بررسی روزنامه های صبح سه شنبه، سوم اردیبهشت

روزنامه های امروز صبح تهران در حالی که تازه ترین هشدارها و ادعاهای احمدی نژاد را در جریان سفرش به خوزستان در صفحات اول خود منعکس کرده اند، در مقالات و ستون های طنز به واکنش و پاسخ گوئی به این گفته ها پرداخته و آن را سیاست تبلیغاتی دیده اند.

در پاسخ ادعاها و تهدیدهای احمدی نژاد

Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

کیهان در سرمقاله خود نوشته اظهارات یکسویه و ادعای عدالت خواهی احمدی نژاد در حالی است که این روزها تورم و گرانی افسارگسیخته، امان بسیاری از مردم و مخصوصاً اقشار مستضعف و کم درآمد جامعه را بریده است و اگر در ادعای مردم دوستی خود صادق است به عنوان رئیس قوه اجرائیه وظیفه دارد تمامی تلاش خود را برای مقابله با گرانی و سامان دادن به شرایط اقتصادی کشور به کار گیرد و به جای سخنرانی های طولانی و یکسویه، برای مردم توضیح بدهد که در این زمینه چه اقدامی انجام داده است.

حسین شریعتمداری در این مقاله ضمن اشاره به هزینه ۵۰ میلیارد تومانی، برای تبلیغات انتخاباتی آقای مشایی از بیت المال در استادیوم آزادی آن را نمونه ای از عدالت خواهی رئیس جمهور خوانده و فاش کرده که در زمان حضور احمدی نژاد در استادیوم آزادی رحیم مشائی در زیر جایگاه پنهان از نظرها بوده و وقتی دیده اند که مردم از این همایش استقبال نکرده اند ترجیح داده شد که مشایی آفتابی نشود؟ و در این جا بود که ملک زاده پیشنهاد کرد که وی مخفیانه از استادیوم خارج شده و در مزار خانم عسل بدیعی حضور یابد و خبر آن نیز منتشر شود تا غیبت وی سؤال برانگیز نباشد!

سرمقاله کیهان از احمدی نژاد پرسیده چه کسانی وی را تهدید کرده اند و تاکید کرده اگر این ادعا مثل لیست کذایی ۳۰۰ نفره مفسدان اقتصادی که هیچ وقت نشانه ای از آن ندادید، پوچ و بی پایه نیست، چرا نام و نشان آنها را اعلام نمی کنید؟! اگر بگوید از آنها می ترسد که باید گفت ایران به رئیس جمهور ترسو نیازی ندارد. از سوئی این قبیل ادعا معمولا از سوی کسانی مطرح می شود که از افشای برخی مسائل پشت پرده خود نگران هستند!

عباس عبدی در مقاله ای در شرق این سئوال را مطرح کرده که اظهارات روزهای اخیر رییس دولت را در نقد و محکوم‌کردن کسانی که هیچ نام و نشانی از آنها ارایه نمی‌شود، چگونه می‌توان تفسیر و تعبیر کرد؟ دولتی که با شعار «ما می‌توانیم» و اراده برتر از هر چیز دیگر است به میدان آمد، چرا امروز کارش به جایی رسیده که می‌گوید «دست ما را بسته و در حوضی انداخته‌اند؟» این اظهارات حتی اگر برای مظلوم‌نمایی یا رفع مسوولیت بحران‌ها و نابسامانی‌های موجود از دوش دولت باشد، به معنای آن است که دولت در تحقق اصلی‌ترین شعار خودش شکست خورده است.

نویسنده مقاله تاکید کرده اگر در ابتدای کار، سیاهه‌ای از مفسدان اقتصادی در جیب رییس دولت بود و خارج نمی‌شد، اکنون این سیاهه‌ از کسانی است که جلوی دولت مانع ایجاد می‌کنند. ولی فراموش نکنیم که همه این سخنان معطوف به انتخابات و فرارکردن از پاسخگویی است. دولت تمامی هم‌ وغم خود را برای خنثی‌کردن کوشش‌های برخی از رفقایش جهت ردصلاحیت نامزد مورد نظر رییس دولت بسیج کرده است. حتما می‌پرسید که بر چه اساسی این سخن گفته می‌شود؟

مقاله شرق با این استدلال به پایان می رسد که: این همه خط‌ و نشان‌کشیدن صریح و آشکار رییس دولت فقط برای منتفی‌کردن ردصلاحیت نامزد مورد نظر ایشان است والا درباره دیگر نامزدهای احتمالی دولت که چنین مشکلی مطرح نشده است. به همین دلیل است که به روشنی می‌بینیم که واکنش افکار عمومی به این ادعاها و حتی تهدیدها و خط و نشان‌کشیدن‌ها خیلی سرد و از روی بی‌تفاوتی است. اگر مدیریت دولت همین بی‌تفاوتی مردم را متوجه شود، شاید رفتارش را در دو ماه آینده تغییر دهد، در غیراین صورت شاهد تندترشدن مواضع رییس دولت خواهیم بود.

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته این روزها سفرهای استانی دولت حسابی شلوغ- پلوغ است‌، جمعیت به شدت از گوشه و کنار کاروان دولت رد می‌شوند و واقعا باعث حیرت خودشان می‌شوند‌. استقبال شدیداللحن به اندازه‌ای است که گوش شیطان کر‌، گاهی اوقات بالای ۴۰ – ۵۰ نفر در خیابان محل گذر دولت حضور دارند‌.

به نوشته این ستون: شلوغی به این گونه است که دولتمردان در این ازدحام‌، گاهی حواسشان پرت می‌شود و یک پروژه افتتاح شده را دوباره افتتاح می‌کنند! مثلا تولید رسمی محصول در مجتمع پتروشیمی شیمی تکس آریا پنجم اسفند ماه سال ۱۳۹۱ با حضور محمدرضا رحیمی معاون اول احمدی‌نژاد و رستم قاسمی وزیر نفت انجام شده بود ولی با همت و تلاش مسوولان زحمتکش‌، بعد از گذشت نزدیک به دو ماه این مجتمع کوچک پتروشیمی دیروز دوم اردیبهشت ماه توسط محمود احمدی‌نژاد‌ رئیس‌جمهور و رستم قاسمی وزیر نفت برای بار دوم افتتاح رسمی شد.

در ستون مردم سالاری آمده: البته کسی تضمین نداده که این، آخرین افتتاح این مجتمع کوچک پتروشیمی باشد‌. این طوری که پیش می‌رود‌، حالا حالاها دولتمردان می‌توانند در خیابان راه بروند و بیش از هفت هشت نفر دور خود جمع کنند‌. به این ترتیب رویم تا انتخابات می‌توان چند بار دیگر هم این مجتمع را افتتاح کرد!

تهدید به افشاگری تا کی؟

Image caption تیتر و عکس حجت الله سپهوند در صفحه اول آرمان

محمد رضا جمالی در سرمقاله تهران امروز با عنوان "تهدید به افشاگری تا کی" نوشته سیاست محمود احمدی‌نژاد از همان ابتدای حرکت‌های انتخاباتی اش در سال ۸۴ استفاده از نوعی وجود مافیا در کشور بود. او با این سیاست قصد داشت وانمود کند نوعی سرمایه داری کلان در کشور شکل گرفته است. او برای اثبات این ادعا مدام از عدد و رقم‌هایی حرف می‌زد که گاه به سه هزار نفر می‌رسید. اما واقعیت این است که بر اهل فهم و خرد معلوم بود بیشتر حرف‌های رئیس‌جمهور جنبه تبلیغاتی دارد و نوع نگاه احمدی نژاد بیش از اینکه مبتنی بر خرد و اندیشه باشد معطوف به جنبه احساسات است.

به نظر نویسنده، اینکه چرا رئیس‌جمهور همچنان حرف از افشاگری می‌زند به خاطر شکل‌گیری نوعی فضای پرسشگری از سوی جناحهای رقیب است. این اتفاق پس از هشت سال که رئیس‌جمهور بر موج احساسات مردم سوار بوده باعث شده دیگر نتواند از این موج سواری بهره بگیرد. چون افراد در گروههای مختلف شاخصهای متعددی را در نظر می‌گیرند و می‌بینند اتفاقی نیفتاده است.

مقاله تهران امروز تاکید کرده علاوه بر اینکه احمدی نژادی که می‌خواست گفتمان انقلاب ۵۷ را زنده کند به جایی ‌رسیده که میتینگ تبلیغات انتخابات ریاست جمهور در ورزشگاه آزادی برگزار می‌کند. در نتیجه چنین رفتاری محبوبیتش کم شده و به همین دلیل تلاش می‌کند فقط شعارهای کاملا احساسی بدهد تا بتواند با این کار در موعد انتخابات کاندیدای مورد نظرش را به صدر بنشاند.

حمید رضا ترقی از هواداران پرو پاقرص احمدی نژاد در مقاله ای در قانون نوشته احمدی نژاد نباید دست به اقداماتی بزند که دشمنان به او امیدوار شوند. باید مصالح نظام و مردم را بر منافع گروهی ترجیح دهد و دشمنان را نسبت به ایجاد چالش در انتخابات مأیوس کند. با وجود تاکید رهبر بر این که هر کس تا روز انتخابات سخنی بگوید یا فعلی انجام دهد که موجب نا امیدی مردم یا تحریک احساسات آنها شود قطعا به کشور خیانت کرده است، آقای احمدی نژاد با راه انداختن تجمعات انتخاباتی در قالب سفر استانی یا میتینگ ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی ، در حال تبلیغات غیر رسمی برای کاندیداتوری و جمع کردن آرای مردم به نفع اسفندیار رحیم مشایی است.

نویسنده عضو شورای مرکزی هیات موتلفه در این مقاله تاکید کرده احمدی نژاد برای اینکه مردم را مجاب کند تا به مشایی رای دهند به یارانه‌ها به‌عنوان ابزار انتخاباتی نگاه می کند. مطلبی که هم در سمنان و هم در اهواز گفته بودند که می خواهند یارانه ۲۵۰ هزار تومانی پرداخت کنند اما عده‌ای نمی گذارند! روشی است که با خریدن رای هیچ تفاوتی ندارد.

مقاله قانون به این می رسد که اگر دولت واقعا به فکر مردم است می تواند با بخشی از همین مبالغ درمان را رایگان کند یا هزینه تحصیل جوانان را تامین کند یا هزینه ازدواج جوانان را تقبل نماید. اما چون نمی‌توانند از این نوع برنامه ها استفاده تبلیغی کنند دائم شعار یارانه را سر می دهند.

سونامی اقتصادی

محمد شهاب در مقاله ای با عنوان "سونامی اقتصادی" در بهار نوشته ولخرجی‌های دولت‌های ایران رفتاری است که به قاعده تبدیل شده است، این‌گونه نیست که اگر بخواهیم دولت را مورد سرزنش قرار دهیم چیزی عوض شود. دولت‌های ما را چه می‌شود که دست به ولخرجی می‌زنند؟ دولت‌های ما را چه می‌شود که در شرایطی که تولید دچار مشکلات مالی است در شرایطی که جامعه از رکود تورمی رنج می‌برد، دست به ولخرجی می‌زنند. گاهی این ولخرجی‌ها عیان می‌شود و گاهی این ولخرجی‌های عیان‌شده مورد نکوهش قرار می‌گیرد و گاهی نه، ولی به هر حال نفس رفتار یکی است.

سئوال دیگر نویسنده این است که دولت‌های ایران که علاقه‌مند به اجرای سیاست‌های تعدیل ساختاری بوده‌اند تا از این رهگذر هزینه‌های خود را کاهش دهند، چگونه است که در «ولخرجگری» دست از کم‌کردن هزینه برنمی‌دارند؟ آیا نباید از خود بپرسیم مشکل اصلی چیست؟ چرا وقتی به تولید می‌رسد دوست دارند از هزینه‌کردن طفره روند ولی زمانی که به ولخرجی و هزینه‌های غیراولویت‌دار می‌رسند، هزینه‌کردن را به مثابه سرمایه‌گذاری می‌بینند؟

مقاله بهار تاکید کرده که صحبت از یک سونامی ویرانگر اقتصادی است. قاعده‌های رفتاری که تماما منتج به تشدید توسعه ‌نیافتگی اقتصاد ایران می‌شود! علت رفتار‌ها، علت ایجاد این سونامی را بیان می‌کند! چرا دولت‌ها این‌گونه رفتار می‌کنند؟ هزینه‌ها براساس منافع است نه براساس مصالح جامعه. منافع اقتضا می‌کند که هزینه‌هایی در اموری به کار گرفته شود که به اصلاح سرمایه‌گذاری منجر شود، امروز هزینه‌کردن در امر تولید، سرمایه‌گذاری محسوب نمی‌شود، هزینه‌کردن در امر تولید تنها هزینه‌کردن است و تولید باتلاق.

مگر مردم گرفتاری ندارند

مردم سالاری در سرمقاله خود با این سئوال که مگر کشور چند رئیس‌جمهور می‌خواهد نوشته اگر یک نماینده مجلس موفق یا یک مدیر کارآمد نمی‌تواند تکلیف خود را به خوبی ادا کند، آیا احساس تکلیف مرتفع نمی‌شود؟! آقای رئیس‌جمهور هم که ید طولایی در سفرهای استانی دارد این روزها پر‌چم‌گردانی می‌کند تا از مرد اول پاستور به بهترین وجه دفاع کند و حتی منتقدان را به مبارزه می‌طلبد .یک روز ونزوئلا، یک روز آفریقا و باز هم آفریقا!

به نظر نویسنده: احمدی‌نژاد که رکورد ‌دار سفرهای خارجی است، در روزهای پایانی دولت گویا سفرهای استانی رابه تور کشورهای خارجی تغییر داده است؛ سفرهایی با هزینه از بیت‌المال که نتیجه آن نیز مشخص نیست. مگر نباید دولت را آماده تحویل به دولت بعدی کنند؟ یا حداقل کارهای بر زمین مانده و پروژه‌های ناقص خود را به پایان برسانند؟ بودجه سال 1392 و برنامه اقتصادی سال حماسه اقتصادی به کجا رسیده است؟

در پایان مقاله مردم سالاری آمده همه طیف‌ها، اعم از چپ، راست، بالا، پایین و حتی انحرافی باید بدانند مردم ایران امروز بیشتر درد بیکاری‌، گرانی، فقر و تورم دارند. دولتمردان، مارکوپولوهای انتخاباتی که دم از احساس تکلیف و مردم‌داری می‌زنند و دیگران را متهم به توطئه چینی می‌کنند نمی‌توانند برای پیشبرد جامعه و کشور کار مفیدی انجام دهند و تنها ثمره فعالیت آنها اتلاف پول بیت‌المال و اهمال در مقابل کارهای برزمین مانده است.

شوخی انتخاباتی: میشه بسه!

Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شرق

علی عالی در مقاله ای در روزنامه اعتماد با اشاره به این نامزد شدن تعدادی از ورزشکاران برای شوراهای شهر نوشته وقتی فضای ورزش تا بدین میزان دچار شكاف است شاید باید به این افراد حق داد كه فضایی تازه را تجربه كنند و این در حالی است كه مطمئنا چنین رفتاری هیچ كمكی به توسعه جامعه نخواهد كرد. جامعه ایران پر از جزر و مد است، اگر هنگام «مد» از آن بهره ببرید مطمئنا به اوج می‌رسید و سال‌ها سوار بر موج خواهید ماند. چنین جوی وجود دارد كه ورزشكاران و پیشكسوتان ایرانی را مجاب می‌كند تا «احساس تكلیف» كنند و خود را در معرض رای مردم قرار دهند. وقتی در جامعه‌یی زندگی كنید كه در قبال تصمیمات‌تان پاسخگو نباشید مطمئنا چنین موج‌هایی هم دور از ذهن نیست.

مقاله اعتماد در نهایت به این جا می رسد که اهمیت به ورزش پایه هیچ جایگاهی در ایران ندارد. مدیرانی كه از جنس ورزش نبودند و فضای ورزش را هم به درستی درك نكردند موجب شدند تا ورزش پایه آرام‌آرام به سكون برسد و دیگر خبری از «تولید» نباشد. تولید در هر حوزه‌یی سخت و دشوار و محتاج زمان، برنامه‌ریزی و استراتژی است ولی وقتی جامعه و مدیران تنها به «نتیجه» فكر می‌كنند و اهمیتی برای فعالیت‌های پایه و زیرساختی قائل نیستند.

پیمان مقدم در ستون طنز اعتماد نوشته پرویز كاظمی، وزیر رفاه دولت نهم و اسحاق جهانگیری، وزیر صنایع دولت اصلاحات هم احساس تكلیف كرده‌اند. شما رو به جان عزیزتان دیگر كافی است. ما چه كار كنیم كه دیگر كسی به فهرست طویل احساس تكلیف‌كنندگان اضافه نشود؟ بابا امان بدهید. فقط روخوانی از فهرست نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری نفس آدم را می‌برد.

عموجان غریدند: «تا كور شود هر آنكه نتواند دید. شما فكر كردید همه‌ چیز این انتخابات فقط در سیدخندان خلاصه می‌شود؟ نخیر! قبلا هم گفته بودیم كه آنقدر نامزد روی سرتان بریزیم كه خودتان خسته شوید. اصلاح‌طلب‌ها فكر می‌كنند درِ آسمان باز شده و آنها ویژه افتادند پایین و باید برای مردم تصمیم بگیرند. هرچه آنها بگویند انجام شود در حالی كه این‌گونه نیست.»

چه جالب عموجان؛ اتفاقا جناب رییس‌جمهور هم همین گزاره را در وصف برخی فرموده‌اند و حسابی برای‌شان خط و نشان كشیده‌اند. ظاهرا بگم بگمی دیگر در راه است.

مسعود مرعشی در ستون طنز بهار سخن شهردار تهران را نقل کرده که گفته در انتخابات آینده «طرح موضوع معاونت اولی من صرفا یک شوخی رسانه‌ای است» نوشته: باید خدمت آقا محمد‌باقر خودمان عرض کنم که هشت‌سال پیش هم وقتی قرار بود احمدی‌نژاد رییس‌جمهوری بشود، ما فکر می‌کردیم شوخی رسانه‌ای‌ است، اما بعد شوخی‌شوخی جدی شد و الان ما ثمرات این شوخی یا جدی را در اعماق وجودمان حس می‌کنیم؛ یعنی اساسی حس می‌کنیم‌ها. می‌گفتند یک‌ذره تحمل کنی، بعد به آن عادت می‌کنی و شاید خوشت هم بیاید، اما هر چقدر گذشت افاقه نکرد. بنابراین همین صرفا شوخی رسانه‌ای‌هاست که جدی می‌شود و باید آن را جدی گرفت.

به نوشته این طنز: با توجه به بیانات آقای شهردار، به‌نظر می‌رسد از این پس، بعد از شوخی کارگری، شوخی کارفرمایی، شوخی تین‌ایجری، شوخی شهری و شوخی روستایی، یک زیر‌مجموعه دیگر به خانواده بزرگ شوخی اضافه شده. از آنجایی که مردمی که قالی می‌بافند، نباید رو حصیر باشند و ما هم مثل آقای احمدی‌نژاد گاهی در تاکسی ترانه و موسیقی فولکلور و ضرب‌المثل‌های کوچه و خیابان به گوشمان می‌خورد، می‌خواهیم مفهوم شوخی رسانه‌ای را برای شما به زبان شعر بیان کنیم.

شعری که طنزنویس بهار نقل می کند این است: عمو قالیباف؟ بعله/ قالی منو بافتی؟ بعله/ پشت بوم انداختی؟ بعله/ حداد اومده... / چی‌چی آورده؟ / دو به علاوه یک. / بخور و بیار/ با صدای کی؟ / آق ولایتی/ می‌دونی چی گفت؟ / خب بگو که چی؟ / گفت اگه حداد رای بیاره... / معاون اول تو رو می‌ذاره/ عمو قالیباف خنده می‌کنه/ می‌گه: شوخی با بنده می‌کنه/ من غیر از پست رییس‌جمهوری/ نمی‌خوام چیزی گوری‌مگوری!

کارتون روز

Image caption کارتون پیام برومند، اعتماد

مطالب مرتبط