بررسی روزنامه های صبح چهارشنبه تهران – ۲۱ فروردین

روزنامه های امروز تهران در عنوان های اصلی خود از زلزله بوشهر و کشته ها و زخمی های آن خبر داده و در مقالاتشان از مارگارت تاچر نخست وزیر پیشین بریتانیا یاد کرده اند که دو روز قبل در لندن درگذشت.

انتقاد از پیشنهاد مجلس برای گران کردن بنزین، شکایت از بی اعتنائی به میراث فرهنگی و ویرانی تدریجی پارسارگاد از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول آرمان

تاچر و خدمت به کشورش

موسی غنی نژاد در سرمقاله دنیای اقتصاد درباره درگذشت مارگارت تاچر، نخست وزیر پیشین بریتانیا به تحلیل میراث های او پرداخته و نوشته خانم تاچر زمانی به قدرت رسید که انگلستان رو به زوال اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داشت و موقعیت بین‌المللی پیشین خود را بیش از پیش از دست می‌داد. او با انتقاد شدید از سیاست‌های دولت‌های رفاهی و وعده اصلاحات عمیق اقتصادی در جهت بازگرداندن ابتکار عمل از دولت به مردم، پس از کسب قدرت بلافاصله وعده‌های انتخاباتی خود را بدون مسامحه به اجرا گذاشت و با اتخاذ سیاست‌های ریاضتی و انقباض پولی، تورم ۱۸ درصدی انگلستان را در مدت کوتاهی تک رقمی کرد. البته این سیاست‌ها بر رکود اقتصادی و افزایش بیکاری موقتا دامن زد و موجب پایین آمدن شدید محبوبیت وی در نظرسنجی‌های عمومی شد؛ اما او با عزمی تزلزل ناپذیر به سیاست‌های خود تداوم بخشید و از راهی که در پیش گرفته بود، گامی عقب ننشست.

به نوشته این استاد دانشگاه : میراث او در اصلاحات اقتصادی و اجتماعی به قدری ارزشمند بود که دولت‌های بعدی، حتی از نوع مخالفان حزب کارگر، تردیدی در استمرار آن به خود راه ندادند. او فرهنگ تلاش فردی، استقلال اقتصادی از دولت و کرامت انسانی را در جامعه انگلستان جان تازه‌ای بخشید. مردمان انگلستان در مجموع قدرشناس خدمات او هستند، اما طبیعتا دو گروه هیچ گاه میانه خوبی با او نداشتند و از هیچ کاری برای رسوا کردنش دریغ نکردند.

به نوشته سرمقاله دنیای اقتصاد این دو گروه یکی، چپ گراهایی بودند که مردمی بودن گفتار و رفتار خانم تاچر را همچون خاری در چشمان خود می‌دیدند و این واقعیت را که انحصار خلقی بودن را از آنها گرفته و بدون اینکه پوپولیست باشد، محبوب بخش‌های وسیعی از مردم است، هیچ گاه بر او نبخشیدند. گروه دوم، روشنفکرانی که طرفداری صریح، بی‌‌تعارف و بی‌چون و چرای وی از اقتصاد آزاد به ذائقه‌شان خوش نمی‌آمد.

گلچین روزگار

ایمان پیربرناش در ستون طنزانه روزنامه قانون بعد از سوگنامه ای نوشته "دنیا را می‌بینید؟ چه کسی فکرش را می‌کرد ما عمرمان به دنیا باشد و مارگارت هیلدا تاچر دار فانی را وداع گوید؟ بیشتر حسرت ما از این است که روابط‌مان با انگلیس حسنه نیست و نمی‌توانیم به دنیا ثابت کنیم مانند دیگر زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، ورزشی و هنری در بغل کردن نیز پیشتاز کشورهای منطقه هستیم. البته اگر روابط‌‌مان حسنه بود هم فرقی نداشت چون شنیده شده این عزیز رفته سفر مادر ندارد تا برای تسلی خاطر بغلش کنیم، پدر هم که به کار ما نمی‌آید."

نویسنده طنزپرداز اضافه کرده از زندگی ساده‌زیستانه تاچر می‌توان به این نکته اشاره کرد که او از پدر ‌و‌مادری بقال به دنیا آمد و گفته می‌شود والدینش جزو معدود بقالانی بودند که به ترش بودن ماست‌شان اذعان داشتند: "آنها در این زمینه انقلابی در بقالی به‌وجود آورده و مای‌بیبی را به قیمت تعاونی عرضه می‌کردند. دختر این بقالان از حزب محافظه‌کار انگلیس بود و به خاطر فعالیت در این حزب، مورد تمجید محمدباقر قالیباف قرار گرفت. تاچر این تمجید را از بزرگ‌ترین افتخارات زندگی خود عنوان کرده و در ادامه صحبت‌هایش چیزی نیفزود.‌"

طنز قانون با این توصیف پایان می گیرد: "مارگارت هیلدا تاچر همان‌طور که از اسمش برمی‌آید این اواخر همه را لمس می‌کرد و بدون تاچ کردن کسی را نمی‌شناخت. وی به دلیل همین ضعف بینایی بارها جیمز کامرون را با احمدی‌نژاد اشتباه گرفته و ساده‌لوحانه تصور می‌کرد ایرانی‌ها می‌خواهند با انگلیس وارد مذاکره شوند ولی به محض تاچ کردن صورت جیمز و زخمی کردن صورت او ( آخه هیلدا همیشه ناخنش بلند بود) و جیغ بنفش کامرون، او را به جا می‌آورد."

Image caption کارتون فیروزه مظفری، شرق

محمد حسین روانبخش هم در ستون طنز مردم سالاری نوشته مارگارت تاچر درگذشت و بعضی‌ها در انگلیس ناراحت شدند. در عوض بعضی‌ها در اسکاتلند و ایرلند خوشحال شدند. بعضی‌ها پرسیدند: آیا مادر تاچر زنده است؟ بعضی‌های دیگر گفتند‌: نخیر نگران نباشید‌، مادر تاچر سالها است که دار فانی را وداع گفته و از این نظر هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد . بعضی‌ها هم گفتند‌: اصلا قبلا هم هیچ موردی پیش نیامده بود و فیلم و عکس و عکاس و فیلمبردار و تلویزیون ونزوئلا همه با هم به شدت تکذیب می‌شود!

انتخابات با نتیجه مطلوب؟

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار با نقل جمله محمد یزدی که گفته ”نتیجه انتخابات مهم تر از حضور حداکثری است” از آن انتقاد کرده و نوشته درهمه سالهای پس از انقلاب، همواره تأکید بر انتخابات رقابتی و حضور حداکثری مردم بوده است. به عبارتی حضور حداکثری در نگاه رهبران نظام جزو اهداف عالی به حساب می‌آمد و نگاه ابزاری به آن نداشتند.این اولین باراست که یک مقام مهم، همچون آیت الله یزدی که نقش برجسته ای در آرایش سیاسی گروههای اصولگرا دارد چنین با صراحت در معادله بین انتخابات با حضور حداکثری و انتخابات با نتیجه دلخواه، رأی به دومی می‌دهند و آنرا ارزش می‌پندارند.

نویسنده سرمقاله ابتکار تاکید کرده همچنان برخی از بزرگان بر این گمانند که بیم انحراف و گمراهی اکثریت وجود دارد. از نظر آنان بهترین صورت مسئله برای حل این دغدغه، ضرورت عدم حضور اشخاص دارای پتانسیل رأی آوری بالاست. تجربه انتخابات مکرر در جمهوری اسلامی شاهدی است بر اینکه انتخابات با حضور حداکثری همواره دارای منافع بیشمار برای کشور و ملت بوده است. رابطه معنا دار و مستقیمی بین میزان مشارکت در انتخابات و اقتدار کشور و حل مشکلات بین‌المللی وجوددارد. تمرکز قدرتهای بزرگ و معلق سازی تصمیمات مهم بر داده‌های انتخابات در ایران، خود موید این مهم است.

ابتکار نوشته در شرایط کنونی که جنبش مردمی در کشورهای اسلامی سطح دموکراسی خواهی را در منطقه ارتقاء بخشیده و انتخابات ایران به عنوان نمونه دموکراسی دینی معرفی شده چنین ترجیحات و توجیهاتی چندان موجه نمی‌نماید. خوب بودن یا نبودن نتیجه انتخابات به خوب بودن یا نبودن انتخابات است انتخابات بد از نظر میزان مشارکت نتیجه قابل دفاعی به همراه نخواهد داشت. رئیس جمهور برآمده از یک انتخابات غیر رقابتی و با رأی پایین قادر به حل مشکلات کشور بزرگی چون ایران نخواهد بود.

چرا در مسجد بسته؟

Image caption عکس بهار از تشییع جنازه عسل بدیعی

احمد مسجد‌جامعی در مقاله ای در بهار که با عکسی از انبوه جمعیت هنگام تشییع جنازه عسل بدیعی هنرپیشه جوانی همراه است که هفته پیش درگذشت، این میزان حضور مردم را نشان از علاقه ای دانسته که ریشه در تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم دارد و آمیخته به خوی و خلق ایرانیان است. «بدیعی» با اهدای اعضای بدنش به هفت بیمار، به فیلمی که خود در آن نقش یک بیمار درگیر این مسئله را ایفا کرده بود، جامه ‌عمل پوشانید. درواقع آخرین و جدی‌ترین اثر هنری‌اش را پس از مرگ پدید آورد.

وزیر پیشین ارشاد با این مقدمه نوشته مخالفت بعضی مساجد با برگزاری مراسم ختم او در آن‌جا است، دلیل آن چندان روشن یا دست‌کم قابل فهم همراه نداشت. یکی از آن‌ها مسجد بلال صداوسیما است. مسجدی زیر نظر رسانه‌ای که این هنرمند سال‌ها با بازی تاثیرگذارش خود در آن حضور داشته است. از همین روست که با پیام تسلیت و پوشش خبری مراسم تشییع جنازه با سوگواران همراهی کرد. این قبیل هنرمندان به دلیل جایگاه مردمی که دارند مخاطبانی فراتر از رسانه دولتی پیدا می‌کنند.

به نظر مقاله بهار به همین دلیل این‌گونه رفتارهای دوگانه و بی‌توجهی به جایگاه هنری و پشتوانه مردمی آنان سبب خواهد شد که ابتکار عمل به دست رسانه‌های دیگر بیفتد. در حالی که این‌ها در همین مرز و بوم و در همین فضا به‌رغم دشواری‌ها و تنگناهای احتمالی سال‌های سال زندگی و کار و فعالیت داشته‌اند.

انفجار در گوش کوروش

ماندانا خرم در گزارشی در روزنامه بهار نوشته دقایقی پیش از تحویل سال ۱۳۹۲ صدای انفجار نارنجک دست‌ساز، توجه گردشگرانی را که برای تحویل سال نو خود در پاسارگاد گرد آرامگاه کوروش بزرگ جمع شده بودند به خود جلب کرد. هنوز لحظه سال نو فرا نرسیده بود که فردی از میان انبوه جمعیت حاضر این نارنجک دست‌ساز را به قسمت پشت آرامگاه کوروش پرتاب کرد. در این ماجرا هیچ فرد خاصی شناسایی و دستگیر نشد، اما لکه سیاه روی این بنای تاریخی به یادگار ماند.

Image caption اثر فشفشه بر مزار کوروش در پاسارگاد

به نوشته این گزارش هر سال با فرارسیدن تعطیلات نوروزی جمعیت بسیاری از ایرانیان برای استراحت و بازدید از مکان‌های تاریخی به‌ویژه تخت جمشید و پاسارگاد راهی این اماکن می‌شوند. اگرچه هر یک از گردشگران با خود سرمایه‌های مادی و معنوی بسیاری به این اماکن می‌آورند و باعث رونق آن می‌شوند اما گاهی بعضی با رفتارهای غیر فرهنگی خود آسیب‌هایی جدی به بناهای تاریخی وارد می‌کنند که گاه خسارتش از سرمایه‌ای که می‌آورند فراوان‌تر است. این رفتارهای ناشایست چیست و هر کدام چه مقدار به این اماکن آسیب وارد می‌کنند. در این گزارش نگاهی به این آسیب‌ها خواهیم انداخت.

گزارشگر بهار تاکید کرده حضور همزمان چندین‌هزار نفر در یک مکان یکی از مهم‌ترین عوامل فرسایش و تخریب آثار تاریخی است به گونه‌ای که به گفته مرمت‌گران نیرو و انرژی که از وزن این افراد به بنای تاریخی وارد می‌شود و رطوبت و دی‌اکسیدکربنی که از تنفس و سوخت‌وساز بدن افراد در فضاهای سرپوشیده به محیط وارد می‌شود می‌تواند یک عامل مهم تخریب به حساب آید و باید از ازدحام جمعیت به‌خصوص در فضا‌های تاریخی سربسته پرهیز کرد.

با «انیشتین» و «نیوتن» مشکل شخصی دارم

عاطفه نامداری و آرش سلیمانی از روزنامه شرق بعد از خواندن خبر اختراع ماشین زمان توسط یک مخترع ایرانی در خبرگزاری فارس به سراغ مخترع رفته اند که به عنوان «رکورددار ثبت اختراع در کشور با ثبت ۱۷۹ طرح» معرفی شده و ادعا کرده با صرف ۵۰۰هزارتومان و ساخت دستگاهی به اندازه کیس یک کامپیوتر، آینده افراد را برای پنج تا هشت سال آینده با ۹۸درصد صحت و اطمینان پیش‌بینی می‌کند.

به نوشته این دو گزارشگر ۲۷ سال دارد و نامش «علی رازقی» است. او خود را سرپرست «مرکز هدایت راهبردی مخترعان و مبتکران کشور» معرفی می‌کند. این گفت‌وگو هم در دفتر محل کارش انجام شده، دفتر کاری که او می‌گوید هزینه‌اش را با درآمد ناشی از پیش‌بینی‌های همین دستگاه به دست آورده است. او اسم این ماشین زمان را «آریا یک» گذاشته است. البته این ماشین زمان با تصوری که از ماشین زمان داریم، فرق دارد. این دستگاه کوچک شما را به گذشته یا آینده نمی‌برد، بلکه قرار است با پیشگویی، آینده را نزد شما بیاورد؛ البته علی رازقی، مخترع این دستگاه می‌گوید که کار ساخت ماشین زمانی که بشر با آن به آینده سفر کند را هم شروع کرده و پروژه پیشرفت خوبی داشته، اما مشکل اصلی این است که هنوز راهی برای بازگرداندن مسافران زمان، به زمان حال پیدا نکرده است. او می‌گوید که من می‌دانستم این طرح مثل توپ صدا می‌کند و حالت یک بمب خبری است: «من با جاهای مختلف تماس گرفتم و بحث امنیت را مطرح کردم. امنیت جانی ما را چه کسی تامین می‌کند؟ همه مسخره کردند، من هم حرفی نزدم تا الان. اما بعد از عید کم‌کم این اتفاق افتاد و من منتظرم که جاهای دیگر هم سراغم بیایند.»

گزارش شرق نشان می دهد که علی رازقی گفته در حال حاضر هم دارم روی راه‌اندازی مرکز کار می‌کنم. حدودا ۱۰ سال است که در زمینه اختراعات و ابتکارات کار می‌کنم. گزارشگران پرسیده اند: و سوابق تحصیلی - تحقیقاتی‌تان؟ جواب داده: حدود هشت سال سابقه پژوهشی دارم. پرسیده اند: و تحصیل؟ گفته است من هم تجربی کار کرده‌ام و هم مطالعه بالایی داشته‌ام، هروقت درباره تحصیلات از من می‌پرسند، چون ربطی به رشته‌کاری‌ام ندارد، هیچ‌وقت جواب نمی‌دهم.

دوره درخشان‌تر از این؟

مسعود مرعشی در صفحه طنز قانون نوشته: اسفندیار رحیم مشایی در نشست مشترک دولت با استانداران، ابتدا بشارت داد که «دولت و رئیس‌جمهور در بالاترین سطح از محبوبیت به سر می‌برند.» به جان خودم راست می‌گوید. ما هر روز در کوچه و خیابان این حد محبوبیت را لمس می کنیم.

نویسنده اضافه کرده: طرف کرایه تاکسی کورسی ۵۰۰ تومان می‌دهد، یک یادی از محبوبیت دولت می‌کند، گوجه فرنگی کیلو ۶۰۰۰ تومان می‌خرد، یادی از محبوبیت رئیس دولت می‌کند، ماست هفت هزار تومانی می‌خرند، یاد هیات دولت می‌کند. خلاصه صبح تا شب در مغازه و تاکسی و اتوبوس و مترو همه ذکر خیری از احمدی نژاد و دوستان می‌کنند.

به نوشته این مقاله طنز: اسفندیار بهار دلمان آخرین ضربه را محکم‌تر زده: «برای یک دوره درخشان جدید در کشور آماده شویم.» برخی از تحلیل گران خبر از اهدای بیش از ۱۰۰۰ نسخه هاله نور به دولتمردان در دولت بعدی می دهند تا هر جا سخنرانی می‌کنند همه جا نورانی باشد. برخی از تحلیل گران خارجی معتقدند حالا که دولت ۸ سال شبانه‌روزی کار کرده، برای دور بعدی همین اکیپ ۴ سال هیچ کاری نکنند و فقط بخورند و بخوابند. احتمالن با این وصف چشم‌انداز روشنی برای آینده کشور می توان متصور بود. حالا اگر روشن هم نباشد، از الان روشن‌تر است!

کارتون روز

Image caption زلزله در کارتون احسان گنجی، اعتماد