بررسی روزنامه های صبح چهارشنبه تهران – ۲۲ آذر

به روز شده:  14:01 گرينويچ - چهارشنبه 12 دسامبر 2012 - 22 آذر 1391

روزنامه های صبح امروز تهران در عنوان های اصلی خود از تصویب قانون جدید انتخابات بدون شرط های اضافه برای نامزدها خبر داده و در ضمن در مقالات خود از آغاز مذاکرات پنج به اضافه یک با ایران و اهمیت این دور از مذاکرات هسته ای نوشته اند.

ابراز نگرانی از بی مسئولیتی مقامات دولتی در مقابل فجایع و از جمله بی اعتنائی وزیر آموزش و پرورش به سئوال هائی که درباره آتش سوزی در کلاس درس دختران مطرح شده از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست

مناقشه سن کاندیداها و پیش شرط مناظره

تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

روزنامه های مختلف امروز صبح از سرنوشت طرح اصلاح قانون انتخابات نوشته و کاظم جلالی در همین رابطه در کلیک اعتماد نوشته قانون انتخابات ریاست‌جمهوری از چند جهت قابل توجه است؛ یکی اینکه دولت نهم در ابتدا وعده داده بود که ما لایحه جامع قانون انتخابات را تقدیم می‌کنیم اما در حال حاضر پنج یا شش ماه از عمر این دولت مانده اما هنوز این لایحه را نداده‌اند و همگان در اینکه قانون انتخابات ریاست‌جمهوری دارای ایراداتی است اتفاق نظر دارند.

به نوشته رییس مرکز پژوهش های مجلس در دوره قبل حدود ۱۲۰۰ نفر ثبت‌نام کردند که این هنر نیست و ما نمی‌توانیم بدون معیار به افراد بگوییم که ثبت‌نام کنند. باید بدانیم که رسانه‌های خارجی تا چه اندازه روی چنین مساله‌ای مانور می‌دهند. خود وزارت کشور یا صداوسیما از ثبت‌نام‌ها در آن سال فیلمی منتشر کرد، آیا این در شأن کشوری به نام ایران و در شأن نظام جمهوری اسلامی است؟

نویسنده مقاله اعتماد در نهایت در مورد تعیین سن حداقل و حداکثر نوشته در نظر بود برای این که نامزد ریاست جمهوری بتواند سابقه مدیریتی را کسب کند حداقل سن او ۴۵ سال تعیین شود اما گفته شد این رقم تعیین شد که آقای حسن خمینی در انتخابات شرکت نکند یا اینکه سن ۷۵ سال برای آن تعیین شده بود که آقای هاشمی به انتخابات ورود پیدا نکند؛ تحلیلی که درست نیست.

همزمان با گفتگوهای انتخاباتی از جمله رسانه های مختلف از آداب مناظره می نویسند. ماشاءالله شمس‌الواعظین در کلیک اعتماد نوشته یک مناظره خوب و موفق پیش‌شرط‌هایی دارد که اگر بخواهیم در اهمیت و ارزیابی موفقیت یک مناظره حرف بزنیم، باید ببینیم این پیش‌شرط‌ها تا چه حد محقق شده است. نخستین پیش‌شرط آگاهی طرفین مناظره از دانش یکدیگر است. این آگاهی باید مکتوب و منتشر شده باشد تا در متن مناظره هم قابل استناد باشد. مناظره‌ای که اساس استنادات آن به شنیده‌ها و گفته‌ها باشد، نخستین پیش‌شرط موفقیت یک مناظره را از بین برده است.

به نظرسردبیر هفت روزنامه توقیف شده، پیش‌شرط دوم یک مناظره، برابری است. این برابری و عدالت در همه جنبه‌های یک مناظره باید وجود داشته باشد. موازنه قوا، امکان استفاده از زمان برابر و سهم برابر از آرامش حق طرفین یک مناظره است. من به عنوان یک روزنامه‌نگار مستقل و بی‌پشتوانه سیاسی حتی اگر زمان بیشتری هم برای مناظره با آقای احمدی‌نژاد داشته باشم، نمی‌توانم بگویم در شرایط برابری قرار داشته‌ام، مگر اینکه ایشان هم از موضع یک شهروند با من حرف بزنند. شرط سوم محیطی است که مناظره در آن برگزار می‌شود. از محیطی ناآرام و آمیخته به رعب و وحشت و نگرانی از پیامدهای بعدی نمی‌توان انتظار مناظره‌یی موفق داشت.

شرط آخر مقاله اعتماد برای مناظره عدالت، شکیبایی و بی‌طرفی کسی است که میز مذاکره را می‌گرداند. در هر مناظره‌ای اگر این چهار پیش‌شرط رعایت شود، می‌توان انتظار مناظره‌ای مفید و موفق را داشت. باید به نتیجه هر مناظره‌ای که خارج از این محدوده الزامات برگزار می‌شود به دیده تردید در موفقیت آن نگریست.

مذاکره هسته ای برای چه

کلیک کیهان در سرمقاله خود با اشاره به این که فردا نمایندگان پنج به اضافه یک برای مذاکره به تهران می آیند به تحلیل وضعیت پرونده هسته‌ای ایران پرداخته و مانند همه سال های گذشته انتقاد کرده که چرا ایران در مذاکرات هسته ای حاضر می شود و چرا از معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای خارج نمی شود.

حسین شریعتمداری در این مقاله از جمله نوشته وقتی به آژانس و شورای امنیت گفته می شود چرا از تأسیسات هسته ای رژیم صهیونیستی که خود به داشتن صدها کلاهک اتمی اعتراف دارد، بازرسی نمی کنید؟ پاسخ آن است که اسرائیل عضو NPT نیست! و متأسفانه هیچگاه مذاکره کنندگان کشورمان به آژانس پاسخ نداده اند که ایران نیز عضو پروتکل الحاقی نیست بنابراین چرا آژانس علاوه بر اجرای پروتکل خواستار دسترسی های فراتر از آن، یعنی بازدید از مراکز نظامی نیز شده و می شود؟!

مدیر کیهان در پایان از تیم مذاکره کننده ایران پرسیده چرا باید به این مذاکره تن داد؟! اگر خروج عزتمندانه از NPT را که مطابق ماده ۱۰ معاهده یاد شده حق مسلم کشورمان است به مصلحت نمی دانید- که به مصلحت است- چرا نباید جغرافیای مذاکره را تغییر داد؟! مثلا؛ این که ادامه مذاکرات مشروط به آن باشد که آژانس، مفاد و بندهای غیرقانونی و باج خواهانه گزارش نوامبر را پس بگیرد.

کارتون محسن اسدی، جام جم

اما برخلاف کیهان احمد نقیب‌زاده در روزنامه کلیک بهار ابراز امیدواری کرده که حتی با آمریکا هم گفتگو شود چرا که در این‌که درگیری ایران و آمریکا شتابان به مراحل پایانی خود نزدیک می‌شود هیچ شکی نیست. بحران از تمام منزل‌ها گذشته و به سرمنزل نهایی خود رسیده است که دوراهی سرنوشت‌سازی را در برابر خود دارد. در این مدت ۳۰ سال سوءتفاهم‌ها، بدبینی‌ها و تفسیرهای نادرست در یک طرف و فتنه‌انگیزی بدخواهانه عناصر حقیر منطقه‌ای در طرف دیگر، راه مذاکره رو در رو را که تنها وسیله مطمئن حل مسئله بود، بسته نگه می‌داشت.

به نظر نویسنده این مقاله اما این تنها نکته قابل‌توجه در روابط دو طرف نیست. ایران قبلا ضعیف بود و به حق از پهلو زدن با آمریکا هراس داشت. اما اینک به درجه‌ای از ثبات و قدرت و قوت رسیده است که با شیطان بر سر یک میز بنشیند بدون آن‌که از وسوسه‌های شیطانی بهراسد.

به نظر کارشناس مسائل بین المللی ایران هیچ تخطی از قوانین بین‌المللی صورت نداده و هیچ نیت سوئی در پشت ذهنیت ایرانیان وجود نداشته و ندارد. اینک در آستانه مذاکرات رو در رو به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها به این واقعیت پی برده‌اند که باید دست‌های مشکوک را کنار بزنند و واقعیت را از زبان خود ایرانیان بشنوند. طبیعی است در چنین شرایطی اسراییلی‌ها، سعودی‌ها و شاید خیلی از دوست‌نمایان بور شده و تیرشان به سنگ بخورد. اما این ماجرا روی دیگری هم دارد که به داخل مربوط می‌شود. دوستان یا آدم‌هایی که نمی‌دانند جنگ منی چند تومان است دائم بر طبل جنگ می‌کوبند و هشدار می‌دهند که فرسوده‌ها بر رهبری برای دست کشیدن از مقاومت فشار نیاورند.

حسرت دانشجویان

ثمینا رستگاری در مقاله ای در کلیک اعتماد با اشاره به وضعیتی که امسال در روز دانشجو در دانشگاه تهران برپا بود نوشته دیدن عکس‌ها و شوق ‏دانشجویانی که بیرون از سالن‌ را هم پرکرده بودند، برق نگاه‌های دختران و پسرانی که پیشانی بند یاحسین روی پیشانی‌شان بسته بودند خاطره انگیز بود. ‏اگر دوران سازندگی دانشجو بوده باشید یاد همان دوران می‌افتید؛ دورانی که سیاست درگوشی بود. اما اگر دوران اصلاحات دانشجو بوده باشید این شوق، بغض تلخی در ‏گلویتان خلق می‌کند. به یاد می‌آورید تمام آنچه برای شما حق بود کمتر از یک درصدش برای این جوان‌ها امتیاز شده است. آن سال‌ها ‏تریبون‌های آزاد و سخنرانی‌ها جزء لاینفک زندگی دانشجویی بود، یک روز سروش می‌آمد یک روز کدیور یک روز تاج‌زاده فردایش ‏آرمین. ‏

به نوشته این مقاله در زمان دولت اصلاحات اعتراض کردن اصل زندگی بود و شب‌های امتحان تنها وقت درس خواندن. آن زمان برعکس دیروز که صدا و تصویر ‏خاتمی روی دیوار نقش بسته بوده و دانشجویان تنها تصویر او را روی دیوار می‌دیدند خود او به دانشگاه می‌آمد آن هم نه برای اینکه ‏فریاد زنده باد خاتمی و حمایت بلند شود برای اینکه بنشیند شعله‌های اعتراض ما را اندکی کم فروغ کند. آن سال‌ها هیچ اتفاقی ما ‏را راضی نمی‌کرد. دولت اصلاحات به نظرمان یک موتور گازی فرسوده بود که می‌خواستیم با آن در مسابقه جهانی برنده شویم. ‏خودمان را با خودمان مقایسه نمی‌کردیم، یادمان رفته بود کجاییم. به‌خاطر نداشتیم که ایران کجای نقشه جغرافیاست. روزنه‌یی باز ‏شده بود و ما می‌خواستیم یک شبه به تمام نداشته‌هایمان برسیم.

به نظر نویسنده مقاله اعتماد در آن زمان در دانشگاه‌ها بیانیه عبور از خاتمی نوشتیم. خاتمی که الان حرف هایش ‏بر پشت‌بام آرزوهایمان قرار دارد کف مطالبات ما هم نبود. ما رادیکال بودیم هر آنقدر که می‌توانستیم. ما از همه دنیا طلبکار بودیم. ‏جوان بودیم خیلی جوان. روزنامه‌ها را که می خواندیم تب‌مان تند‌تر می‌شد. آنها که جوان نبودند هر روز مطلب می‌نوشتند و می‌گفتند ‏بازگشت به دوران قبل از اصلاحات غیرممکن است، ما این حرف را باور کرده بودیم.

درددل این روزنامه نگار چنین پایان می گیرد: از آن روزها ۵۰ سال نگذشته، یک دهه گذشته. حالا بعد از یک دهه صدها دانشجو با شوق و ذوق و البته واهمه جمع شده‌اند تا فیلم و ‏صدای خاتمی را بشنوند و ماهم تا پاسی از شب در دفتر روزنامه می‌نشینیم تا خبر این اتفاق را منتشر کنیم. زمان زود می‌گذرد اما زود ‏هم از یاد می‌رود. چه شد که این‌گونه شد؟ ‏

مسئولیت این فاجعه ها با کیست

محمد حسین روانبخش در کلیک مردم سالاری نوشته پس از فاجعه آتش‌سوزی در مدرسه شین‌آباد پیرانشهر‌، این توقع از طرف بسیاری از مردم و صاحب نظران وجود داشت که وزیر آموزش و پرورش استعفا دهد اما آقای حاجی بابایی تا بحال حاضر نشده چنین کند‌. حق با طرفداران استعفا است یا با حاجی‌بابایی‌؟ به نظر من – و با پوزش از خانواده‌هایی که عزیزانشان در این فاجعه آسیب دیده‌اند – حق با آقای حاجی‌بابایی است! استعفای بالاترین مقام مسوول‌، بعد از بروز فجایعی از این دست مربوط به کشور ما نیست و اگر در کشورهای دیگر از این کارها می‌کنند‌، قاعده کار در کشور ما چنین نیست و بر اساس آن هم نباید از حاجی‌بابایی خواست که رفتاری خلاف قاعده و استثنایی داشته باشد واستعفا دهد .

نویسنده سپس به فاجعه کهریزک، ماجرای مرگ ستار بهشتی در زندان، تصادفات فاجعه بار جاده ها، موج گرانی که از تابستان گذشته کشور را گرفته اشاره کرده و یادآور شده اولین باری که احمدی‌نژاد به نیویورک رفت وقتی به خدمت آیت الله جوادی آملی رسید و آن حرفهای تاریخی معروف به‌هاله نور را زد‌. برادر اسفندیار رحیم مشایی یار نزدیک محمود احمدی نژاد با گفتار و رفتارهای خود‌،داستانهای زیادی برای کشور درست کرده است نتیجه چه شد ؟ عذرخواهی؟ خدای ناکرده استعفا. زمان آقای خاتمی هم که نیست تا انتظار داشته باشیم به بهانه «سوت و کف» کفن‌پوش‌ها به خیابان بیایند!

مقاله مردم سالاری در نهایت نوشته این نمونه ها احتمالا بس است‌! برای اینکه نشان دهیم آقای حاجی‌بابایی حق دارند همین نمونه‌ها کفایت می‌کند. وی سال‌ها در نوبت مانده و کلی تلاش کرده تا وزیر شده و قرار نیست به این راحتی استعفا دهد‌، مثل بقیه مسوولان !

حسین احمدی‌نیاز نیز در کلیک قانون نوشته حادثه دردناک آتش‌سوزی مدرسه روستای «شین‌آباد» پیرانشهر که منتج به فوت و مصدومیت ۲۸ دانش‌آموز دختر شد، باعث تالم و ناراحتی بسیاری از هموطنان شد. متاسفانه تاکنون رئیس جمهور در این قضیه سکوت کرده‌اند اما وزیر مربوطه ایشان از مجلس شورای اسلامی اخطار گرفته است.

به نوشته این حقوقدان، رئیس‌جمهور به عنوان پاسدار و مجری قانون اساسی باید از حقوق این دختران معصوم و بیگناه که صورت آنان دچار سوختگی شدید شده است دفاع کند. متاسفانه آثار این سوختگی بر صورت و چهره آنان باقی خواهد ماند و ترمیم آن نیازمند عمل‌های جراحی زیادی خواهد بود. این عمل‌ها مستلزم هزینه‌های هنگفتی است و این امر مشمول بیمه نخواهد بود و از توان خانواده‌های فقیر آنان خارج است، بنابراین برعهده رئیس‌جمهور است .

تحلیل آشی

پوریا عالمی در تحلیل خود در ستون طنز روزنامه کلیک قانون که آن را تقدیم به رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و حومه، غلامعلی حداد عادل کرده است نوشته به نظر ما الان آقای احمدی‌نژاد مخالف پیدا کرده، مشکل مخالفانش است که قبلا موافقانش بودند. موافقانش چنان موافقش بودند که حلوا حلواش می‌کردند اما الان می‌گویند بد نیست یک حلوایی بپزیم و خیرات کنیم. همین نمایندگان مجلس، آقای احمدی‌نژاد پاش را می‌گذاشت توی مجلس همه می‌ریختند روی سر و کول هم که باهاش عکس یادگاری بگیرند؛ والا ممدرضا گلزار برود پاساژ گلستان جوانان چنین نمی‌کنند. قبلا توی مجلس دعوا بود کی وکیل‌الدوله باشد، از بس تعداد وکلای دولت در مجلس زیاد بود کم مانده بود اسم مجلس را بکنند "دفتر امور تبلیغات دولت در شهرستان‌ها".

در ادامه این طنز آمده: به نظر ما آقای احمدی‌نژاد که عوض نشده، او همان است که بود. برگردید هفت هشت سال پیش همین آش بود و همین کاسه. منتها الان آشی که پخته شده به مذاق کسی خوش نیامده، اصولگرایان و مدافعان احمدی‌نژاد هم قیافه‌شان را در هم کرده‌اند و لب و لوچه را آویزان و می‌گویند به هر حال آش کشک خاله است بخوریم پای‌مان است نخوریم پای‌مان. یک‌سری‌شان هم توجیه می‌کنند مشکل از آش نیست، از کاسه است. یک‌سری هم می‌گویند این چندسال اخیر یک‌طوری شده خیلی‌ها کاسه‌ی گدایی گرفتند دست‌شان.

به نوشته ستون نشر اکاذیب در تحلیل آشی خود: عده‌ای می‌گویند اساسا و اصولا دوره آش‌خوری گذشته است، آن‌ها با آش و آشپز و آشپزخانه از دم مشکل دارند. بعضی‌ها هم می‌گویند با این کاسه به آن کاسه کردن، یعنی سوال و استیضاح رییس‌جمهور و وزرا، چیزی تغییر نمی‌کند چون آش مدیریتی، شورتر از این حرف‌هاست. یک سری می‌گویند نه. باید گذاشت چندتا قل دیگر بزند. آشپز اما توی دوربین زل می‌زند و با لبخندی روی لب می‌گوید: «حالا صبر کنید، یک آشی برای‌تان پخته‌ام...»

کارتون روز

کارتون پیام هنرمند، قانون

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.