سال سرنوشت ساز ۶۸: تصویر آیت‌الله خامنه ای در خاطرات هاشمی رفسنجانی

خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی از نخستین روزهای سال ۱۳۶۸ خورشیدی نشان می دهد که این سال برای او با نگرانی آغاز شده بود.

در دومین روز عید و دیدار نوروزی با آیت الله خمینی، دیگر برای اکبر هاشمی رفسنجانی روشن شده بود که موضوع قائم مقامی حسینعلی منتظری و مخالفت آیت الله خمینی با او در حال بحرانی شدن است «عصبانی اند و تصمیم به اقدام تند دارند.»

گزارش ها از ناخوشی احوال آقای خمینی حکایت داشت، قائم مقام رهبری در قم در آستانه برکناری بود و رئیس جمهور هم مطابق سنت هرساله نوروز، در مسافرت مشهد.

آیت الله خامنه ای در سفر، قائم مقام رهبری در خطر

«شب با آیت الله خامنه‌ای در مشهد تلفنی صحبت کردم و خواستم برای حل مشکل در ارتباط با آقای منتظری سفر را کوتاه کنند و برگردند» اما یادداشت های آقای هاشمی رفسنجانی، نشان می دهد رئیس جمهور وقت تا دو روز دیگر هم در مشهد بوده و به تهران برنگشته است. «قرار است هیات رئیسه خبرگان جلسه بگذارد و منتظر آمدن آیت الله خامنه ای از مشهد هستیم.»

تازه ترین جلد از خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی مربوط به سال سرنوشت ساز ۱۳۶۸ است که در آن هیات حاکمه ایران دستخوش تحولاتی عظیم شد.

یادداشت های روزانه آقای هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۸ را می توان به دو بخش پیش و پس از درگذشت آیت الله خمینی تقسیم کرد.

پیش از ۱۴ خرداد٬ در یادداشت های او به عنوان رئیس وقت مجلس٬ نام چندانی از میرحسین موسوی نخست وزیر و حتی آقای خامنه ای رئیس جمهور برده نمی شود. حتی نشانه های واضحی وجود دارد که بیشتر ارتباطات و مشورت خواهی دفتر آیت الله خمینی درباره مسائل جاری کشور با هاشمی رفسنجانی بوده تا دیگر مقامات عالی. «احمد آقا متن نامه امام به آقای رئیس جمهور مبنی بر تشکیل مجمعی برای اصلاح قانون اساسی را تلفنی خواند و مشورت کرد.»

از نکات جالب توجه یادداشت های آقای هاشمی این است که بخش زیادی از تماس هایش با آیت الله خامنه ای که در خاطراتش مکتوب کرده تلفنی بوده و در موارد بیشتر این رئیس جمهور وقت بوده که برای مشورتی به دفتر رئیس مجلس می رفته است. «اول شب آیت الله خامنه ای به دفتر آمدند و درباره نتایج سفرشان به چین و مسائل جاری مشورت کردند.»

تصویر آیت الله خامنه ای در این فصل تصویر یک رئیس جمهور تشریفاتی اما اهل مشورت و البته علاقه مند به سفر است که ظاهرا کمتر از رئیس مجلس وقت، با رهبرجمهوری اسلامی در جماران در تماس است.

نقل قول سرنوشت ساز از آیت الله خمینی

اکبر هاشمی رفسنجانی نقل قولی آشنا از آیت الله خمینی دارد که از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد چندین بار آن را تکرار کرده است: «متحد باشید. به خصوص شما و آقای خامنه ای نگذارید خناسان بین شما و ایشان فتنه کنند.»

نوشته های آقای هاشمی رفسنجانی حکایت از آن دارد که این یکی از آخرین جملات آیت الله خمینی به او و مربوط به دهم خرداد ۱۳۶۸ یعنی چهار روز پیش از اعلام رسمی درگذشت موسس جمهوری اسلامی است.

«انگشت شست مرا گرفتند و با کلمات مقطع فرمودند: در بازنگری قانون اساسی تسریع شود و سپس چشمشان را باز کردند و شمرده با صدای ضعیف اضافه کردند اگر متحد باشید انقلاب پیشرفت می کند، مکثی کردند و ادامه دادند به خصوص شما و آقای خامنه ای٬ نگذارید خناسان بین شما و ایشان فتنه کنند.»

آیت الله خمینی سه شب پس از این دیدار در اواخر روز ۱۳ خرداد درگذشت و کار بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی به زمان حیات او نرسید اما این تازه سرآغاز دوران تازه در روابط هاشمی رفسنجانی و آیت الله خامنه ای بود که ظاهرا وصیت موسس جمهوری اسلامی هم بود.

اعضای مجلس خبرگان رهبری شبانه برای جلسه صبح ۱۴ خرداد به تهران دعوت شدند. علی اکبر مشکینی٬ رئیس مجلس خبرگان گرچه در جلسه صبح حضور داشت اما در ادامه روز و در لحظه تاریخی انتخاب رهبر به دلیل کسالت غایب بود.

دو مخالف رهبری فردی: اکبر هاشمی رفسنجانی و علی خامنه ای

اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان نایب رئیس اداره جلسه را که در محل مجلس بود٬ بر عهده گرفت. نسخه ای از وصیت نامه لاک و مهر شده آیت الله خمینی هم در دفتر رئیس مجلس بود. لحظات تاریخی دیگری در حال رقم خوردن بود.

مطابق وصیت نامه آیت الله خمینی، می بایست احمد خمینی، فرزندش آن را قرائت می کرد. پس از او، رئیس جمهور یا رئیس دیوان عالی کشور یا یکی از اعضای شورای نگهبان. با اظهار ناتوانی احمد خمینی، نوبت به نفر بعدی رسید. آیت الله خامنه ای برای این کار آمادگی داشت: «ایشان وصیت نامه را برای حضار خواندند. حضار جلسه خبرگان نمایندگان مجلس٬ اعضای دولت٬ شورای نگهبان و شورای عالی قضایی و دیگران بودند. قرائت وصیت نامه حدود دو ساعت و نیم طول کشید.»

جلسه انتخاب رهبر به بعد از ناهار موکول شده بود. «با صحبت کوتاه آقای مشکینی٬ جلسه شروع و من هم موضوع بحث را توضیح دادم. این جلسه تا ساعت هفت و نیم بعدازظهر با یک تنفس ادامه یافت.»

بحث های صورت گرفته در جلسه انتخاب رهبر تازه که در کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی درج شده٬ نشان می دهد که دیدگاه یک دستی درباره جانشین آیت الله خمینی وجود نداشته است.

«بحث های زیادی شد. بعضی ها طرفدار رهبری شورایی و بعضی خواهان رهبری فردی بودند. بعضی آیت الله خامنه ای و بعضی ها آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی را مطرح کردند و برای شورا هم اسم هایی برده شد. قبلا در مشورت های سران قوا و جمعی دیگر از بزرگان به این نتیجه رسیده بودیم که شورایی مرکب از آیات خامنه ای٬ موسوی اردبیلی و مشکینی رهبری را بر عهده بگیرند ولی در رهبری فردی رای بیشتری آورد.»

جالب اینجا است که هم آیت الله خامنه ای و هم اکبر هاشمی رفسنجانی با رهبری فردی مخالف بوده اند.

«آیت الله خامنه‌ای با رهبری فردی مخالفت کردند من هم مخالف بودم. نوبت نرسید. ابتدا به پیشنهاد اعضای جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم] که عضو مجلس خبرگان بودند آیت الله گلپایگانی مطرح شد. حدود ۱۴ نفر به ایشان رای دادند. سپس پیشنهاد رهبری آیت الله خامنه ای مطرح شد. خود ایشان پشت تریبون رفتند و گفتند من با رهبری شورایی مطابق قانون اساسی موافقم و با رهبری فردی مخالفم پس چگونه نامزد بشوم؟»

هاشمی رفسنجانی در پی نوشت کتاب آورده که سال ۱۳۶۸ پایان دوره دوم ریاست جمهوری آقای خامنه ای بود «ایشان خود را برای ترک این مسئولیت آماده کرده بودند. ایشان در این باره می گویند قبل از رحلت امام که دوران ریاست جمهوری در حال اتمام بود٬ دست و پایم را جمع می کردم. مکرر مراجعه می کردند و بعضی مشاغل را پیشنهاد می کردند. آدم های بی مسئولیت این مشاغل را پیش خودشان به قد و قواره من بریده بودند.»

Image caption جلسه شورای بازنگری قانون اساسی. از راست عبدالکریم موسوی اردبیلی، آیت الله علی خامنه ای، اکبر هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی

هاشمی رفسنجانی در حالی که رئیس مجلس خبرگان نبود بر جایگاه رئیس مجلس نشسته بود. نزدیک به یک روز از درگذشت آیت الله خمینی می گذشت و ایران قریب ۲۴ ساعت بود که رهبر نداشت. «من که جلسه را اداره می کردم گفتم اکنون با رای خبرگان رهبری فردی قانون شده و چاره ای نیست. سرانجام آقای خامنه ای با ۶۰ رای از ۷۴ عضو حاضر رای آوردند و مساله به این مهمی به این خوبی حل شد. من هم در چند مورد صحبت کوتاهی کردم و نظرات امام را درباره صلاحیت رهبری آقای خامنه‌ای نقل کردم. از قول احمد آقا و آیت الله موسوی اردبیلی هم که در جلسه خدمت امام بودند همین مضامین تایید شد. خبر آماده باش نیروهای عراقی در مقابل منطقه عین خوش که در اثنای جلسه توسط دکتر حسن روحانی رسید و من به جلسه اطلاع دادم تاثیر زیادی در آمادگی اعضای خبرگان برای ختم کار داشت. موفقیت بزرگی است.»

آیت الله خامنه ای: من آدم کوچک معمولی هستم

آقای هاشمی رفسنجانی در پی نوشت همین روز از کتاب درباره رهبری آقای خامنه ای از قول خود او می نویسد: «آنچه که در خصوص تعیین رهبر واقع شد و بار این مسولیت٬ بر دوش بنده کوچک ضعیف حقیر گذاشته شد برای خود من حتی یک لحظه و یک آن از آنات گذشته زندگی٬ متوقع نبود . . . یک وقتی خدمت امام قدس سره این نکته را عرض کردم که گاهی نام من در ردیف بعضی از آقایان آورده می شود در حالی که در ردیف آنها نیستم و من یک آدم کوچک بسیار معمولی هستم. نه اینکه بخواهم تعارف کنم الان هم همین اعتقاد را دارم.»

آقای هاشمی رفسنجانی در پی نوشت دیگری از کتاب به جلسه ای با آیت الله خمینی اشاره می کند که مبنای سخنرانی او در جلسه تاریخی مجلس خبرگان برای انتخاب رهبر است.

ماجرا به دیدار چند هفته پیش از درگذشت آیت الله خمینی بازمی گردد. «در جلسه ای با حضور سران سه قوه آقای نخست وزیر [میرحسین موسوی] و حاج احمد آقا در محضر امام بحث شد. حرف ما با حضرت امام این بود که اگر این قضیه اتفاق بیفتد [برکناری قائم مقام رهبری] ما بعدا با قانون اساسی مشکل داریم زیرا ممکن است خلا رهبری پیش بیاید. ایشان گفتند خلا رهبری پیش نمی آید و شما آدم دارید. گفتم چه کسی؟ ایشان در حضور آقای خامنه ای گفتند این آقای خامنه ای.»

بر اساس نوشته هاشمی رفسنجانی هم او و هم آیت الله خامنه ای در جلسه انتخاب رهبر جدید در مجلس خبرگان، ابتدا نظری مخالف نظر آیت الله خمینی داشتند و به دنبال شورای رهبری بودند که با رای منفی اعضای مجلس، این پیشنهاد کنار گذاشته می شود.

پیشنهاد لقب آیت الله به جای حجت الاسلام

روز چهاردهم خرداد آیت الله علی خامنه ای به عنوان رئیس جمهور وارد مجلس خبرگان رهبری شد و عصر همان روز به کمک آقای هاشمی رفسنجانی٬ به عنوان دومین رهبر جمهوری اسلامی از مجلس پا به بیرون گذاشت.

«به دفتر آمدم . . بعضی از رادیکال ها مخالفت دارند. آیت الله خامنه ای آمدند برای شیوه انجام وظایف رهبری با هم صحبت کردیم قرار شد احکام انتصابات امام را ایشان تایید کنند و قرار شد به صداوسیما بگویم بهای لازم را به موضوع بدهند. تصمیمات مهمی با هم گرفتیم.»

گرچه نام دومین رهبر جمهوری اسلامی از ابتدای کتاب یادداشت های آقای هاشمی رفسنجانی حتی در زمان ریاست جمهوری او با عنوان آیت الله و در موارد اندکی با عنوان آقای خامنه ای آورده شده٬ نویسنده نشان می دهد که تصمیم به خطاب کردن او با صفت آیت الله، مربوط به روز ۱۵ خرداد و اولین روز رهبری اوست.

«متن بیانیه مجلس خبرگان در خصوص تصویب رهبری آیت الله خامنه ای را نوشتم و برای انتشار دادم. با بعضی از اعضای هیات رئیسه درباره به کار بردن عنوان آیت الله به جای حجت الاسلام والمسلمین مشورت کردم؛ موافقت داشتند.»

روز هفتم تیر هم تصمیم دیگری درباره لقب آیت الله خمینی با کمک هاشمی رفسنجانی گرفته شده است. «تلفنی با آیت‌الله خامنه ای درباره مطرح کردن لقب رهبر انقلاب برای ایشان در نماز جمعه صحبت کردیم. مسلمانان خارج از ایران این را می خواهند. قبلا فکر کردیم این لقب مخصوص امام بماند که باعث اعتراض مسلمانان خارج شده . . . ایشان مایلند که مطرح نشود.» اما هاشمی دو روز بعد در خطبه های نماز جمعه این لقب را درباره آقای خامنه ای به کار برد.

از روز ۱۵ خرداد ۱۳۶۸ تا زمان تنفیذ حکم ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در ۲۶مرداد، آیت الله خامنه ای همزمان رئیس جمهور و رهبر جمهوری اسلامی بود.

در هفته های اول و پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، گرچه آقای هاشمی رسما رئیس مجلس بود اما نقش پررنگ او در تثبیت رهبر تازه که به گفته نویسنده مخالفان جدی داشته و همچنین پی ریزی ساختار جدید رهبری ایران بر سمت رسمی او سایه انداخته است. «آقای [محمد] اصغری مدیر مسول روزنامه کیهان آمد. شماره فوق العاده را آورد و برای سرمقاله درباره رهبری آیت الله خامنه ای مشورت کرد. در مورد صدور بیانیه های تایید رهبری به مراکز مربوط تذکر دادم.»

ماجرای صلوات فرستادن برای رهبر جدید

او در هفته های اول حتی بیانیه های آیت الله خامنه ای را نیز مرور می کرده و گاه تذکراتی به رهبر جدید می داده است. «ظهر بیانیه آیت الله خامنه ای را مطالعه کردم. برای مشورت فرستاده بودند. خوب است. چند تذکر دادم. اولین بیانیه پس از انتخاب به رهبری است.»

هاشمی رفسنجانی حتی سه روز پس از انتخاب آیت الله خامنه ای به علی اکبر ناطق نوری و حسن روحانی که «پیشنهادهایی برای دفتر رهبری داشتند» گفته بود که «ایشان آمادگی دارد دفتری تنظیم کند که متکی به جریان خاصی نباشد و حالت جامعیت داشته باشد.»

Image caption جلسه سران سه قوا چندی پیش از درگذشت آیت الله خمینی

ظهر همین روز هاشمی رفسنجانی برای شرکت در مراسم فاتحه ای که آیت الله خامنه ای برپا کرده بود٬ به دانشگاه تهران رفته بود. «بعد از من آیت الله خامنه ای رسیدند، مردم خیلی گرم استقبال کردند و شعار اطاعت از خامنه ای اطاعت از امام است جا افتاده. برای اسم ایشان صلوات می فرستند اما ایشان به آقای [محمد تقی] فلسفی که سخنران جلسه بودند گفتند که دیگر صلوات نفرستند.»

این وضعیت البته دیری نپایید. دو روز بعد آیت الله خامنه ای دچار تردیدهایی شده بود. «به دانشگاه تهران رفتم. سران سه قوه برای امام جلسه فاتحه گذاشته بودند. قرآن و شعر و صحبت بود . . آقای سید حسن طاهری خرم آبادی به مردم گفت هنگام شنیدن اسم آقای خامنه ای یک صلوات بفرستند . . . تلفنی از آقای خامنه ای در این خصوص سئوال شد گفته بودند که فعلا منع شود تا مشورت کنیم.»

'رادیکال ها و تندروها' در خاطرات هاشمی رفسنجانی

جمله پایانی هاشمی در یادداشت روز هفدهم خرداد نشان می دهد که او وقت زیادی را به جزئیات و مدیریت رفتار دیگران با رهبر جدید اختصاص داده و می نویسد «آقای علی آقامحمدی آمد. . . . گفت هنوز تعدادی از تندروها با رهبری آیت الله خامنه ای مخالفند.»

عمده افرادی که هاشمی رفسنجانی در خاطراتش از آنها با صفت «تندرو و رادیکال و جریان سوم» یاد می کند٬ چهره های جناح چپ و برخی از افراد نزدیک و منسوب به «دانشجویان پیرو خط امام» و نزدیکان آنها هستند.

دانشجویان پیرو خط امام، در جریان اشغال سفارت آمریکا حضور داشتند و عمدتا افراد مورد اعتماد و نزدیک آیت الله خمینی محسوب می شدند. شماری از همین افراد نزدیک به دو دهه بعد با عنوان اصلاح طلب در صحنه سیاسی ایران ظهور کردند.

از جمله افرادی که در خاطرات هاشمی رفسنجانی به تندروی نسبت داده شده اند، آیت الله منتظری است که چند ماه پیش، در چند قدمی رسیدن به رهبری جمهوری اسلامی از قائم مقامی رهبری برکنار شده بود.

به روایت آقای نویسنده، آیت الله منتظری از جمله مخالفان رهبر جدید بود. هاشمی رفسنجانی اما همچون سیاستمداری زبردست تلاش کرد هم از استاد سال های دورش و هم از آیت الله محمدرضا گلپایگانی مرجع تقلید وقت و اولین نامزد مطرح شده برای جانشینی آیت الله خمینی، برای رهبر تازه تاییدیه بگیرد.

چرا پیام آیت الله منتظری از تلویزیون پخش نشد؟

آیت الله خامنه ای در هنگام انتخاب به عنوان رهبر شرط مرجعیت را که قانون اساسی لازم می دانست نداشت و مطابق قانون اساسی اول جمهوری اسلامی، انتخاب او عملی غیرقانونی از سوی مجلس خبرگان بود. هرچند آیت الله خمینی پیش از درگذشت موافقتی شفاهی داشت تا جانشین اش مرجع نباشد اما تایید رهبری آیت الله خامنه ای از سوی دو مرجع تقلید بیشتر از آثار سیاسی در عالم حوزه و در میان روحانیون اهمیت داشت.

«آقای ابراهیم امینی آمد گفت آقای منتظری با رهبری آقای خامنه ای مخالف است و تایید نمی کند. گفتم تلاش کنند که تایید کنند و متقابلا ما روی مرجعیت ایشان کار کنیم . . . آقای [محمدرضا] مهدوی کنی [او در حال حاضر به جای هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان است] آمد و گفت رهبری تلگرافی به آقای گلپایگانی بزنند مبنی بر تشکر از حضور در نماز برای امام و عرض تسلیت، و آقای گلپایگانی در جواب رهبری را تایید کنند. گفتم اول متن جواب آیت‌الله گلپایگانی مشخص شود سپس تلگراف آقای خامنه ای ارسال شود.»

چند روز بعد در روز ۲۳ خرداد نامه آیت الله منتظری رسیده بود. «رهبری ایشان را تایید کرده به امید اینکه آقای خامنه ای جواب بدهند و در رسانه ها پخش شود» اما یادداشت دور روز بعد هاشمی رفسنجانی نشان می دهد که علیرغم پخش نامه آقای منتظری از رادیو و با وجود توافق هاشمی رفسنجانی با آیت الله خامنه ای این اتفاق نیفتاده است.

«با آیت الله خامنه ای درباره جواب به تایید آیت الله منتظری مذاکره و تصمیم گیری شد. . . شب تلویزیون نامه و جواب مربوط به آقای منتظری را نخواند. از آقای خامنه ای علت را پرسیدم. گفت که تلفن های زیادی مبنی بر گله و شکایت به دفتر شده٬ استخاره شده و تصمیم به عدم نشر در تلویزیون گرفتم.»

ناامیدی غربی ها از سخنرانی رهبر جدید درباره آمریکا

تابستان ۱۳۶۸ در حالی آغاز شده بود که با درگذشت آیت الله خمینی، تصور می شد جدی ترین مخالف رابطه با آمریکا جایش را به یک رهبر میانه رو داده است. همچنین نشانه های آشتی جویانه ای که از سوی رئیس جمهور آینده ایران فرستاده می شد٬ کافی بود که بدبین ترین افراد را هم نسبت به تغییر رویه بین المللی ایران امیدوار کند.

Image caption اکبر هاشمی رفسنجانی در نقل خاطراتش سعی دارد رابطه ویژه خود با آیت الله خامنه ای را برجسته کند

هاشمی رفسنجانی در یادداشت روز پانزدهم خرداد نوشته که «از گزارش ها بر می آید غربی ها از انتخاب آیت الله خامنه ای خوشحالند و امیدوارند اعتدال حاکم باشد و رادیکال ها منزوی شوند» اما چند هفته بعد در یادداشت روز ۲۴ مرداد می نویسد «در گزارش ها اظهارات دیروز آیت الله خامنه ای در مورد آمریکا آنها را دلسرد کرده و تفسیر به اختلاف نظر و تقویت موضع رادیکال ها کرده اند.»

پیش از آن موضوع گروگان گرفته شدن چند آمریکایی در لبنان و وارد شدن ایران به عنوان میانجی، به احتمال آماده شدن زمینه عادی سازی روابط ایران و آمریکاد دامن زده بود اما یکی از اولین سخنرانی های آیت الله خامنه ای در دوره رهبری اش در ۲۳ مرداد، پایانی بر خوش بینی ها بود. آیت الله خامنه ای گفته بود «دولت آمریکا پس از رژیم اشغالگر قدس منفورترین دستگاه حکومتی نزد ملت ایران است.»

سخنرانی آیت الله خامنه ای در دوره ای که به نظر می رسید با سیاست های آشتی جویانه هاشمی رفسنجانی احتمال گشایشی در روابط ایران و آمریکا پدید آمده نشان از دست بالاتر او در این زمینه

داشت که اینک با گذشت بیش از دو دهه از آن روزها، برای کمتر کسی از ناظران مسائل ایران پوشیده است.

رهبر ایران «امکان مذاکره و برقراری روابط میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا را شدیدا رد کرده» بود. حتی چند هفته بعد میانجیگیری وزیر خارجه پاکستان در سفر به تهران برای برقراری روابط سیاسی ایران و آمریکا ناکام ماند.

۲۶ مرداد ۱۳۶۸، استعفای آیت الله خامنه ای از ریاست جمهوری

روز ۲۶ مرداد۱۳۶۸ یعنی روز تحلیف ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی رسما آخرین روز نخست وزیری موسوی و ریاست جمهوری آقای خامنه ای بود. «استعفای رهبری از سمت ریاست جمهوری رسید که در مراسم تحلیف مطرح شود . . . آقایان موسوی اردبیلی و موسوی خوئینی ها هم بودند. به نظر می رسید از جایگزینی آقای [محمد] یزدی [رئیس جدید قوه قضاییه] ناراحتند.»

در این روز مقر ریاست جمهوری که در اختیار آقای خامنه ای بود به رئیس جمهور جدید تحویل داده شد. هاشمی رفسنجانی در یادداشت هایش از نامرتبی و فرسودگی ساختمان و وسایل آن گلایه کرده و یادداشت های او نشان می دهد که در روزهای بعد تعمیر و نوسازی ساختمان با سرعتی زیاد آغاز می شود و برای رئیس جمهور جدید که از کمر درد رنج می برد٬ استخر و سونای کوچکی هم ساخته شد. سرعت بازسازی مقر ریاست جمهوری به حدی بود که یک بار هم رئیس جمهور در حمام ریاست جمهوری گیر افتاد چون «دستگیره ها را برای آبکاری بازکرده بودند.»

تفاوت های ساختمان از دید افرادی که پیش از این هم به آنجا رفت و آمد داشته اند٬ محسوس بوده. منظره هایی که آقای خامنه ای را در یکی از بازدید هایش از مقر ریاست جمهوری به نوشته هاشمی، به تعجب انداخته بود.

پیشنهاد محل برای ساخت مقر رهبر تازه: منظریه، لواسان، مجلس مشروطه

آقای هاشمی رفسنجانی پیش از تحویل گرفتن ساختمان ریاست جمهوری از آقای خامنه ای برای ساختن مقر رهبر جدید ایران تلاش کرده بود. پیشنهادهای او منطقه منظریه جنگل های عباس آباد در مناطق مرکزی تهران٬ لواسانات و حتی به اشاره محسن رفیقدوست منطقه بهارستان و مجلس مشروطه بود، اما انتخاب نهایی رهبر جدید هیچ یک از اینها نبود.

آقای هاشمی رفسنجانی در ادامه کتاب اشارات جالبی به زندگی آیت الله علی خامنه ای دارد که به دلیل قلت اطلاعات درباره زندگی رهبر ایران جالب است. یکی از این ها ابراز شکایت آیت الله خامنه‌ای به او درباره «یکنواخت شدن زندگی اش» است و هاشمی به نقل از او می نویسد «بنای تنوع بیشتری در برنامه های کاری دارند.»

آقای هاشمی در این کتاب می نویسد که روزهای یکشنبه یا دوشنبه هرهفته با رهبر ایران ملاقات حضوری داشته و سال های بعد حتی فاش کرده به دلیل این که این ملاقات ها ضبط نمی شود حرف های صریحی بین آنها رد و بدل می شود.

جای جای خاطرات سال ۱۳۶۸ اشارات هاشمی به برقراری «تفاهم کامل» با آیت الله خامنه ای است. این موضوع در آخرین دیدار آنها در سال سرنوشت ساز ۶۸ هم درج است.

هاشمی در آخرین یادداشت های این سال می نویسد که همراه خانواده برای تعطیلات نوروز ۶۹ عازم کیش است و شب ۲۷ اسفندکه آیت الله خامنه ای مهمان او بوده درباره «سفر ایشان و سفر من در ایام عید نوروز » صحبت شده است.

خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی گرچه مختصر است و گاه جای موضوعات مهم و اساسی در آن خالی است اما انتشار آن درنوع خود حرکتی جسارت آمیز در ایران است.

«سه شنبه ۲۹ اسفند . . . . چند نوع تقویم برای نوشتن خاطراتم آوردند. یکی را انتخاب کردم. معمولا فهرستی از کارها٬ خاطره ها و مسائل داخلی و خارجی هر روز را در صفحه همان روز تقویم می نویسم؛ به امید اینکه در آینده دریچه ای به سوی تاریخ واقعی باشد؛ طبعا خیلی مختصر است.»