چمدان: با مهرانگیز کار از قلیه‌ماهی تا آزادی بیان

مهرانگیز کار
Image caption مهرانگیز کار، یازده سال پیش و بعد از وقایع مربوط به "کنفرانس برلین" ناخواسته و بدون برنامه ریزی به آمریکا نقل مکان کرد اما تجربه او از آشنایی با جامعه آمریکا سابقه ای حدود نیم قرن دارد

مهرانگیز کار اهل خوزستان و بزرگ شده اهواز است. وقتی در ابتدای گفتگو از تنوع رستوران‌ها در آمریکا صحبت کردیم یاد دوران جنگ ایران و عراق افتاد.

"غذا بخشی از فرهنگ و آیین اقوام است و طبعا با جابجایی جغرافیایی آدمها این بخش از عادات و رسوم هم بین فرهنگ‌ها مبادله می شود. یادم می آید که در دوران جنگ عراق و ایران متوجه شدم که یک دفعه قلیه ماهی، غذای ما جنوبی‌ها، سر سفره تهرانی‌ها ظاهر شد؛ البته با یک تفاوت. اینکه قلیه ماهی در جنوب غذای فقرا بود و با کله ماهی که ارزان اما مقوی بود درست می شد اما وقتی به سفره تهرانی‌ها راه یافت با فیله ماهی طبخ می شد؛ یا خورشت بامیه که قدیم‌ترها میهمانان تهرانی ما آن را نمی‌پسندیدند و می گفتند "بامیه لیزه!"، اما کم کم با ادغام خانواده‌های جنگ زده‌ جنوبی در محلات پایتخت، این نوع غذاها هم همگانی شد."

مهرانگیز کار، یازده سال پیش و بعد از وقایع مربوط به "کنفرانس برلین" ناخواسته و بدون برنامه ریزی به آمریکا نقل مکان کرد اما تجربه او از آشنایی با جامعه آمریکا سابقه ای حدود نیم قرن دارد.

او در دهه های ۶۰ و ۷۰ میلادی به همراه سیامک پورزند، همسر فقیدش، چندباری به آمریکا آمده و در طی این رفت و آمدها تغییر و پویایی جامعه آمریکا را از نزدیک نظاره کرده است.

"در دهه ۶۰ میلادی، کافه های نیویورک پاتوق گروههای مختلفی بود که هر کدام سلایقی مشترک داشتند. یادم هست که روزی همراه سیامک خیلی گرسنه بودیم. متوجه یک کافه پر سر و صدا و شلوغ شدیم و همین طوری رفتیم تو. خیلی زود متوجه متفاوت بودن اهالی اون کافه شدیم و قبل از اینکه به راز اون پی ببریم، یکی در گوشمان گفت: 'فکر نمی کنم اینجا جای مناسبی برای شما باشه'. ما بیرون زدیم و بعد فهمیدیم که این کافه پاتوق دگرباشان جنسی بود. دیدیم روی تابلو کافه نوشته 'اگر' (if) و وقتی پرسیدیم چرا نوشته 'اگر' گفتند که این یعنی که اگر شما مثل ما هستید بفرمایید تو!"

Image caption مهرانگیز کار اگر چه شهری در حوالی بوستون را اکنون محل اقامت خود قرار داده، اما به گفته خودش در یازده سال گذشته دست کم ۱۵ بار در میان ایالت‌های مختلف این کشور جابجا شده و به مدد این "توفیق اجباری" توانسته از نزدیک با خرده فرهنگ‌های نقاط مختلف آمریکا در ارتباط باشد

"این مربوط به دهه ۶۰ و ۷۰ بود که هنوز دگرباشان جنسی بسیار محدود بودند و حتی مورد اذیت و آزار جسمی قرار می‌گرفتند. البته هنوز هم این جامعه کاملا با مشکلاتی نظیر نژاد پرستی و یا حقوق اقلیت‌ها کاملا کنار نیامده، اما در روند این سالها تغییر کاملا مشهود است."

به هرصورت، گفتگو با کسی که تمام عمرش را صرف فعالیت‌های حقوق بشری کرده، از هر نقطه که آغاز شود خیلی زود به "بشر" ختم می شود. خانم کار ریشه اصلی پویایی جامعه امروز آمریکا را در مبانی "آزادی بیان و آزادی‌های فردی" ارزیابی می کند.

"البته باید لایه به لایه تاریخ این کشور رو بررسی کرد اما من فکر می کنم که یکی از دلایل نهادینه شدن فرهنگ آزادی بیان در آمریکا، همین تنوع فرهنگی و نژادی بوده که به نحوی اقشار جامعه را ناچار به پذیرش اصل آزادی بیان کرده. اصلی که می‌تواند متضمن بخشی از آزادی‌های فردی و اجتماعی باشد."

"مثلا حتی در همین واشنگتن که پایتخت آمریکاست و یا نیویورک و لس آنجلس که شهرهای بزرگ (و دموکرات نشین) هستند، هنوز بیشمارند کسانی که مخالف دگرباشان جنسی‌اند اما به خاطر وجود همین اصل آزادی بیان، مجبورند که عقایدشان را برای خودشان نگهدارند و طرز فکر آنها در عرصه اجتماعی بروز و ظهور پیدا نمی‌کند. آزادی بیان به اقلیت‌ها اجازه می دهد که مطالباتشان را در یک پروسه زمانی به فشار اجتماعی تبدیل کنند و همین فشار اجتماعی بنیان تغییر در بستر زمان را فراهم می کند."

مهرانگیز کار اگر چه شهری در حوالی بوستون را اکنون محل اقامت خود قرار داده، اما به گفته خودش در یازده سال گذشته دست کم ۱۵ بار در میان ایالت‌های مختلف این کشور جابجا شده و به مدد این "توفیق اجباری" توانسته از نزدیک با خرده فرهنگ‌های نقاط مختلف آمریکا در ارتباط باشد.

شاید هم به همین خاطر است که حالا وقتی به کافه ای وارد می شود از تازگی محل و فضا یکه نمی خورد و مثل من به دنبال کنج‌های خلوت رستوران نمی گردد.

بشنوید: گفتگوی مهرانگیز کار با برنامه رادیویی چمدان

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

قطعه موسیقی به کار رفته در این گزارش "خوشه چین" نام دارد؛ ساخته مجید درخشانی با صدای مهدیه محمدخانی و با اجرای گروه موسیقی ماه.

چمدان هر پنجشنبه‌ از برنامه چشم انداز بامدادی رادیوی فارسی بی بی سی پخش می شود و مجالی است برای گفتگو پیرامون تجربه مهاجرت به دور از سیاست. در این برنامه امیر پیام، هر بار به دیدار یک ایرانی مهاجر می رود و از او می پرسد: "اگر یک چمدان خیالی داشتید و همین امروز عازم ایران بودید، چه ویژگی هایی از جامعه میزبان خودتان را در این چمدان می‌گذاشتید؟"