بررسی روزنامه‌های صبح شنبه – ۲۵ آذر

به روز شده:  05:09 گرينويچ - شنبه 15 دسامبر 2012 - 25 آذر 1391

روزنامه‌های صبح اول هفته تهران از انتقاد تند هاشمی رفسنجانی از وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور خبر داده و در عین حال از پایان گفتگوهای ایران و کشورهای پنج به اضافه یک نوشته و با دادن اجازه به بازرسان سازمان ملل برای بازدید از پارچین مخالفت کرده اند.

گمانه زنی درباره برکناری وزیر بهداشت به جهت افشای کمبود دارو و تجهیزات پزشکی، ادامه انتقادها از وزیر آموزش و پرورش به دلیل نپذیرفتن مسئولیت در حادثه آتش سوزی مدرسه دخترانه شین آباد از دیگر مطالب این روزنامه‌هاست.

ابتکار

تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

تفاهم برای توافق اما نه بیشتر

داوود هرمیداس‌باوند در کلیک اعتماد پیرامون توافق‌های ایران و کشورهای پنج به اضافه یک نوشته آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از یک‌سو مدعی است که بر اساس قطعنامه‌های شورای امنیت، ایران باید بدون شرط اجازه بازدید از پارچین را بدهد، در حالی که کشورها به طور معمول خود را ملزم به همکاری با نهادهای بین‌المللی در فعالیت‌های نظامی و دفاعی خود نمی‌دانند.

به نوشته این استاد دانشگاه اگرچه آژانس در گزارش‌های خود هیچ‌گاه به صورت شفاف نگفته که در پارچین اتفاقاتی روی داده اما تاکید دارد که فعالیت‌های هسته‌یی ایران نقاط مبهمی دارد که بازرسی از آنها ضروری است. حل و فصل این مانع اما مقدمه‌یی است برای مساعد کردن فضا در جهت مذاکره منطقی و مطلوب با گروه ۱+۵ تا طرفین با در نظر گرفتن متغیرهای مختلف گام‌های اساسی در حل پیشرفت مذاکرات بردارند و اما در غیر این‌صورت است که می‌توان گفت در روابط این دو تغییر یا تاثیری ایجاد نشده است.

محمدصالح جوکار هم در مقاله ای در کلیک تهران امروز نوشته مذاکرات هسته‌ای تهران اگر چه با ابراز رضایت طرفین مواجه شده و قرار بر ادامه مذاکرات برای ماه آینده گذاشته شده است، اما با این حال موفقیت این مذاکرات در گرو شرایطی است که اگر آن شرایط مهیا نشود امکان اینکه مشکلات جدیدی بر سر راه گفت‌وگوها بروز پیدا کند، وجود دارد. پیش از هر چیزی باید گفت که نتیجه مثبتی که هر دو تیم مذاکره‌کننده بر آن تاکید داشتند بر پایه دیدگاه‌های مشترکی بوده که بر استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای توسط کشورهای عضو ان.پی.تی استوار شده است.

به نوشته این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در دور جدید مذاکراتی که ایران و آژانس قرار است ماه آینده برگزار کنند، اگر آژانس بخواهد طبق دوره‌های گذشته بر خواسته بعضی از قدرت‌های استکباری و لابی صهیونیست عمل کند نمی‌توان به نتایج این مذاکرات خوشبین بود و می‌توان گفت این مذاکرات هم بی‌سرانجام به پایان می‌رسد. اما برای اینکه مذاکرات نتایج قابل قبولی داشته باشد،‌ آژانس باید سعی کند عاقلانه بیندیشد و مطابق قواعد بین‌المللی عمل کند.

انتخابات صد در صدی و نقش دولت در آن

محمدعلی وکیلی در سرمقاله کلیک ابتکار نقل کرده که رئیس جمهور در پاسخ به خبرنگاران با اشاره به اهمیت انتخاب و نظر مردم گفت: دولت همواره تلاش کرده و آرزو دارد که انتخابات با حضور حداکثری مردم برگزار شود و همه بیایند تا اگر در انتخابات قبلی مشارکت ۸۵ درصدی بوده، درانتخابات آتی صددرصد شود.

به نوشته این مقاله تا انتخابات ریاست جمهوری یازدهم کمتر از ۶ ماه باقی است تب و تاب انتخابات در بین سیاستمداران و از طریق تریبون‌های رسمی و غیر رسمی تاکنون نتوانسته بدنه اجتماعی و سپهر عمومی را متأثر و انتخاباتی کند و در حد گپ و گفت گروه‌های سیاسی و گمانه زنی روزنامه‌ها محصور مانده و به گفتمان عمومی تبدیل نشده است با این حال آقای رئیس جمهور از ضرورت یک انتخابات خوب می‌گوید و اولین ویژگی انتخابات خوب را در مردم جستجو می‌کند و با ذکر ۹۵ درصد برای ان اندازه ارایه می‌دهد آیا او خواسته است مشارکت دوره دهم را به عنوان یک کارت برنده مورد استفاده قرار دهد و با آن پیشاپیش به داوری پیرامون انتخابات دوره یازدهم بپردازد؟

نویسنده سرمقاله ابتکار احتمال داده احمدی نژاد خواسته به رویکردهای که در سپهر ایران جاری است اشاره نماید از نظر رفتار شناسی گروه‌های سیلسی پیرامون چگونگی انتخابات سه نوع برخورد شده است: انتخابات خوب، نتیجه مطلوب، انتخابات بد،نتیجه خوب و انتخابات خوب، نتیجه بد. ناگفته پیداست که هر دو جریان شانس پیروزی خود را در گزینه‌های اول و سوم جستجو می‌کنند اکنون باید دید که روند مسایل در فاصله باقی مانده به طرف فراهم آمدن زمینه برای گزینه‌های اول و سوم و یا گزینه دوم خواهد بود و در هر کدام از فرضیه‌ها رفتار گروه‌های مختلف چه خواهد بود و میزان نتیجه احتمالی چگونه قابل تحلیل می‌باشد.

رنگ‌ها از رخسارها گریخته‌اند

اعتماد

کار احسان گنجی، اعتماد

یوسف مولایی در مقاله ای در کلیک بهار نوشته تنفس در دام هوای آلوده گرفتار آمده است و عمر، این زنجیر به هم پیوسته لحظه‌ها، از میان ابرهای تیره و گازهای خشمگین و خطرناک شتابان و بی‌وقفه می‌گذرد. درختان افسرده و نگران با رخت‌های چرکین و نگاه شرمگین به تماشای پاییز خیالی خود نشسته‌اند.

نویسنده اضافه کرده دیگر از پریشانی، دلزدگی، افسردگی، آلودگی، آشفتگی، پژمردگی... خسته شده‌ام. تن خسته را باید برداشت و افسرده شهر پژمرده را به گردن دود و دم آویخت. کجا اما؟ هر جایی که در آنجا، پاییز، پاییز است. هوا، هوا است و درختان برگ دارند. برگ‌ها رنگ‌های زیبا دارند.

مقاله بهار در نهایت تاکید کرده در جست‌وجوی طبیعت پاک به شمال می‌اندیشم، آغوش زیبای سواحل دریای خزر، بارها پذیرای من بوده است. اما چه کنم که ذهن آشفته من در بدبینی مزمن گرفتار آمده است. دریا دیگر همان دریا نیست، ماهی‌ها در میان آب‌های آلوده خزر از تشنگی جان می‌بازند. رنگ دریا کدر و چشم‌آزار است. پوست دریا از بیماری آب ترک برداشته و تالاب‌هایش خشک و کویری شده است و جنگل‌هایش شادابی همیشگی را ندارند. در تهاجم سنگ و آهن به آرامش جنگل، درخت‌ها از نفس افتاده‌اند. طناب ‌دار بر گردن جنگل هر لحظه فشرده‌تر می‌شود. به آینده اینجا هم نمی‌توان دل بست. سمفونی مرگ تالاب‌های گاوخونی، هامون، هور هویزه، شادگان، پریشان، طشک، بختگان و ارژن به صدا درآمده است. چهار گوشه کشور خواب مهربانی ما را می‌بیند.

فرهنگ نمی‌گذارند!

عباس عبدی در مقاله ای در کلیک اعتماد نوشته: بارها شنیده‌اید که یک کنشگر یا دولتمند و صاحب قدرت برای توجیه وضعیت خود و ناتوانی در تحقق اهدافش، از لفظ «نمی‌گذارند» یا «اجازه نمی‌دهند» استفاده می‌کند، و موفقیت و حضور خود را مشروط بر رفع برخی موانع واقعی یا خیالی می‌کند. آیا سیاستمداران حق دارند که از لفظ «نمی‌گذارند» برای توجیه وضع و عدم موفقیت‌های خود استفاده کنند؟ برای پاسخ به این پرسش، ‌باید موانع را طبقه‌بندی کرد.

به نوشته این مقاله برخی از موانع جزو ذات هدف هستند، برخی دیگر محصول کنشگرند و برخی پیش‌بینی نشده و عارضی هستند. اجازه دهید برای روشن شدن از تمثیل سود جوییم. اگر ما بخواهیم به قله دماوند صعود کنیم، طبعا سختی راه، سرمای شدید و مواردی از این نوع جزو طبیعت تحقق این هدف است و کسی نمی‌تواند وجود این موانع را توجیهی برای عدم موفقیت خود ذکر کند. برخی دیگر از موانع خارج از اراده است. فرض کنیم هنگام صعود به کوهستان گروه با اتفاقات کاملا پیش‌بینی نشده، مواجه و مجبور به بازگشت شود، مثلا به دلایل امنیتی و بدون هشدار قبلی پلیس مانع از عبور آنان شود، این موضوع به عنوان عاملی در جهت توجیه عدم صعود پذیرفتنی است.

مقاله اعتماد سئوال کرده مسوولان دولتی و روسای جمهوری تا چه حد حق دارند که برای توجیه ناکامی‌های خود از لفظ «نمی‌گذارند» سود جویند؟ به نظر من، تقریبا هیچ. زیرا رییس‌جمهوری که دولت را در دست می‌گیرد، اگر از ابتدا با موانع انجام کار آشنا بوده، و این موانع را اگر نه طبیعت کار، حداقل جزیی از واقعیت هدف تعیین‌شده می‌دانسته، پس عبور از این موانع نیز لازمه تحقق آن هدف است و نمی‌تواند وجود این موانع را توجیه‌کننده ناکامی‌های خود بداند، و اگر این موانع در پیش‌بینی‌های او نبوده، در این صورت یا باید ادامه کار خود را متوقف کند.

آرمان

تیتر و عکس صفحه اول آرمان

بازنشستگی غیرقانونی استادان

کلیک اعتماد در واکنش به بازنشستگی استادان دانشگاه از قول محسن رهامی نوشته وزیر علوم در آخرین مصاحبه خود درباره بازنشستگی اساتید گفته‌اند هیچ بازنشستگی غیرقانونی در دانشگاه‌ها اتفاق نیافته و اگر کسی چنین ادعایی دارد، می‌تواند پرونده خود را پیگیری کند. این حرف مرا وا داشت تا درباره بازنشستگی غیرقانونی خود مدعی شوم و در همین‌جا بگویم که نه‌ تنها حکم بازنشستگی من، که بسیاری از اساتید دانشگاه غیرقانونی بوده است و در صورت تمایل آقای وزیر حاضرم پرونده را تقدیم ایشان کنم.

به نوشته این استاد بازنشسته دانشگاه سخنرانی وی در انتقاد به برخورد سیاسی- امنیتی و بازنشسته‌ کردن اساتید منجر به روندی شد که در آن حقوق و کلاس‌های وی تعلیق شد و در نهایت برای دریافت حقوق خود ناچار به ارائه درخواست بازنشستگی شد.

به نوشته این استاد بازنشسته دانشگاه سخنرانی وی در انتقاد به برخورد سیاسی- امنیتی و بازنشسته‌ کردن اساتید منجر به روندی شد که در آن حقوق و کلاس‌های وی تعلیق شد و در نهایت برای دریافت حقوق خود ناچار به ارائه درخواست بازنشستگی شد.

شهلا اعزازی نوشته دانشگاه علامه جزو نخستین دانشگاه‌هایی بود که پرونده بازنشستگی اساتید را کلید زد و این روند در این چند سال در دانشگاه‌های دیگر ادامه پیدا کرد. بازنشستگی و اخراج‌ها با ترفندهای متعددی صورت گرفت که در بسیاری از موارد مسیر طی شده مطابق با قانون نبود. نتیجه این رویکرد برای استادانی که حدود ۳۰ سال از عمر خود را در دانشگاه‌ها گذرانده بودند این بود که دچار چنان دلزدگی شدند که دیگر حاضر نیستند پایشان را به دانشگاه بگذارند.

به نوشته این استاد دانشگاه علامه طباطبائی اساتیدی آگاه و با تجربه موفق در تدریس از چرخه آکادمیک کشور خارج شدند و با شدت گرفتن این روند کسانی جایگزین شدند که حتی اگر کیفیت دانش و سطح علمی آنها در نظر نشود، باز باید در روش تدریس و انتقال دانش‌شان به دلیل نداشتن تجربه تردید کرد . سال‌ها دغدغه چشم‌انداز آکادمیک این کشور را داشتیم که با روند برگزاری کنکور و عدم اصلاح آن کسانی وارد دانشگاه می‌شدند که شاید ملاک ورودشان سطح علمی و دانش‌شان نبود.‌

محمد شریف، استاد اخراجی علامه در اعتماد نوشته با روندی که وزارت علوم برای برخورد با اساتید در پیش گرفته است، باید به جد نگران آینده آکادمیک کشور بود. روند برخورد با اساتید، انتخاب اساتید و حتی دانشجویان جدید در بهترین دانشگاه‌های این کشور به فاجعه نزدیک شده است.

نویسنده مقاله اعتماد ضمن تاکید بر این که اخراج وی از دانشگاه بعد از ۱۱ سال تدریس قانونی نبوده است نوشته امیدوارم روزی شهامت این را داشته باشم که بگویم در نهایت چه چیزی می‌توانست مرا سر کلاس بازگرداند.

سیران و دیگران

ناهید طباطبایی در مقاله ای در کلیک بهار نوشته از ۵۰ نفری که در اردوی تفریحی شادگان، شرکت کرده بودند، یک نفر لیز خورد و به آبشار پرت شد. چند نفر برای نجات او رفتند. سرانجام پنج نفر غرق شدند. نسرین یکی از آنها بود. ما غمگین شدیم و بعد یادمان رفت.

"دخترم ترانه بیدارشو. دیرت نشود. دخترم از بس اصرار کردی رضایت‌نامه را امضا کردم اما نمی‌دانم چرا دلم شور می‌زند. به محض اینکه از پارک برگشتید به من تلفن بزن. می‌ترسم بلایی به سرت بیاید. مواظب خودت باش. زیاد شیطانی نکن. اگر دیدی کار خطرناکی می‌کنند بنشین کنار. تلفن یادت نرود."

دومین صحنه ای که نویسنده شرح می دهد اردوی تفریحی است به پارک شهر رفت. ۱۷ نفر سوار یک قایق چهارنفره شدند. قایق واژگون شد و عده‌ای به دریاچه ریختند. شش نفر غرق شدند. ترانه به خانه بازنگشت. ما غمگین شدیم و بعد یادمان رفت.

"لاله جان نمی‌خواهی بیدار بشوی؟ مگر امروز به اردو نمی‌روی؟ از اتوبوس جا نمانی. بلندشو دخترم. وسایلت را جمع کرده‌ام. برایت بیسکوییت و آب معدنی گذاشته‌ام. مادر به آن‌جا که رسیدی از طرف من هم خاک شهدا را زیارت کن. مواظب خودت باش. از اتوبوس جا نمانی. گم نشوی. می‌دانم دیگر بزرگ شده‌ای اما تا ابد دخترک کوچک منی. چشمم به در است تا برگردی."

در پایان مقاله بهار اشاره شده اتوبوس کاروان راهیان نور واژگون شد، لاله یکی از ۲۶ نفری بود که به خانه برنگشت. چشمان مادرش تا ابد به در خواهد ماند. ما غمگین شدیم و بعد یادمان رفت. سیران به مدرسه رفت اما برنگشت. کلاس آتش گرفت. پنجره با حفاظ فلزی پوشانده شده بود. ۲۹ نفر سوختند. سیران درگذشت. آرزوها خاکستر شد. ما غمگین شدیم، کاشکی از همان اول اینقدر راحت فراموش نمی‌کردیم.

گویا میرزامحمدرضا حاج باباالممالک – وزیر مکتب‌خانه‌ها – با اعلام انزجار از «بخاری‌های نفطی» و «اتوبیس‌ها» از وزارت نفط و وزارت طوارق و شوارع و مساکن (یحتمل باید‌‌ همان وزارت راه و ترابری و مسکن خودمان باشد) درخواست نمود که به اطفال مملکت رحم نمایند.

شامگاه امشب دو فقره اتوبیس و یک فقره بخاری نفطی برای عبرت سایرین از دار مجازات آویخته خواهند شد تا بلکه دل رعایا و داغداران حوادث اخیر خنک گردد.

راپورت نمره دو این ستون چنین است: میرزامحمودخان صاحبقران – قصد دارد الباقی وزارتخانه‌ها، ادارات، موسسات و تجارتخانه‌های ممالک محروسه را در وزارتخانه طوارق و شوارع و مساکن و... ادغام نموده و مولانا علی نیکزادالدوله را به سرپرستی تمامی آنها بگمارد. در همین راستا ابیات ذیل را که سبک شاهنامه حکیم توس سروده شده به میرزاکاظم‌خان دلخوش‌الممالک نسبت داده‌ادند که از این قرار است:

مده اینقدر شغل به نیکزاد/ که آخر دهد مملکت را به باد

حکیمان بگفتند این حرف راست/ که یک دست و ده هندوانه خطاست

دسته بیل آری، دارو هرگز!

محمدحسین روانبخش در ستون طنز کلیک مردم سالاری نوشته: قدیمی‌‌ها می‌‌گفتند: گاهی آنقدر غذا شور می‌‌شود که صدای فامیل‌های آشپز هم در می‌‌آید. یعنی کار به جایی رسیده که دولتی‌ها‌ از دست همدیگر شاکی هستند و در این ماههای آخر عمر دولت شاهکارنشان، دارند علیه هم فریاد می‌‌زنند و البته می‌‌دانید که آنچه البته به جایی نرسد، همین گونه فریادهاست! رئیس سازمان غذا و دارو گفت: وزارت بهداشت شاکی اصلی در اختصاص ارز مرجع برای کالاهای لوکس و آرایشی است. مسوولان اختصاص ارز باید توضیح دهند که چرا به جای دارو به لوازم آرایشی، غذای سگ، زین اسب، دسته بیل و ... ارز مرجع اختصاص داده‌اند.

نویسنده علت را به طعنه چنین بیان کرده: در یک کشور پیشرفته، باید به اندازه کافی دسته بیل وجود داشته باشد. خدای ناکرده خدای ناکرده، زبانم لال، اگر دسته بیل در کشور کم باشد، می‌‌دانید چه می‌‌شود؟ در این صورت کشاورزی ضربه می‌‌خورد، صنعت بیل‌سازی مختل می‌‌شود، افراد شاغل در زمینه دسته بیل فروشی بیکار می‌‌شوند، حتی ممکن است بعضی افراد خانواده نتوانند یارانه نقدی خود را از حلقوم سرپرست خانواده بیرون بکشند! زین اسب که دیگر صد در صد (‌و حتی بیشترتر درصد!) از دارو مهمتر است.

ستون طنز مردم سالاری در مورد لوازم آرایشی نوشته: جونم را بگیر اما لوازم آرایشم را نگیر! دولت هم در همین راستا گفت:‌ ای به چشم! اما در مورد غذای سگ‌: در کشور ما دائم زلزله می‌‌آید، گودبرداری غیر اصولی باعث ریزش خانه‌ها‌ می‌‌شود، سیل می‌‌آید و ... اگر صد سال دیگر هم از این اتفاقات بیفتد امکان ندارد مثل ژاپن، کسی زیر آوار نماند! در همین راستا همیشه احتیاج به سگ‌های زنده یاب است تا به همه کمک کنند که زیر آوار مانده‌ها‌ را نجات دهند.

کارتون روز

مردم سالاری

کار علی کاشی، مردم سالاری

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.