بررسی روزنامه‌های صبح تهران – شنبه ۱۹ اسفند

به روز شده:  02:59 گرينويچ - شنبه 09 مارس 2013 - 19 اسفند 1391

روزنامه‌های امروز صبح تهران ضمن انعکاس حضور محمود احمدی‌نژاد در مراسم تدفین هوگو چاوز و انتقاد چند تن به متن پیام تسلیت رئیس جمهور ایران و استفاده وی از عبارات مذهبی برای چاوز، سخنان آیت الله خامنه‌ای را منعکس کرده‌اند که از دولت خواسته گزارش مقابله دولت با گرانی را تهیه کند.

گزارش‌هایی درباره برف پیش نشده در مناطق کوهستانی و کشته شدن چند نفر در تصادفات جاده‌ای در روزنامه‌های امروز دیده می‌شود.

تیتر و عکس صفحه اول دنیای اقتصاد

اشتباه در پیام: هوگو چاوز رجعت نمی‌کند

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار و با انتقاد از پیام احمدی‌نژاد در مرگ هوگو چاوز نوشته رجعت خاص مؤمنین خالص است. عیار این خلوص آنقدر بالاست که هیچکس اجازه مصداق یابی برای آن را ندارد، حال معلوم نیست احمدی‌نژاد با کدام متر و مقیاس به خود اجازه داده که اینطور قاطعانه خبر از رجعت جناب هوگو چاوز دهد و او را یکی از آن معدود مؤمنان خالص (که مجوز همراهی پیدا کرده‌اند) بر شمارد. به طور قطع یا خواب و رؤیا عامل چنین انتسابی است یا ساده سازی و تسامح در مفاهیم موجب این قضاوت شده است.

به نوشته این مقاله اگر هر کس اجازه داشته باشد، سرمایه‌های اعتقادی را ارزانی احساسات، هیجانات و علائق دلخواه خود نماید، به سرعت این سرمایه‌ها ارزش خود را از دست داده و جوانان را به تردید و معاندان را سرسخت‌تر خواهد نمود. آسیب ناشی از سوءاستفاده سیاستمداران از مفاهیم و اعتقادات در طول تاریخ اسلام غیر قابل شمارش و غیر قابل سنجش است.

پیمان مقدم در ستون طنز اعتماد نوشته: عموجان ما روزهای سختی را می‌گذرانند. هجمه‌های سنگین اعتراضی که به سمت رییس‌جمهور سرازیر شده را نمی‌شود جمع و جور کرد. این دفعه دیگر پای اصلاح‌طلبان و روزنامه‌نگاران هم وسط نیست که بشود با سیاه‌ نمایی و هرزه‌نگاری پرونده را بست. اصولگرای استخوان خرد کرده‌یی نیست که به این پیام تسلیت معترض نشده باشد.

عموجان خشمگین و دژم یقه ما را گرفتند و فرمودند: «ببین این روز‌ها سر به سر من نذار. اعصابم خراب است. شب عیدی کار دست خودم و خودت می‌دهم. تا چهار نفر حرف آمدن و نیامدن سیدخندان را پیش می‌کشند، شما دُم در می‌آورید. حالا به فرض که یک اشتباه و زیاده روی در پیام تسلیت آشکار شده باشد. شما چه کاره هستید؟ چرا فکتان بسته نمی‌شود؟ چرا؟»

ما شده‌ایم مرغ عروسی و عزا و بهار و خزان. پیام را رییس‌جمهور نوشته، اصولگرایان معترض شده‌اند، شما برای ما خط و نشان می‌کشید؟ عموجان با صدای بلندتری فریاد زدند: «دیگر می‌خواستی چه بشود؟ اول درخت کاری و تعارف بیل به مشایی. بعد هم تعریف و تمجید از فلسفه بافی‌های مشایی درباره بهار. حالا هم این پیام تسلیت پر از مناقشه. تحمل ما هم حدی دارد. چقدر ماله بگیریم و هی روی این تنش‌ها ماله بکشیم. از مطهری و باهنر که انتظاری نمی‌رود. تکلیف شما‌ها هم که معلوم است. تا دنیا دنیاست برای گرفتن انتقام از حماسه سوم تیر از پا نخواهید نشست.»

احسان پیربرناش در ستون مسافر ویژه صفحه طنز قانون این بار محمود احمدی‌نژاد را سوار کرده که «دیدم که تاج گل سفارش می‌دهد و لباس مشکی بر تن دارد. گفت: «دربست؟». گفتم: تریپ مشکی زدی رفیق، نکنه داری از محبوبیت خودت سوءاستفاده می‌کنی و رنگ سال رو معرفی می‌کنی؟. گفت: چیزی نیست، مصیبتی پیش اومده.

در ادامه این طنز آمده: گفتم: بله، انصافن هم مصیبت برای شما چیزی نیست. گفت: به جای نیش و کنایه بهتر نیست تسلیت بگی؟ نمی‌بینی داغدارم؟ گفتم:‌ای آقا، ما هر روز مصیبت می‌بینیم، شما می‌ای توی تلویزیون تبریک می‌گی به ملت غیور ما و ما رو توی عمل انجام شده قرار می‌دی، ما چه تسلیتی داریم به شما بگیم؟ گفت: هیچ تسلیتی نداری بگی دیگه؟ گفتم: نه
به نوشته طنز قانون: گفت: برم یه دور بزنم و برگردم هم نمی‌ارین؟ خخخخخخخخ. گفتم: نخند محمود، تو داغداری/ گفت: اون دیگه به خودم مربوطه، تو اوه اوه اوه!

باید مراقب پوپولیست‌ها بود

عباس عبدی در مقاله‌ای در اعتماد نوشته شاید تعجب‌آور باشد که طی حدود یک دهه، بیش از ۱۷ بار روسای جمهوری ایران و ونزوئلا به کشور یکدیگر سفر کرده باشند، در حالی که در دور‌ترین فاصله جغرافیایی و حتی فرهنگی از یکدیگر قرار دارند هرچند ایران و ونزوئلا در اپک هستند، ولی این برای این حد از نزدیکی آن‌ها کافی نیست. شاید گفته شود ضد امریکایی بودنشان دلیل این وضع است، ولی کوبا و کره‌شمالی هم چنین هستند و این حد از روابط را با ایران ندارند.

نویسنده به بررسی علت محبوبیت چاوز پرداخته و نوشته مردم علاقه مندند الیگارشی فاسد را حذف کنند، چندان هم در بند عدد و رقم نیستند که بفه‌مند ضررهای فساد الیگارشی حاکم بیشتر است یا نحوه هزینه‌کردن‌های نابخردانه پوپولیست‌ها. متاسفانه مخالفان این نوع از سیاستمداران، چون رفتار و اعمال و سیاست‌های آنان را بخردانه و مطابق عقل سلیم نمی‌دانند، گمان می‌کنند که مردم هم‌‌ همان نگاه را به آنان دارند، و نتیجه می‌گیرند که پس از طریق رای و دموکراسی واقعی به مصدر امور نرسیده‌اند، این اشتباه مهمی است که مرتکب می‌شوند.

مقاله اعتماد چنین پایان می‌گیرد: مرگ چاوز زمانی رخ داد که او در آخرین انتخابات هم پیروز شد، و پیش از آنکه در عمل، مسوولیت کار‌هایش را عهده‌دار شود و مردم در یک انتخابات آزاد او را حذف کنند، فوت کرد و از این رو احتمال دارد که در آینده به نوستالژی سیاست این کشور تبدیل شود و چون بختک بر آینده سیاست این کشور بیفتد. این تجربه‌‌ای است که باید از آن درس گرفت و اجازه نداد که چنین افرادی به نوستالژی تاریخی یک جامعه و مردم آن تبدیل شوند، آنان را باید در میدان سیاست دموکراتیک شکست داد.

چاوز و اقتصاد ایران

رضا زندی در مقاله‌ای در شرق نوشته مرگ پرونده هوگو چاوز را بست. چاوز، نه آن بود که احمدی‌نژاد به اغراق توصیفش کرد. اما، کارگردانی «بازیگر» بود که در شطرنج کشور‌ها بازی می‌کرد تا کاری برای «ملتش» بسازد. با یک دست، بشکه‌های نفت را خرج کرد و با دست دیگر اهداف بولیواری‌اش را پیش برد تا محبوب طبقه محروم جامعه‌اش باشد. اما نام او با نفت گره خورده است.

نویسنده مقاله به تجربه خود در جولای ۲۰۰۷ اشاره کرده وقتی که چاوز به ایران آمده بود و نوشته وقتی وارد هتل شد انبوه محافظان همه‌فن‌دانش، اجازه مصاحبه با او را نمی‌دادند. برای پرسیدن سوالاتم، از دور به زبان اسپانیولی فریاد زدم «زنده‌باد ونزوئلا» او که زبان عامیانه را خوب می‌دانست ایستاد، گفت: زنده‌باد ایران. همراهانش هم تکرار کردند. چنین بود که مصاحبه اختصاصی شرق با او فردا، سرخط خبرهای دنیا شد. «ایران از ما تقاضای خرید بنزین کرد، ما هم قبول کردیم.»

مقاله شرق در عین حال یادآوری می‌کند در مرداد سال گذشته وقتی عرصه بر صادرات نفت ایران تنگ شد، ایران برای صادرات نفتش به هند، تحت‌فشار قرار گرفت. ونزوئلا وارد گود شد و از فرصت سود جست و۱۰ میلیون‌ تن نفت به این پالایشگاه داد. وقتی منافعش اقتضا کرد مراعات ایران را نکرد. هرچند چنین رویکردی در سیاست و اقتصاد، حرفه‌ای است اما در روابط راهبردی‌ای که چاوز با ایران طراحی کرده بود نمی‌گنجید.

روز جهانی زن
به مناسبت هشتم مارس روزجهانی زن مقالات و گزارش هائی درباره وضعیت زنان در روزنامه‌های امروز به چشم می‌آید.

کارتون احسان گنجی در روز زن،شرق

دولت در پایان راه مهربان شده
مهیار زاهد در تهران امروز نوشته با نزدیک شدن به روزهای پایانی دولت دهم بسیاری از چیز‌ها نیز رفته‌رفته رنگ و بوی دیگری به خود گرفته. چنان که در هشت ساله این دولت در بخش فرهنگی و هنری این حقیقت به وضوح عیان می‌شود که رفتار مدیران و مسئولان سینمایی منتخب احمدی‌نژاد با سینما و سینما‌گران طی این سال‌ها چندان دوستانه و صمیمی نبوده و حتی برخی از کنش‌های تند میان معاونت سینمایی و اهالی هنر هفتم بسیاری از تعامل‌های موجود میان این دو را گنگ و الکن ساخت.

نویسنده با اشاره به هفت سال خزان هنر به اینجا رسیده که بعد از بستن خانه سینما توسط دولت احمدی‌نژاد طی ماه‌های اخیر و در حالی که کمتر کسی امیدی به بازگشایی مجدد خانه سینما داشت ناگهان شخص رئیس‌جمهور با سینماگران به توافق رسید و دستور به بازگشایی خانه سینما داد. اتفاقی که ناظران و حتی تا حدودی شخص وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را نیز غافلگیر کرد.

اینک اما در روز‌های پایانی سال ۹۱ گویا انجام برخی تغییرات جزئی در اساس‌نامه خانه سینما تمامی مشکلات موجود را برطرف ساخته و ماجرا را ختم به خیر خواهد کرد! از سویی حمایت تمام‌قد مسئولان دولتی از برخی‌ پروژه‌های جنجالی و خاص سینمایی نیز طی سال‌جاری خود سیاست عجیبی بود که سوال‌های زیادی را برانگیخت.

نشانه‌ای از کاهش قیمت دیده نمی‌شود

عزت‌الله یوسفیان‌ملا در تهران امروز نوشته اگر بخواهیم گزارشی از نتیجه اقدامات مسئولان برای مقابله با تورم و گرانی در چند ماهه اخیر تهیه کنیم چه مواردی را می‌توان در این گزارش گنجاند و آیا می‌توان به عملکرد مسئولان در مقابله با گرانی نمره قبولی داد؟
به نظر این نماینده مجلس نگاهی به بازارهای مختلف نشان می‌دهد گرانی بیش از اندازه همچنان بر بازار‌ها سایه انداخته است و اقدام یا اقداماتی که برای کاهش گرانی به‌عمل آمده است، نتیجه چندان رضایتمندانه‌ای ندارد. آنطور که ما نمایندگان مجلس فکر می‌کنیم دولت در این مدت به پایه‌ای‌‌ترین وظایف خود درخصوص هدایت بازارهای مختلف و تغییر شرایط گرانی فراگیر در کشور عمل نکرده‌است.

مقاله تهران امروز یادآور شده که دولت بیش از اینکه به کنترل گرانی‌ها و تدوین سیاست‌هایی برای این امر بیندیشد درگیر مسائل سیاسی شده‌است و تا مسئله‌ای اقتصادی رنگ و بوی سیاست به خود نگیرد دولت به آن ورود نمی‌کند. برای مثال بازار پسته و خودرو تا زمانی که وارد فاز سیاسی نشده بود از سوی دولت مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار می‌گرفت.

افت و خیز بازار ارز؛ چرا؟

پویا جبل عاملی در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته کاهش و افزایش مجدد بهای ارز در هفته گذشته برای بسیاری از کار‌شناسان بازار جالب توجه بود. در حالی که میزان ارز عرضه شده در اتاق مبادله اندکی پیش از کاهش بهای ارز، بیش از سه برابر شده بود، این گمان را در بین ناظران ایجاد کرده بود که در بازار موازی، بهای ارز افت خواهد کرد و در عین حال اجلاس آلماتی و سیگنال‌های مثبتی که بازار از آن گرفت، موجب شد تا بهای دلار آمریکا افت ۴۰۰ – ۵۰۰ تومانی را تجربه کند.

نویسنده با طرح این سئوال که اما چرا بازار پس از این افت، رشد داشت؟ نوشته بر خلاف جهت کاهش هفته قبل شواهد حاکی از آن است که رشد بعدی نتیجه پارامتر‌های تکنیکال بازار است. در واقع عاملان بازار، در شرایطی هستند که مترصد خرید در کاهش قیمت‌ها هستند و این الگوی مبادله همچنان به قوت خود باقی است.

کارتون بهروز فیروزی، جام جم

سرمقاله دنیای اقتصاد تاکید کرده افت هفته گذشته یک عامل حقیقی بود که می‌تواند در صورت روی دادن تحولات مشابه کاملا روند بازار را معکوس کند، در حالی که عایدی پس از آن نتیجه عوامل تصحیحی و تکنیکال بازار بود. از این منظر اگر دولت واقعا خواهان افت بهای ارز یا تثبیت بازار است باید بیش از این به چنین عامل حقیقی توجه کند.

تصادف‌های مرگبار در برف
اعتماد خبر داده که یک مقام دولتی خبر از ۱۱۳ تصادف در جاده‌های ایران داد و گفت لغزندگی جاده‌ها و سرعت بالا مهم‌ترین دلیل این تصادف‌ها بوده است. جاده‌ها مقصرند یا اتومبیل‌های ناامن یا رانندگی ما است که به استقبال مرگ می‌رود؟
مریم زندی به اعتماد گفته گویا به شنیدن آن عادت کرده‌ایم. به طور مرتب این اخبار را می‌شنویم، از اینکه کودکان راهی اردوهای بی‌بازگشت می‌شوند تا حجله‌هایی که‌گاه و بیگاه سر کوچه‌یی با تصویر «جوانی ناکام» بسته می‌شود. یک سوی این وقایع به مسوولان و عدم توجه به ایمن‌سازی و استانداردسازی جاده‌ها بازمی‌گردد و روی دیگر سکه خود ما هستیم.
این عکاس صاحب نام شرح داده: سفرهای زیادی رفته‌ام و در بیشتر جاده‌های ایران رانده‌ام و تا دلتان بخواهد راننده خطرناک و اتومبیل ناایمن دیده‌ام. جوانانی زیادی را دیده‌ام که جان خود را کف دست گرفته‌اند و تهدیدی برای جان دیگران شده‌اند. تجربه این سال‌ها نشان داده است که سختگیری در قوانین موثر بوده و توانسته تا حدودی نقش کنترلی بر رانندگی افراد داشته باشد. شاید عده‌‌ای در لحظه‌‌ای که خطر می‌کنند به جریمه و عواقب قانونی رانندگی بد خود فکر نکنند، اما برای عموم جامعه جریمه و قوانین بازدارنده، موثر است.

روزگار کسادی جشن نیکوکاری

امیر وفایی در صفحه طنزانه قانون نوشته: در گذشته‌ای نه چندان دور مردم برای آن‌که در تلویزیون دیده شوند از جان مایه می‌گذاشتند و چه فشارهایی که در این راه تحمل نمی‌کردند. اما حالا چه؟ بساط جشن نیکوکاری پهن است اما مجری برنامه پخش زنده بدجوری به کسادی خورده و کسی را برای مصاحبه پیدا نمی‌کند.

- بله بینندگان عزیز پیرمردی را می‌بینم که با یک عدد پتو در حال عبور از اینجاست. خسته نباشی پدر جان. می‌بینم که با پتو اومدی. آفرین به این هموطن عزیز که یک تخته پتوی نو با خودش آورده تا به جشن نیکوکاری اهدا کنه.

- چی داری می‌گی واسه خودت؟ مرد حسابی اینو قسطی برداشتم. یه هفتس تا صبح از بی‌پتویی سگ لرز می‌زنم. - اومدم از آشپزخونه مسجد یه قرمه سبزی بگیرم. زیاد می‌ام اینجا، ۲۸۰۰ می‌ده قرمه رو، گوشتم خوب می‌ذاره.

گوینده مراسم به نوشته این طنزنویس فریاد می‌زند: موفق باشی...بینندگان عزیز اینجا عشق و احساس و نوعدوستی از چشمه جوشان قلب‌های هموطنان ما بیرون می‌ریزد. خانمی را می‌بینم که دارد سنجاق سرش را داخل صندوق کمک‌های مردمی می‌اندازد. واقعن زبان از توصیف این صحنه قاصر است. خدا قوت خواهر. می‌شه درباره حضورتون در این مکان توضیح بدید؟
- وا... یه لحظه از این بچه ذلیل شده غافل شدم ۲۰۰ تومن پول توجیبیشو انداخت این تو! دارم سعی می‌کنم درش بیارم.

کارتون روز

کارتون محسن ظریفیان، اعتماد

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.