بررسی روزنامه های صبح یکشنبه تهران – ۲۴ دی

به روز شده:  01:47 گرينويچ - 13 ژانويه 2013 - 24 دی 1391

روزنامه های امروز صبح تهران در عنوان های اصلی خود به سفرهای احمدی نژاد به شهرهای مذهبی بدون آن که به دیدار مراجع دینی برود پرداخته از واکنش ها به خطبه های این هفته نماز جمعه تهران نوشته اند با این سئوال که منظور آیت الله جنتی از گردن کلفت چه بوده است.

ابراز نگرانی از گرانی و ناتوانی دولت در تهیه بودجه و اصرارش برای استخدام چند ده هزار نفر و اجرای فاز دوم هدفمند کردن یارانه ها بخش دیگری از مطالب این روزنامه ها را تشکیل می دهد.

انتخابات، کله گنده ها و کشک هم کشک های قدیم

تیتر و عکس صفحه اول قانون

تیتر و عکس صفحه اول قانون

کلیک قانون در گزارش اصلی خود نوشته "کله گنده‌ها و شکست‌خورده‌های سیاسی امروز از انتخابات آزاد صحبت می‌کنند" جنجالی‌ترین بخش اظهارات احمد جنتی بود در خطبه‌های نماز جمعه هفته‌ای که گذشت. اظهاراتی که اگرچه در لفافه بیان شد اما به استناد سخنان عریان‌تر اصولگرایان نوظهور و تندرو، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را آماج حمله‌های اصولگرایان قرار می‌داد.

قانون در پاسخ این سئوال که به جز هاشمی رفسنجانی دیگر چه کسانی دنباله رو «گردن کلفت» بوده‌اند؟ از چهره‌های برجسته‌ای نام برده که از «انتخابات آزاد» سخن گفتند یعنی محمد خاتمی، حبیب الله عسگراولادی و محمود احمدی‌نژاد.

اما کلیک کیهاندر سرمقاله خود نوشته آیت الله خامنه ای تعبیر «غفلت» و «از سر دلسوزی» را برای برخی از مدعیان انتخابات آزاد به کار بردند که نشانه نهایت سعه صدر، صبوری و حسن ظن است. اگر همین بزرگواری مقتدای انقلاب نبود ملت غیوری که روز نهم دی در کف خیابان ها جاری شدند و فریاد برائت از منافقان و محاربان سردادند، در کمتر از ساعتی تکلیف اصحاب فتنه ۸۸ را یکسره می کردند.

این روزنامه بدون نام بردن از کسانی که از انتخابات آزاد گفته بودند، نوشته: کسانی که در دوره هایی به تواتر از صندوق انتخابات به منصب و مسند رسیده اند و حالا با ادعای انتخابات آزاد دانسته یا ندانسته در سلامت این روند تردید و تشکیک می کنند، فارغ از اینکه چه می خواهند یا به چه چیزی برسند و نرسند، حکم بر علیه خویش صادر می کنند.

به نظر کیهان انتخابات ولنگار، نسخه ای است که غرب فقط برای ما می پیچد اگرنه در آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان یک سیاستمدار منتخب پیدا نمی کنید که ادا و اطوار اپوزیسیون حاکمیت دربیاورد و در همین حال در پنج انتخابات گذشته نامزد انتخابات ریاست جمهوری یا پارلمان باشد. اصلا در این کشورها اپوزیسیون حاکمیت پیدا نمی کنید تا چه رسد به این که وارد گود انتخابات شوند.

پیمان مقدم در ستون طنز کلیک اعتماد نوشته: مدیرکل انتخابات وزارت کشور وعده داده که: «فرآیند اخذ رای الکترونیکی در انتخابات سال آینده برای تعداد معدودی ‏از شعبات در نظر گرفته شده است.» خب به سلامتی و میمنت و مبارکی. البته عموجان ما معتقدند که "حتی اگر انتخابات را ‏اینترنتی و از راه دور هم برگزار کنند باز هم هیچ شانسی برای اصلاح‌طلبان وجود ندارد و می‌توانند بروند کشک‌شان را بسابند. ‏حالا هر چقدر هم گردن کلفت‌هایشان برای انتخابات کلید واژه درست کنند و امثال شما عناصر دون پایه هم تکرارش کنید".

طنز نویس از زبان اصلاح طلبان نوشته: ما ‏را می‌گویند! هیچ کاری هم نکنیم باز هم به ریش‌مان ماجرایی را گره می‌زنند. خب اصلا می‌خواهید ما برویم گم و گور شویم ‏بلکه نفسی به راحتی بکشید عموجان؟ می فرمایند "البته اگر می‌شد بد نبود. اما خب متاسفانه فعلا باید تحمل‌تان کنیم شاید که به صراط ‏مستقیم هدایت شدید و دست از توطئه برداشتید. اگر برکات مرحله دوم هدفمندی را درمی‌یافتید از اصلاح‌طلب بودن خود پشیمان ‏می‌شدید".

تیتر و عکس حجت سپهوند، صفحه اول آرمان

تیتر و عکس حجت سپهوند، صفحه اول آرمان

کلا نمی‌دانم چرا نمی‌خواهند قبول کنند که توقف مرحله دوم هدفمندی ربطی به ما ندارد. وقتی رییس ‏محترم مجلس هم فرموده‌اند: «مجلس انجام برخی اقدامات را در کشور ممنوع کرد تا به گرانی دامن زده نشود.» آقای لاریجانی ‏را که قبول دارید با اصلاح‌طلبان زاویه دارند؟ ایشان حتی فرموده‌اند که جامعه ظرفیت پنج‌برابر شدن قیمت بنزین را نداشت اما ‏عموجان می‌فرمایند که احتمالا خود جناب لاریجانی ظرفیت نداشته‌اند وگرنه یارانه نقدی همه مشکلات را برطرف می‌کند.

فصل مشترک سه رویداد، نبود مدارا

عباس عبدی در مقاله ای در کلیک اعتماد وضعیت هر جامعه‌یی از چند طریق قابل سنجش و شناخت است. یک راه ‏استناد کردن به پدیده‌ها و رویدادهای خاصی ‏است که هر کدام آنها می‌تواند نشان‌دهنده وجهی از تحولات جامعه باشد. مانند آن چه چند روز پیش در سعادت آباد تهران اتفاق افتاد و بعد از تصادف دو اتومبیل یکی از رانندگان با قمه دیگری را مضروب کرد و بعد زیرش گرفت و کشت. حادثه دیگر هم در اصفهان اتفاق افتاد که فرزندی مادر و برادر و پدر خود را برای برداشتن اتومبیل خانواده می کشد.

نویسنده جامعه شناس این مقاله بعد از این به درگیری هفته گذشته در سالن والیبال باشگاه های تهران اشاره کرده که هواداران و بازیکتان یک تیم به جان دیگران افتادند.

به نوشته مقاله اعتماد این سه رویداد به ظاهر متفاوت، فصل مشترکی دارند که همانا خستگی روحی و روانی، به ‏حاشیه رفتن مدارا و گفت‌وگو، کم ارزش شدن جان، همه‌گیر شدن ستیز. همه اینها نشان از واقعیتی اسفناک از وضعیت ‏جامعه ایران می‌دهد، و باید فکری به حال آن کرد. ‏کسانی که کشتن تعدادی دانش‌آموز در ینگه دنیا برایشان اینقدر مهم شده که پیام تسلیت ‏صادر کردند، بهتر است به جای رصد کردن کهکشان ایالات متحده، نگاهی هم به سرای خود ‏کنند.هر کدام از این رویدادها ‏می‌تواند یک زنگ خطر و علامت بیماری باشد؛ بیماری خود ویرانگری اجتماعی. اگر این‌گونه رویدادها نتواند ما را نسبت به محیط اجتماعی ‏خودمان حساس کند، دیگر باید منتظر چه اتفاقی باشیم که بیفتد؟

مردم دیگر طاقت گرانی بیشتر ندارند

کلیک مردم سالاری در مقاله ای نوشته اکثریت قابل ملاحظه مردم بر آنند که اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها‌، اوضاع اقتصادی شان بدتر شده است. با این حال‌، دولت و مشخصا شخص محمود احمدی‌نژاد اصرار دارد که مرحله دوم طرح نیز اجرایی شود! و این‌، همان نقطه نگران کننده‌ای است که مردم و کارشناسان اقتصادی را بر آشفته است: دولت در حالی از برنامه خود برای اجرای طرح دوم هدفمندی دم می‌زند که با گذشت حدود ۴۰ روز از موعد قانونی‌، بودجه سال آینده کل کشور را تهیه و لایحه آن را به مجلس ارائه نکرده است.

به نوشته این مقاله طرح هدفمندی‌، اگر چه ممکن است در برخی مناطق«بسیار محروم و پرجمعیت»‌، قدرت خرید را به طور مقطعی و در میان برخی افراد بالا برده باشد‌، ولی نحوه اجرای آن‌، در مجموع باعث شده است تولید در کشور آسیب ببیند‌، نقدینگی بالا رود‌، تورم افزایش یابد‌،از توان خرید مردم روز به روز کاسته شود و در مجموع نارضایتی عمومی افزایش یابد به گونه ای که این‌، یک جمله روتین در جامعه شده است: ۴۵ تومان‌ها را پس بگیرید و قیمت‌ها را به «قبل» برگردانید!

کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

مردم سالاری نوشته جالب این که در این «قبل» نیز اوضاع خوب نبود و مردم از گرانی‌، گلایه‌ها داشتند ولی قیمت‌های روز افزون کنونی آنقدر کمرشکن شده‌اند که مردم‌، آرزوی همان «قبل» نامساعد را می‌کنند!

احسان پیربرناش در ستون طنز روزنامه کلیک قانون نوشته: همیشه آرزو می‌کردم کاش «فشار» سرمایه ملی بود و ذخیره‌اش رو به اتمام. مثلن یکهو افشا می‌شد که به دلیل برداشت‌های بی‌رویه دولت، «صندوق ذخیره فشار» خالی شده و دیگر چیزی برای عرضه به مردم وجود ندارد. آن وقت ما تقاضای فشار می‌کردیم و دولت را در تنگنا قرار می‌دادیم. می‌گفتیم الا و بلا ما فشار می‌خواهیم. می‌گفتیم ما معتاد شدیم، بدن‌مان درد می‌کند، لااقل سهم ما از نفت را بدهید به کشورهای دوست و همسایه.

زار می‌زدیم که اداره همزمان سه ویلای شخصی برای ما سخت است، به ما رحم نمی‌کنید، به کنیزان‌مان رحم کنید. کاش دست‌کم اجازه بدهید یک مقدار دنبال کار بدویم، یک مقدار در راه ازدواج سنگ بیندازید بی‌انصاف‌ها، پس تورمی که قول داده بودید چی شد؟ خط فقر وعده داده شده برای فریب مردم و حضور در انتخابات بود؟ دولت هم ابراز شرمندگی می‌کرد و می‌گفت:«ما که خدمتگزار شما هستیم اما رویمان سیاه، فشار آزاد تمام شده و از فردا فشار از در منازل زوج و فرد می‌شود.»

استخدام های دولتی، مگر ممکن است؟

پویا جبل عاملی در سرمقاله کلیک دنیای اقتصاد با اشاره به اخبار مربوط به دستور دولت برای استخدام نیم میلیون نفر در ادارات دولتی و استانداری ها نوشته برخی شاید بگویند مهم این است که بیکاری کمتر شود و اگر دولت می‌تواند اشتغال ایجاد کند، چرا باید جلوی آن را گرفت؟ آیا به راستی کسانی که مخالف این حجم ایجاد اشتغال در دستگاه‌های دولتی هستند، مخالف کاهش بیکاری هستند؟

کار بزرگمهر حسین پور، قانون

کار بزرگمهر حسین پور، قانون

به نوشته این مقاله: سئوال مخالفان طرح دولت این است که چگونه دولت مدعی است با کاهش ۵۰ درصدی در درآمد‌های نفتی هم می‌خواهد بودجه انقباضی بنویسد و هم اشتغال دولتی را بالا ببرد؟ چگونه می‌توان هر دوی این سیاست‌های متناقض را آن هم با این حجم ادعایی برای اشتغال، اجرایی کرد؟ بودجه‌ریزان باید ببینند اصولا می‌توان هزینه‌های جاری فعلی دولت را پوشش داد؛ بودجه عمرانی که جای خود. در این وضعیت که همه بیم کاهش درآمد‌های نفتی را دارند و این سوال برای بسیاری از کارشناسان مطرح است که دولت چگونه می‌خواهد حقوق کارمندان فعلی و هزینه‌های امور جاری خود را بپردازد، این تصمیم برای اشتغال بیشتر کارمند، تنها یک مساله را به ذهن متبادر می‌کند: تصمیم‌گیرندگان بدون توجه به هزینه‌های این اشتغال، به هر منظوری که دارند می‌خواهند این کار صورت گیرد؛ منظوری که بی‌تردید در قالب اقتصاد ملی نمی‌گنجد.

سرمقاله دنیای اقتصاد در نهایت نوشته فراتر از این حتی یک فرد عادی هم می‌تواند از خود بپرسد که اگر واقعا نهاد‌های دولتی ما چنین ظرفیتی برای ایجاد اشتغال داشتند، چرا پیش از این چنین کاری صورت نگرفت؟ منطق اقتصادی می‌گوید وقتی نهادی نیاز به پرسنل دارد، خود به خود به سوی استخدام افراد مورد نیاز می‌رود و اگر تا به حال چنین کاری صورت نگرفته، می‌شود گفت که نهاد‌های دولتی نیازی به این افراد نداشته‌اند.

کسری نوری هم در کلیک بهار به بررسی رفتار و تصمیم‌گیری‌های گروه احمدی‌نژاد، در واپسین روزهای عمر دولتشان پرداخته و نوشته کدام جریان سیاسی هوشمندی است که برای خود شانس پیروزی در انتخابات قائل باشد ولی در روزهای آخر این دوره از دولتش، دست به اقدامات عجیب نظیر استخدام ۵۰۰‌هزار نفر بزند، آن هم در شرایطی که دولت برای اداره همین تعداد عائله فعلی‌اش،‌هزار مشکل دارد.

آیا چنین اقدامی جز تحمیل یک‌ بار سنگین و غیرقابل تحمل بر شانه دولت بعد، معنی دیگری دارد؟ کارهایی از این دست یا جریان‌سازی برای افزایش مبلغ یارانه‌ها و همین‌طور کمک‌های بلاعوض به موسسات بی‌نام و نشان و... جز توپ بستن بر تتمه منابع مالی دولت و به ارث گذاشتن زمین سوخته برای دولت آینده چه تفسیر دیگری می‌تواند داشته باشد؟

به نظر مقاله بهار در دنیای سیاست، مطلق‌انگاری و با قطعیت سخن گفتن، نابخردانه است. هر لحظه امکان دارد اتفاقی عجیب و غیرمنتظره، معادلات را دگرگون کند اما بر اساس شواهد موجود و آنچه گفته شد بعید به نظر می‌آید جریان حامی آقای احمدی‌نژاد در انتخابات آتی با همه یارگیری و تدارک گسترده‌اش در نهایت قادر خواهد بود دست به حرکات ایذایی بزند.

افتاد تو حوضک

پوریا عالمی در طنز امروز کلیک شرق به تقلید از یک شعر لالائی وار نوشته: لی‌لی‌لی‌حوضک/ جریان انحرافی اومد آب بخوره / افتاد تو حوضک.

به نوشته ستون از هر نظر بی ضرر هر کس راهی برای نجات گروه انحرافی از حوضک پیشنهاد کرد تا سیزدهمی گفت: بابا جان، یکی از چاله افتاده تو چاه، درسته ما طناب نداریم ولی سنگ که داریم. و سنگ رو انداخت ته چاه و همه هاج و واج موندند این سنگ رو چطوری از چاه دربیارن. اولی دوباره گفت: کی مونده و کی مونده؟ من من گردن‌کلفت و کله‌گنده.

نتیجه‌گیری ستون طنز شرق این است: ای بابا. ما رو چه به لی‌لی‌لی‌حوضک انحرافی؟ بهتره ما انحرافی‌بازی در نیاوریم و راست شکم‌مان را بگیریم و راه خودمان را برویم که گربه‌هه شاخ‌مان نزند.

کارتون روز

کارتون حسن کریم زاده، شرق

کارتون حسن کریم زاده، شرق

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.