بی‌اعتمادی خامنه‌ای به هاشمی رفسنجانی و آینده جمهوری اسلامی

Image caption همراهان دیروز؛ آیا هاشمی رفسنجانی به طردشدگان امروز می‌پیوندد؟

سخنان اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در باره بی اعتمادی آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی به او و نیز حاکمیت سپاه بر عرصه های مختلف کشور، به روشنی نشان می دهد که از نگاه او نیز، رهبر جمهوری اسلامی تصمیم خود را برای آینده نظام گرفته است و در این تصمیم جایی برای کسانی که منتقد روندهای جاری و آتی هستند، وجود ندارد.

سایت سحام نیوز گزارش داده است که آقای رفسنجانی، سه روز پیش و یک روز پس از دیداری مفصل با آیت الله خامنه ای، در دیدار با شماری از استانداران "دوران سازندگی و اصلاحات" تاکید کرده است به دلیل آنکه آقای خامنه ای "طور دیگری فکر می کند و اشکالات موجود را قبول ندارد... در این وضعیت نمی توان کاری کرد و حضور من در انتخابات هم به صلاح نیست."

سایت سحام نیوز، سخنان اکبر هاشمی رفسنجانی را به نقل از یکی از "استانداران دولت اصلاحات" که در این جلسه حاضر بوده نقل کرده و از صحت اظهارات نقل شده در گفت و گوی جداگانه با چند تن دیگر از حاضران اطمینان یافته است.

اکبر هاشمی رفسنجانی درسال های اخیر، هم در اظهار نظرها و هم در نقل خاطراتش، سخنان مشابهی ابراز داشته و از جمله تاکید کرده بود که تغییر در وضعیت کنونی، بدون همراهی و هماهنگی آقای خامنه ای امکان پذیر نیست.

او در نامه سرگشاده ای که قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ خطاب به آیت الله خامنه ای نوشت، در آخرین حضورش در مقام امام جمعه موقت تهران و نیز در اظهار نظرهای مکرر نسبت به عواقب رویکردهای فعلی هشدار داده و پیشنهادهای خود را برای بیرون رفتن از بحران کنونی مطرح کرده است.

با این همه، اظهارات اخیر آقای رفسنجانی از چند جهت کم سابقه است و به دلیل آنکه چشم اندازی نسبتا روشن از وضعیت مطلوب آیت الله خامنه ای و نیز سپاه در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری به دست می دهد، اهمیتی دو چندان دارد.

آقای رفسنجانی در باره رابطه ویژه خود با رهبری و نیز نقش ویژه اش در معرفی او به آیت الله خمینی، شورای انقلاب، رسیدن به ریاست جمهوری و نیز انتخابش به عنوان رهبر جمهوری اسلامی گفته است:" من آقای خامنه ای را از مشهد به تهران آوردم و با دوستان در شورای انقلاب صحبت کردم و به شورا بردم. بسیاری از دوستان با سابقه انقلاب از این کار من گله کردند، اما من گفتم حضور ایشان لازم است. مراحل بعد را هم که خود می دانید چگونه بوده. رابطه ما مثل دو برادر بوده اما مسائلی که در این سال ها پیش آمده موجب شده که ایشان دیگر به من اعتماد نداشته باشند، اگرچه من برادرانه راه برون رفت کشور را گفته ام."

وی همچنین به طور تلویحی از اینکه در دوران ریاست جمهوری خود به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اجازه داده که وارد فعالیت های اقتصادی شود، اظهار تاسف کرده و گفته است:" شرایط امروز تغییر کرده است... در دوران سازندگی، مهندسی رزمی سپاه امکاناتی از جنگ داشت که در سازندگی کشور می توانست موثر باشد و ما در آن زمان پروژه هایی مثل راه سازی به آنان دادیم؛ هم برای کشور مفید بود و هم برای سپاه، اما حالا سپاه نبض اقتصاد، و سیاست خارجه و داخله را در دست گرفته و به کمتر از کل کشور راضی نیست."

صراحت اکبر هاشمی رفسنجانی در یادآوری نقش خود در بالا کشاندن آیت الله خامنه ای از پله های قدرت، تاکید بر این نکته که رهبر جمهوری اسلامی اصولا درکی متفاوت از وضعیت دارد و نه تنها هیچ یک از انتقادهای مطرح شده را نمی پذیرد بلکه اساسا اشکالات موجود را قبول ندارد، و از همه مهم تر، به وی نیز همچون گذشته اعتماد ندارد؛ به معنای آن است که آقای رفسنجانی کاملا و تا آن اندازه از تلاش های پشت پرده و رایزنی های خود با آقای خامنه ای مایوس شده که حتی از بیان علنی آن نیز ابایی ندارد.

روایت اکبر هاشمی رفسنجانی از دیدگاه ها و نقطه نظرات آیت الله خامنه ای، نشان می دهد که رهبر جمهوری اسلامی نه تنها انتقادی به عملکرد و و تصمیمات خود در سال های اخیر و خصوصا در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ و حوادث پس از آن ندارد، بلکه برای آینده و در نخستین گام، انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ نیز برنامه های مدونی درنظر دارد.

تاکید آقای رفسنجانی بر اینکه "حضور او به صلاح نیست"، بیان صریح نتیجه گیری او از آخرین دیدارش با آقای خامنه ای است: آقای رفسنجانی جایی برای خود در برنامه های رهبر جمهوری اسلامی و مراکز قدرت مرتبط با او از جمله سپاه پاسداران نمی بیند.

آقای رفسنجانی که در طول حیات نظام جمهوری اسلامی هیچ گاه از مرکز قدرت دور نبوده و طبعا شناختی بی واسطه و عمیق از ساختار قدرت و ساز و کار آن دارد و بارها تاکید کرده که اصلاح وضعیت کنونی بدون خواست و اراده آیت الله خامنه ای ممکن نیست، اکنون ظاهرا به این نتیجه قطعی رسیده که نشانی از این خواست و اراده به چشم نمی خورد.

این نتیجه گیری در آستانه انتخابات ریاست جمهوری به ویژه برای طیف هایی از اصلاح طلبان که می کوشند در رقابت های انتخاباتی جایی نیز برای خود باز کنند، مهم است و می تواند تاثیراتی تعیین کننده بر رویکردهای انتخاباتی آنان داشته باشد.

نخستین پیامد دیدار اخیر آقای رفسنجانی با آقای خامنه ای و نیز اظهارات او پس از این دیدار، می تواند آن باشد که محمد خاتمی نیز، که از مزیت دیدارهای مرتب و مستقیم با رهبر جمهوری اسلامی برخوردار نیست و نزدیکان به آیت الله خامنه ای نیز در برخورد با او زبانی تندتر و قاطعیتی بیشتر دارند، بیش از پیش در اعلام نامزدی خود تردید کند.

با این همه، حتی کنار کشیدن اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، ممکن است به معنای پایان کار همه اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری امسال نباشد؛ زیرا اصلاح طلبانی که همچنان سودای مشارکت در انتخابات در سر و یا حتی امید پیروزی در دل می پرورانند، به سوی نامزدهایی با جایگاه و اقبال مردمی کمتر سوق خواهند یافت؛ هر چند احتمال پیروزی و یا حتی برانگیختن موج گسترده حمایت از خود در سطح جامعه را اندک بیابند.

پیش از این، طیف هایی از اصلاح طلبان از احضار خود از سوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی برای حمایت از کسانی که مورد تایید این نهادها هستند خبر داده بودند.

هرچند آیت الله خامنه ای در سخنرانی خود در مشهد در آغاز سال جاری بر "حضور همه سلایق" در انتخابات تاکید کرده بود، اما روایت اکبر هاشمی رفسنجانی از دیدار خود با رهبر جمهوری اسلامی نشانه دیگری از آن است که "همه سلایق"، نه آن گونه که خود می خواهند بلکه آن گونه که حاکمیت می پسندد می توانند در انتخابات شرکت کنند.

از نگاه اصلاح طلبانی که معتقدند یا باید با نامزدی واحد و دارای حداکثر محبوبیت اجتماعی و نیز ثبات و قاطعیت در انتخابات شرکت کرد و یا کلا از شرکت در آن خودداری کرد، حاکمیت در پی آن است که اصلاح طلبان را با نامزد و یا نامزدهایی نه چندان قوی و با شانس اندک پیروزی یا حتی کسب رای قابل توجه به انتخابات راه دهد تا هم امکان بازگشت به قدرت را به آنان نداده باشد و هم تصویری از انتخاباتی آزاد و رقابتی را به نمایش بگذارد.

ممکن است اظهارات اکبر هاشمی رفسنجانی و خودداری احتمالی او و محمد خاتمی از اعلام نامزدی، مانع اجرای برنامه ای احتمالی از این دست نشود، اما کار آنان را برای استفاده از عنوان "اصلاح طلبی" و. بهره گیری از پایگاه اجتماعی طیف متنوع اصلاح طلبان دشوارتر می سازد.

مطالب مرتبط