بررسی روزنامه‌های صبح دوشنبه تهران – ۲۱ فروردین

به روز شده:  06:30 گرينويچ - دوشنبه 11 مارس 2013 - 21 اسفند 1391
تیتر و عکس صفحه اول آرمان

تیتر و عکس صفحه اول آرمان

روزنامه‌های امروز صبح تهران در عنوان‌های اصلی خود از دادگاه غیر علنی رسیدگی به متهم جنایت کهزیزک نوشته، به گمانه زنی درباره انتخابات آینده پرداخته و در عین حال از وضعیت وخیم اقتصادی کشور ابراز نگرانی کرده‌اند. چند روزنامه از قول هاشمی رفسنجانی نوشته‌اند نابسامانی‌ها از بی‌قانونی و غرور بی‌جاست.

صدای پای عید نمی‌آید

ولی درویشی در کلیک سرمقاله مردم سالاری نوشته "در سالهای نه چندان دور، روزهای آخرسال که می‌شد تلاش و تکاپوی مردم برای خرید شب عید، شور و نشاطی نو در جامعه می‌پراکند و صدای پای «عید» را در گوش‌ها طنین انداز می‌کرد. اما این روز‌ها که سفره‌های مردم از نان خالیست و بوی خوش طعامی‌که از کوچه‌ای برمی‌خیزد، خانه‌ای را دست افشان و کوی ای را ماتم زده می‌کند، دیگر بوی آمدن عید را نمی‌توان در خریدهای پایان سال مردم یافت. این را از نگاههای مغموم پدران و مادران و کم لطافتی کودکان می‌توان خواند".

به نظر این روزنامه "به بهانه مشاهده برخی رفتارهای ناهنجار از سوی اقشاری از جامعه نمی‌توان این «داشته فرهنگی- تاریخی» را از مردم گرفت. همانگونه که نمی‌توان به بهانه برگزاری برخی جشن‌های مختلف نامتعارف و... که به بهانه عید نوروز در میان اقشاری از جامعه انجام می‌شود، مانع از برگزاری جشن‌ها و آیین‌های نغز و پرمغز نوروزی شد".

سرمقاله مردم سالاری با تاکید بر اینکه شاد بودن حق مردم است و برگزاری جشن‌ها و آیین‌های سور و شادی باعث ایجاد نشاط در جامعه می‌شود نوشته "شایسته است که متولیان چنین اموری به جای تأکید بر نقاط منفی برگزاری این جشن، به ارزش فرهنگی و تاریخی آن توجه داشته و به جای تلاش برای برگزار نشدن آن، به نحوی اجرای آنرا –حتی نمایش زیبا و شورآفرین آتش بازی درست را - مدیریت و سازماندهی نمایند که هم حق برخورداری مردم از شادی عمومی تامین گردد، و هم حق جامعه در برخورداری آرامش و امنیت تأمین گردد".

حواشی عجیب دادگاه

بهمن کشاورز در تحلیل اثرات حقوقی محاکمه سعید مرتضوی در کلیک شرق نوشته "دومین جلسه محاکمه متهمان «کهریزک» برگزار و قسمتی از حواشی آن منتشر شد. اما مطلب بسیار مهم‌تر و شاید شگفت‌انگیزی که اتفاق افتاد انتشار متن کامل مدافعات یکی از متهمان پرونده در یکی از خبرگزاری‌ها بود. قانون آیین دادرسی کیفری ضمن تعریف علنی بودن دادگاه تصریح می‌کند: «... لکن انتشار آن در رسانه‌های گروهی قبل از قطعی‌شدن حکم، مجاز نخواهد بود و متخلف از این تبصره به مجازات مفتری محکوم می‌شود»."

به نوشته این حقوقدان، "با عنایت به اینکه اولیا دم و وکیلان آن‌ها با توجه به غیرعلنی بودن دادگاه از ورود در جزییات معذور بوده و از بیان اطلاعات مربوط به جلسه خودداری کرده‌اند این سوال مطرح می‌شود که چرا و چگونه، مدافعات یکی از متهمان به طور کامل اجازه انتشار یافته است؟ باید توجه کرد انتشار مدافعات یک طرف -خواه متهم باشد یا ولی دم- خواه‌ناخواه نوعی «ساختن افکار عمومی» است آن هم به نفع کسی که مدافعات او مطرح می‌شود و طرف مقابل، مجال پاسخگویی در‌‌ همان زمان را ندارد".

تیتر و عکس صفحه اول شرق

تیتر و عکس صفحه اول شرق

به نوشته مقاله شرق، "انتشار کامل لایحه دفاعیه یک متهم دادگاه کیفری استان – قائم‌مقام و جانشین دادگاه جنایی سابق- در رسانه عمومی، امری کاملا بدیع و بدعتی است که مشخص نیست آیا امکان ادامه پیدا خواهد کرد یا نه؟ و آیا مثلا وکلای اولیای دم در همین پرونده خاص و خود اولیای دم -که ذی‌نفع اصلی هستند- این مجال و امکان را خواهند یافت که در مورد این دفاعیه مفصل، آنچه را می‌خواهند به افکارعمومی اطلاع دهند که هیچ یک از طرفین تنها به قاضی نرفته باشند؟"

ماجرای آن عکس!

کلیک کیهان در خبر ویژه خود نوشته "انتشار تصویری از مصافحه احمدی‌نژاد با مادر هوگو چاوز که خبرگزاری انگلیسی «رویترز» منتشر کرده بود بلافاصله پس از انتشار با انعکاس و بازتاب گسترده‌ای در سایت‌های فارسی زبان روبرو شد، اما حجت الاسلام میرتاج الدینی، معاون حقوقی رئیس جمهور که وی را در این سفر همراهی می‌کرد و در صحنه حضور داشت گفت من و دکتر صالحی شاهد ماجرا بودیم، رئیس جمهور طبق معمول دست‌های خود را در مقابل هم فشرد و به عرض تسلیت به مادر چاوز پرداخت، اما به دلیل اینکه حال مادر چاوز دگرگون شده بود، با ابراز تأثر شدید ناگهان دستان خود را بر دست رئیس جمهور گذاشت، اما احمدی‌نژاد دست‌هایش را می‌کشید".

کیهان نوشته "در همین حال و هوا، دو عکس روی سایت‌ها قرار گرفت. یکی از آن‌ها احمدی‌نژاد را در حال مصافحه با مادر چاوز نشان می‌داد و در عکس دیگر، احمدی‌نژاد با‌‌ همان حالت در حال مصافحه با البرادعی بود. عده ای- البته اندک و کم شمار- اصرار داشتند که عکس مصافحه احمدی‌نژاد با البرادعی، عکس واقعی است".

این روزنامه اظهار نظر کرده که "مصافحه آقای احمدی‌نژاد با مادر هوگو چاوز صحت داشته است و از آنجا که چاوز در سن ۵۷ سالگی در گذشته، مادر ایشان حداقل بایستی نزدیک به ۸۰ ساله باشد. بنابراین شائبه‌ای که برخی از سایت‌ها در این باره مطرح می‌کنند نمی‌تواند پایه و اساسی داشته باشد. و از سوی دیگر، همانگونه که آقای میرتاج الدینی توضیح داده، احتمال غافلگیر شدن آقای احمدی‌نژاد به واقعیت نزدیک‌تر است. و این ماجرا با دست دادن آقای خاتمی با زنان و دختران جوان اروپایی کاملاً متفاوت است".

دیگر سفر استانی وجود ندارد

احسان بداغی در کلیک آرمان نوشته: "مدت‏هاست که دیگر دولت به سبک سابق سفرهای استانی ندارد. اکنون یک عضو هیات‌رئیسه مجلس می‌‏گوید: «کاهش استقبال مردمی دلیل تعطیلی سفرهای استانی است.» محمد دهقان البته حرف‏های دیگری هم در این خصوص دارد. به گفته او «دولت در سفرهای استانی درصدد آن بود تا القا کند اعتبارات اختصاص داده شده به استان‌ها به خاطر سفر رئیس‌جمهور است در حالی که این اعتبارات از بودجه‌های تصویب شده مجلس برای استان‌ها بود»."

"در ابتدای عمر دولت نهم قسمت عمده‏ای از کار‌شناسان اقتصادی و رقبای سیاسی دولت منتقد سفرهای استانی بودند و آن را اقدامی غیر کار‌شناسانه می‌‏دانستند. حالا بخش اعظمی از اصولگرایان هم به این صف پیوسته‏‌اند. یکی از این طیف‏های اصولگرا هم جامعه اسلامی مهندسین است؛ تشکلی که ۸ سال طول کشید تا از قامت طرفدار تمام و کمال دولت به یک منتقد تمام عیار تبدیل شود."

آرمان از قول حمیدرضا فولادگر، نماینده مجلس و عضو ارشد این تشکل نوشته "دولت در ماه‏های پایانی عمر خود دچار مشکلات زیادی است. نوسانات نرخ ارز، تشدید تورم و به هم ریختن وضعیت اقتصادی کشور به نظر من خیلی در تعطیلی سفرهای استانی موثر بوده است. علاوه بر این‌ها قطعا اجرایی نشدن مصوبات سفرهای پیشین را باید در این تعطیلی لحاظ کرد. ارزیابی من این است که قطعا این سفر‌ها تعطیل شده‏‌اند."

امضاهای میلیونی و هواپیما با پراید

کارتون احمد عربانی، بهار

کارتون احمد عربانی، بهار

کلیک بهار در گزارشی نوشته: "پیاده‌رو گَرد که باشید کودکان کار را دیده‌اید با چهره‌های مملو از غم و بعضا با چشمانی خیس، در سرما و گرما به دنبال مجوز غذای گرم و جای خواب یا‌‌ همان چند‌هزار تومان درآمد روزانه. شما را نمی‌دانیم ما دیده‌ایم کودکی را که به خاطر نبود درآمد کافی، کارتن‌خواب پیاده‌روهای هفت تیر بوده است".

این گزارش افزوده: "علامت تعجب امروز به دنبال گروه‌های مدیریت‌کننده کودکان دستفروش و خرید‌و‌فروش منطقه فعالیت در بین این گروه‌ها نیست، امروز می‌خواهیم برای شما از اقتصادی بگوییم که در آن سلطان شکر‌ها و پتروشیمی‌ها فربه می‌شوند و پشت چراغ قرمز، کودکان دستفروش را با «گُم‌شو» از خود می‌رانند. اقتصادی که اگر در ریل عقلانیت قرار داشت امروز نه کودک کاری داشتیم، نه مافیای واردات و صادرات، نه خط فقر یک‌و‌نیم‌میلیونی و نه سالانه چند ‌هزار کلیه‌فروش".

گزارش بهار چنین به پایان می‌رسد: "باور کنید امضا‌های میلیونی برای‌ مدیران و همه آن‌هایی که التماس دعا دارند از صاحبان امضاهای، طلایی عادی شده است. در این اقتصاد بیمار، ارزش پول ملی به یک‌چهارم می‌رسد و خط فقر اکثر مردم جامعه را به زیر می‌کشد، آپارتمان متری ۴۰‌ میلیون تومان دست‌به‌دست می‌شود و حقوق یک‌ماه ۳۱۰۰ نفر کارگر، ماشین زیر پای جوانک‌های ۱۸ساله‌ می‌شود".

محمدحسین روانبخش در کلیک ستون طنز مردم سالاری سخن محمد رضا رحیمی‌ معاون اول رئیس جمهور را نقل کرده که گفته: «کار‌شناسان و مدیران گروه خودروسازی سایپا برای تولید هواپیما برنامه‌ریزی کنند».

"تا بحال سایپا با تولید خودروهای خیلی ایمن و مطمئن مثل پراید، مردم را کمی‌تا قسمتی به هوا می‌فرستادند. لطفا برداشت بد نکنید؛ یعنی مردم را خوشحال می‌کردند و مردم خوشحال شده از اینکه در پراید هستند و گهگاهی از برکات ایمنی آن بهره‌مند می‌شدند، از خوشحالی به هوا می‌پریدند!"

به نوشته این مقاله "ولی هیچکس به ذهن مبارکش نرسیده بود که این گروه می‌تواند هواپیما بسازد تا مردم را دسته جمعی هوا بفرستند و از هوا به زمین برگردانند. دیروز، روز سخنان بزرگ دولتمردان گرانقدر بوده است و در این زمینه به طور خیلی خطرناکی از هم سبقت می‌گرفتند!"

سخن دیگری که ستون طنز مردم سالاری از قول وزیر صنعت، معدن و تجارت نقل کرده "اعلام خبری خوش برای مردم همیشه در صحنه است": «آن اقتصادی که ارزش ارز آن ۴۰۰۰ تومان است وابسته به نفت نبوده و یک اقتصاد پویا، مستقل و رو به رشد است» "به این ترتیب مردم متوجه شدند که اولا قیمت دلار با هوگو چاوز فرق می‌کند، آن هم خیلی! رئیس دولت به شدت و با اطمینان اعلام کرده که چاوز دوباره باز می‌گردد اما وزیر صنعت به شدت و با اطمینان اعلام کرده که قیمت دلار به قبل باز نمی‌گردد."

گزارش‌های تلویزیونی حقیقت نما

مسعود‌ مرعشی در کلیک صفحه آخر بهار با نقل خبر یکی از خبرگزاری‌ها دایر بر اینکه «جمعی از رانندگان حمل‌ونقل سنگین کشور با تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی از نمایندگان مجلس خواستند تا اجازه ندهند چرخ صنعت حمل‌ونقل کشور از حرکت بازایستد، تاکید کرده آن‌ها پلاکاردی در دست داشتند که رویش نوشته بود با تحریم‌های آمریکای جنایتکار خم به ابرو نمی‌آوریم.

برهمین اساس طنزنویس بهار صحنه‌ای را مجسم کرده که در آن خبرنگار اعلام می‌دارد: بینندگان عزیز، شایعه تجمع عده‌ای از رانندگان ماشین‌های سنگین در مقابل مجلس سلطنتی انگلیس این روز‌ها سینه‌به‌سینه بین مردم نقل می‌شه، به این محل اومدیم تا از راست‌ودروغ این مسئله مطلع بشیم.

- سلام! آقا شما راننده چه ماشینی هستین؟ - سلام نوکرم! ما تریلی می‌شینیم عمو. - برای چی اینجا هستید؟ - آقا ترافیکه آقا! آقا ما می‌دونیم شهرداری داره سعی می‌کونه حلش کونه، ولی خب مام کلافه‌ایم آقا. عیب نداره‌ها، ما ملت انگلیس صبرمون زیاده، بوی خدمت رو هم می‌شنفیم، ولی یه علاجی واسه این ترافیک بوکونن آقا.

به سراغ یکی از رانندگانی می‌ریم که پلاکاردی با شعارهای اعتراضی دستشه. آقا شما برای چی اینجا هستید؟ - من؟ من؟؟ من؟؟؟ من اصلا اینجا نیستم. کی گفته من اینجام؟ اینا همه تبلیغات رسانه‌های بیگانه‌ است. باور نکنید. من الان دارم تو جاده مسافر می‌برم بندر چلسی...

بینندگان عزیز، با چشم‌های خودتون دیدید که تجمع اعتراضی یه مسئله غیرواقعی و غیراخلاقی بود که علیه دولت فخیمه انگلیس مطرح شد و راننده‌ها همه از شرایطشون راضی هستن.

ایمان پیربرناش هم در کلیک صفحه طنزانه قانون یک گزارش تلویزیونی را مجسم کرده:

مجری: سلام بینندگان عزیز. با برنامه‌ای دیگر از سری برنامه‌های «نترسید، نترسید، ما همه با هم می‌ترسیم» در خدمت شما هستیم. آیا باز هم گله دارید؟ آیا دوشواری دارید؟ آیا درد دارید؟ حق دارید. سریع می‌ریم سراغ تماس اول و با سیم سیم از اتریش صحبت می‌کنیم.

سیم سیم: سلام آقای بادنجانی. هر چی بگم کم گفتم، آدم اینجا حوصله‌اش سر می‌ره.

مجری: طفلکی‌ها. نه تحریمی، نه جشن و راهپیمایی‌ای، نه حتی یک مراسم اعدام خشک و خالی.

سیم سیم: خدا رو شکر که شما ما رو درک می‌کنین. کاش فقط این‌ها بود. مغازه‌ها دور، اجناس گرون، (عباس آقا بیا کنار)، تاکسی‌ها هم که فقط دربستی سوار می‌کنن. حتمن این مشکلات رو تو بیست وسی دیدین.

مجری: مجبوریم ببینیم البته. می‌بینین هموطنای عزیز؟ همه مغازه‌هاشون دوره. آدم پاش زوق زوق می‌کنه تا بره یه دونه لپ لپ بخره و برگرده.

کارتون روز

کارتون محسن ظریفیان، اعتماد

کارتون محسن ظریفیان، اعتماد

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.