بررسی روزنامه‌های صبح سه‌شنبه – ۲۲ اسفند

به روز شده:  04:43 گرينويچ - سه شنبه 12 مارس 2013 - 22 اسفند 1391

روزنامه‌های صبح امروز تهران در عنوان اصلی خود سخنان دادستان کل کشور را درباره پرونده اختلاس و دست داشتن چند موسسه دولتی در آن منعکس کرده، در ادامه بحث‌ها پیرامون تبلیغات انتخاباتی رییس‌جمهور و تحسین‌های وی از رحیم مشائی به انتقاد درباره این نوع فعالیت‌های احمدی نژاد پرداخته و در عین حال افتتاح ساخت خط لوله گاز ایران و پاکستان را با اهمیت دیده‌اند.

قرارداد خط لوله با پاکستان

محمدحسین مهرزاد در سرمقاله کلیک جهان صنعت نوشته، قرار بود نامش صلح باشد اما کشور ۷۲ ملت، دو جمهوری اسلامی را با هم رها کرد و نخواست ضلع سوم مهم‌ترین خط لوله انتقال گاز باشد. هندی‌ها که پا پس کشیدند، ایران و پاکستان به مذاکره ادامه دادند تا شاید دو همسایه‌ای که بیشترین نزدیکی مذهبی را به هم دارند، بتوانند دو متحد اقتصادی استراتژیک شوند.

تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

مذاکراتی که بیش از یک دهه طول کشید بالاخره به عمر دولت محمود احمدی‌نژاد وصال داد و او توانست دیروز خوشحال و خندان کنار آصف‌علی زرداری عکس یادگاری بیندازد.

اگرچه مقامات ایرانی بارها اعلام کرده‌اند که تخفیفی به همسایه شرقی نداده‌اند اما هنوز هیچ‌کس جز مسوولان ایران و پاکستان از جزییات فرمول قیمتی انتقال گاز خبر ندارند. همین بی‌خبری باعث شده تا برخی گمانه‌زنی‌ها سمت‌وسویی یابد که نه تنها مطلوب دولت رو به پایان احمدی‌نژاد نیست که منافع ملی ما را نیز تامین نمی‌کند.

به نوشته جهان صنعت استناد به متعارف نبودن افشای قرارداد بین دو کشور اگرچه می‌تواند پاسخ خوبی برای گریختن از اذهان پرسشگر باشد اما بالاخره طی ماه‌های آینده احمدی‌نژاد و دولتش خواهند رفت و دولت بعدی اگر به دست آنها نیفتد- که بسیار هم محتمل است- به طور حتم ناگفته‌های بسیاری از این قرارداد را منتشر می‌کند. پس این بار بهتر آن است که سر قرارداد گازی ایران و پاکستان در حدیث دیگران گفته نشود و مقامات نفتی ایران سوالات متعدد اذهان عمومی را پاسخ دهند.

آیت الله خمینی از دید حجاریان

کلیک بهار در سرمقاله خود، نوشته سعید حجاریان درباره استراتژی که امام توانست بر پایه آن یک بسیج عمومی گسترده ایجاد شود گفته امام چند کار انجام داد؛ توانست عصاره جنبش‌های موجود را جذب کند. جنبش‌های موجود چه بودند؟ جنبش‌های چریکی، جنبش دکتر شریعتی، حتی جنبش ملیون؛ به شاه می‌گفت اگر می‌خواهی آقا باشی، به مردم برگرد! موضع امتی (انترناسیونالیسم اسلامی) را هم جذب کرد، مواضع ضدامپریالیستی را هم جذب کرد.

بهار بدون نشان دادن این که گفتگو در چه موقعیتی با مدیر روزنامه توقیف شده صبح امروز صورت گرفته، از زبان حجاریان نوشته: آن زمان شوروی‌ها می‌گفتند هر جا دیکتاتوری هست، با آمریکا است. مانند سعودی‌ها، آرژانتین و... . البته شوروی‌ها خودشان هم دیکتاتور بودند، اما می‌گفتند آمریکا خودش ادعای دموکراسی دارد، اما رعایت نمی‌کند؛ ما که ادعای دموکراسی نداریم! از آن زمان آمریکا گفت که به سمت آزادی برویم؛ زیرا اگر آزادی نباشد اوضاع بدتر می‌شود.

حجاریان درباره تفاوت‌های تاکتیکی دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه، در پیروزی انقلاب ایران گفت: البته حرف‌های زیادی در این مورد می‌زنند و می‌گویند انقلاب «توطئه گوادلوپ» بود که گفتند شاه برود و امام بیاید. این یک حرف مفت است. آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها به شدت پراگماتیست هستند؛ می‌گویند «شاه زنده را عشق است» یعنی وقتی آقای خمینی هست و شاه دارد می‌میرد، چرا باید برای او هزینه کنیم؟ لذا حتی برای درمان هم، او را تا روزهای آخر راه ندادند.

تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

در بخشی از این گزارش از قول حجاریان آمده: ما اول انقلاب وقتی به اداره دوم ارتش رفتیم، بعضی از قوری و کتری‌های برقی هنوز روشن بودند. یعنی این‌قدر مطمئن بودند بر سر کارند که تا دو ساعت قبل از پیروزی انقلاب مسئولان آن اداره در آنجا بودند و ما از همان قوری و کتری‌‌ چایی خوردیم! یعنی آن رژیم آنقدر حالت لختی پیدا کرده بود که از ماندن خود مطمئن بود.

مدال برای چه؟

حسین شریعتمداری در سرمقاله کلیک کیهان به بررسی اهدای مدال عالی فرهنگ به رحیم مشائی و سخنان احمدی نژاد در آن پرداخته و ابتدا نوشته فرض کنید که اگر قرار بود مردم در یک انتخابات سراسری شرکت کرده و فردی را به عنوان یک اسلام شناس برجسته یا کارشناس مدیریت جهان انتخاب کنند، آیا آقای احمدی نژاد را انتخاب می‌کردند؟ یا اگر می‌خواستند فردی را انتخاب کنند که بتواند «اولیاءالله» و مردان بزرگ این مرز وبوم را شناسایی کرده و به ملت معرفی کند. سئوال دیگر این که اگر ایشان در تبلیغات انتخاباتی خود، صادقانه به مردم می‌گفت که رئیس جمهور «اسمی» خواهد بود و ریاست جمهوری «رسمی» را به آقای اسفندیار رحیم مشایی واگذار می‌کند، آیا مردم به او رأی می‌دادند؟!

به نوشته نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان پاسخ به همه این سئوال‌ها منفی است و مردم آقای احمدی‌نژاد را با این انتظار برگزیده‌اند که بر کرسی ریاست قوه اجرایی کشور بنشیند و اداره امور اجرایی را برعهده بگیرد. بنابراین، چنانچه به جای انجام وظایفی که شرعا و قانونا برعهده دارد، وقت و فرصت و امکانات ریاست جمهوری و اموال بیت المال را به انجام امور دیگری که در حوزه وظایفش نیست اختصاص بدهد، به یقین امانتی را که با شعار و ادعای انجام امور اجرایی کشور از مردم تحویل گرفته بود، ضایع نموده و به صداقت مردم دهن کجی کرده است.

یادداشت روز کیهان به اینجا رسیده که مدتی است که آقای رئیس جمهور، وظایفی را که شرعا و قانونا برعهده دارد وانهاده و امکانات و فرصت‌ها و بیت المال مسلمین را برای اموری هزینه می‌کند که نه فقط کمترین رابطه ای با وظایف تعریف شده رئیس جمهور ندارد بلکه به این تردید دامن می‌زند که ایشان به جای پرداختن به دغدغه‌های اساسی مردم و امور جاری و بر زمین مانده کشور، اسیر بلندپروازی‌های آمیخته به توهم خود و اطرافیان کذایی خویش است و انگار نه انگار که در مقابل رأی مردم و اعتمادی که به ایشان شده است، آیا از سخیف بودن اقدامات اخیر خود بی خبر است و یا از میزان آسیبی که این اقدامات ناپسند برای شخصیت خود ایشان در پی داشته و زیانی که به منافع ملی و خواسته‌های برحق و قانونی مردم وارد می‌کند، اطلاعی ندارد!

مهدی مال‌میر در سرمقاله کلیک مردم سالاری برگزیده شدن فیلم آرگو در اسکار را عملی سیاسی خوانده اما افزوده به نظر می‌رسد اهدای جوایز فرهنگی با اهداف سیاسی و غیر فرهنگی تنها مختص به جبهه مقابل نیست و گویا در دولتی که با شعار مبارزه با امپریالیسم و برپایی عدالت در میان تمامی انسان‌ها پا به عرصه وجود گذاشته است نیز ابزار کارآمدی به شمار می‌آید!! گواه این مدعا هم اهدای نشان درجه یک فرهنگ به فردی است که بیشتر در میدان سیاسی آن هم به لطف اظهارنظرهای خاص و ارتباط غریبش با شخص رئیس دولت، مطرح بوده است و در عرصه فرهنگ و هنر این مرز و بوم در مقام مقایسه با بسیاری از فرهیختگان و زحمت‌کشان عرصه فرهنگ از کارنامه‌ای سخت تهی و بی اهمیت برخوردار است.

به نظر نویسنده این مقاله اگر ادبیات کم‌نظیر و چه بسا بی‌نظیر رئیس قوه مجریه را در رثای ایشان در جریان مراسم اهدای نشان در کنار اقداماتی که در بالا به‌ آن‌ها اشاره شد قرار دهیم، ‌درک منطق درونی و دریافت نظم پنهانی اقدامات اخیر چندان دشوار نخواهد بود و آن اینکه: گروه موسوم به دولتی‌ها بر آن است تا از تمامی امکانات سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی در اختیارش برای مطرح کردن کاندیدای موردنظرش بهره جوید. این که تناقض در گفتار و کردار دولت در طول این هشت سال به رویه‌ای معمول بدل شده است شاید حرف چندان جدیدی نباشد، اما آنچه اقدام اخیر رئیس دولت را از اقدامات اخیر ایشان جدا می‌کند، بیان آشکار اراده دولت برای به کارگیری جملگی ظرفیت‌های موجود با هدف ماندن در فضای سیاسی کشور و تأثیرگذاری در جغرافیای سیاسی کشور است.

چه خوب است به یکدیگر نشان می‌دهید

مسعود مرعشی در ستون طنز کلیک بهار پیشنهاد کرده حالا که نشان عالی فرهنگ به رحیم مشائی داده شد این نشان‌ها هم توزیع شود:

نشان ادب پارسی به دکتر محمود احمدی‌نژاد؛ به دلیل احیای ادبیات مردم کوچه و بازار در سطح دیپلماتیک و نیز تلاش برای احیای ضرب‌المثل‌های مظلوم و مورد غفلت واقع شده.

نشان ایثار: به سعید مرتضوی؛ به دلیل شدت ایثار و فداکاری‌اش که با وجود هجمه‌های پیاپی هنوز در سنگر تامین اجتماعی به مردم خدمت می‌کند.

نشان سازندگی: به محمودرضا خاوری؛ به دلیل این‌که دلار‌ها حسابی به ایشان «ساخته» و ترگل و ورگل‌تر شده است.

چاوز دروغ نگفت و سر روی شانه گریان

کلیک ابتکار در سرمقاله خود پس از ذکر پیشرفت‌های ونزوئلا در دوران ریاست جمهور هوگو چاوز نوشته در کنار این آمار خیره کننده و تایید شده، چاوز در عرصه‌های دیگر نیز چهره ای کاریزماتیک و رهبری قابل توجه و البته امروزین از خود برجای گذاشت. او در شبکه اجتماعی توییتر بعد از رئیس حمهور آمریکا با بیش از ۴ میلیون طرفدار نفر دوم جهان بود. چاوز چهار بار پیاپی پیروز بلامنازع انتخابات ریاست جمهوری بود. در همه دوره‌های انتخاباتی این کشور نهادهای بین‌المللی بر سلامت انتخابات آن کشور متفق‌القول بوده‌اند.

کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا که در جریان آخرین انتخابات ریاست جمهوری این کشور در کاراکاس حضور داشت سیستم رای‌گیری ونزوئلا را بهترین در جهان دانست. این درحالی است که افکارعمومی در بیرون از کشور، به دلیل خوی ضد آمریکایی او، همواره دچار این توهم بوده است که دموکراسی در ونزوئلا جایگاهی ندارد و انتخابات این کشور هرگز آزاد نیست.

کارتون علی کاشی، مردم سالاری

کارتون علی کاشی، مردم سالاری

به نوشته این روزنامه با این حال چاوز اگرچه زیاد شعارمی داد و همگان را به واکنش وا می‌داشت اما کمتر به مردم کشورش دروغ می‌گفت. او مشتری ثابت دوربین تلویزیون‌های دولتی و خصوصی و میکروفن‌های خبرنگاران بود و تا روزی که یارای حرف زدن داشت از سخنرانی باز نایستاد و هیچ گاه جنجال و تندروی رهایش نکرد. اما مهم ترین ویژگی او به عنوان یک رئیس جمهور ثابت قدمی اش در اهداف و صداقتش با مردم کشورش بود.

ابتکار به این نتیجه رسیده چاوز اما توانست یک تنه آبروی چپ گرایی را بخرد و از خود میراث ماندگاری برای توجه روزافزون به سوسیالیسم واقعی در قرن بیست و یکم بخرد. میراثی که البته بیش از هرچیز به مدد ائتلاف «دلارهای نفتی» و «ثابت قدمی در چپ گرایی» حاصل شده است.

محمدحسین روانبخش در ستون طنز کلیک مردم سالاری نوشته در این ماه‌ها که برادر تورم، به هیچ کس و هیچ جایی رحم نکرده و همه چیز از پوشک بچه گرفته تا سنگ قبر گران شده است ، باور نمی‌کردیم که بتوان چیزی را پیدا کرد که گران نشده باشد اما در عین ناباوری رئیس سازمان نظام پرستاری در این راستا دیروز خبر بزرگی را به اطلاع هموطنان رساند: «بسیاری از مردم به خاطر بی‌خبری از فشار خون بالا، مفت و مجانی می‌میرند».به این ترتیب مشت محکم دیگری به دهان استکبار جهانی و عوامل داخلی اش برخورد کرد و همگان متوجه این واقعیت شدند که خوشبختانه و خیلی خوشبختانه، گرانی نه تنها همه چیز را در برنگرفته بلکه هنوز هم می‌توان چیزهایی پیدا کرد که مفت و مجانی باشند!

به نوشته این ستون: اگر مردم از فشار خون بالا خبر ندارند، در عوض مسوولان خیلی محترم اجرایی هم از فشار بالای گرانی خبر ندارند و به این ترتیب می‌توان نوعی همدلی و همراهی بین مردم و این مسئولین خیلی محترم کشف کرد و بار دیگر بدخواهان را ناامید کرد.

در پایان ستون طنز مردم سالاری آمده: حالا که مردم ما از فشار خون بالا می‌میرند ، خدا نکند کسی فراموش کند که هوگو چاوز که به طور مشکوک مرده است. می‌دانید که مشکل هوگو چاوز از لگن خاصره اش شروع شد و به اطراف و اکناف پیشرفت کرد. احتمالا او هم از داشتن لگن خاصره خبر نداشته و این طور دوستان و آشنایان و اقوام نزدیک را عزادار کرده که تا سر روی شانه هم نگذارند آرام نمی‌گیرند؟

نصاب غیرسیاسی

پوریا عالمی در که در دوره تازه فعالیت خود برای چند شغل اپللای کرده، در ستون طنز شرق نوشته امروز چند اپلیکیشن نصابی را نصب کردیم و اپلای کردیم، که گزارشش را تندتند تعریف می‌کنم؛

کارگزینی: آیا شما سابقه‌داری؟ اون هم در نصابی؟

جویای کار: بله. ما خانوادگی تو کار نصابی بودیم. عموم بشقاب نصب می‌کرد، منتها روی پشت بام. آن یکی عموم برای خودش رزومه ساخته بود و می‌گفت در جوانی روبه‌روی دانشگاه اعلامیه نصب می‌کرده، الان وام گرفته چاپخانه زده. دخترعمه‌م تو کار نصب حلقه بود، منتها روی گوش و بینی و استخوان ترقوه و... بابام هم تو کار نصب ما بچه‌ها بود، اگر تجدید می‌شدیم ما را مثل اعلامیه به دیوار نصب می‌کرد. خودم هم تخصصم نصب آیفون است، منتها نه روی دیوار؛ به شلوارم. آیا من استخدامم؟

کارگزینی: برو بابا. دست‌کم هدفون آیفونت را دربیاور وقتی می‌خواهی حرف بزنی.

فشار خون بالا و چیزهای دیگر!

کارتون روز

کارتون پیام برومند، اعتماد

کارتون پیام برومند، اعتماد

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.