آیا احمدی‌نژاد از 'قطار هسته ای' بیرون پریده است؟

احمدی نژاد حق نشر عکس Reuters
Image caption ظاهرا احمدی نژاد به هر دلیل، تصمیم گرفته که از قطار هسته‌ای ایران – که زمانی به دور انداختن ترمز آن افتخار می کرد – بیرون بپرد

محمود احمدی نژاد امروز چهارشنبه ۹ اسفند در پاسخ به سوال خبرنگاری که از وی در مورد " شروط ایران برای مذاکره با گروه ۱+۵" سوال می کرد پاسخ داد: "شما بنویسید نگاه، چند نقطه، خنده؛ تکرار نگاه، خنده."

"تمسخر" شرط های مطرح شده از سوی مذاکره کنندگان معتمد رهبر ایران، آن هم در مورد حساس ترین پرونده مورد اختلاف جمهوری اسلامی و غرب، بدون شک اقدام نامتعارفی است. اما می توان آن را در امتداد مجموعه ای از اقدامات مشابه آقای احمدی نژاد طبقه بندی کرد که انگار وجه مشترک آنها، تاکید بر جدا کردن حساب خود از پرونده هسته ای ایران است.

در واقع، این اولین بار نیست که نگاه تمسخرآمیز رئیس دولت دهم به دستاوردهای مذاکره کنندگان هسته ای ایران خبرساز می شود.

نخستین بار که این نگاه خبرساز شد، در خرداد ۱۳۹۱ بود که عکسی عجیب از محمود احمدی نژاد و اکبر هاشمی رفسنجانی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شد که با لبخند به همدیگر نگاه می کردند. بعداً معلوم شد که خنده این دو نفر در حالی رد و بدل شده که سعید جلیلی مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران، "با حرارت" در حال تشریح موفقیت های تیم مذاکره کننده هسته ای بوده است. به گزارش سایت بازتاب در پی گزارش سعید جلیلی، رئیس مجمع تشخیص رئیس جمهور را در مورد سخنان آقای جلیلی پرسیده و محمود احمدی نژاد، نظر خود را با لبخندی به اکبر هاشمی رفسنجانی بیان کرده بود.

این واکنش رئیس دولت، پس از مذاکرات سعید جلیلی و گروه ۵+۱ در استانبول انجام می شد که رسانه های حکومتی آن را یک "پیروزی" تلقی کردند، اما در عمل نتایج مثبتی برای جمهوری اسلامی به همراه نداشت و به فاصله چند ماه به تحریم های شدید نفتی و بانکی اتحادیه اروپا و آمریکا علیه ایران انجامید.

حسن غفوری فرد از سیاستمداران محافظه کار ایران، در اردیبهشت ماه همان سال گفت که پیش از مذاکرات استانبول، سعید جلیلی "جلسه ای طولانی" با آیت الله خامنه ای داشته و در واقع "سناریوی نوشته شده در دیدار با رهبر را در استانبول پیاده کرده است".

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption در پی گزارش سعید جلیلی در مورد دستاوردهای مذاکرات هسته ای، محمود احمدی نژاد با لبخند نظر خود را به اکبر هاشمی رفسنجانی نشان می دهد (خرداد ۱۳۹۱)

در شرایطی که مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران مستقل از دولت به طور مستقیم به اجرای دستورات رهبر جمهوری اسلامی ایران بپردازد، درک واکنش رئیس جمهوری با ویژگی های محمود احمدی نژاد نسبت به نتایج چنین مذاکراتی چندان دشوار نخواهد بود.

چرخش هسته ای

به فاصله کمی از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، به تدریج لحن محمود احمدی نژاد در ارتباط با برنامه هسته ای دچار تغییراتی شد که نشان دهنده نوعی تجدید نظر در رویکرد سرسختانه قبلی او بود.

اولین نشانه این تغییر تنها شش ماه پس از انتخابات مشاهده شد و آن وقتی بود که رئیس جمهور، به طور علنی با پیشنهاد قدرت های جهانی مبنی بر فرستادن اورانیوم غنی‌شده ایران به روسیه برای مبادله آن باسوخت هسته ای با غلظت پایین تر موافقت کرد.

در آذر ماه ۱۳۸۸، محمود احمدی نژاد در یک مصاحبه تلویزیونی به انتقاد شدید از کسانی پرداخت که به گفته وی "در داخل سر و صدا کردند" که مبادله سوخت "توطئه و فریب غرب است" و "سوپر انقلابی شده اند". اما افراد مورد انتقاد آقای احمدی نژاد، در واقع نظر آقای خامنه ای را منعکس می کردند. حقیقتی که حدود سه ماه بعد، در سر مقاله روزنامه کیهان به نوشته حسین شریعتمداری مدیر مسئول این روزنامه، که مستقیما توسط آقای خامنه ای منصوب می شود، مورد تایید قرار گرفت.

کیهان پیشنهاد مبادله سوخت قدرت های جهانی را را یک "دام خطرناک" از سوی غرب توصیف کرد و نوشت که این پیشنهاد با "تیز بینی و کیاست" آیت الله خامنه ای ناکام مانده است.

یکی از مهم ترین نشانه های تغییر نگاه رئیس جمهور به پرونده هسته ای ایران، در قالب پافشاری کم سابقه او برمذاکره با آمریکا بر سر این پرونده نمود داشته؛ مذاکره ای که آیت الله خامنه ای در جدیدترین واکنش خود - در ۱۹ بهمن ماه گذشته - هواداری از آن را نشان دهنده "ساده لوحی یا غرض" دانسته است.

نقطه اوج این رویکرد جدید آقای احمدی نژاد، در جریان سفر مهر ماه او به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل بود، سفری که وی در جریان آن، در پنج اظهار نظر جداگانه برای مذاکره با واشنگتن اعلام آمادگی کرد. وی تا آنجا پیش رفت که با اظهار نظری که به معنی زیر سوال بردن مذاکره ایران با گروه ۵+۱ بود گفت: "معتقدم این مذاکرات لزوماً به حل و فصل مسأله هسته‌ای ایران منجر نخواهد شد و بعضی از اعضای گروه ۱+۵ نیز صراحتاً به ما اعلام کرده‌اند که اگر خواهان حل این موضوع هستیم باید آن را با آمریکایی‌ها حل و فصل کنیم."

افزایش شکاف میان رئیس جمهور و رهبر ایران بر سر پرونده هسته ای در دو سال اخیر، در فضای رسانه ای ایران نیز نمود واضحی داشته است.

از سویی رسانه های وابسته به دولت به انتشار جسته و گریخته انتقادهایی به عملکرد تیم مذاکره کننده هسته ای پرداخته اند و از سوی دیگر، رقبای محافظه کار احمدی نژاد وی و همکارانش را متهم کرده اند که می کوشند با "بزرگمانی" تاثیر تحریم ها بر اقتصاد ایران و ناموفق معرفی کردن تیم مذاکره کننده هسته ای، آیت الله خامنه ای را وادار به عقب نشینی از این پرونده و قبول سازش با آمریکا کنند.

این اتهامات وقتی شدت گرفت که محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی، در آذر ماه ۱۳۹۰ با اشاره به ضرورت در نظر گرفتن راهکارهایی برای مقابله با تحریم های غرب علیه ایران بر سر پرونده هسته ای گفت: "باید جامعه را به نحوی اداره کنیم که بتوانیم دو سال خود را حفظ کنیم، گویا در شعب ابی‌طالب گرفتار شده ایم."

در پاسخی شدیداللحن به این اظهارات، آیت الله خامنه ای در دی ماه همان سال بدون اشاره مسقیم به رئیس بانک مرکزی، کسانی که "تصور می کنند نظام اسلامی در شرایط شعب ابی طالب است" را عده ای "روسیاه بد محاسبه گر" توصیف کرد. روزنامه کیهان در واکنشی صریح تر نوشت کسانی که شرایط ایران با "شعب ابی طالب" مقایسه کرده اند، قصد دارند مسئولان حکومت را متقاعد کنند که برای کاهش فشار غرب بر این کشور، باید در مقابل آمریکا کوتاه بیایند.

اما خود محمود احمدی نژاد نیز در اشارات رسمی و غیر رسمی خود به برنامه هسته ای، بر خلاف سیاست رسمی حکومت ایران، ابایی از یادآوری هزینه های این برنامه برای اقتصاد کشور نداشته است. وی در کنفرانس خبری مهر ماه گذشته خود، در واکنش به اظهارات علی لاریجانی رئیس مجلس که گفته بود تحریم، تأثیر چندانی در وضعیت فعلی اقتصاد ندارد، گفت: "لابد تصمیمات ایشان اثر دارد اگر تحریم اثر ندارد."

وی در توضیح شفاف تر منظور خود افزود: "ایشان که می‌داند وضع چه خبر است و نفت چقدر فروش می‌رود و چطور بانک مرکزی دارد برای جابه‌جایی ارز و تأمین نیازهای کشور تلاش می‌کند."

پرش خطرناک

محمود احمدی نژاد در نخستین دوره ریاست جمهوری خود تحریم ها را "کاغذ پاره" دانست و با تاکید بر عدم عقب نشینی در پرونده هسته ای اعلام کرد: "ما ترمز قطار هسته ای را دور انداخته ایم."

اما وی در دوره دوم ریاست جمهوری خود، به هر دلیل، به این نتیجه رسید که نه تنها باید بر سر برنامه هسته ای معامله کند، که این معامله را باید منحصرا با آمریکا انجام دهد. رویکردی که ظاهرا به حذف وی از سازوکار تصمیم گیری بر سر پرونده هسته ای انجامیده است.

در مورد دلایل رویکرد جدید آقای احمدی نژاد، گمانه زنی های مختلفی در میان ناظران مطرح شده است. متقاعد شدن به ناتوانی حکومت در پیش بردن برنامه هسته ای، تلاش برای جلب نظر رای دهندگان در انتخابات بعدی، رفع تاثیر تحریم های اقتصادی بر درآمدهای دولت، تلاش برای معرفی خود به جامعه بین المللی به عنوان یک نیروی "متعادل" و ... تفسیرهایی هستند که در توضیح این رویکرد جدید مورد توجه ناظران قرار گرفته اند.

فارغ از اینکه انگیزه اصلی تغییر مشی هسته ای رئیس جمهور چیست، واضح است که وی به هر دلیل، تصمیم گرفته که از قطار هسته ای ایران – که زمانی به دور انداختن ترمز آن افتخار می کرد – بیرون بپرد.

پرشی که البته، تضمینی وجود ندارد که بی خطر باشد.