بررسی روزنامه های صبح شنبه – هفدهم فروردین

روزنامه های تهران در اولین روز بعد از تعطیلات طولانی نوروز در صفحات اصلی خود سخنان نوروزی رهبر را نقل کرده و عکس ها و گزار ش های اصلی خود را به مذاکرات آلماتی داده اند. بیشتر روزنامه ها در مقالاتی درباره این مذاکرات ابراز امیدواری کرده اند.

انتقاد از تعطیلات طولانی و اشاره به افزایش سرسام آور تورم و ناتوانی دولت در مهار گرانی و تورم از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

مذاکرات هسته ای، امیدوار یا نومید به توافق

چند روزنامه امروز صبح تهران در عنوان های اصلی و مقالات خود ابراز امیدواری کرده اند که دور تازه مذاکرات ایران با کشورهای پنج به اضافه یک به فورمول و توافقی برسد.

Image caption تیتر و عکس صفحه کیهان

روزنامه کیهان به سیاست مخالفت با مذاکره ادامه داده و در سرمقاله اش نوشته غربی ها همچنان به دنبال تقابل و زورگویی اند و نه تفاهم و توافق برای حل مسئله . برای همین مجددا پیشنهاد نامتوازن و بی ارزش بهمن ماه گذشته را مبنی بر تعلیق غنی سازی در فردو، کاهش حجم اورانیوم ۲۰درصد موجود و افزایش بازرسی ها را در مقابل کاهش برخی تحریم ها در زمینه داد و ستد طلا یا تعمیرات قطعات هواپیما تکرار کرده اند. با این وصف دورنمای مذاکرات آن چنان که اغلب تحلیل گران پیش بینی کرده اند، متفاوت از تصویر مذاکرات چند سال اخیر و ادامه مصاف سیاسی-اقتصادی سال گذشته نخواهد بود.

سرمقاله کیهان در تکرار استدلال های گذشته خود ادعا کرده که غرب با موفقیت هسته ای ایران نگران آن است که مدلی تمدن سازی جمهوری اسلامی شکل بگیرد می خواهد ما در این مرحله موفق نشویم چرا که موفقیت جمهوری اسلامی یعنی مدل دوم که همان چیزی است که سرعت۱۱ یا ۱۳ برابری رشد (جهش) علمی ایران در قیاس با متوسط سرعت جهانی است. این مدل باز هم موفق ایران جافتادن این گزاره معطوف به واقعیت است که «با مقاومت و پایداری می توان حقوق مسلم خود را بر کرسی نشاند».

ابتکاردر سرمقاله خود با اشاره به این که مذاکرات کنونی در شرایطی انجام می‌پذیردکه اتفاقات و رخدادهای منطقه ای و بین‌المللی ضرورت تعیین تکلیف و نتیجه بخش بودن مذاکرات را دو چندان نموده است و نگاهها را به آلماتی متمرکز کرده به آن جا رسیده تنش دو کره هم بر توافق ها اثر می گذارد، تنشی که شمارش معکوس را برای استارت جنگ جهانی سوم شروع کرده است.

از طرف دیگر این روزنامه نوشته مهمترین وجه اهمیت مذاکرات آلماتی ۲ به شرایط داخلی ایران بر می‌گردد. دولت احمدی نژاد روزهای پایانی خود را سپری می‌کند بخشی از گروهها اسب خود را برای کسب کرسی ریاست جمهوری یازدهم زین کرده اند، اگر بنا باشد باب مذاکرات بین ایران و آمریکا گشوده شود پس از انتخابات ریاست جمهوری است و می‌توان پیش بینی کرد که تمکین به خواسته‌های به عنوان حسن نیت آمریکائیها، در گشودن باب مذاکرات محتمل خواهدبود.

آلرژی‌های فصل انتخابات

احسان پیربرناش در سرفصل طنزانه قانون نوشته: معمولن در «فصل انتخابات» آلرژی‌هایی دامن پاک مسئولان را می‌گیرد که در فصل‌های دیگر کمتر نشانه‌هایی از آن دیده می‌شود؛ به‌طور مثال اگر در فصل بهار افرادی دچار آبریزش بینی می‌شوند، افرادی عطسه می‌کنند و حتی افرادی کهیر می‌زنند، در فصل انتخابات این آلرژی خود را به‌صورت «خارش» نشان می‌دهد. روا نیست حالا که منوچهر متکی به آلرژی فصل انتخابات دچار شده و از صنف طنزنویسان خواسته باهاش شوخی کنند، رویش را زمین بیندازیم و حرفش را دایورت کنیم به لاله گوش چپ‌مان.

با این مقدمه طنزنویس گفته: همین مونده بود توام کاندیدای ریاست‌جمهوری بشی! و متکی جواب داده: مگه من چمه؟

شوخی دوم طنزنویس قانون با وزیر خارجه سابق آن جاست که متکی گفته من اگر رئیس‌جمهور بشوم برنامه‌های جامعی برای حل مشکلات موجود دارم و او جواب داده: قرار بود فقط ما با شما شوخی کنیم. یعنی جدی جدی فکر می‌کنی ما مشکل داریم در جامعه؟ ما را اینجور مردمانی شناختی؟ واقعن متاسفم.

آیدین سیارسریع در همان صفحه قانون به احساس تکلیف نامزدهای انتخاباتی پرداخته. جائی که دکتر ولایتی گفته هر کس که احساس تکلیف کرد لازم نیست حتمن کاندیدای ریاست‌جمهوری شود و همین ۴۰،۳۰ نفری که هستیم کافیه، دیالوگ‌های زیر می‌تواند فتح بابی باشد برای حل بحرانی به نام «احساس تکلیف!»

طنزنویس تجسم کرده که بیماری در مطب پزشک می گوید: آقای دکتر مدتیه پهلوم یه جوریه! و معلوم می شود که او احساس تکلیف می کند آقای دکتر می گوید بیست میلیون می‌گیرم با جراحی احساس تکلیفت رو برمی‌دارم. اما مریض معتقد است: سی میلیون می‌دم، بذار باشه!

در ادامه ستون طنز قانون شعری آمده از یک کاندیدای غمگین از ولایتی: روزگار غریبی است نازنین/ دهانت را می‌بویند/ مبادا گفته باشی احساس تکلیف می‌کنم/ احساس تکلیف را در پستوی دفتر کار نهان باید کرد ... آه!

حماسه کدام است؟

روزنامه های مختلف اول هفته سخنان آیت الله خامنه ای را نقل کرده که سال جاری را سال حماسه خوانده و در کنار آن اظهار نظر هاشمی رفسنجانی را نقل کرده اند که حماسه تعقل و تدبیر می طلبد و عماد افزوغ در مقاله ای در شرق به جست و جوی مفهوم «حماسه» برآمده و نوشته ظاهرا هر قومی در ذخیره تاریخی خود، درکی از حماسه دارد اما به یک امر غیرفرهنگی و هویتی و فاقد ریشه که صرفا دارای ویژگی‌های فردی است نمی‌توان حماسه اطلاق کرد. شاید بتوان گفت که حماسه، خلق حادثه اجتماعی عظیمی است که از «زیر» به «رو» آمده است.

این استاد دانشگاه در پایان مقاله خود توضیح داده که حماسه نیازمند حضور سلایق مختلف در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی و قانون اساسی در میدان است. اگر نسبتی بین خلق حماسه و مشارکت حداکثری وجود دارد، این مشارکت بدون تکثر و با توجه به واقعیت کیفی جامعه، محقق نخواهد شد.

به نوشته مقاله شرق جامعه ایران، جامعه قطبی سیاسی و اقتصادی نیست و باید به واقعیت طیف‌گونه آن توجه داشت. عطف به این ویژگی، باید اجازه ایفای نقش به کاندیداهای متکثر داد تا بتوان گفت بستر لازم برای خلق حماسه‌ای جدید فراهم شده است. در این میان، پرهیز از برخورد سلیقه‌ای با دیدگاه‌های سیاسی مختلف و سعه‌صدر ناظران امری ضروری و حیاتی به شمار می‌رود.

آماری که افشا شد: تورم از حد گذشت

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشته انتشار گزارش‌های جدید مرکز آمار ایران در نخستین روزهای سال ۱۳۹۲ در مورد نرخ تورم در سال گذشته، نشان داد همانگونه که بسیاری از کارشناسان و ناظران پیش‌بینی می‌کردند، تورم همچنان چالش اصلی اقتصاد ایران در سال پیش رو خواهد بود. بنابر گزارش مرکز آمار ایران و نرخ‌های اعلام شده توسط بانک مرکزی، نرخ تورم در بهمن ماه سال گذشته به ۸/۲۹ درصد رسید و در اسفند ماه نیز از ۳۰ درصد عبور کرد و به این ترتیب به مقدار قابل ملاحظه‌ای از نرخ میانگین دو دهه اخیر تورم که حدود ۱۷ درصد بوده، فراتر رفته است.

به این ترتیب روشن است که زنگ هشدار برای مسئولان اقتصادی کشور با صدایی بلند و رسا به کار افتاده است و باید هرچه سریع‌تر و دقیق‌تر برای توقف این روند نگران کننده و آسیب‌زا فکر چاره‌ای کرد. ضرورت چاره اندیشی برای توقف روند فزاینده نرخ تورم و کاستن آن، جنبه‌های مختلفی دارد که در هر دو حوزه کوتاه و بلند مدت بسیار حائز اهمیت است. اهمیت و ضرورت مدیریت نرخ تورم و مدیریت آن در دامنه کوتاه مدت عمدتاً به این واقعیت باز می‌گردد که بدنه جامعه و مصرف کنندگان طی چند سال اخیر خصوصاً سال گذشته از ناحیه جهش‌های قیمتی و افزایش مستمر نرخ تورم به شدت تحت فشار قرار گرفته‌اند.

Image caption شوخی طنزنویسان قانون با نرخ ها

نکته بسیار مهم دیگر در مورد رشد فزاینده نرخ تورم، تأثیرگذاری ویژه ایست که این پدیده در دامنه زمانی بلندمدت در اقتصاد کشور خواهد داشت. تجربه کشورهایی که برای مدت‌های طولانی با تورم‌های بالا یا به اصطلاح "ابر تورم" درگیر بوده اند، به روشنی نشان می‌دهد که استمرار تورم با نرخ‌های بالا، اثرات زیان بار فراوانی بر سراسر پیکره اقتصاد یک کشور باقی می‌گذارد.

منصور بیطرف هم در مقاله ای دراعتمادنوشته مرکز آمار ایران در نخستین روزهای کاری سال جدید کاری زیبا انجام داد؛ کاری که در عین حال در چارچوب دولت احمدی‌نژاد غیرمترقبه بود. این مرکز با انتشار تورم سال ۹۱ آن هم بدون تاخیر، جامعه تشنه به آمارهای اقتصادی را شگفت‌زده کرد. شگفت‌زده نه از بابت ارقام آماری – که همه در این خصوص مطلع هستند - بلکه از بابت آمارهایی که دستگاه‌های دولتی به ویژه بانک مرکزی طی یک سال گذشته آنها را قطره چکانی منتشر می‌کردند و در عمل قدرت تحلیل و ارزیابی از اوضاع اقتصادی کشور را تحلیل بردند.

به نظر این کارشناس انتشار آمارهای نرخ تورم مرکز آمار ایران هرچند که تفاوت‌هایی نه چندان زیاد با آمارهای بانک مرکزی دارد ولی کلیات آنها یکی است و آن اینکه هر دو دستگاه حداقل اذعان دارند که نرخ تورم در یک سال گذشته در ایران آنقدر فزاینده بوده است که ایران از لحاظ نرخ تورم در رده سه کشور اول جهان قرار گرفته است که با تداوم این روند احتمال آن می‌رود که نرخ تورم ایران در رده اول جهان قرار گیرد.

مقاله اعتماد تاکید کرده: اگر در دوران اجرای هدفمندی یارانه‌ها به هشدارهایی مبنی براینکه تورم ۵۰ درصدی در انتظار اقتصاد کشور است، لبخند تمسخر آمیز تحویل داده نمی‌شد و وعده‌های داده شده به تولید‌کنندگان را عملی می‌کردند، اکنون شاهد این سیر تند و صعودی تورم نبودیم. اگر به جای تامین پول مصرفی یارانه‌ها به مردم که بخشی از آن از طریق زدن حق تولیدکنندگان صورت گرفت، همان سیر منطقی برنامه چهارم توسعه ادامه می‌یافت بدون شک شاهد این نرخ بالای ۳۰ یا ۴۰ درصدی تورم نبودیم.

دولت قصد بهبود ندارد

فرشاد مومنی در مقاله ای در قانون نوشته به نظر نمی‌رسد در سال ۹۲ دولت تلاش و اصراری برای بر قراری ثبات در وضعیت نرخ ارز و نیز اقتصاد ایران داشته باشد. از نگاه کارشناسانه، باید گفت رفتار سلطه جویانه دولت طی‌سال های گذشته در اقتصاد کشور موجب شده تا برنامه‌های اقتصادی که درظاهر برای پیشرفت‌‌های اقتصادی تبیین شده‌اند تنها روی کاغذ بمانند و مجالی برای تحقق نداشته باشند .بنابر این دولت‌های نهم و دهم رکورددار نابسامانی اقتصادی در مقایسه با دولت‌های گذشته هستند چه بسا که در سال‌های گذشته با وجود کمبودها و محدودیت‌ها اقتصاد ایران روند مطلوب‌تری را شاهد بوده است.

مقاله قانون ضمن بررسی عملکرد اقتصادی دولت‌ها و نیز تاثیر عملکردشان بر وضعیت اقتصادی کشور به این جا رسیده که از سال ۱۳۷۱ تا به امروز شاخص مداخله دولت در اقتصاد باتوجه به کارگیری همه راهکارهای شناخته شده برای کاهش تصدی‌گری دولت در اقتصاد از ۶۰ درصد پایین‌تر نیامده است.

مرگ در جوانی و در عسرت

روزنامه های اولین روز سال از درگذشت هوشنگ کاووسی منقد و عسل بدیعی هنرپیشه جوان نوشته و در مقالات مختلفی یاد آنان را زنده داشته اند.

عزت‌الله انتظامی هنرپیشه با تجربه در مقاله ای دربهاردر رثای هوشنگ کاووسی منقد سینما نوشته: او از هنرمندان بنام سینما و منتقدان برجسته‌ای بود که در روزهای انتهای عمر با بیماری دست و پنجه نرم می‌کرد و به قدری مشکل داشت که همسرش می‌گفت از توانایی درمان وی عاجز است. آخر چطور هنرمندی که تمام عمرش را در سینما گذرانده تنها با ۵۰۰‌هزارتومان حقوق روزگار سپری کند. در بحبوحه مریضی ایشان بعد از صحبت‌ با مسئولان قرار شد هزینه درمان آقای کاووسی را وزارت بهداشت بر عهده بگیرد.

نویسنده این مقاله یا یادآوری فعالیت های فرهنگی و این که اصطلاح «فیلمفارسی» را وی وارد نقدنویسی ایران کرد که هنوز هم رواج دارد اضافه کرده در هر صورت او مرد بزرگی بود و من ته دلم می‌رنجد وقتی می‌فهمم هنرمندانی چون کاووسی باید با حقوق ماهانه ۵۰۰‌هزارتومان زندگی بگذرانند... .

Image caption کارتون نادر رحمانی، عسل بدیعی، اعتماد

تعطیلات طولانی چگونه گذشت

روزنامه های مختلف امروز که بعد از نوزده روز تعطیل منتشر شده اند در مقالاتی از این میزان تعطیلات شکایت کرده و در ستون های طنز خود نیز بدان پرداخته اند.

عبدالحمید حسین‌نیا در مردم سالاری نوشته تعطیلات نوروزی امسال یکی از رکورد شکن‌های تاریخ تعطیلات در دوران معاصر بود. تنها سودی که از این رهگذر بر تتمه نفوس بازمانده پایتخت که لابد بضاعت مالی سفر را نداشتند یا مشغله پر مسوولیت در مناصب حساس مثلا در قلمرو درمان یا ایمنی یا برقراری امنیت داشته‌اند رسیده استشمام هوای بری از آلودگی هوا یا فراغت گوش تهی از آلودگی صوتی بوده است. امروزه ما ارقام وحشتناکی از تهران و حومه پیش‌رو داریم که افزایش بیش‌از ده میلیون نفری نفوس پایتخت است و گویی تهران با جمعیت شهرهای پر زاد و ولدی چون کراچی و مومباتی(بمنی) در سودای رقابت است!

نویسنده در توصیف آن چه خود شاهد بوده نوشته مردم تهران، شهر را به آرامش وا گذاشتند ولی خود گویی رفته بودند که آرامش بکر و سبز و پاک بر صفای شمال را بر هم زنند. در گلوگاه شمال یعنی شهر منجیل ترافیکی برقرار شد که تهران در شلوغ‌ترین روز سال ندیده است برای طی یک مسافت تا پانصد متر تا تونل سد سفید رود دو ساعت وقت صرف شد .

مقاله مردم سالاری با این سئوال همراه است که با این همه گرانی ارزاق و وسایل معیشت و با این حقوق و درآمدهای نه چندان مکفی وقتی به شمال رفتم متوجه شدم که در شهر‌های سرد استخوان‌شکن کرانه دریا را زیر چادرهای نه چندان گرمشان بیتوته می‌کردند و یا نهایتا بر سرخانه‌های فک و فامیل نزدیک و دور خراب می‌شدند و فشار مضاعف مالی بر آنها تحمیل می‌کردند. تعطیلات طولانی امسال ایام بسیار خسته‌کننده و عبث و آزار دهنده بود و از این رهگذر چه برسر آینده این مملکت بحران زده خواهد آمد، آینده‌ای نه چندان دور نشان خواهد داد.

پیمان مقدم در شروع ستون طنز اعتماد نوشته:واقعا حیف شد. انگار همین دیروز بود. لامصب چشم بر هم می‌گذاری تمام می‌شود. حتی تعطیلات امسال که نزدیک به ۲۰ روز بود هم همچون برق گذشت. به هر روی با وجود گرانی پسته و بادام و گوجه و پیاز، بهار آمد و شمشادها جوان شده‌اند و نامزدهای انتخابات شکوفه زده‌اند.

عموجان یک پس گردنی تقدیم ما کرده و فرمودند: «زهرمارِ بهار! حناقِ بهار! سال نو رسید و شماها باز هم آدم نشدید. چند وقتی از دست‌تان راحت بودیم. تعطیلات تمام شد و مارمولک بازی‌ قلم به دست‌ها دوباره آغاز شد. الان مشکل شما همین بهار است؟ ۱۷ روز تعطیلات بهار، بهار کردید بس‌تان نبود؟ می‌دانید سیدخندان منتفی شده، آویزان جریان بهاری شده‌اید؟ تازه به فرض که سیدخندان هم آمد، فکر کرده‌اید باز هم سونامی ۲۰ میلیونی سرازیر می‌شود؟ زهی خیال باطل. ما هم نمی‌گوییم، حرف باهنر است.

ای بابا عموجان بهار آمده و هوا خوبه، نگارتان در جبهه پایداری هم خیلی محبوبه. اما شما که آنقدر مطمئن هستید سیدخندان رای نمی‌آورد خب سخت‌گیر نباشید و تاییدش کنید. می‌آید همین گوشه موشه‌ها حضور دارد، تازه به نامزد پیروز تبریک هم می‌گوید.

آمپرِعموجان رفته رفته در حال صعود بود. با خشم غریدند که: «خیلی خب! به خاطر سال نو به رویت خندیدیم پررو نشو. ۱۷ روز تعطیلات خوردی و خوابیدی و هر چه پسته و بادام هندی و نان شیرینی بود چریدی. دریغ از یک کار مفید و دمی خدمت خلق. هیچ حول حالنایی ظاهرا در حال شما هرزه نگارها کارگر نیست. این همه نامزد در این چند روز اعلام موضع کرده. این هم خبر، این همه اتفاق، این هم نشاط سیاسی. این همه شور و سرور. کوری که نمی‌بینی؟» ‌!»

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: عید نشستیم توی خانه و با تخم‌مرغ‌رنگی‌هامان بازی کردیم و تخمه شکستیم و مداقه کردیم. فکری‌ام شبکه‌های ایرانی خارج کشور درباره ایرانی‌های داخل کشور چی فکر می‌کنند؟چرا؟چون بیست‌وچهارساعت زیرنویس می‌کنند: کرم و ژل و جعبه فلان. همه اینها هم در سراسر ایران، درب منزل؛ با تحویل رایگان (خوشبختانه «با نصب رایگان» نیست)

در ادامه این ستون آمده یکی پرسید تهران خوب شده. آیا شهرداری قالیباف، تهران را این‌قدر خوب کرده؟یا تصمیمات جهانشمول هیات دولت تهران را بهتر کرده؟ پاسخ این بود که: هیچ‌کدام. مردم خودشان پا شده‌اند و رفته‌اند سفر. به جان خودمان هیچ تصمیم دولتی یا مدیریت شهرداری دخلی به جریان نداشته. این را زودتر می‌گوییم که خلوتی عید تهران را فردا توی بوق نکنند و ازش شعار تبلیغات انتخاباتی نسازند.

و خلاصه ستون طنز شرق به این جا می رسد که پس‌پریروز سیزده را به در کردیم. پریروز چهارده را به در کردیم. دیروز پونزده را به در کردیم. امروز شونزده را به در کنیم. اگر سالی که نکوست از بهارش پیدا باشد، نتیجه می‌گیریم ما سال ۹۲ را تا آخر سال فقط داریم در می‌کنیم. حتی بعید نیست در در کردن به خودکفایی برسیم و مازاد آن را به عنوان صادرات غیرنفتی در خارج در کنیم.

کارتون روز

Image caption کارتون هادی حیدری، شرق