مرور روزنامه‌های صبح تهران؛ شنبه ۳۱ فروردین

روزنامه های امروز صبح تهران در تیترها و عنوان های اول خود از خالی ماندن همایش جنجالی دولت در استادیوم آزادی نوشته و در مقالاتی نشانه هائی از پایان دوران پوپولیزم احمدی نژادی خوانده و در عین حال اصولگرایان منقد دولت را هم برنده این بازی ندانسته اند.

انعکاس وسیع درگذشت سعدی افشار سیاه باز معروف تئاتر سنتی ایران و انتقادهای هر چه بیشتر از شکست برنامه های اقتصادی دولت از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

هزینه/ فایده همایش آزادی

Image caption تیتر و عکس صفحه اول شرق

داوود محمدی در سرمقاله روزنامه بهار نوشته همایش جنجالی «آزادی» به مرحله اجرایی رسید و پنجشنبه از خط پایان گذشت. اکنون شاید زمان مناسب برای بررسی این نکته باشد که برد و باخت حامیان دولت و اصولگرایان در این کارزار تبلیغاتی چه بود؟

به نظر سردبیر این روزنامه اصلی‌ترین رهاورد همایش برای احمدی‌نژاد و حامیانش آن بود که در پی انتقادهای تند و گسترده رقیب اصولگرای خویش، ابتکار‌عمل را در کارزار انتخابات به دست گرفتند؛ بدون آنکه زحمت و هزینه زیادی برای برجسته‌سازی این رخداد متقبل شوند. در واقع، اصولگرایان با هجوم تبلیغی پرفشار، ناخودآگاه، موجب شدند رونمایی از نامزد اصلی دولتی‌ها، به صدر فهرست چالش‌های انتخاباتی منتقل شود و نگاه افکار عمومی به سمت نامزد غیررسمی مورد منازعه یعنی مشایی، جلب شود.

مقاله بهار اضافه کرده البته «خروجی» همایش برای دولتی‌ها «برد محض» نبود زیرا مراسم در غیبت مشایی، بدون رونمایی رسمی از نامزدی او و حتی با پرهیز از سر دادن شعار رایج «زنده‌باد‌بهار» برگزار شد. با وجود همه تمهیدات، در ابتدای مراسم نیمی از سکوها خالی بود و هنگامی که بلندگو حاضران را به دریافت ناهار در محوطه بیرونی ورزشگاه فراخواند، بخش بزرگی از مدعوین، روانه محوطه شدند که از بازگشت اغلب آنان به سکوها خبری نشد. دیگر رونقی نماند که وسوسه بهره‌برداری انتخاباتی ‌برانگیزد.

صادق زیباکلام در آرمان اظهار عقیده کرده که بازی روز پنجشنبه در استادیوم آزادی پیروزی نداشت. احمدی‌نژاد نمی‌تواند ادعای پیروزی کند چرا که نتوانست حتی نیمی از جمعیت مورد انتظارش را به استادیوم بکشاند. دلیل دیگر عدم پیروزی احمدی‌نژاد، غیبت رحیم‌مشایی بود. اما در عین حال نمی‌توان اصولگرایان را پیروز «بازی» روز پنجشنبه دانست، چرا که نفس برگزاری گردهمایی ورزشگاه آزادی به‌رغم مخالفت‌های اصولگرایان در حقیقت یک پیروزی برای احمدی‌نژاد بود.

به نظر این استاددانشگاه می‌ماند نتیجه اخلاقی که از این «بازی» می‌توان گرفت. بالاترین نتیجه اخلاقی که مانع می‌شود نه اصولگرایان و نه احمدی‌نژاد نتوانند ادعای پیروزی کنند، بی‌توجهی و نادیده‌ گرفتن اصول و اخلاق سیاسی از جانب هر دو «تیم» بود. اینکه مشخصا منبع هزینه‌های برگزاری این گردهمایی اعلام نشد نشان داد که اخلاق سیاسی چندان برای تیم برگزار کننده معنا ندارد. از سوی دیگر اصولگرایان نیز با نشان دادن انواع مخالفت‌ها با برگزاری این میتینگ نشان دادند که خیلی تاب و تحمل رقابت و رقیب را ندارند.

مهران کرمی در سرمقاله جهان صنعت نوشته داشتن پایگاه مردمی یکی از تصوراتی بود که بسان هاله‌ای بر گرد محمود احمدی‌نژاد قرار داشت، رییس‌جمهوری که در شهرهای کوچک و روستاها پایگاه رای دارد و می‌تواند با بسیج توده‌ای مردم مخالفان سیاسی‌اش را به انزوا بکشاند. این تصورات از او افسانه‌ای ساخته بود که می‌توانست همچون رابین‌هود در انگلیس و بچه سقو در افغانستان یا شیرو در افسانه سلطان و شبان، او را اسطوره کند

نویسنده این مقاله سپس با اشاره به همایش استادیوم آزادی نوشته واکنش‌ها به این همایش حاکی از درکی عمومی بود که از زبان برخی شخصیت‌های سیاسی بیان شد و آن نگرانی از سوء‌استفاده دولتی از امکانات ملی برای اهداف انتخاباتی است اما رییس‌جمهور این بار هم بر همایش ملی اصرار ورزید و مشاورانش با دعوت از صدها هزار کارمند دولتی و تامین هزینه‌های اقامت در تهران حرف خود را به کرسی نشاندند.

نتیجه مهم تر از نظر سرمقاله جهان صنعت این است که رویداد روز پنجشنبه بیش از هر چیز دست آقای احمدی‌نژاد را رو کرد و نشان داد که برای انتخابات آینده چقدر چنته‌اش پر است؛ بی‌گمان حضور ۴۰ یا ۵۰ هزار کارمند دولتی با صرف هزینه چند صد میلیون تومانی نمی‌تواند از محبوبیت فردی حکایت کند که به مدت هشت سال با شعارهای عوام‌پسندانه حریفان قدر سیاسی‌اش را بایکوت کرده بود.

شتاب احمدی نژاد برای رفتن به ونزوئلا

احمد نقیب‌زاده در مقاله ای درشرق نوشته بر اساس قانون آهنین زندگی دنیوی، عمر پوپولیسم چندان دراز نمی‌تواند باشد تا به وعده‌های واهی ادامه دهد. حتی اگر شبنمی از کاریزما همراه داشته باشد یا از پشتیبانی قدرتمداران بی‌بصیرتی که بر «اوهن‌البیوت» تکیه می‌کنند برخوردار باشد زیرا منابعی که از آن به بذل و بخشش می‌پردازند تا شکم‌های گرسنه و جیب‌های خالی را با خود همراه سازند، چندان پر و پیمانه نبوده و تا‌ ابد دوام نمی‌آورند.

نویسنده با اشاره به ونزوئلا و چاوز و جانشین وی تاکید کرده نتیجه آنکه اگر هم شمارش آرای انتخابات ریاست جمهوری درست باشد، یک دوره بیشتر نصیب این راننده سابق اتوبوس نخواهد شد. حال در چنین شرایطی که نه به‌دار است و نه به بار، و‌ای بسا نتیجه شمارش آرا هم چیز دیگری را رقم بزند آیا درست بود که رییس‌جمهور خوش‌سفر ایران شتابان رهسپار آن دیار نافرجام شود؟ اگر در سال ۱۳۸۸که هنوز شمارش آرای ریاست‌جمهوری در ایران به پایان نرسیده بود، ایشان با همین شتاب به دیدار «مدودف» شتافت پذیرفتنی بود ولی الان چه توجیهی دارد؟

مقاله شرق پرسیده آیا احمدی نژاد هم مانند تزار «پوتین» فکر می‌کند چنین سفر یا حمایتی به تثبیت یار ونزوئلایی‌شان می‌انجامد؟ حالا بماند که تکلیف هزاران دلار سرمایه‌گذاری‌های ایران در این کشور ناپایدار به چه سرنوشتی دچار خواهد شد. آمریکای لاتین است و سرزمین کودتا و انقلاب.

جشن ناهار و بازی با تیم دوم دولت

محمد حسین روان بخش درمردم سالارینوشته: به سلامتی و میمنت بعد از مدت‌ها حرف و حدیث جشن دولتی‌ها در ورزشگاه آزادی پنجشنبه گذشته به خوبی و خوشی برگزار شد و هیچ اتفاقی نیفتاد‌. پرشکوه‌ترین بخش این جشن اهدای ناهار بوده به طوری که بنا به گزارش سایت‌های خبری، مهمترین شعار در این جشن باشکوه «ناهار! ناهار!» بوده است‌.

با این حال شعارهای اقتصادی – اجتماعی هم در این میتینگ ناکام شنیده شده است‌: عده‌ای از مدعوین که گویا در قسمتی از ورزشگاه بودند که در توزیع ناهارشان کمی تا قسمتی اهمال شده بود، شعار می‌دادند‌: «توپ تانک فشفشه، ناهار ما چی می‌شه!»

Image caption عکس صفحه اول روزنامه آرمان

به نوشته طنزنویس این روزنامه: سال ۸۸ که سیب‌زمینی توزیع می‌شد هیچ خبری از این گونه شعارهای دشمن‌شکن نبود و احتمالا همین پیشرفت باعث شده که سامان‌دهندگان این جشن از برگزاری باشکوه آن ابراز رضایت کنند!

مسعود مرعشی در صفحه آخر بهار نوشته دیروز بعد از کش و قوس‌های فراوان بالاخره دیدار بزرگ دولتی‌ها در ورزشگاه یک‌صد‌هزارنفری آزادی صورت گرفت. از جمله حواشی جشن این بود که تعدادی از خبرگزاری‌ها خبر از حضور تنها ۴۵‌هزار تماشاگر در ورزشگاه دادند. اما خبرگزاری دولتی ایرنا تعداد تماشاگران را ۷۰‌هزار نفر تخمین زده است. واقعیت این است که حتی ایرنا هم شکسته‌نفسی کرده و بنا بر گزارش منابع آگاه، حضور مردم، پرشور بوده و ورزشگاه تا بیخ پر شده است. پر ها! تماشاگران با شعار «اسفندیار دونه دونه/ رییس‌جمهورمونه»، «مسکنای مهر نیکزاد، منو انحرافی کرده/ خدمت شبانه‌روزی، ما رو این‌جا راهی کرده» به استقبال تیم محبوبشان رفتند.

به نوشته این طنزنویس: دولت در این دیدار حساس با تیم دومش حضور پیدا کرد. تیم دولت در این دیدار بیشتر متشکل از استانداران بود. دروازه‌بان دولتی‌ها رییس سازمان میراث فرهنگی ‌و گردشگری بود و کاپیتانشان رییس سازمان هلال‌احمر. تنها چهره‌های سرشناس روی نیمکت ذخیره‌ها، علی نیکزاد (وزیر مافوق صوت راه و شهرسازی)، مصطفی محمدنجار (وزیر کشور) و محمدحسن طریقت‌منفرد (وزیر بهداشت) بودند. این سه نفر هرگز به زمین نیامدند و تنها در دقایقی از مسابقه پشت دروازه حریف خودشان را گرم می‌کردند تا در صورت مصدومیت مشایی، اعلام کاندیداتوری کنند. تماشاگران هم با شعار «به جون هر چی مرده، نیکزاد برمی‌گرده/ باقر میاد انتخابات، نیومده برمی‌گرده» از آنان حمایت کردند.

در پایان ستون طنز بهار آمده: محمود احمدی‌نژاد در میانه این دیدار، چنین گفت: «امروززززز، دیدار باشکوهیییی، در این‌جا برگزار شددددد. خدا رو شاکرممممم که به ما عزت دادددد، این دیدار بزرگ راااااا، رقم بزنیییییم. خوشم میااااااد تیمی ساختمممممم، که دشمنااااان، از ترکیب دومشششش، بدون مشایییییی، بدون وزرای سرشناس و روپای دولت هممممم، می‌ترسننننننن.»

پوریا عالمی در ستون طنزشرقنوشته: در مورد جشن تقدیر از خادمان سفرهای نوروزی یکی از سایت های اصولگرا این سوال را مطرح کرده که چه توجیهی دارد احمدی نژاد (همان جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد سابق) که از طرفی در زمستان سال گذشته هدایای ریاست جمهوری را برای کمک به بهزیستی و نیازمندان فروخته بود، این بار چند صد میلیون برای جشن استادیوم آزادی خرج کند؟ با توجه به سوال فوق بفرمایید توجه احمدی نژاد چه بود؟

الف) هدیه ها را فروخت و آمد که به نیازمندان بدهد، نیازمندان گفتند اصلا حرفش را نزن! اول خادمان سفرهای نوروزی!

ب) هدیه ها را فروخت، ناگهان به خودش آمد دید نیازمند نداریم در کشور، تنها گزینه ای که باقی می ماند جشن گرفتن برای خادمان سفرهای نوروزی بود.

ج) هدیه ها را فروخت، تقدیم نیازمندان کرد، گفت حالا که کار خیر انجام دادم جایزه به خودم چی بدم؟ ولی باز از خودگذشتگی کرد و به خادمان سفرهای نوروزی جایزه داد.

د) توجیه خاصی نداشت، دلش خواست.

سعدی افشار در لحظه می آفرید

Image caption تیتر و طرح صفحه اول روزنامه قانون

با خبر درگذشت سعدی افشار چهره مشهور نمایش سنتی که در غزلت و فقر درگذشت روزنامه های امروز صبح این خبر را با یادداشت های متعددی از هنرمندان صاحب نام منعکس کرده اند.

قطب‌الدین صادقی در مقاله ای درشرقنوشته: سعدی افشار بعد از مهدی مصری یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های نمایش سنتی ماست به طوری که نام و چهره‌اش نماد این رشته شده بود. او آنچه با خودش به این هنر آورده بود یکی تجربه عظیمی بود از زندگی خانوادگی و سال‌های سختی که در زندگی‌اش تحمل کرده و او را با فراز‌و‌فرودهای یک زندگی نابسامان آشنا کرده بود. هیچ حسی نبود که او تجربه نکرده باشد.

این کارگردان مشهور تئاتر افزوده: حاضرجوابی‌ها و لغز‌ها و شعرها و متل‌ها و واژگون کردن مفاهیم از ویژگی‌های سعدی افشار بود. اما چیزی که به همه اینها یک ویژگی منحصربه‌فرد داده بود و هیچکس را در تئاتر سنتی مانند او ندیدیم و هر کسی هم که خواسته به نوعی قدم در این عرصه بگذارد یک جوری مرجعش سعدی افشار بود، صدایش بود. یک صدای زنگدار نقره‌ای منحصربه‌فرد که از ته حلقش با یک‌بار کمیک به بیرون می‌فرستاد و حاوی همه لطیفه‌ها و شوخی‌ها بود و جذاب. سعدی افشار در لحظه می‌آفرید.

در پایان مقاله شرق آمده: او هر چند که در این سال‌ها به دلیل کسالتش نمی‌توانست کار کند و تنها و غمگین بود با این حال اثر خود را گذاشت.خیلی هم ادعای کارهای تئاتری محتوایی و میزانسن‌های بالایی نداشت اما با نمک مردمی و فطری‌ای که داشت ریتم صحنه را داشت، یک نقش کمیک را روی صحنه خلق می‌کرد و تماشاگر را در طول دو ساعت نمایش با نهایت شعف و شادی در تئاتر نگه می‌داشت.

کارتون روز

Image caption کارتون بزرگمهر حسین پور، قانون