چهارشنبه‌سوری؛ آتش‌های 'شادی‌بخش اهریمن‌کش'

به روز شده:  10:49 گرينويچ - سه شنبه 19 مارس 2013 - 29 اسفند 1391

جشن چهارشنبه‌سوری کردها در استانبول

بشر از نخستین روزهای حیات خویش، آتش را به کمک طبیعت شناخت و با شگفتی بسیار از خواص آن آگاه شد. روشنی و درخشندگی درختی که بر اثر رعدوبرق آتش گرفت و سوخت، چشمان انسان‌های اولیه را خیره ساخت و پس از آن بود که آدمیان دریافتند آتش، بسیاری از مشکلات روزمره همچون آماده‌سازی غذای روزانه و رفع سرمای زیستگاه‌ها در سردسیر درازمدت زمستان را مرتفع می‌سازد.

از این رو می‌توان گفت که انسان‌ها حتی از دوران دیرینه سنگی آتش را بسیار گرامی می‌داشتند و پس از سال‌های متمادی، این احترام به مرحله ستایش و تقدس رسید، به نحوی که پژوهش و بررسی تاریخ زندگی بسیاری از ملل کهن نشان می‌دهد که آنها آتش را در زمره عناصر مورد احترام و حتی مورد پرستش خویش قرار می‌دادند و امروزه نیز میان برخی قبایل که همچنان در ژرفنای جنگل‌های بزرگ زندگی می‌کنند، عنصر آتش در خور ستایش و تکریم تلقی می‌شود.

در دین مزدیسنای زرتشت هم آتش عنصری مقدس بوده و نماد فروغ ایزدی است.

در سده‌های پسین نیز به حکایت تاریخ ادب پارسی، آتش به عنوان یکی از عناصر مقدس چهارگانه طبیعت و نماد زندگی مورد ستایش بود، چنان که امیرمعزی، از شاعران نامور سال‌های پایانی سده پنجم و اوایل سده ششم هجری قمری، در مقام سپاسگذاری از صله و بخشش شاهانه پیرو نخستین رباعی سروده خویش، درمقام دومین بدیهه‌سرایی، با اشاره به عنصر نخست از عناصر چهارگانه طبیعت، یعنی عنصر "آتش" چنین می‌سراید:

چون "آتش" خاطر مرا شــاه بدید / از "خاک" مرا بر زبر مـــاه کشیـــد

چون "آب" یکی ترانه از من بشنیـد / چون "باد" یکی مرکب خاصــــم بخشید

جشن‌هایی که با آتش‌افروزی همراهند، پیشینه‌ای کهن در تاریخ بشر دارند

جشن نوروز در دهه نخست فروردین ماه آغاز می‌شود و بنا به پنداری کهن نزد معتقدان به کیش مزدیسنایی، دهه‌ای که شامل واپسین پنج روز سال کهنه و پنج روز نخست فروردین ماه سال جدید می‌شود، هنگامی است که ارواح نیاکان برای سرکشی به بازماندگان خویش از آسمان‌ها به گستره زمین فرود می‌آیند و ۱۰ شبان و روز در خانمان پیشین خود در کنار خویشاوندان زنده خویش به سر می‌برند.

مراسم آتش‌افروزی به مناسبت فرارسیدن نوروز هم بیرون از این مدت نبود.

لازم به توضیح است که واژه سوری در ادب پارسی به معنای شادی و خوشحالی توأم با سور و سرور است. مراسم چهارشنبه‌سوری هم جشنی است باستانی که از دیرباز طی تشریفات ویژه سنتی، در آخرین شب چهارشنبه سال کهنه، یعنی سه‌شنبه شب، در گستره سرزمین پهناور ایران برپا می‌شود.

در عین حال، از آنجا که روز چهارشنبه یا به قول اعراب یوم‌الارباع، نزد آن قوم روز شوم و نحس خوانده می‌شد، این نظر وجود دارد که پس از پذیرش آیین اسلام، ایرانیان هم تحت‌تاثیر این پندار اعراب قرار گرفته‌اند و آتش‌افروزی چهارشنبه‌سوری پایان سال خود را به پیروی از پندار نحس بودن چهارشنبه، به آخرین سه‌شنبه شب یعنی شب چهارشنبه سال کهن موکول کردند تا براساس همین عقیده، به یاری آتش مقدس پیش از فرا رسیدن نوروز باستانی و سال نو از آسیب و گزند این روز پلید در امان بمانند.

کهن‌ترین سندی که در آن دو بار از آتش‌افروزی چهارشنبه‌سوری یاد شده است، در کتاب تاریخ بخارا تالیف ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی در سده چهارم هجری شمسی است. برگردان این کتاب از سوی ابونصر ابن محمد بن القباوی در سال ۵۲۲ هجری از عربی به پارسی صورت گرفت. در این کتاب درباره آتش‌افروزی در جشن چهارشنبه‌سوری چنین آمده است: "چون امیر منصور بن نوح سامانی به سرای بنشست اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه (خورشیدی) به جوی مولیان (که نام محلی است) مقرر فرمود تا آن سرای را دیگربار عمارت و هرچه (از آتش) هلاک و ضایع شده بود، بهتر از آن بحاصل کردند. آنگاه امیر سدید بسرای بنشست. هنوز سال تمام نشده بود که چون شب (چهارشنبه)سوری چنانکه عادت قدیم است، آتش عظیم افروختند. پاره‌ای آتش بجست و به سقف درگرفت و دیگرباره جمله سرای بسوخت و امیر سدید هم شب به جوی مولیان رفت."

زیارتگاه چک‌چک زرتشتیان در نزدیکی شهر یزد

با توجه به اینکه در متون ادب پارسی در نخستین سده‌های تاریخ هجری شمسی، جشن "سوری" بدون قید واژه چهارشنبه به تکرار دیده می‌شود، می‌توان با اطمینان بیشتری گفت که ایرانیان پس از پذیرش اسلام، جشن سوری را تحت‌تاثیر پندار نحس بودن روز چهارشنبه، اختصاصا در شب چهارشنبه یا سه‌شنبه شب برگزار کرده‌اند.

در جشن چهارشنبه‌سوری به طور سنتی ایرانیان هفت توده آتش را به یاد هفت فرشته مقدس در آیین مزدیسنا، از گیاه خشک (کاه) فراهم می‌کردند. آنها این توده‌های هفتگانه را در فاصله‌های معینی از یکدیگر قرار می‌دادند و آنها را آتش می‌زدند.

آتش‌افروزی نزد ایرانیان باستان در مراسم مختلف اعم از مذهبی و ملی، با این انگیزه بود که آتش از دید آنان، مقدس و پلیدی‌زدا به شمار می‌رفت. ایرانیان باستان بر آن بودند که آتش نماد فروغ و فره ایزدی است و هر ناپاکی و پلیدی را پاک می‌کند. شگفت‌آور این است که چنین عقیده‌ای در دانش پزشکی نیز به دلیل خاصیت گندزدایی آتش مورد تایید و بهره‌برداری قرار گرفته است و وسایل و ابزار جراحی را در صورتی که محلول گندزدائی دردسترس نباشد، با آتش از آلودگی پاک می‌سازند.

ایرانیان باستان هم در آخرین روزهای سال کهنه بر آن بودند که به یاری آتش مقدس، پلیدی، آلودگی و صفات اهریمنی را از وجود خود دور کنند و با تن و کالبد و روانی پاک به پیشواز نوروز بروند.

در عین حال که گذر از آتش در تاریخ و ادبیات ایران باستان، سوابق و نظایر فراوانی دارد که مشهورترین آن، گذر سیاورشن یا سیاوش، شاهزاده ایرانی فرزند کیکاووس و پدر کیخسرو، پادشاه اساطیری دوره شاهان کیانی، از گذرگاه دو توده بزرگ فروزان آتش است؛ پس از آن که سودابه، نامادری سیاوش دل در گرو عشق ناپسری خود گذاشت، سیاوش از او روی گرداند. اما سودابه به انگیزه ناامیدی و خشم، او را نزد پدرش، کیکاووس، گناهکار نشان داد و سیاوش برای اثبات بی‌گناهی خود طبق قوانین حاکمه عهد باستان به یکی از اقسام سه گانه "ور" یا به اصطلاح متون حقوقی امروز "سوگند" توسل جست. این "ور"ها شامل گذر از دو توده آتش فروزان، نوشیدن آب گوگرد و بستن دست و پای متهم و افکندن متهم به رود دگره (دجله) بود و سیاوش گذر از ستون‌های آتش را برگزید.

استفاده از این "ور"ها در ایران باستان زمانی کاربرد داشت که دلایل کافی و بسنده برای احراز بزهکاری متهم وجود نداشت. ایرانیان بر این باور بودند که متهم اگر بی‌گناه باشد، از هریک از این آزمون‌ها به سلامت بیرون می‌آید، چون مرگ بهنگام توسل به سوگند، فقط گناهکاران را به کام مرگ می‌کشد.

طبق روایات افسانه‌ای، سیاوش به سلامت از توده آتش گذشت و به این ترتیب، بی‌گناهی او و بزهکاری سودابه به اثبات رسید.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.