آیت الله خامنه ای چه می تواند بکند؟

به روز شده:  16:15 گرينويچ - سه شنبه 05 فوريه 2013 - 17 بهمن 1391

آیت الله خامنه ای از سوی محمود احمدی نژاد به چالش کشیده شده است

درگیری بی محابای دو طیف حاضر در قدرت در ایران که با استیضاح وزیر کار، مجادله لفظی محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی، روسای قوای مجریه و مقننه و اکنون بازداشت سعید مرتضوی، سرپرست سازمان تامین اجتماعی و دادستان پیشین تهران ابعادی بی سابقه یافته، آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی را، در اوج یکی از جدی ترین بحران های درون حاکمیتی، در دشوارترین موقعیت ممکن قرار داده است.

ماهیت این درگیری و هویت طرف های حاضر در آن، به ویژه در آستانه اولین انتخابات ریاست جمهوری پس از انتخابات مناقشه برانگیز سال ۱۳۸۸، وضعیت را به گونه ای رقم زده که آیت الله خامنه ای، گزینه های چندانی پیش روی خود نمی بیند تا این بحران را به روش های مطلوب و آزموده خویش فرونشاند.

تلاش های او در دست کم سه سال گذشته، تنها به تعویق و تاخیر و نه حل و فصل درگیری های علنی میان محمود احمدی نژاد و تیم همراهش از یک سو و منتقدان و مخالفان اصولگرای او که دو قوه مقننه، قضاییه، نهادهای نظامی و امنیتی و دیگر نهادهای انتصابی صاحب نفوذ و قدرت را در اختیار دارند، منجر شده است.

طنز تاریخ

آقای خامنه ای، به شکلی بی سابقه در دوران رهبری خود به طور مستقیم از سوی رییس جمهوری به چالش کشیده شده است. پیش از محمود احمدی نژاد، نه اکبر هاشمی رفسنجانی و نه محمد خاتمی، با وجود اختلاف نظرهایشان، هرگز ولی فقیه را چنین آشکارا مخاطب خود نساخته بودند.

آنچه بر مناسبات دگرگون شده آقایان خامنه ای و احمدی نژاد، ردی از طنز تاریخ بر جای می گذارد، حمایت بی دریغ کلامی و عملی رهبر جمهوری اسلامی از رییس جمهوری بوده که هر دو پیروزی اش در انتخابات نهم و دهم ریاست جمهوری اعتراض ها برانگیخت و شکاف در عالی ترین سطوح نظام را به گونه ای غیرقابل ترمیم پیش برد.

شیوه های مختلف اما ناکارآمد

آیت الله خامنه ای، در سه سال گذشته شیوه هایی مختلف را آزمود. در آغاز که هنوز محمود احمدی نژاد را نزدیک ترین فرد به خود می دید، کوشید در این منازعه فزاینده میانه را بگیرد.

بعد از آنکه تداوم درگیری ها نیاز به مداخله های مستقیم او را افزایش داد، پا به میدان گذاشت و پس از مدتی، هنگامی که دید سخنش و حضورش موثر نبوده، برای حفظ موقعیت خود، چاره را در این دید که به این مداخله مستقیم در دعوایی که هر روز به بهانه ای و مناسبتی رخ می نمود، پایان دهد. به همین دلیل بود که در سوم مردادماه سال گذشته "هیئت عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه" را تاسیس کرد.

این هیئت هم پس از آنکه چندبار بخت خود را آزمود، چنان بی عمل شد که گویی اساسا تشکیل نشده است. اما تداوم درگیری ها، که دیگر با نزدیک تر شدن به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲، با بی پروایی های کم سابقه ای همراه شده بود، بار دیگر مداخله مستقیم آیت الله خامنه ای را اجتناب ناپذیر کرد.

پیروزی آقای احمدی نژاد در دو انتخابات گذشته با حمایت آیت الله خامنه ای پیش رفت

پیروان آیت الله خامنه ای، در مجلس و برخی نهادهای نظامی، پوشیده یا صریح، از ضرورت برکناری محمود احمدی نژاد به ویژه به دلیل "تمرد" او در مقابل ولی فقیه سخن می گفتند و خواستار پایان دادن به دولتی بودند که رهبر نظام برای تشکیل و تداومش خود در صف اول بوده است.

اما آقای خامنه ای ظاهرا ترجیح می داد بیشتر پیروان خود را که از فرمانبرداری محض و بی چون و چرای خود از ولی فقیه سخن می گویند، مخاطب قرار دهد و از آنان، به مهر یا به قهر بخواهد که محمود احمدی نژاد و همراهانش را تحریک نکنند تا دوره ریاست جمهوری او بی بحرانی جدی به صورتی طبیعی به سرآید.

بنابراین، در مواردی متعدد، آیت الله خامنه ای بیشتر از آنکه میانه را بگیرد، از رییس جمهوری حمایت کرد که تمردش در مقابل رهبر، دست کم در گفتار، مایه اصلی مخالفت اصولگرایان با او بود.

حمله شدید آقای خامنه ای به نمایندگانی که محمود احمدی نژاد را در مجلس هو کرده و با سردادن فریاد "دو، دو" مخالفت خود را با سخنرانی و سخنان رییس جمهوری در مجلس آشکار کرده بودند، و یا جلوگیری از تعقیب قضایی برخی از اعضای تیم آقای احمدی نژاد و مخالفت با استیضاح وزیران و یا طرح سوال از آقای احمدی نژاد برای دومین بار، نمونه هایی از این رویکرد می تواند باشد.

اما این رویکرد هم نه تنها نتیجه نداد، بلکه بر عمق و وسعت منازعه افزود. در پی هر مداخله، هرچند آتش بسی موقت و گذرا شکل گرفته، اما دو طرف مدتی بعد، دعوا را نه از نقطه صفر، بلکه از آخرین مرحله پی گرفته اند.

از اخطار تا گلایه

آیت الله خامنه ای، ناچار شیوه دیگری را آزمود. به شکلی بی سابقه و در یک سخنرانی عمومی، به سران قوا هشدار داد که اگر تا انتخابات یک بار دیگر اختلافات خود را علنی کنند، خائن به کشور شناخته و معرفی خواهند شد.

اما حتی چنین اخطار صریحی نیز که جای هیچ تفسیر و تعبیری به جای نمی گذارد و پیامدهای عملی آن قاعدتا می بایست برای دست کم روسای سه قوه روشن باشد، به هیچ روی موثر نیفتاد تا آنجا که آقای خامنه ای، خود دو هفته پیش از آغاز موج جدید منازعه، در دیدار محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی، از "اخطار و هشدار" به "گلایه در نزد خدا" رسید و "دردمندانه" از دو طرف خواست که همدیگر را "تحمل" کنند.

با آنچه که از روز یکشنبه با استیضاح وزیر کار، متهم شدن برادران لاریجانی به فساد از سوی محمود احمدی نژاد و سخنان علی لاریجانی در باره آشکار شدن وجوه شخصیتی رییس جمهوری بر مردم آغاز شد و اکنون با بازداشت سعید مرتضوی و انتشار پاره های تازه ای از فیلم هایی که محمود احمدی نژاد به بخشی از آنها در مجلس اشاره کرده بود ادامه یافته، کار آیت الله خامنه ای برای جمع کردن این "غائله" در مقایسه با سه سال گذشته بسیار دشوارتر و پرهزینه تر خواهد بود.

رهبر ایران بارها خواستار پنهان ماندن اختلافات میان مقام های حکومت شده

تقریبا هیچ رسانه و ناظری، حوادث روزهای اخیر را بدون اشاره به اخطار صریح آقای خامنه ای در مورد "خیانت سران سه قوه به کشور در صورت علنی کردن اختلافات تا انتخابات" گزارش نکرده یا مورد توجه قرار نداده است، اما آیا رهبر جمهوری اسلامی واقعا در موقعیتی قرار دارد که بتواند هشدار خود را عملی سازد و کسانی را که از نگاه او اکنون "خائن" به حساب می آیند، مجازات کند؟

نشانه های اندکی در دست است که بر اساس آن بتوان پیش بینی کرد که آقای خامنه ای برای پایان دادن به این بحران و حفظ شرایط مطلوبش برای انتخابات ریاست جمهوری، در حال حاضر قادر به چنین کاری باشد.

مهم ترین اقداماتی که از جلسه استیضاح تا امروز صورت گرفته، یکی لغو نشست مطبوعاتی محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی بوده و دیگری بازداشت سعید مرتضوی.

اما نه لغو نشست مطبوعاتی به معنای سکوت همیشگی است و نه بازداشت پر سر و صدای سعید مرتضوی می تواند اوضاع را ساکت و آرام کند.

محمود احمدی نژاد، در اولین واکنش خشمگنانه اش نسبت به بازداشت سعید مرتضوی، در اظهاراتی که همچون اظهارات قبلی اش، بیشتر از هر کس دیگر شخص ولی فقیه را هدف قرار داده، گفته است: "قوه قضائیه یک سازمان ویژه خانوادگی نیست."

او بدون آنکه نامی ببرد، قوه ای را مورد انتقادی بنیادین قرار داده که رییسش به طور مستقیم از سوی رهبر جمهوری اسلامی منصوب می شود.

گزینه های محتمل رهبر

اما آیت الله خامنه ای در مقابل چه می تواند انجام دهد؟ با چشم پوشیدن از احتمالات کوچک تر و در یک جمع بندی کلی به نظر نمی رسد که او گزینه های زیادی در اختیار داشته باشد.

گزینه احتمالی اول آن است که همچنان صبر کند تا دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به طور طبیعی سرآید و همزمان، مانع تداوم حضور محمود احمدی نژاد و همراهانش در قدرت از طریق پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آینده شود.

رودررویی روسای قوه مجریه و مقننه در روز یکشنبه گذشته بی سابقه بود

گزینه محتمل دوم آن است که به مخالفان اصولگرای محمود احمدی نژاد بپیوندد تا با طرح عدم کفایت، او را همین حالا از کاخ ریاست جمهوری بیرون کنند و اگر قرار به پرداخت هزینه ای هست، این هزینه الان و قبل از انتخابات پرداخت شود.

گزینه سوم، که اگرچه بعید به نظر می رسد اما ناممکن نیست، آن است که تداوم حضور محمود احمدی نژاد و همراهانش در ساختار قدرت پذیرفته شود و آنان با فراغ بال در انتخابات حضور یابند.

پذیرش هر گزینه در این شرایط، واکنش های متفاوت با هزینه ها و پیامدهای نه چندان روشن بازیگران عمده در عرصه تصمیم گیری در جمهوری اسلامی را به همراه خواهد داشت.

آیا آیت الله خامنه ای در محاسبه سود و زیان خود و نظام، ناگزیر از انتخاب یکی از این گزینه ها خواهد بود، یا در جایگاه رهبری نظام امکان و توان معرفی گزینه یا گزینه های دیگری را خواهد داشت؟

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.