برررسی روزنامه‌های صبح دوشنبه تهران – نوزدهم فروردین

روزنامه‌های صبح امروز تهران در عنوان‌های اصلی خود پی آمدهای شکست مذاکرات هسته ای آلماتی را بررسی کرده و در عین حال از احتمالات انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران نوشته اند.

فغان از تورم و گرانی و افزایش بهای رسمی ارز و کاهش ارزش پول ملی به عنوان نشانه‌هائی از اقتصاد پریشان کشور بخش عمده ای از مطالب اقتصادی این روزنامه‌ها را تشکیل می دهد.

پایان نشست آلماتی آغاز انتظاری دیگر

Image caption کارتون آروین، اعتماد

ابوالقاسم قاسم زاده در سرمقاله روزنامه اطلاعات که به نتایج اجلاس آلماتی اختصاص دارد پیش بینی کرده در فاصله پایان نشست آلماتی تا مذاکره تلفنی خانم اشتون با آقای جلیلی که هیچ تاریخ مشخص برای آن اعلام نشده است، بار دیگر دبیرکل آژانس انرژی اتمی آقای آمانو وارد خط اظهارنظر در صحنه خبری و رسانه‌ای می‌شود و در حالی که بر حق استفاده از انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز از سوی ایران تأکید مجدد خواهد کرد، فضای رسانه‌ای پرونده هسته‌ای ایران را زنده نگه می‌دارد.

با این مقدمه نویسنده معتقد است پرونده انرژی هسته‌ای ایران چندان مشکل فنی ندارد و گره اصلی این مشکل موضوع روابط سیاسی ایران و غرب و به خصوص روابط تهران ـ واشنگتن است. نشست آلماتی ۲ آشکارا این پیام را علنی کرده است که روال مذاکره دوجانبه ایران و آمریکا به مسیر مذاکره گروه موسوم به ۱+۵ جهت می‌دهد.

سرمقاله اطلاعات در نهایت نوشته گروه ۱+۵ فعلاً در دایره دو واقعه مهم سیاسی می‌چرخد، اول نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری ایران و دوم، مسیر گفتگوهای دوجانبه ایران و آمریکا. نقطه عطف مذاکره ایران و گروه ۱+۵ به صورت مثبت یا منفی نیازمند زمانی کوتاه شده که حداکثر تا چند ماه آینده معلوم خواهد شد.

من از همه بهترم و احساس تکلیف انتخاباتی

اعتماد در گزارشی درباره نامزدهای انتخاباتی اصولگرایان نوشته آنها گویی فراموش کرده‌اند پس از انتخابات هم روزهایی خواهد آمد و آنها باید با رفقای دیروز و رقبای امروز باز هم نشست و برخاست داشته باشند. برای آنها اینکه امروز یکدیگر را از گود رقابت خارج کنند از همه‌چیز مهم‌تر است.

این گزارش سپس سخنان علی فلاحیان را نقل کرده که گفته: افرادی که ائتلاف را مطرح می‌کنند، دانش سیاسی ندارند. برخی با این بهانه که ما می‌خواهیم زیاد باشیم، ائتلاف می‌کنند، درحالی که هرکس اسم می‌نویسد و می‌گوید می‌خواهم ائتلاف کنم و بعد سهم‌خواهی می‎کند. این فاجعه است. رییس‌جمهور آینده باید این مسائل برایش مهم باشد، مصمم باشد و افراد مورد نظر و همچنین توانایی اجرای برنامه‌ها را داشته باشد، آقایانی که مطرح هستند هیچ کدام در این حد نیستند.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

به گزارش این روزنامه وزیر پیشین اطلاعات گفته: با توجه به شعارهای انقلاب می‌خواستیم کشور اسلامی پیشرفته باشیم و الگوی سایر کشورها قرار بگیریم و اتحاد جماهیر اسلامی را تشکیل دهیم؛ با سایر آقایان که نامزد شده‌اند حرف زدم دیدم اصلا در این حال و هواها نیستند، لذا تصمیم گرفتم خودم نامزد شوم، حال، آقایان به من می‌گویند چه کسی از شما بهتر، ولی شما رای ندارید.

گزارشگر اعتماد سپس نوشته مصطفی پورمحمدی هم برای اینکه از رقیب امنیتی- اطلاعاتی خود عقب نماند دلایلش را برای بهترین بودن خود تعریف کرد: من نظام بروکراتیک و دیوانسالاری کشور را ضعیف می‌دانم که نیازمند یک تحول اساسی است و فکر می‌کنم که دوستان ما اغلب‌شان در این زمینه کار نکردند و تبحری ندارند و آشنایی چندانی هم ندارند و اگر هم به درمان این موضوع نپردازیم تحولی در کشور اتفاق نمی‌افتد.

در این گزارش آمده: در ادامه «من بهترین هستم»‌ پورمحمدی به گفته‌های صریح‌تری هم رسید: من بزرگ‌ترین دستگاه‌های ملی را اداره کردم و گسترده‌ترین و متنوع‌ترین حوزه‌ها را مدیریت کردم و اگر هم چیزی بلد نبودیم دیگر حالا یاد گرفتیم. نمره خیلی خوبی می‌دهیم.

هادی وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته هر چیزی بهاری دارد. بهار "احساس تکلیف"سیاسیون موسم انتخابات است. در این موسم است که این احساس شکوفا می‌شود و به بار می‌نشیند هر کس با هر زمینه ای و با هر میزان شانس برای توجیه انگیزه حضور خود به عنوان نامزد به احساس تکلیف تمسک می‌جوید و دیگران را از پرسش باز می‌دارد.

به نوشته این مقاله اکنون که موسم انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ فرار رسیده است، این واژه بیشترین کاربرد را پیدا کرده است. احساس تکلیف کردم وارد میدان شدم، چون احساس تکلیف کردم تصمیم گرفتم، تکلیفم نامزدی است ولو یک رأی بیشتر نداشته باشم اینان جملاتی است که توجیه کننده صف طویل نامزدهای این دوره ریاست جمهوری است.

ماشین زمان

مسعود مرعشی در ستون سفید نمائی‌ بهار با اشاره به خبر اختراع ماشین زمان توسط یک مخترع ایرانی که خبرگزاری فارس نوشته آمریکائی‌ها دنبالش بودند و ده میلیارد خرج کردند اما ایران با چهارصد هزار تومان ساخت نوشته: این خبر را با جان‌ودل می‌پذیریم. در سفیدنمایی امروز حدس زده‌ایم اگر آقای احمدی‌نژاد برای سفر به آینده هم مثل سفر به فضا اولین داوطلب باشد، چه سفرنامه‌ای خواهد نوشت.

نویسنده به عنوان سفرنامه این بزرگمرد به صد سال بعد نوشته: تا به آینده رسیدم دیدم مردم توی خیابون بودن. بهشون گفتم مردم چند سال نوری اینجا وایسادین و منتظر من بودین؟ یه سال نوری؟ دو سال نوری؟ همه از دیدن من کیت‌کت شده بودند.

- سر و وضع مردم خیلی با زمان ما فرق می‌کنه، اما واقعا مشکل ما همین چهار تا موی جووناست؟! من عادت دارم هر جا میرم لباس محلی همونجا رو می‌پوشم، اما خب این یه قلم رو شرمنده!

- محسن رضایی هنوز هم نامزد ریاست‌جمهوری است! پیگیری و ممارست این مرد رو دوست دارم.

- واقعا اینا چرا فکر می‌کنند امسال سال آخر دولته؟

- مردم این زمان میگن توی کل تاریخ دو تا رابطه مرید و مراد موندنی شده: یکی شمس و مولانا، یکی هم من و اسفندیار؛ متوجه شدم مردم هوشیارند.

- متوجه شدم در این زمان در حذف صفر از اسکناس به خودکفایی رسیده‌ایم.

Image caption کارتون ماشین زمان، علی درخشی، شرق

سال سخت و کلاغ پر

نویسنده پژوهشگر اضافه کرده: بخش کشاورزی در سال ۹۱ با وجود بحران ساختاری سرمایه‌گذاری از رشد متعادلی در حدود سه تا چهار درصد برخوردار شد و این رشد را مدیون سال بارانی نرمالی است که پشت سر گذاشت. پس به نظر می‌رسد در این بخش با تمامی کاستی‌ها، اندک رشدی حاصل شد. در بخش نفت اما نه تنها رشدی حاصل نشد بلکه عمدتا به دلیل کاهش تولید و تحریم‌ها، صادرات نفت خام به نصف رسید و صادرات محصولات پتروشیمی نیز در این سال با کاهش همراه شد. صنعت خودرو یکی از زیربخش‌های مهم صنایع و معادن کشور است که سهمی حدود سه‌درصد در تولید ناخالص داخلی دارد، با افت شدیدی مواجه شد.

به نوشته مقاله شرق مجموع این تحولات نشان می‌دهد که رشد اقتصادی کشور برخلاف اعلام برخی افراد نه تنها صفر و نزدیک به صفر نیست، بلکه حدود سه تا چهار درصد نیز منفی است. نکته قابل توجه دیگر این است که از سال ۸۴ روند سرمایه‌گذاری‌ها در کشور در تنگنا قرار گرفت. از سوی دیگر به دلیل تصدی‌گری و دخالت دولت در اقتصاد بهره‌وری کاهش یافت. این دو موضوع می‌تواند اقتصاد هر کشوری را با رکود مواجه کند. در واقع اگر این مسایل به دلیل نبود آمار به درستی ریشه‌یابی نشود، دولت بعدی قادر به برنامه‌ریزی اصولی برای حل معضلات اقتصادی نخواهد بود.

بهار در صفحه اقتصادی خود نوشته: دقایقی را با ما همراه شوید تا در آینده گُم شویم، قدم بزنیم در روزهایی که هنوز نیامده‌اند و با آمدنشان گِرد خواهند کرد چشمان ما و شما را. شاید خنده‌دار باشد، اما برایتان می‌گوییم از روزهایی که بنزین‌ هزار تومانی قلقلکتان خواهد داد.

به نوشته این مقاله: اگر در چاردیواری دلگیری که این روزها خانه می‌نامندش جایی برای نگهداری کالاهای اساسی و موادغذایی دارید، سری به بازار بزنید و فاسدنشدنی‌ها را در حد توان خریداری کنید. از قدیم گفته‌اند «کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کند»؛ پس حالا که بزرگواران دولتی ذخایر کالایی کشور را به هفت ماه رسانده‌اند ایرادی ندارد اگر شما هم آینده‌نگر باشید، شاید که خبری در راه باشد که اگر نبود چرا این همه هزینه و نگه‌داری دنیادنیا کالای مصرفی و موادغذایی با ماندگاری کم؛ به‌هرحال نگران نباشید نه جنگی در میان است و نه قحطی در راه.

بهار به طعنه نوشته: اصلا می‌خواهیم شما را به مجانی‌شدن همه‌چیز در ماه‌های آینده وعده دهیم تا روحیه بگیرید برای آمادگی بهتر در میادین اقتصادی؛ اما نه، وعده نمی‌دهیم و تصویری از آینده می‌دهیم، هرچند کمی تا قسمتی سیاه و شاید هم خاکستری مطلق. اشتباه نکنید، فاز دوم هدفمندی داغ خواهد کرد پیشانی حقوق و حقوق‌بگیر را، اما خبر دیگری در راه است، راهی که تا قبل از رسیدن روزهای داغ به انتها می‌رسد.

و سرانجام مقاله این که: آقای رییس بانک‌مرکزی این روزها نقشه راه می‌دهد که دلار ۳هزار تومانی رو به تثبیت است و ‌آخرین میخ‌های آن تا پایان خرداد کوبیده خواهد شد. پس باید پذیرفت افزایش چشمگیر قیمت کالاهای اساسی و موادغذایی را. سیاه نمایی نمی‌کنیم و به ما حق بدهید نگران شکستن کمر حقوقمان در برابر قامت رشید قیمت‌ها باشیم.

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته زمانی که در آخرین روزهای سال ۹۱ اعلام شد که پرتقال‌های انباری وارد بازار می‌شود و نیاز مردم را تامین می‌کند، مهره پشت کمر خیلی از هموطنان تیر کشید اما خیلی از مسئولان زحمتکش و توانمند اجرایی با کمال سرافرازی و اعتماد به نفس اعتقاد راسخ داشتند که این تیر کشیدن مهره کمر ربطی به تجربه‌های تلخ سالهای گذشته مردم ندارد و بیشتر بر اثر خانه تکانی بوده است و مردم همیشه در صحنه نباید در آستانه سال نو، نگرانی پرتقالی داشته باشند، اما وقتی همان مردم همیشه در صحنه در شب عید با پرتقال ۴ هزار تومانی مواجه شدند، فهمیدند که حسگرهای مهره کمر آنها بهتر از بسیاری از مسوولان اجرایی کار می‌کند!

در این مقاله آمده: یاد سال ۱۳۸۴ بخیر که دولت در آستانه نوروز ، همه توان و قدرت خود را گذاشت تا قیمت پرتقال عید ۱۳۸۵ را تثبیت کند و در این راه تا جایی جلو رفت که یکی از نمایندگان مجلس گفت: وزارت بازرگانی به وزارت پرتقال تبدیل شده است! واقعا کی فکر می‌کرد که دولت آنقدر گلکاری کند که از رفتارهای عجیب و غریبش در سالهای اول به خیر و خوشی یاد کنیم . روزگار غریبی است پرتقال!

دموکراسی به شیوه کلاه قرمزی

ندا حسینی در مقاله ای در قانون نوشته: کلاه قرمزی از نوروز ۱۳۸۸ تا حال محبوب‌ترین و پربیننده‌ترین برنامه تلویزیونی است. دلایل و ظرایف ناپیدا و پنهان‌‌تر محبوبیت این مجموعه تلویزیونی گفتمان دموکراسی به شیوه‌ کلاه قرمزی است. روحیه‌ مفارقت، همنوع‌دوستی، پذیرش آرا و نظرات یکدیگر فارغ از تفاوت‌های سنی، فکری، گویشی از هر طیف و رنگ که باشیم قرمز مثل کلاه‌قرمزی، صورتی مثل پسرعمه زا، سبز و مشکی مثل پسرخاله باشد یا گاوی جان که امسال یکی از مهمانان سرزده‌ خانه‌ مجری گرم‌خو و صبور برنامه شد.

به نظر نویسنده: آنها یکدیگر را می‌پذیرند و به سرعت جایی برای میهمانان تازه وارد باز می‌شود. لحظه‌ای مثل آقای هم ساده‌ی پرخنده با افراط در پذیرش بدبیاری‌های غریب و شوربختی‌های روزگار آن قدر می‌خندند تا خنده در آنها نهادینه شود، لحظه‌ای دیگر مدام تکرار می‌کنند ۱+۵ می‌شود ۶،۶،۶ یا در اپیزود بعدی لهجه‌ غریب، دور افتاده و مبهم یکدیگر را برای مجری ترجمه می‌کنند تا صدای همه به یک اندازه به ما برسد و مجری پرمهر نیز نه در نقش یک ابردانای کل که همیشه حق با اوست بلکه در جایگاه دوستی شکیبا، میزبانی سخاوتمند با نهایت تساهل و بردباری خانه را مدیریت می‌کند.

مقاله قانون در نهایت به این جا می رسد که : در شرایطی که تنها حدود ۲ ماه تا انتخاب رئیس دولت یازدهم باقی مانده و در سالی که انتظار بروز حماسه‌ در آن می‌رود، رسوب ارزشمندی از قبل این برنامه در ذهن و جان ما باقی گذارد. یادمان باشد کلاه قرمزی و پایتخت با دستمایه‌هایی ملموس و واقعی بر پایه‌ بنیان‌ها و مطالباتی واقعی، از درون همین جامعه و نهاد مردم شریف ایران زمین جوشیده اند و چون از دل برخاسته اند، پس لاجرم بر دل نشسته‌اند.

کارتون روز

Image caption کارتون بزرگمهر حسین پور، قانون

مطالب مرتبط