌کند. همچنین، چنین کشوری به حکومت هایی وابسته می شود که آمادگی تخطی از معیارهای بین المللی و بهره‌برداری از ضعف کشور تحریم شده را دارند و وابستگی به این قبیل حکومت ها علاوه بر هزینه سنگین اقتصادی، از نظر سیاسی نیز چندان عاقلانه نیست.

و سرانجام، موفقیت تحریم اقتصادی به اهمیتی بستگی دارد که تحریم کنندگان برای تحقق هدف خود قایل هستند و این موضوعی است که باید در ارزیابی تحریم‌های قبلی و کنونی ایران در نظر گرفت.

خسارت اقتصادی وسیاسی

اگرچه در شدیدترین شرایط تحریم هم مبادلات محدود تجاری ادامه می‌یابد، اما هزینه چنین مبادلاتی بسیار سنگین است. و حتی اگر تحریم به قحطی و فلج اقتصادی منجر نشود، قطعا باعث ناامنی اقتصادی مردم می‌شود، روند توسعه کشور را متزلزل می کند و با مختل کردن ارتباطات تجاری سنتی آن، موقعیت اقتصادی و سیاسی چنین کشوری را تضعیف می‌کند. به عنوان مثال، تحریم بین‌المللی رژیم سابق عراق باعث شد تا بازار جهانی نفت خود را با قطع صادرات نفتی آن کشور انطباق دهد و آن کشور اهمیت استراتژیک خود را از دست بدهد.

صدام و قذافی

تحریم عراق و لیبی زمینه تحولاتی فراتر از هدف اولیه تحریم کنندگان را فراهم آورد

در واقع، تحریم اقتصادی همیشه زیانبار است و اینکه تحریم انگیزه پیشرفت اقتصادی می‌شود واقعا بی معنی است. کشوری که تنها با فشار تحریم در صدد پیشرفت بر می‌آید قطعا گرفتار حکومتگرانی بی صلاحیت است که گاه برای نسبت دادن مشکلات داخلی به عوامل خارجی و انحراف افکار عمومی از بی کفایتی خود، از تحریم استقبال می‌کنند.

جدای از خسارت اقتصادی، تحریم می تواند عوارض سیاسی وخیمی داشته باشد. معمولا شهروندان عادی خواستار آرامش و امنیت اقتصادی هستند و حتی تحریم علیه هدفی "موجه‌" ولو در یک نظام مردمی را هم برای مدتی طولانی تحمل نمی‌کنند. در این مورد می توان از تاریخ معاصر ایران مثالی آورد.

در ماجرای ملی شدن صنعت نفت، دولت بریتانیا ضمن تحریم ایران، مانع از فروش نفت به سایر کشورها شد. با وجود این، بسیاری از ایرانیان به امید بهره‌مندی آتی از عواید ملی شدن نفت و به ملاحظه غرور ملی، دشواری های معیشتی تحریم را برای مدتی تحمل کردند. اما سه سال پس از ملی شدن صنعت نفت، دولت محمد مصدق در آنچه که بعضی "کودتای نظامی" و بعضی دیگر "قیام ملی" خوانده اند، سرنگون شد در حالیکه هنوز هم بعضی تاریخشناسان با اشاره به واکنش مردم در جریان "قیام ۳۰ تیر"، موضع انفعالی آنان در قبال ماجرای ۲۸ مرداد را شگفت آور می‌دانند. اما پژوهش های اخیر نقش شرایط اقتصادی در این تحول سیاسی را مطرح کرده است.

در ماه های منتهی به ۲۸ مرداد ١٣٣٢، فعالیت کارگزاران اقتصادی که در آن زمان عمدتا بازاریان سنتی متحد روحانیت بودند، کمابیش متوقف شده بود در حالیکه، به اصطلاح، ذخیره برنج و روغن مردم ته کشیده و بقال محل هم دیگر به آنها نسیه نمی داد. در سال های پس از سقوط مصدق، فعالان سیاسی، متعجب از سرنگونی یک دولت مردمی در اثر حرکت محدود مخالفان، حادثه ٢٨ مرداد را نتیجه قدرت فائقه دستگاه‌های اطلاعاتی خارجی قلمداد کردند. آنچه که در این میان نادیده گرفته شده است، خستگی و سرخوردگی احتمالی مردم از ادامه بحرانی اقتصادی بود که سرانجامی برای آن دیده نمی‌شد.

تحریمی از نوع دیگر؟

طی سه دهه گذشته، ایران کمابیش همواره با تحریم خارجی دست به گریبان بوده که نتیجه آن، محروم ماندن نسل حاضر از رفاه اقتصادی و بستن راه پیشرفت و توسعه به روی نسل آینده بوده است.

نخستین دور تحریم در واکنش به گروگانگیری در سفارت آمریکا وضع شد در حالیکه جامعه جهانی این گروگانگیری را به دلیل مغایرت با عرف دیپلماتیک، محکوم کرد. در سال های بعد، کشورهای غربی به تناوب محدودیت‌های سیاسی و گاه تجاری دیگری را در واکنش به رویدادهایی مانند ترور مخالفان در خارج، نقض حقوق بشر و اخیرا، اتهام تخلف از مقررات ناظر بر فعالیت‌های هسته‌ ای علیه ایران وضع کرده اند در حالیکه مروری بر شرایط ایران نشان می‌دهد که در اکثر موارد، تحریم ها عمدتا جنبه نمادین داشته و از حد تضعیف بخش هایی از اقتصاد ایران و تخریب وجهه جهانی این کشور فراتر نرفته است. به همین دلیل، برخی مقامات ایرانی، که خسارت اقتصادی تحریم را در برابر مقاصد سیاسی خود ناچیز می دانستند، نتیجه گرفتند که تحریم بی نتیجه است و خارجیان برای ادامه تجارت با ایران به هر کاری دست می‌زنند.

"کشوری که تنها با فشار تحریم در صدد پیشرفت بر می‌آید قطعا گرفتار حکومتگرانی بی صلاحیت است که گاه برای نسبت دادن مشکلات داخلی به عوامل خارجی و انحراف افکار عمومی از بی کفایتی خود، از تحریم استقبال می‌کنند."

اما سئوال این است که آیا تحریم های کنونی را هم باید با همین معیار سنجید؟

تحریم هسته‌ای ایران شش سال پیش با مصوبه شورای امنیت آغاز شد که بدون توجه به تاثیر اقتصادی آن، به این معنی بود که از نظر جامعه جهانی، جمهوری اسلامی قانون و ضوابط بین المللی را مراعات نمی کند و "کشوری متخلف" است.

در جهان امروز، چنین کشوری در معرض استثمار "دوستانی" قرار می گیرد که از همکاری با "متخلفان" ابایی ندارند در حالیکه "دشمنان" نیز خود را مجاز به فشار بیشتر بر آن می دانند. به این ترتیب، مصوبه "ضعیف" شورای امنیت به تحریم های گسترده، و به تدریج فلج کننده، علیه ایران منجر شده است. در این میان، به نظر می رسد که جدیت کشورهای تحریم کننده در تنگتر کردن حلقه محاصره تجاری و مالی ایران، آنهم درشرایط رکود اقتصادی، نشان دهنده اهمیتی است که برای وادار کردن جمهوری اسلامی به قبول خواسته هایشان قایل هستند.

درک علت اختلاف ایران و جامعه بین المللی دشوار نیست. جمهوری اسلامی معتقد است که به عنوان عضو "ان پی تی" حق برخورداری از فنآوری صلح آمیز هسته‌ای را دارد؛ در مقابل، جامعه بین المللی، ایران را به چند سال پنهان‌کاری متهم کرده و گفته است که این کشور تا جلب اطمینان جهانیان به صلح آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای خود، باید بخشی از این فعالیت‌ها را کنار بگذارد.

طبیعی است که داوری در این اختلاف بدون داشتن اطلاعات بیشتر در مورد فعالیت سابق و کنونی ایران و راهیابی به نیات رهبران جمهوری اسلامی امکانپذیر نیست اما برخی اظهارات و اقدامات مقامات ایرانی قطعا به جلب اطمینان جامعه جهانی کمکی نکرده است.

به عنوان مثال، در حالیکه تنها نیروگاه هسته‌ای ایران پس از بیست سال هنوز به طور کامل راه اندازی نشده، برخی مقامات ایرانی، در اظهاراتی شبهه برانگیز، هدف از تولید و ذخیر سازی اورانیوم غنی شده را تهیه سوخت برای نیروگاه هایی اعلام کرده اند که قرار است روزی در این کشور تاسیس شود. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی در واکنش به انتقاد جهانی از فعالیت هسته‌ای خود، زرادخانه اتمی اسرائیل را مطرح می کند گویی در صدد رقابت تسلیحاتی با آن کشور است. اگرچه رهبران ایران معمولا تخلفات سایر دولت ها را توجیه کننده تخلفات خود می‌دانند، اما در این مورد، توسل به برنامه اتمی اسرائیل، قیاسی به جا نیست.

رهبران اسرائیل، با وجود انتقاداتی که به برخی سیاست‌های آنان وارد است، در صحنه جهانی افرادی شناخته می شوند که در قبال شهروندانشان به شدت احساس مسئولیت می کنند و بعید است امنیت آنان را با ماجراجویی اتمی به مخاطره اندازند. متاسفانه، سابقه جمهوری اسلامی، از جمله چگونگی استفاده از نیروی انسانی در صحنه جنگ با عراق، نحوه برخورد با مخالفان و بی اعتنایی به حقوق بشر، شهرتی کاملا متفاوت را به ارمغان آورده است. همزمان، ترویج "فرهنگ شهادت طلبی" و تبلغ اعتقاداتی در مورد نزدیک بودن زمان نابودی نظم کنونی جهان و حتی دگرگونی در کائنات، رفتار آنان را، به درست یا نادرست، خطرناک و غیرقابل پیش بینی جلوه داده است.

آیا بحران اقتصادی ناشی از تحریم نفتی به سقوط "دولت ملی" مصدق کمک کرد؟

علاوه بر اینها، باید اجتناب "سیاستمداران" جمهوری اسلامی از مذاکره و مصالحه را هم که نفس عمل سیاسی است، یادآور شد. و دلایلی که برای فرار از مذاکره مطرح می کنند، مانند نفی "رابطه گرگ و میش" و یا بیم از عدم "تساوی و احترام متقابل" در جریان مذاکرات، چنین القا می‌کند که برای همتایان غربی خود چنان قدرت و نبوغی فوق العاده قایل هستند که از مواجهه با آنان، حتی در آن سوی میز مذاکره، هراس دارند و برای پنهان کردن این ضعف است که به شعارهای خشم آلود متوسل می شوند و شاید به اقداماتی خطرناک نیز دست بزنند.

به این ترتیب، عجیب نیست اگر جامعه جهانی، و در راس آن، کشورهای غربی، حکومت ایران را پدیده‌ای نا متعارف بدانند، نسبت به برنامه اتمی ایران احساس نگرانی و خطر کنند و احتمالا، آماده باشند هزینه مقابله با آن را نیز بپذیرند.

درد آور برای ملت، خطرساز برای حکومت

در مورد تاثیر تحریم های جاری بر شرایط زندگی مردم ایران، به خصوص قشرهای آسیب پذیرتر جامعه، احتکار، گرانی و کمبود چشمگیر کالاهای اساسی و عوارض اجتماعی فقر مانند افزایش فساد، جرم و جنایت، مطالبی حتی در رسانه های داخلی منتشر شده و بازگویی آنها در اینجا موردی ندارد. آنچه که کمتر بررسی شده، دیدگاه مردم نسبت به این وضعیت و تبعات سیاسی احتمالی آن است.

فقدان آزادی بیان و ارتباطات در ایران، نه فقط حکومت را به "مجاری خاص" و جهت‌دار کسب اطلاعات وابسته ساخته، بلکه امکان ارزیابی عینی دیدگاه "واقعی مردم" در برابر نظرات رهبران و ارائه راهکار را از کارشناسان هم گرفته است. به این ترتیب، ممکن است حکومت، با استناد به شرایط دهه های پیش، همچنان انتظار داشته باشد مردم آماده فداکاری برای تحقق "شعارهای" دولتی باشند، اما این واقعیت را نمی توان نادیده گرفت که ممکن است مردم، با توجه به تجربه هایی مانند نحوه و نتیجه پایان جنگ، ادامه معضلات اقتصادی، تضعیف وجهه جهانی ایرانیان و محدودیت های هرچه بیشتر سیاسی در داخل معتقد باشند که آن فداکاری‌ها نتیجه‌ای نداشته و اهداف حکومت ارزش فداکاری بیشتری ندارد. چنین برداشتی، همراه با تغییر در فرهنگ سیاسی جامعه می تواند به شکافی بزرگ، اما ناشناخته، بین نظرات مردم و انتظارات حکومت منجر شده باشد.

نکته دیگری هم که برخی ناظران مطرح کرده اند این است که احتمالا بخشی از حاکمیت با این نظر که حکومت اسلامی محتاج رای مردم و نهادهای انتخابی نیست، از خطر ناخرسندی عمومی و ناآرامی سیاسی آگاه است اما نه تنها به آن وقعی نمی نهد بلکه ناآرامی مردمی را زمینه مساعدی برای برخورد و سرکوب نهایی و تحمیل "نظامیگری" بر کشور می داند. چنین دیدگاهی نه تنها نگرانی جامعه جهانی از برنامه اتمی ایران را شدت می بخشد، بلکه کلیت نظام و حتی آینده کشور را نیز به مخاطره می اندازد.

البته مقامات ایران برای اطمینان بخشیدن به جامعه جهانی به فتوای رهبر جمهوری اسلامی علیه تسلیحات اتمی استناد کرده‌اند اما فتاوی مرجعیت شیعه مستندی در حقوق بین الملل ندارد و قابل پیگیری در مراجع بین‌المللی نیست، همان مرجع یا مراجع بعدی می‌توانند به تشخیص خود فتاوی متفاوتی صادر کنند و علاوه براین، همانطور که تاریخ معاصر ایران نشان می دهد، حکومت در کشورهای در حال توسعه از ثبات سیاسی چندانی برخوردار نیست.

تضعیف موقعیت بین المللی ایران و اصرار حکومت بر نادیده گرفتن مشکلات مردم، در کنار تحولات منطقه و سقوط حاکمانی که تا آخرین لحظه هم به محبوبیت یا اقتدار خود در داخل، اهمیت بین المللی حکومتشان و وابستگی رفاه، صلح و امنیت جهان به ادامه رژیمشان اعتقاد داشتند، به تدریج این نظر را مطرح کرده که ممکن است بحران کنونی، به همان اندازه که برای مردم دردناک است، برای حکومت هم خطرساز باشد.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.