آیا خاتمی می‌آید؟

محمد خاتمی
Image caption آقای خاتمی در سال ۱۳۸۰ هم برای نامزدی برای دومین دوره ریاست جمهوری تردید داشت

با گذشت ماه‌ها از آغاز مذاکرات اصلاح‌طلبان در مورد انتخابات آینده ریاست‌جمهوری و انتشار نامه‌هایی در دعوت از سید محمد خاتمی برای اعلام داوطلبی در این انتخابات، هنوز نامزد قطعی این جریان سیاسی برای انتخابات خرداد ماه روشن نیست.

منابع نزدیک به جریان اصلاح‌طلب می‌گویند که با وجود اصرارهای بسیار زیاد اطرافیان آقای خاتمی، او تاکنون نتوانسته بر تردیدهای جدی خود غلبه کند و با افزایش احتمال منتفی شدن نامزدی او، نگاه‌ها به تدریج به سمت اکبر هاشمی رفسنجانی خواهد چرخید.

'می‌دانیم که داریم ریسک می‌کنیم'

همه نیروهای اصلاح‌طلب، لزوما معتقد به مفید بودن حضور انتخاباتی این جریان سیاسی در شرایط کنونی نیستند، اما فعلا افرادی که تمایل به حضور دارند، صدای بلندتری یافته‌اند.

پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ و اعتراض میرحسین موسوی و مهدی کروبی به «وقوع تقلب گسترده در انتخابات»، گروهی از نیروهای اصلاح‌طلب از جمله سید محمد خاتمی، چند شرط اساسی برای ادامه فعالیت سیاسی خود در چارچوب انتخابات مطرح کرده بودند که این شرایط هرگز امکان تحقق نیافت.

علی شکوری‌راد، از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت در گفتگو با سایت کلمه، ضمن برشمردن دلایل تغییر موضع اصلاح‌طلبان و تصمیم آن‌ها به معرفی نامزد در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری گفته است «می‌دانیم که داریم ریسک می‌کنیم. مردم هم اگر تحلیل ما را بپذیرند مثل ما حاضر خواهند شد ریسک بکنند.»

دلایل تغییر موضع اصلاح‌طلبان

گروهی از اصلاح‌طلبان معتقدند که رفتار حاکمیت در چهار سال گذشته مطلقا تغییری نکرده است، اما شرایط کشور دچار تحول شده و هیچ گروه سیاسی نمی‌تواند و نباید نسبت به این تغییرات بی‌تفاوت بماند.

علی شکوری‌راد هفته گذشته به سایت کلمه گفته بود «در رویکرد طرف مقابل هیچ چیزی ظاهرا تغییر نکرده است. آن‌ها هیچ رفتار و نشانه درخور توجهی بروز نداده‌اند که ما بر اساس آن بگوییم فضا باز‌تر شده و یا تضمینی در مورد آزادی و سلامت انتخابات به دست داده‌اند».

با این حال این گروه از اصلاح‌طلبان بر این باورند که با توجه به تغییر مناسبات محمود احمدی‌نژاد و آیت‌الله خامنه‌ای و به تبع آن، تغییر مناسبات هیئت‌های اجرایی و هیئت‌های نظارت بر انتخابات، فضا به گونه‌ای نیست که برای یک «تقلب گسترده» دیگر از نوع انتخابات ۸۸ آماده باشد، ‌ چرا که به دلیل اختلافات درونی جناح حاکم، ‌ امکان پنهان‌کاری تا حد زیادی از بین رفته است.

روزهای سرنوشت‌ساز

به نظر می‌رسد تمایل اصلاح‌طلبان به حضور در انتخابات و به تبع آن حضور در قدرت، دلایل ناگفته دیگری هم داشته باشد. چهار سال آینده را می‌توان به دلایل متعدد از مهم‌ترین دوران‌های تاریخ جمهوری اسلامی دانست.

خیزش عمومی در خاورمیانه که به بهار عربی موسوم شد و کشیدن دامنه آن به سوریه، تحولات بی‌سابقه‌ای را در موقعیت ایران در منطقه ایجاد کرده است و سرنوشت بحران فعلی سوریه، تاثیر عمیقی بر آینده ایران خواهد گذاشت. تکلیف نهایی بحران سوریه به احتمال قریب به یقین در دوران رئیس‌جمهوری آینده ایران تعیین خواهد شد و این امر اثر مستقیمی در نحوه تعامل جامعه بین‌المللی بر پرونده هسته‌ای ایران نیز خواهد داشت.

اینکه کدام نیروی سیاسی، سکان هدایت کشور در چهار سال آینده را بر عهده داشته باشد، هم بر آینده آن نیروی سیاسی و هم بر آینده کشور، تاثیری سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده دارد.

البته رئیس‌جمهوری آینده ایران به مانند اسلاف خود، تنها به چهار سال اول نخواهد اندیشید و نیم نگاهی هم به دوره دوم ریاست جمهوری خواهد داشت. تا سال ۱۴۰۰ شمسی، یعنی هشت سال دیگر، چه بسا هدایت جمهوری اسلامی، دیگر در دستان رهبر فعلی ایران نباشد. آیت‌الله خامنه‌ای در ۲۹ فروردین - و به روایتی در ۲۴ تیر- امسال پا به ۷۵ سالگی می‌گذارد و در پایان دوره آتی ریاست جمهوری، به آستانه ۸۰ سالگی خواهد رسید.

طبیعی است که هیچ نیروی سیاسی مایل نیست در روزهای سرنوشت‌ساز تعیین رهبر آینده کشور، در حاشیه قدرت، تنها نظاره‌گر صحنه باشد.

‌هراس از بدیل

یک دلیل احتمالی دیگر ورود اصلاح‌طلبان به صحنه انتخابات را می‌توان در تغییر رویکرد سیاسی محمود احمدی‌نژاد جستجو کرد. مطمئن‌ترین پایگاه آرای نیروهای اصلاح‌طلب در ۱۶ سال گذشته در میان طبقه متوسط شهری بوده است. آقای احمدی‌نژاد که در دو دوره گذشته، پایگاه رای خود را در میان اقشار حاشیه نشین شهری و روستانشینان جستجو می‌کرد، در دو سال گذشته به آرمان‌ها و شعارهای مورد توجه طبقه متوسط نیز پرداخته و به شکل محسوسی این گروه اجتماعی را مخاطب قرار داده است.

با توجه به اختلاف شدید او با جریان‌های اصول‌گرای حامی رهبر ایران، در صورت غیبت احتمالی اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده، نامزد منتسب به او با تصاحب بخشی از شعارهای سنتی اصلاح‌طلبان، به مصاف نامزدهای اصول‌گرای حامی آیت‌الله خامنه‌ای خواهد رفت و این می‌تواند به جایگاه اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان در آینده ایران، خسارت جبران‌ناپذیری وارد کند.

'آفتاب صبح امید'

مجموعه این موارد، از ماه‌ها پیش گروهی از اصلاح‌طلبان را به این جمع‌بندی رساند که باید در انتخابات آتی حضوری فعال داشته باشند.

چند روزی است در فضای مجازی از جمله در فیسبوک، صفحاتی با شعار «آفتاب صبح امید» شروع به فعالیت کرده است. به گفته یکی از مسئولان این صفحه، «این حرکت اجتماعی سیاسی با دو شعار محوری امید و نجات و رویکرد دعوت و حمایت از مواضع سید محمد خاتمی برای حضور فعال در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری راه‌اندازی شده است».

این همه در حالی است که بعد از کشمکشی چند ماهه، ‌ ظاهرا محمد خاتمی در روزهای گذشته به تصمیم نهایی در خصوص نامزدی خود نزدیک شده است.

نه جنگ! نه تن دادن به رذیلت!

Image caption جمله‌ای منتسب به محمد خاتمی در محافل سیاسی نقل شد با این مضمون: نامزدی در انتخابات، دو نتیجه بیشتر ندارد: رویارویی تمام عیار با مرکز ثقل قدرت و یا تن دادن به رذائل اخلاقی و من تن به رذیلت نخواهم داد

ظاهرا یکی از دلایل تردید جدی آقای خاتمی برای ورود به عرصه انتخابات، عدم اطمینانش از نحوه رفتار جناح حاکم با نامزدی اوست. هنوز روشن نیست در صورت نامزدی محمد خاتمی، او بتواند از سد شورای نگهبان عبور کند.

اگر گفته‌های پیشین اعضای شورای نگهبان را مبنای رفتار آینده آن‌ها قرار دهیم، احتمال عبور آقای خاتمی از فیلتر شورای نگهبان ناچیز است. هم‌چنین اگر بتوان رفتار سیاسی گذشته محمد خاتمی را مبنایی برای پیش‌بینی رفتار انتخاباتی او قرار داد، با اطمینان نسبی می‌توان گفت که در صورت قطعی نشدن رضایت رهبری ایران از نامزدی او و تضمین عبورش از سد شورای نگهبان، آقای خاتمی نامزد نخواهد شد.

گروه قابل ‌توجهی از اصلاح‌طلبان، چند سالی است با فاصله گرفتن از رویارویی علنی با رهبر ایران، همه تلاش خود را برای دور شدن از مشی اعتراضی جنبش سبز و بازگشت به مسیر تعامل به کار گرفته‌اند. شیوه‌ای که میرحسین موسوی و مهدی کروبی بعد از انتخابات جنجالی ۱۳۸۸ در تقابل با جناح حاکم به کار گرفتند، مورد تایید همه اصلاح‌طلبان نیست.

در هفته‌های اخیر، جمله‌ای منتسب به محمد خاتمی در محافل سیاسی نقل شد با این مضمون که «نامزدی در انتخابات، دو نتیجه بیشتر ندارد: رویارویی تمام عیار با مرکز ثقل قدرت و یا تن دادن به رذائل اخلاقی و من تن به رذیلت نخواهم داد».

بنابراین منتفی شدن احتمالی نامزدی آقای خاتمی نشانه این خواهد بود که او حاضر به ورود به میدان جنگ نیز نبوده است.

احتمال نامزدی هاشمی

به نظر می‌رسد در صورت کنار رفتن آقای خاتمی، اکثریت اصلاح‌طلبان به نامزدی اکبر هاشمی رفسنجانی متمایل‌ باشند.

اصلاح‌طلبان بخش عمده‌ای از توافق‌های فعلی خود را مدیون اکبر هاشمی رفسنجانی‌اند. توصیه آقای هاشمی به اصلاح‌طلبان در جلسات ماه‌های گذشته این بوده که از اعلام نامزدهای متعدد و منفرد به نام اصلاح‌طلبی بپرهیزند و تلاش کنند روی نامزدی که از آرای بالقوه قابل توجهی در جامعه برخوردار است، اجماع کنند.

به گفته منابع نزدیک به اصلاح‌طلبان، آقای هاشمی رفسنجانی، تنها محمد خاتمی را واجد چنین پتانسیلی می‌داند و معتقد است دیگر افرادی که تمایل به نامزدی نشان داده‌اند، نخواهند توانست اقبال عمومی را به خود جلب کنند و شکست آنان در انتخابات، به شکست اصلاح طلبی تعبیر خواهد شد.

گروهی از اصلاح‌طلبان امیدوارند در صورت تن ندادن آقای خاتمی به داوطلبی، بتوانند نظر اکبر هاشمی رفسنجانی را نسبت به حضور در انتخابات جلب کنند.

علی شکوری راد، هفته گذشته به سایت کلمه گفته بود که اگر محمد خاتمی نیاید، آن‌ها از نامزد دیگری حمایت نخواهند کرد. به گفته آقای شکوری راد، البته «یک استثناء وجود دارد که احتمالش کم است ولی منتفی نیست و آن اینکه آقای هاشمی بیاید. در این صورت ما فکر می‌کنیم روا نخواهد بود او را تنها بگذاریم. بنابراین از او حمایت خواهیم کرد.»

با توجه به همراهی ضمنی اکبر هاشمی رفسنجانی با جنبش سبز، نامزدی او نیز خبر خوبی برای شورای نگهبان و رهبر ایران نخواهد بود، هر چند ممکن است رد صلاحیت آقای هاشمی به آسانی رد صلاحیت محمد خاتمی نباشد.

نامزدهای دیگر

منسوبان به جریان اصلاح‌طلبی که احتمال نامزدیشان در انتخابات می‌رود همگی کسانی‌ هستند که در وقایع بعد از انتخابات ۱۳۸۸، آشکارا با جنبش سبز فاصله داشته‌اند و از این رو احتمالا مشکلی با شورای نگهبان نخواهند داشت.

اسحاق جهانگیری، محمدرضا عارف و محمد علی نجفی، افراد شاخصی هستند که بحث روی نامزدی آنها هم‌چنان ادامه دارد.