چشم انداز موقعیت کاندیداهای ریاست جمهوری ایران

انتخابات
Image caption شاید مهم ترین نشانه پیچیدگی انتخابات امسال، وجود نداشتن کاندیدا یا کاندیداهای مسلط، به معنای کاندیداهایی با بیشترین بخت، تا این لحظه باشد

جدال انتخاباتی بر سر به دست آوردن مقام ریاست جمهوری اسلامی ایران در یازدهمین دوره، نشان دهنده پیچیده ترین شرایط انتخاباتی در سی و چهار سال گذشته است. چند تحول عمده پیچیدگی های تازه ای را، افزون بر پیچیدگی های دوره های قبل، بر فضای انتخاباتی ایران مسلط کرده است.

شاید مهم ترین نشانه این پیچیدگی، وجود نداشتن کاندیدا یا کاندیداهای مسلط، به معنای کاندیداهایی با بیشترین بخت، تا این لحظه باشد. حضور اکبر هاشمی رفسنجانی قدرتمندترین چهره ناراضی در میان سیاستمداران میانه رو ایران و مردی که به‌تازگی گفته می شود اعتماد رهبر جمهوری اسلامی را از دست داده و محمد خاتمی رئیس جمهوری مورد توجه طبقه متوسط و تنها گزینه مورد توافق همه اصلاح طلبان، همچنان در هاله ای از ابهام است. ابهام وقتی بیشتر می شود که به احتمالاتی که بسیاری از ناظران برای رد صلاحیت آقای خاتمی مطرح می کنند توجه کنیم.

حتی حضور کاندیدای اول طرفداران دولت یعنی اسفندیار رحیم مشایی هم مورد تردید است. از این رو، هدف این تحلیل بررسی چشم انداز موقعیت سیاسی کاندیداهای عمده ای است که تاکنون خود را به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری معرفی کرده اند و گمان نمی رود تایید صلاحیت آنان از سوی شورای نگهبان با تردید جدی روبه رو باشد. بنا بر این، در این تحلیل، بر عامل حضور‌آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی و رحیم مشایی عامدا تاکید نشده است.

جناح نزدیک به دولت

عامل دیگری که شرایط انتخابات ایران را پیچیده کرده، تفرق بی سابقه در میان سه جناح عمده حاکم بر ایران است. در جناح نزدیک به دولت به وضوح می توان حداقل سه طیف را از هم متمایز ساخت.

نخست، طیف نزدیک به اسفندیار رحیم مشایی، که هنوز کاندیدایی مشخص ندارد. اگرچه به طور ضمنی از مجتبی ثمره هاشمی، دستیار رئیس جمهوری به عنوان جایگزین برای مشایی نام برده می شود، اما از جانب خود او هنوز چنین ادعایی مطرح نشده است.

در طیف بی دردسرتر و معتدل تر دولت، از علی نیکزاد، وزیر راه نام برده می شود که سیاستمداری نسبتا جوان و ناشناخته است.

در طیف متحدان پیشین دولت که اکنون در شمار منتقدان ملایم دولت به حساب می آیند نیز، پر خبرترین چهره کامران باقری لنکرانی، وزیر سابق بهداشت است که به عنوان نامزد جبهه پایداری معرفی شده است.

اگرچه گاهی هم از سعید جلیلی، مذاکره کننده ارشد اتمی ایران با غرب و مرد مورد علاقه رهبر جمهوری اسلامی و علیرضا زاکانی، چهره جنجال ساز این طیف نام برده می شد، اما با اعلام رسمی نام آقای لنکرانی از سوی جبهه پایداری، تکلیف نهایی کاندیدای این طیف مشخص شده است.

محافظه کاران سنتی

در میان چهره های نزدیک به احزاب سنتی محافظه کار ایران که از چند سال پیش "ائتلاف پیروان خط امام و رهبری" را تشکیل داده اند و به لحاظ سیاسی در میان آیت الله خامنه ای و اکبر هاشمی رفسنجانی قرار می گیرند، حداقل دو ائتلاف اصلی و مجموعه ای از چهره های منفرد دیده می شود.

ترکیب سه گانه علی اکبر ولایتی، مشاور رهبری در امور بین المللی، غلامعلی حداد عادل، رئیس مجلس هفتم و محمد باقر قالیباف، شهردار پایتخت، "ائتلاف ۲+۱" و بعدا "ائتلاف برای پیشرفت" نام گرفت و در محافل سیاسی از آن به عنوان ساز و کاری مورد حمایت آقای خامنه ای نام برده می شود.

همزمان، طیفی از اصول گرایان سنتی برخود نام "ائتلاف پنج گانه اصول گرایان" نهاده اند تا پنج چهره جناح محافظه کار را در کنار هم نهند: محمد جواد باهنر، نایب رئیس مجلس، یحیی آل اسحاق، رئیس اتاق بازرگانی تهران که مورد اعتماد حزب موتلفه است، منوچهر متکی، وزیر پیشین امور خارجه که به قهر محمود احمدی نژاد از کار برکنار شد، محمد حسن ابوترابی، نایب رئیس مجلس و روحانی مورد اعتماد دو تشکل روحانی محافظه کار یعنی جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و مصطفی پورمحمدی، وزیر کشور پیشین احمدی نژاد و منتقد فعلی دولت او.

اصلاح طلبان

عامل دیگر پیچیدگی فضای انتخاباتی ایران، تفرق کاندیدا های مستقل نزدیک به اصلاح طلبان است.

از میان داوطلبان حضور در انتخابات، محمدرضا عارف، معاون پیشین رئیس جمهوری در دولت خاتمی نخستین کسی بود که اعلام نامزدی اش پیش از تعیین تکلیف آمدن یا نیامدن خاتمی، اعتراض برخی از هواداران خاتمی را برانگیخت.

محمدعلی نجفی، وزیر دولت های خاتمی و هاشمی رفسنجانی، کسی بود که صفحه هوادارانش برای شرکت در انتخابات با شعار "ایرانی شایسته بهترین ها" خیلی زود راه افتاد. وی گفته است که تمایلی به نامزد شدن در انتخابات ندارد، اما اعلام کرده که تصمیم نهایی خود را پس از تصمیم گیری جمعی اصلاح طلبان اعلام خواهد کرد.

مسعود پزشکیان، نماینده مجلس، وزیر بهداشت دولت خاتمی و مدرس نهج البلاغه، شاید به تعبیر رایج در فضای سیاسی ایران "ارزشی ترین" کاندیدای احتمالی نزدیک به اصلاح طلبان باشد. وی در زمان انتخابات ریاست جمهوری گذشته هم نماینده مجلس بود و سخنرانی هایش در مجلس در اعتراض به سرکوب معترضان به نتیجه اعلام شده انتخابات ۱۳۸۸ نام او را بر سر زبان ها انداخت. پزشکیان گفته که هنوز تصمیم نهایی خود را برای کاندیداتوری نگرفته است.

شاید تشکیلاتی ترین کاندیدای نزدیک به اصلاح طلبان مصطفی کواکبیان، سخنگوی حزب مردم سالاری و عضو فعال فراکسیون اصلاح طلبان در مجلس پیشین باشد که تلاشش برای اتخاذ مواضع "میانه روانه" چندان به مذاق بدنه جوان تر اصلاح طلبان و چهره های شاخص اصلاح طلب خوش نمی آید.

محمد جواد اطاعت، نماینده پیشین استان فارس در مجلس هم گفته است که به خواست خاتمی خود را آماده کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری کرده است.

در این میان دو داوطلب ریاست جمهوری هم هستند که دارای موقعیت خاصی از نظر نزدیکی به جریان های سیاسی متفاوت محسوب می شوند.

یکی از آنها حسن روحانی مذاکره کننده ارشد پیشین ایران در گفت و گو های اتمی در دوره محمد خاتمی و از نزدیکان اکبر هاشمی رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام است. سیاست های وی در مذاکرات اتمی مورد انتقاد آقای خامنه ای قرار گرفته، اما او از حدود دو دهه پیش، همچنان یکی از نمایندگان رهبر ایران در شورای عالی امنیت ملی است.

کاندیدای دیگر، محمد شریعتمداری، وزیر بازرگانی دولت خاتمی و در عین حال از چهره های مورد اعتماد رهبر ایران و اکبر هاشمی رفسنجانی است. شاید به همین دلیل آقای شریعتمداری بیشتر به عنوان چهره ای از نظر سیاسی بی طرف و در مرکز شناخته می شود. وی اخیرا دیدارهایی با محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی داشته و به گفته خودش در جریان این دیدارها اعلام کرده که (در صورت نامزد شدن آنها) آماده کناره گیری از رقابت انتخاباتی است.

چهره منفردی هم هست که به خاطر نامزد شدن مکرر و زمینه سازی درازمدت برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری آشناست: محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران در زمان جنگ با عراق. وی در جریان انتخابات امسال نیز، از حمایت گروه های اصلی سیاسی کشور برخوردار نیست.

شکل بندی سیاسی جدید

به نظر می رسد طیف گسترده ای از چهره های سیاسی، که بخش عمده ای از آنها افراد با نفوذی هستند، می خواهند پس از ریاست جمهوری غافلگیر کننده محمود احمدی نژاد در دو دوره، بخت خود را برای گرفتن جای او بیازمایند.

گروهی از ناظران معتقدند تمایل حکومت به برگزاری پرشور انتخابات سبب شده است که طیف گسترده ای از چهره ها برای جبران نیامدن احتمالی یا رد صلاحیت چهره های شناخته شده تر به شرکت در انتخابات فراخوانده شوند.

این سازماندهی برای حضور کاندیدا های بی دردسر و هماهنگ با رهبری جمهوری اسلامی و در عین حال نشان دادن تنوع کاندیداها، در شکل گیری دو جمع سیاسی جدید یعنی ائتلاف برای پیشرفت و ائتلاف پنج گانه اصول گرایان نمود داشته است.

همزمان برخی ناظران، زمینه سازی حضور انتخاباتی گروهی از مخالفان بنیادگرا و متحدان پیشین آقای احمدی نژاد در قالب جبهه پایداری را، در شرایطی که امید زیادی برای پیروزی آنها وجود ندارد، روشی برای کاستن از رای احتمالی کاندیدای مورد نظر دولت تلقی کرده اند.

این شکل بندی را می توان حاصل تلاش حکومت برای نشان دادن یک ترکیب بندی سیاسی تازه در برابر ترکیب بندی قدیمی تر میانه رو ها و اصلاح طلب ها تلقی کرد، که پس از اعتراضات خیابانی سال ۱۳۸۸ از درون حاکمیت بیرون رانده شده اند و به عنوان حامیان "فتنه"، اعتماد دستگاه های امنیتی نظام را از دست داده اند.

این در حالی است که بسته شدن راه فعالیت بر گروه های سیاسی عمده اصلاح طلب و میانه رو سبب شده است تا هماهنگی لازم و اتفاق نظر میان اصلاح طلبان و میانه روها، بدون حضور چهره هایی مانند محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی بسیار دشوار باشد.