بررسی روزنامه های صبح شنبه تهران – هفتم اردیبهشت

روزنامه های اول هفته تهران، همچنان مهم ترین بخش های خود را به انتخاباتی اختصاص داده اند که به نوشته بیشترشان همچنان غبارآلوده و مبهم است و با وجود ده ها داوطلب که هر روز بیشتر هم می شوند، اما چهره ای که بتواند گمانه زنی ها را تغییر دهد، هنوز ظاهر نشده است.

پایان دوران بگم بگم و نقد سیاست های شکست خورده دولت احمدی نژاد و بررسی این که چقدر احتمال دارد دولت دست به یک بازی بزند و انتخابات را برگذار نکند، از جمله مطالب این روزنامه هاست که همچون ماه های گذشته در گزارش ها و مقالات متعدد خود از تورم و گرانی به شدت انتقاد کرده اند.

سرگردانی در انتخابات

Image caption کارتون هادی حیدری، شرق

ریحانه طباطبایی در گزارشی در بهار نوشته خبــــرهــای امیدوارکننده‌ای از جبهه اصولگرایان به گوش نمی‌رسد. اعضای ائتلاف‌ها چندان به پیروزیشان در انتخابات امیدوار نیستند. نتایج نظرسنجی‌ها راضی‌کننده نیست و برخلاف قبل که خود را پیروز و دست‌کم ۶۰‌ درصد آرا را متعلق به جریان خود می‌دانستند، از باخت حرف می‌زنند.

"اصولگراها از چند طرف زیر فشار هستند؛ از طرفی دولتی که یک روز حمایتش می‌کردند آن‌ها را تهدید به افشا می‌کند و می‌خواهد «گوشه»‌ای از پرونده‌هایشان را بالا بزند، از طرفی دیگر ائتلاف‌هایشان شکننده شد و هر روز خبری مبنی بر خروج یکی از اعضا بیرون می‌آید و تمام اعضای ائتلاف می‌خواهند در انتخابات پیش رو شرکت کنند. اصلاح‌طلبان نیز که هنوز نامزد نهایی معرفی نکرده‌اند و همین اصولگرایان را بیشتر سردرگم می‌کند. مواجهه اصولگرایان با مردمی که آنان را به خاطر حمایتشان از دولت نهم و دهم و اوضاع اقتصادی پیش‌آمده مورد سوال و نقد قرار می‌دهند و شریک کارنامه دولت می‌دانند، هم هر روز جدی‌تر می‌شود."

پایان سیاست بگم بگم

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته "ساحت سیاست ایران با احمدی نژاد دگرگون شد. ادبیات جدیدی در این ساحت حاکم گردید. بگم،بگم اوج ادبیات این دوره بحساب می آید. تا پیش از انتخابات ۸۴ رقابت حالت گفتمانی داشت و کمتر شکل شخصی پیدا میکرد. به عنوان مثال خاتمی ۷۶ به عنوان نماینده گفتمان اصلاح طلبی در تقابل با گفتمان محافظه کاری آقای ناطق نوری پیروز میدان گردید. ادبیات رقابت، گفتمانی بود. آندو در محافل خصوصی با هم رفتاری دوستانه داشتند ولی در بستر رقابت، هر کدام حامل ادبیات گفتمانی جریان متبوع خود بودند. برای اولین بار دکتر احمدی نژاد در رقابت سال ۸۴ ادبیات جدیدی را به عرصه رقابت وارد کرد. در آن زمان او تلاش کرد به نام ادبیات عدالت، وارد زندگی شخصی آقای هاشمی رفسنجانی شود. به عبارتی احمدی نژاد استارت بگم،بگم را درانتخابات ۸۴ زد.

به نظر نویسنده حالا شیشه بگم، بگم، از روزی که احمدی نژاد در مجلس فیلم نشان داد، ترک برداشت. ولی او یکبار خیز برداشته تا نهایت بهره را از این کارت اختصاصی ببرد. اما دیگر گوشه پرونده تان را بالا بزنم، جایی در بین ملت ندارد، چنان که در انتهای هفته در قم و اصفهان سعی کرد بخشی از آن پرونده را رونمایی کند اما همچنان که از مدتهاپیش کارشناسان حدس زده بودند، برخی دست او را خالی و تهدیدش را یک بلوف تبلیغاتی قلمداد میکنند و آن را تابوی شکست خورده میپندارند.

اعتماد هم در گزارشی در ابتدای گزارشی پرسیده: می خواهد گوشه پرونده چه کسانی را بالا بزند تا جایی میان ملت نداشته باشند؟ آنها که احمدی نژاد دایم درباره‌شان کد می دهد، کیستند؟ در دو انتخابات گذشته احمدی نژاد هر چه از اصلاح طلبان در چنته داشته رو کرده. او در دو انتخابات گذشته رقیبی جز اصلاحات برای خود نمی دید و می دانست که اصولگرایانی نظیر قالیباف و لاریجانی ۸۴ و رضایی ۸۸ در اندازه رقابت نیستند. حالا اما از اصلاح‌طلبان چیزی در چنته ندارد و در عوض با در اختیار داشتن ۸ سال دولت توانسته است به اسناد احتمالی علیه رقبای اصولگرا دست یابد. بنابراین نزدیک‌ترین احتمال به واقعیت این است که مخاطب احمدی نژاد همین کاندیداهای ریز و درشت اصولگرا باشند.

روز گذشته دو کاندیدای احتمالی انتخابات در مواجهه با خبرنگاران نسبت به «بگم، بگم»‌های احمدی نژاد اعلام نظر کردند و گفتند که آماده‌اند تا در برابر این رفتار از خود دفاع کنند. علی اکبر ولایتی که بسیاری او را کاندیدای نهایی ائتلاف ۱+۲ میدانند، گفت که برای این رفتار احمدی نژادی ها آماده است و مصطفی پورمحمدی هم که به احتمال کاندیدای ائتلاف اکثریت اصولگرایان خواهد بود نشان داد که او هم از افشاگری ها واهمه ندارد.

محمد حسین روان بخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته سفرهای استانی این روزهای دولت پرشور برگزار میشود ولی صداوسیما که زمانی نمک جریان را خیلی افزایش میداد، حالا استقبال از سفرهای استانی را همانطوری که هست، نشان میدهد و واضح است که دولتمردان از این رفتار گله دارند! سفر اخیر احمدی نژاد به اصفهان هم مثل سفر به سمنان و اهواز با حضور بیش‌از ۴۰ – ۵۰ نفر از مردم برگزار شد ولی صداوسیما آن را به صورت جمعیت میلیاردی یا حداقل میلیونی نشان نداد و به همین علت استاندار اصفهان گفت: پوشش نامناسب خبری سفر رییس‌جمهوری توسط صداوسیما را نه جفا به دولت، بلکه جفا به مردم این استان می دانم.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول آرمان

نویسنده در پایان اضافه کرده: ما هرچه فکر کردیم که چرا این کار صداوسیما جفا به مردم این استان است، چیزی دستگیرمان نشد،... این را هم بعید می دانیم که یارانه مردم به دلیل عدم استقبال از دولت قطع شود . پس معنی جفا به مردم چیست؟

احمدی نژاد دردها را نشان داد

مهدی مالمیر در سرمقاله مردم سالاری نوشته: بذر مشکلات اخیر سال‌ها پیش از دولت کنونی در زمین سیاست افشانده شده است!‌ نحیف بودن نهادهای مدنی، ‌از توش و توان افتادن مطبوعات مستقل، چرخه معیوب اطلاع‌رسانی، بیتوجهی به احزاب و کارکردهای آن، ‌اقتصاد نفتی و ... بیماریهای سخت جان کالبد سیاست در کشور ما بوده‌اند که تنها نمود هذیانی و تب‌آلود آن‌ها در این هشت ساله در قالب بیپرنسیب بودن کارگزار سیاسی، نزول اخلاق سیاسی، افشاگریهای غیربهداشتی، رواج ادبیات رمزی و تهدیدآمیز با هدف مرعوب کردن رقبای سیاسی، اختلاس‌های بیسابقه اقتصادی و ... خود را به رخ کشیده‌اند.

به نوشته این مقاله سالیان پیش زمانی که در دوران اصلاحات، عزم دولت برای تقویت نهادهای مدنی، مطبوعات مستقل و ... تا حدودی جزم بود، اما برخی دایه‌های مهربان تر از مادر با این بهانه که اولویت کشور نه نهادهای مدنی که اقتصاد و معیشت است برای به کرسی نشاندن منویات خود از هیچ ابزاری برای سنگ‌اندازی در برابر دولت اصلاحات فروگذاری نکردند تا آن جا که مسئول دولت بعدها به فغان آمد که هر نه روز با یک بحران روبرو بوده است و...

در آن روزها این نکته بدیهی نمیگذشت که در هنگامه در رسیدن بیماری مهلک (فقدان نهادهای مدنی) این کل کالبد اجتماعی است که در خطر میافتد. بیماری بی رحمی که چندان اعتنایی به منافع گروهی ندارد و با کیان جامعه درمیافتد و به مثابه سیلی که از سیل بندها گذشته است، ‌پیر و جوان و کوچک و بزرگ و راست و چپ و پاکدامن و تردامن را کورانه به بازی مرگ و زندگی میکشاند. و سرانجام اینکه: ‌اگر با شروع کار دولت‌های نهم و دهم بر گستره مشکلات کشور افزوده شد، دست کم این قدر بود که این دولت از بسیاری از بیماری های دیرپا و پنهان پهنه سیاست پرده برگرفت و زنگ هشدار فرا رسیدن بحران را برای دلسوزان جامعه به صدا درآورد از این رو شاید سهم خود را به سیاست (گرچه با تحمیل رنج‌ها و اشکها و سختیهای فراوان به اقشار مختلف اجتماعی) ادا کرده باشد.

آیا دولت می تواند در انتخابات اخلال کند

داود محمدی در سرمقاله شرق نوشته در حاشیه مسایل بنیادین، احتمال‌هایی نظیر خودداری دولتی‌ها از برگزاری انتخابات نیز مطرح است. اما احمدی‌نژاد حتی قدرت اعمال اراده بر وزرای منتخب خود را ندارد. آمار بالای «اخراجی‌های کابینه» که رکوردی در تاریخ جمهوری اسلامی است، در خوانش نخست، گویای قاطعیت اوست اما در نگاهی عمیق‌تر، مهر تاییدی بر این واقعیت است که اعضای کابینه منتخب او حاضر به تمکین مطلق از او نیستند. رییس قوه مجریه در «بزنگاه‌ها» نباید از قاطبه وزرایش انتظار هم‌گامی داشته باشد. به همین روال؛ اگر فرضیه‌های بدبینانه محقق شود و رییس دولت، از پذیرش مسوولیت انتخابات خودداری ورزد؛ قابل پیش‌بینی است که جز معدودی استثنا، سایر اعضای کابینه، به ویژه وزیر کشور که متولی مستقیم اجرای انتخابات است، او را تنها خواهند گذاشت.

به نوشته این مقاله: از دیگر حاشیه‌های مطرح؛ استفاده جناح دولتی از حربه «افشاگری» علیه نامزدهاست. اما این حربه هم به دلایلی مانند متهم‌بودن برخی دولتمردان در پرونده‌هایی نظیر اختلاس سه‌هزارمیلیاردتومانی، پرونده بیمه، عدم واریز درآمد نفت به خزانه، تبدیل غیرقانونی دلار نفتی در بازار آزاد و واریز نکردن مابه‌التفاوت آن به خزانه، استفاده انتخاباتی دولتی‌ها از اموال عمومی و ده‌ها اتهام ریز و درشت دیگر، برندگی پیشین خود را از دست داده است.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول تهران امروز

سردبیر شرق در نهایت نوشته: حامیان دولت که در خاکریز اول، زمین‌گیر شده‌اند، قاعدتا؛ امکان فتح استحکامات قرارگاه ریاست‌جمهوری یازدهم را نخواهند داشت. همچنین تندروی تبلیغی جناح دولتی، خود، گواهی می‌دهد که آنان مسیر کامیابی را در سنگلاخ تهییج توده‌ها و جلب آرای خاکستری و سرگردان جست‌وجو می‌کنند و نه در میانبر پیروزی بدون نیاز به آرای اکثریت رای‌دهندگان. اگر چنین توانی بود، راهکارهای تبلیغی کم‌هزینه و حتی حرکت با «چراغ خاموش» در صدر اولویت‌های دستورکار انتخاباتی دولتی‌ها قرار می‌گرفت.

وعده ها و ریشه مشکلات اقتصاد

علیرضا خانی در سرمقاله روزنامه اطلاعات با انتقاد از وعده های عجیب گذشته نامزدهای انتخاباتی که هیچ کدام عملی نشد پیشنهاد کرده نامزد های انتخابات آینده به مردم بگویند وقتی رئیس جمهور شدم ناگهان همه فرزندان بیکار شما سر کار نخواهند رفت. این یک معجزه است و من معجزه‌گر نیستم. تورم را نمیتوانم یکباره صفر کنم. اگر کس دیگری هم گفت که میتواند باور نکنید. اصلاً تورم نباید صفر باشد اما باید از رقم وحشتناک کنونی به رقم معقول‌تری تنزل یابد. این کار هم ناگهانی ممکن نیست.

نویسنده درباره سیاست خارجی هم پیشنهاد کرد نامزدها اعلام دارند می خواهم رئیس جمهور شوم و تلاش میکنم تنش را از کشور دورتر و کم‌تر کنم. البته که نمی توانم آن‌را به کلی از بین ببرم. نمی توانم به همه جهان دستور بدهم که الزاماً با ما دوست باشند، چنان که ً تلاش می کنم نظام آموزش و پروش را از وضع رقّت‌بار فعلی بیرون آورم. اما برای این تغییر نه خودرأیی می کنم و نه خودمحوری. کارشناسان بزرگ آموزش و پرورش و مدیریت آموزشی را از میان خود شما و حتی از کشورهای دیگر جمع می کنم تا به صورت دقیق همه ضعف‌ها و نقص‌های این نظام آموزشی را بکاوند و بیابند و برای اصلاح اساسی آن برنامه و نقشه ارائه دهند

در پایان مقاله اطلاعات به نامزدهای انتخاباتی پیشنهاد شده بگویند: با تداوم الی الابد پرداخت یارانه نقدی هرگز موافق نیستم. باید مردم توانمند شوند و مزد کار خود را بگیرند. چرا مردم کشورهایی که یارانه نمی گیرند بهتر از مردم ما زندگی میکنند؟ چون به اندازه ارزش کارشان درآمد و قدرت خرید دارند. می گویند یارانه پول نفت است که متعلق به مردم است و ما به خودشان می دهیم. مگر بقیه کشورهای نفتی، مردمشان را حقوق‌بگیر دولت کرده‌اند؟

Image caption کارتون احمد عربانی، بهار

عزت‌الله یوسفیان ملا در مقاله ای در تهران امروز نوشته ریل اقتصادی کشور در دولت آینده به چه سمتی باید تنظیم شود و آیا به تغییر در جهت حرکت اقتصاد کشور نیاز داریم؟ آنچه مسلم است طی سال‌های گذشته مشکلاتی برای اقتصاد کشور پیش آمده که عمدتا ریشه در مشکلات غیراقتصادی دارند. سوءمدیریت و سیاست‌زدگی اقتصاد از جمله مشکلاتی است که گریبانگیر اقتصاد کشور شده است و لاجرم تغییر در حرکت اقتصادی کشور هم باید از همین نقطه شروع شود.

این نماینده مجلس پرسیده برای رفع موانع و مشکلات اقتصادی امروز که وضع معیشت مردم را هدف قرار داده چه کاری «میتوان» و چه کاری «باید» انجام داد؟ دولت در ۸ سال گذشته وعده‌های اقتصادی عریض و طویلی مطرح کرده بود که امروزه با عدم تحقق آنها روبه‌رو شده‌ایم. در این شرایط باید دولت سوژه‌ای برای خود دست‌وپا کند تا توجهات به آن سمت جلب شود و کاستیها به چشم نیاید. از نظر دولت «انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری» که انتخاباتی به شدت مهم و اثرگذار هم هست، بهترین دستاویز برای منحرف کردن اذهان عمومی است.

مقاله تهران امروز در نهایت می نویسد: سخنانی که رئیس‌جمهوری به زبان می آورد و تایید و تکذیب‌هایی که صورت می گیرد از نظر مسئولان می تواند اذهان را از وعده‌های اقتصادی پیشین دولت منحرف کند و آنها را به سمت سیاست‌زدگی پیش ببرد. با این وجود اما دولت از این موضوع غافل است که مردم این روزها به شدت به‌دنبال برطرف شدن معضلات اقتصادی خود هستند و در فکر کسی هستند که بتواند اقتصاد و معیشت آنها را بسامان کرده و سرگردانی هایشان را خاتمه دهد. بنابراین دولت در این میان اشتباهی تاکتیکی کرده، اما همین اشتباه تبعات سنگینی برای اقتصاد داشته‌است که این روزها به خوبی شاهد آن هستیم.

استانداردترین نظرسنجی‌ دنیا

مسعود مرعشی در مقدمه ستون طنز بهار نوشته: هر ایرانی، به واسطه ایرانی بودن، مکلف و موظف است که روزانه به سایت‌های خبری- تحلیلی ارزشی نزدیک به اصولگرایان سر بزند. در مراجعه به این سایت‌ها با نظرسنجی‌های معتبری از این دست مواجه می‌شویم که رییس ستاد و صدا گفته "۹۵‌درصد از مردمی که شبکه های ماهواره ای را می بینند، تلویزیون ایران را تماشا می‌کنند".

- سلام. از طرف یه سازمان نظرسنجی و آمارگیری معتبر خدمت می‌رسیم. شما ماهواره دارید؟ (از تلویزیون توی خانه، صدای زنی به گوش می‌رسد که جیغ‌جیغ می‌کند و هی می‌گوید «چنار! چنار! اگه بلایی سر لاله بیارن تو مقصری! »)

- نه! ما غلط بکنیم! هرگز ما در خونه ماهواره نگه نمی‌داریم.

- اگه زبونم لال، دور از جونتون، خدای ناکرده، یه روزی ماهواره داشتید، شبکه‌های ماهواره‌ای رو که نگاه نمی‌کنید؟

- نه آقا اصلا! به جون شوهرم فقط بعضی وقت‌ها رسانه‌های خارجی رو به قصد نقادی و فهم و درک توطئه‌هاشون علیه ملت ایران رصد می‌کنیم.

- ئه! یعنی ماهواره دارید؟! دوستان ما در طرح تعویض ماهواره‌های فرسوده با گیرنده‌های دیجیتال صفر در محل حاضر هستن. هزینه هم نداره، فقط باید پول گیرنده دیجیتال رو بپردازید (همکاران ایشان با عملیات راپل از آسمان فرود می‌آیند.).

کارتون روز

Image caption کارتون رسول آذرگون، جام جم