بررسی روزنامه های صبح یکشنبه تهران – هجده فروردین

روزنامه های امروز صبح تهران در عنوان های اصلی خود از شکست مذاکرات آلماتی نوشته اما اظهار امیدواری کرده اند که غرب با انعطاف در مقابل خواست های ایران به مذاکرات برگردد.

انتقاد از دولت برای گرانی و تورم روزافزون، و تردید در آمارهای دولتی از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

مذاكرات آلماتي، به برزخ رفت یا امیدی هست

Image caption تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

حسن بهشتی پور در مقاله ای در شرق به بررسی این سئوال پرداخته که ماجرا در آلماتی چه بود و اختلاف کجاست؟ وی نوشته سوال ایران این است که آیا قرار است غربی‌ها بعد از آنکه نگرانی‌شان درباره «فردو» رفع شد، سراغ دیگر تاسیسات ایران به‌ویژه غنی‌سازی پنج‌درصد در نطنز بروند؟ سوال دیگر ایران این است که غرب قرار است لغو بقیه تحریم‌ها را به انجام چه اقدامی از جانب ایران مشروط کند؟ اگر قرار باشد ایران در گام اول بخش‌های مهمی از برنامه هسته‌ای خود را روی میز بگذارد در حالی که بخش عمده تحریم‌ها لغو نشود، آیا عملا دست خود را برای چانه‌زنی‌های ییشتر در گام‌های بعدی خالی نکرده است؟

به نظر نویسنده این مقاله جمله جلیلی مبنی بر اینکه اعتراف غربی‌ها به حق غنی‌سازی ایران کلمه‌ای است که می‌تواند راه مذاکرات را به جلو باز کند دقیقا اشاره به این مساله است که پیشنهاد آلماتی در کدام چارچوب قرار دارد. اگر پیشنهاد آلماتی بخشی از چارچوبی است که در انتهای آن تحریم‌ها لغو می‌شود و حق غنی‌سازی پنج‌درصدی ایران به رسمیت شناخته می‌شود آن وقت به طور جدی قابل بررسی است.

مهران کرمی در سرمقاله جهان صنعت مذاکره را برای گذر از مخاصمه توصیف کرده و نوشته این نوع مذاکره البته اگرچه به خودی خود بهتر از حالت مخاصمه میان دو طرف است ولی مذاکره برای مذاکره نمی‌تواند هدف باشد. هدف رسیدن به توافقی است که برآورنده منافع طرفین باشد. با اینکه غربی‌ها گاهی اعلام کرده‌اند که حق طرف ایرانی را برای بهره‌مندی از مواهب صلح‌آمیز انرژی هسته‌ای به رسمیت می‌شناسند ولی این اعتراف به حقوق ایران از بازی‌های زبانی فراتر نرفته و در عمل غرب تاکنون به خواسته‌های ایران که به نوعی به امری حیثیتی تبدیل شده بی‌توجهی کرده است.

به نظر این روزنامه شاید اگر طرفین این انعطاف را نشان دهند که همزمان در دو سویه موازی حقوقی و سیاسی مذاکرات را پی گیرند که هم نگرانی‌های جامعه بین‌المللی را در برگیرد و هم حقوق مصرح ایران را شامل شود چنین مشکلی برطرف شدنی باشد ولی مشکل اینجاست که پرونده برای هر دو طرف حیثیتی و به اصطلاح ناموسی شده و هیچ‌یک حاضر نیست از موضع خود عقب‌نشینی معناداری بکند.

مهدي سنايي در مقاله ای در قانون با اشاره به فراز و فرودهاي مذاکرات هسته ای ایران با کشورهای جهان نوشته در پايان مذاكرات آلماتي 2 بايد گفت كه مذاكرات در برزخ قرار دارد، برزخي كه با آلماتي 2 شروع و گام‌هاي مثبتي نيز برداشته شد اما به توافق مهمي هم دست پيدا نكرد.

این مقاله در نهایت به آن جا می رسد: به نظر مي‌رسد ایران در دو موضوع توفيق داشته، يكي تبيين و تشريح اين موضوع كه در بهره‌گيري از حقوق هسته‌اي خود جدي است و براي كشورهاي غربي نيز اين مسئله روشن شده است كه اين يك خواسته عمومي در ايران است. از طرف ديگر سرمايه هسته‌اي كشور از نظر متخصصين و دستيابي به فناوري غني‌سازي اورانيوم، موجب مي‌شود كه مبناي مذاكرات نسبت به گذشته متفاوت باشد به همين جهت در مذاكرات آلماتي ديگر بحث روي ماهيت غني‌سازي نبود بلكه درصد آن مورد بحث قرار گرفت.

حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان که تیتر اولش هم ادامه نظر روز قبل است که شکست مذاکرات را پیش بینی کرده بود، نوشته ادامه چالش هسته اي آمريكا با ايران، خط ترسيم شده اي بود كه به موازات خط تحريم ها مي توانست آمريكا را به اهداف از قبل تعيين شده خود برساند ولي اكنون اين دو خط يكديگر را قطع كرده اند و هر دو خط به سوي اهداف متضاد - و يا دستكم متفاوت- تغيير مسير داده و ديگر بازدارنده ايران اسلامي از پيشرفت نيستند .اكنون مي توان تابلوي مستندي از بن بست آمريكا و مختصات محسوس آن ترسيم كرد.

یادداشت روز کیهان با تکرار نوشته های دیروز همین ستون، مدعی شده که غرب اگر به چالش هسته اي پايان بدهد، الگوي جديدي از پيروزي برخاسته از مقاومت 10 ساله را به نام ايران اسلامي ثبت كرده و موج فراگير بيداري اسلامي را شتاب بخشيده پس آمريكا در يك «بازي دو سر باخت» وارد شده است و قاعده و فرمول شناخته شده براي خروج از بازي دو سر باخت، انتخاب گزينه اي است كه باخت كمتري دارد و حساب سود در اينگونه بازي ها اساساً در ميان نيست .

نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان ضمن رد احتمال هر نوع حمله نظامی نوشته تنها راه پيش روي آمريكا تلاش براي خروج آبرومندانه از بن بست ياد شده است و از اين روي با جرأت مي توان گفت؛ در پايان مذاكرات بي نتيجه آلماتي 2، كفه اقتدار باز هم به سود ايران اسلامي سنگيني كرده است.

تفسیر سخنان رهبر

روزنامه های تهران در دومین شماره های سال جدید سخن هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت را منعکس کرده اند که از گروه ها و جناح ها خواسته از تفسیر گفته های رهبر جمهوری اسلامی به نفع سلایق خود خودداری کنند که این می تواند اشاره ای باشد به احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران که گفته بود هیچ عاقلی نمی پذیرد دعوت رهبر از سلایق مختلف برای شرکت در انتخابات اشاره به سران جنبش سبز باشد.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

مردم سالاری در همین باره نوشته گله از مفسراني است كه خود را محق تر و ايراني تر و ديگران را شهروند درجه 2 مي‌دانند. پيام نوروزي رهبر نشان داد كه با تامل فراوان و با شناخت اوضاع كنوني كشور در آستانه انتخاباتي بس مهم وسرنوشت ساز و با توجه به موقعيت ايران در عرصه جهاني ايراد شده و بازگو كننده احاطه ايشان بر زواياي پنهان جامعه است.

به نوشته این مقاله: اذعان صريح و بي شبهه رهبري كه براي خود حقي بيش از يك راي قائل نيست،بيانگر احترام به انسان و حقوق فردي و اجتماعي است و معلوم نيست چرا مدعيان پيروي از رهبري به تفسير به راي دست مي‌زنند و صراحت بيان ايشان را به وادي ابهام و ايهام مي‌برند و حيدري و نعمتي را پديد مي‌آورند؟مگر رهبر جامعه در اداره و هدايت كشور با كسي تعارف دارند و يا از فضاي سياسي و اجتماعي جامعه بي‌خبرند كه با تعبير و تفسير خود از ايشان پيش مي‌افتند

نویسنده سرمقاله مردم سالاری با نقل بیت مولانا که: از حديث شيخ،جمعيت رسد/ تفرقه آرد دم اهل حسد نوشته: پس، پرهيز از هر نوع تعبير و تفسير به راي،شرط عقل و شرايط حساس امروز جامعه ماست و تعيين تكليف براي ديگران جز آنچه قانون مي‌گويد، منتج به نتايج نيكو نخواهد شد.

مثل پارسال نشود

فتح‌الله آملي در سرمقاله روزنامه اطلاعات با اشاره به پایان تعطیلات و آغاز رسمی سال نو نوشته ً در پايان سال گذشته تا مرز 40 درصد هم رسيد كه يكي از بالاترين نرخ‌هاي تورم در دنيا به حساب مي‌آيد و اگر اشتباه نكنم تنها انگشت‌شمار كشورهايي را مي‌توان يافت كه سطح عمومي قيمت‌هايشان به چنين اعداد و ارقامي رسيده باشد. در اين ميان و در آغاز سال، باتوجه به اينكه امسال سال حماسه اقتصادي و سياسي نامگذاري شده، اين انتظار وجود دارد كه به‌ويژه در اقتصاد، درايت و هوشمندي و تلاش مضاعفي به كار گرفته شود تا مظلوميت نامگذاري سال گذشته تكرار نشود كه سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني بود.

به تاکید نویسنده از جمله مسائل مهمي كه اين‌روزها نبايد مورد غفلت قرار گيرد بررسي قانون بودجه است. از سوئی برخلاف ادعاي مطرح شده توسط دولت كه در لايحه بودجه وابستگي به درآمد نفت كاهش پيدا كرده، ظواهر امر نشان مي‌دهد كه چنين ادعايي صحيح نيست چرا كه گرچه شايد به ظاهر سهم درآمد نفت در بودجه در عدد و رقم افزايش چنداني نشان ندهد اما اگر در نظر بگيريم كه بهاي دلار در بودجه سال گذشته در حدود 1220 تومان و در بودجه امسال در حدود 2500 تعيين شده است، درمي‌يابيم كه دولت كاهش درآمد نفت را با افزايش بهاي دلار جبران كرده است و بودجه همچنان به قدر كافي وابسته به نفت بسته شده است.

سرمقاله اطلاعات با اشاره به کسری شدید بودجه و پیش بینی درآمد که تحق پذیر نیست نوشته امسال بايد سال زدن استارت براي خروج از شرايط اقتصادي بيماري باشد كه هميشه از آن آسيب ديده‌ايم. در اين وضعيت جلوگيري از شكنندگي ديرپاي اقتصاد كشور، بسيار ضروري است. در سال‌هاي اخير، سوء مديريت، بي‌قانوني يا دور زدن قانون، بي‌انضباطي مالي و عدم توجه به علم و اصول علمي و كارشناسي در بسياري از موارد آسيب‌هاي فراواني را باعث شده و همين آسيب‌ها، آثار و تبعات ناخوشايندي به بار آورده است.

تحریم پسته اثر داد

Image caption کارتون طاهر شعبانی، جام جم

شرقدر گزارشی نوشته تحريمي که تبليغ آن از روزهاي مياني بهمن 91 آغاز شد نوروز 92 به ثمر نشست؛ تحريم آجيل و در صدر آنها پسته. به گونه‌اي که مدير يکي از بزرگ‌ترين فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي توزيع آجيل کشور از کاهش 60درصدي فروش اين محصول خبر مي‌دهد. حالا مي‌شود تحريم پسته را يکي از تجربه‌هاي موفق اعتراض به گرانی دانست، موج آغازين تحريم پسته در واکنش به افزايش دو تا سه برابري قيمت آن ابتدا در شبکه‌هاي اجتماعي توسط تعدادي از کاربران کليد خورد، سپس به پيامک‌هاي تلفن همراه رسيد و پس از آن به رسانه‌هاي رسمي مانند صدا و سيما و اظهارنظر مسوولان هم کشيده شد.

شرق نوشته در همين مدت بحث اين تحريم همچنان در شبکه‌هاي اجتماعي داغ بود و روز به روز بر تعداد اعضاي صفحاتي که براي تبليغ نخريدن پسته ايجاد شده بود نيز افزوده مي‌شد، به گونه‌اي که تعداد اعضاي يکي از اين صفحات به 16هزار نفر نيز رسيد. گردانندگان اين صفحه هر روز با انتشار پست‌هايي جالب و گاه احساساتي نخريدن پسته را تبليغ مي‌کردند. در يک مورد نويسنده اين صفحه با تقسيم قيمت يک کيلو پسته درجه يک بر تعداد 233 عدد که گفته شده برابر با يک کيلو پسته است قيمت هر دانه را 300تومان برآورد کرده بود.

امیر وفایی در طنزانه روزنامه قانون نوشته: يخچال خانه ما هميشه پر از گوجه بود. محال بود پدر وارد ميوه‌فروشي شود و گوجه نخرد، حتي اگر به اندازه مصرف 10 روز يك چلوكبابي گوجه در يخچال داشتيم باز هم مي‌خريد. او هميشه ما را به خوردن گوجه تشويق مي‌كرد. حتي وقتي براي ماموريت به مسافرت مي‌رفت شب‌ها زنگ مي‌زد خانه و وسط سلام و احوالپرسي مي‌گفت:« امروز گوجه خوردين؟ حتمن بخورين.... پتاسيم خالصه لامصب... همين جوري خام خام نمك بزنين و بخورين. منم اينجا دو كيلو واسه خودم گرفتم.» يك بار وقتي تازه به دبيرستان رفته بودم از اين اصرار تكراري خسته شدم و گفتم:« موز هم پتاسيم زياد داره، چرا اونو نمي‌خري؟» پدر دستي به محاسنش كشيد و پاسخ داد:« اون چاق مي‌كنه پسر، يه نگاه به اون شيكمت بنداز.»به هر حال از آن‌جايي كه مي‌گويند فرزند لوح سفيدي است كه پدر و مادر مي‌توانند هرچه مي‌خواهند روي آن بنويسند، ما از كودكي به صورت كاملن غير‌ارادي گوجه‌خور بار آمديم و هرگز از اين حجم كروي قرمز رنگ جدا نشديم.

در ادامه این ستون آمده: پدر اما چه مي‌دانست روزگاري همين ارزان‌ترين كالاي دكان ميوه‌فروشي مرز چهار هزار تومان را پشت سر مي‌گذارد! او اخيرن با دستاني خالي از گوجه از ميوه‌فروشي خارج مي‌شود و اهل خانه نمكدان به‌دست، با چشماني گرد شده طبقات يخچال را جست و جو مي‌كنند.

- بابا من امروز گوجه نخوردم، احساس مي‌كنم پوستم كدر شده.

- نه باباجون اتفاقا پوستت از هميشه روشن‌تره. بيخودي به خودت تلقين نكن.

وحشت در خاورمیانه

عباس عبدی در مقاله ای در بهار اوضاع خاورمیانه را ناخوشایند دانسته و احتمال داده که این منطقه در آستانه زایمان سیاسی جدیدی باشد و این ناخوشایندی نتیجه درد زایمان.

به نوشته این جامعه شناس وضعیت سوریه در این میان مغشوش ترست چرا که اگر فرض کنیم (فرض محال که محال نیست) که همین امروز آتش‌بس شود و طرفین ماجرا به سوی حل بحران قدم بردارند، مدت‌ها طول خواهد کشید که بتوان از سرعت گسترش بحران کاست و سپس آن را در همین حد موجود تثبیت کرد و سال‌های بسیاری لازم است که اوضاع سوریه به نقطه صفری که دو سال پیش، یعنی در آغاز بحران در آن قرار داشت برسد. فراموش نکنیم که آثار جنگ داخلی با جنگ میان دو کشور بسیار متفاوت است، در جنگ میان دو کشور، قواعد و مقرراتی وجود دارد که به طور معمول طرفین تا حدی رعایت می‌کنند و در صورت آتش‌بس، کینه‌‌ای جدی میان سربازان و جنگجویان و شاید مردم دو کشور نخواهد بود و حتی می‌توانند، به یکدیگر نزدیک شوند. (نمونه آن جنگ ایران و عراق) ولی در جنگ داخلی به علت فقدان ضمانت‌های اجرایی کافی، برای رعایت مقررات جنگی، (در واقع جنگ به معنای رسمی و مرسوم نیست، آن را می‌توان کشت و کشتار نامید) طرفین نسبت به یکدیگر مرتکب جنایات می‌شوند و چون ریشه‌های جنگ هم بیشتر به مسائل نژادی و مذهبی و زبانی و قومی مربوط می‌شود.

آقای عبدی یادآوری کرده خاورمیانه بیش از شش‌ دهه است که درگیر بحران و جنگ است، تداوم این وضع آن را بیش از پیش تضعیف خواهد کرد. آسیای جنوب شرقی، آمریکای لاتین با سرعت زیادی در حال پیشرفت هستند و با وجود این شرایط، احتمال دارد که افریقا نیز اسب‌های خود را برای پیشرفت زین کند، در حالی که خاورمیانه و جنوب آسیا همچنان درگیر منازعات و جنگ داخلی خانمان ‌برانداز خواهد بود. به نظر می‌رسد که زمان به سرعت در حال گذشتن است، ولی به قول معروف ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است. با ادامه این اوضاع، منطقه خاورمیانه ره به جایی نخواهد برد. سوریه فقط یک مورد است.

تمام نامزدهای سرزمین من

مسعود مرعشی در ستون سفید نمائی در روزنامه بهار نوشته: وقتی احمدی‌نژاد در سال 84 گفت کابینه 70‌میلیونی، ما نفهمیدیم که دقیقا منظورش چیست، اما وقتی چند روز در میان، یک عضو کابینه را عوض کرد، تازه متوجه شدیم که می‌خواسته به صورت گردشی از تمام 70‌میلیون نفر در کابینه استفاده کند و به همه بازی بدهد.

به نوشته این ستون: وقتی در سال 88 گفتند رییس‌جمهور 24‌میلیونی است، باز هم داغ بودیم و متوجه نشدیم منظورشان چه بوده، اما امروز که تقریبا 24‌میلیون نفر کاندیدا برای انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم داریم، قشنگ شیر فهم شده‌ایم که موضوع چه بوده. مدیریت اصولگرایان در این هشت سال، این خودباوری را به تمام اقشار مردم داده که می‌توانند رییس‌جمهور باشند.

در پایان ستون طنز بهار آمده: مثلا خود بنده اعتقاد راسخ دارم چنانچه رییس‌جمهور می‌شدم، حتی اگر تلاش می‌کردم و از قصد می‌خواستم قیمت‌ها را بالا ببرم و زیرساخت‌ها را مورد عنایت خود قرار بدهم، به این شکل نمی‌توانستم. اما خب شعار دولت دهم این بود که «می‌شود و می‌توانیم». انصافا هم شد و توانستند.

کارتون روز

Image caption کارتون احسان گنجی، شرق