نارضایتی آسیب دیدگان زلزله از امدادرسانی در بوشهر

"هیچ چیز تمام نشده، برعکس تازه شروع شده است. به جز شهر شنبه، کمک رسانی در بقیه ی مناطق همچنان ادامه دارد. روستاهای درویشی، سِنا، باغان همه نیاز به کمک دارند. مردم دشتی، آنها که خانه هایشان خراب نشده است هم چادر زده اند و شبها در چادر می خوابند. احساس امنیت نمی کنند به خانه هایشان برگردند."

"بچه‌های بوشهر کمابیش مرا می‌شناسند. عکاس خبری هستم. واقعا ازتان می خواهم خبرهای زلزله را منعکس کنید. مردم در این گرما یخچال ندارند و حتی آب خنک برای نوشیدن بهشان نمی‌رسد. دستشویی و حمام وجود ندارد. آشپزخانه ای برای پخت و پز نیست. آواربرداری همچنان خیلی کند انجام می شود. تلاش زیادی می شود، اما کافی نیست و باید تدوام داشته باشد."

"یک چادر در روستای درویشی آتش گرفت و به کلی سوخت. بخت یار بود که کسی آسیب ندید. برای مهار آتشی که گاز پیکنیکی ایجاد کرده بود، با بولدوزر خاک ریختند."

اینها خبرهای غیررسمی از سوی کسانی است که همچنان به مناطق زلزله زده ی بوشهر رفت و آمد دارند. از سویی مردم منطقه نه تنها از وضعیت امدادرسانی راضی نیستند، بلکه از بی توجهی بلندمدت مسئولان گله دارند. درآمدشان اغلب کافی و ثابت نیست و در شرایط عادی هم نیاز به حمایت دارند، چه رسد به شرایط بحرانی پس از زلزله.

حسن، یکی از ساکنان مناطق زلزله زده بوشهر در تشریح وضعیت منطقه می‌گوید: در بخش اعظم منطقه دشتی یازده سال خشکسالی بود. اواخر زمستان سال پیش و اوایل بهار امسال هم رگبار باران و تگرگ باعث شده بخش عمده محصولات اصلی آنها که "گندم و جو و گوجه فرنگی و تنباکو" بود از بین برود. بیشتر مردم (و نه همه مردم) این منطقه به شکل عادی وضعیت معیشتی چندان خوبی ندارند، خشکسالی یکی از علل اصلی آن است. مثلا بیشتر اهالی روستای درویشی فرزندانشان در عسلویه و جاهای دیگر کار می‌کنند و به خانواده‌هایشان در روستای درویشی کمک می‌کنند.

او اضافه می‌کند: سال ۱۳۶۵ در این منطقه سیل آمد و باعث شد روستاهای این حوالی بخش زیادی از دارایی شان را از دست بدهند، همچنین باعث بدهکاری آنها به بنیاد مسکن آن زمان شد که هنوز هم برخی بدهکارند. اهالی روستای درویشی هنوز از بی کفایتی این بنیاد در سیل سال ۶۵ رنجیده خاطر هستند و به همین دلیل قبول نکرده اند برای بازسازی زلزله اخیر زیر نظر بنیاد مسکن بوشهر بروند.

او با اشاره به زمین لرزه ی سال ۸۲ که در همین ناحیه اتفاق افتاد، توضیح می دهد: مصیبت پشت مصیبت. بعد از سیل، زمین لرزه باز هم باعث تخریب خانه ها، مال باختگی و بدهکاری و تضعیف قدرت معاش مردم منطقه شد. زندگی مردم در اینجا در شرایطی ست که اکنون بزرگان روستای درویشی در تجمع قبلی خود از تخلیه روستا حرف می‌زدند، چراکه به گفته آنها حرفهایی در حد شایعه هست که دولت می‌خواهد وام ۱۵ میلیونی به آسیب دیدگان زمین لرزه بدهد که معلوم نیست بدهند یا نه و یا این که چقدرش بلاعوض خواهد بود.

زمین لرزه که بلایی طبیعی به شمار می آید، در عین حال چندی ست در ایران مثل تلنگری ست که توجه افکار عمومی را به وضعیت زندگی مردم مناطق گوناگون کشور جلب می کند.

رسول، یکی از شهروندانی که در مناطق آسیب دیده حضور داشته، می گوید: یک بخش بحران کشاورزی این منطقه هم که بخش اعظم کشتشان گوجه فرنگی است، به خاطر وجود پشه تینوس صدمه جدی دیده است. شغل ساکنان این منطقه یا کشاورزی است که به کشت گوجه فرنگی، تنباکو، گندم و یونجه اختصاص دارد و یا دامداری های خیلی کوچک دارند؛ یا این که کارگر زمین های کشاورزی دیگران هستند. گروهی هم در عسلویه و جاهای دیگر مشغول به کارند و دستمزدشان را برای خانواده هایشان می فرستند. عده ای هم از کمیته امداد مستمری می‌گیرند که البته مقدار ناچیزی است. کارگرهای گوجه چین که ناچارند ده ها کیلومتر را برای رفتن بر سر زمین های کشاورزی طی کنند، نهایتا فصل کارشان ۵۰ روز است و سقف حقوقشان هم روزانه ۲۰ هزار تومان.

به گفته محلی‌ها آسیب‌ها در شهر شُنبه بیش از ۹۰ درصد بوده است، در روستای سِنا که قبل از شُنبه است، خانه ها ظاهرا سالمند، اما همه خانه ها و ساختمان ها از داخل ترک‌های بسیار برداشته و عملا غیر قابل سکونت شده‌اند. منطقه باغان که شامل ۹ روستاست، بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد تخریب داشته است. آنها کمک های نهادهای دولتی را "واقعا ناچیز" و "دارای سوء مدیریت های عدیده" توصیف می کنند. مسدود کردن راه رسیدن کمک‌های مردمی هم باعث بحرانی تر شدن وضعیت شده است. می‌توانم به یقین بگویم مردم از امداد رسانی راضی نیستند.

به گفته یکی از امدادگران حاضر در منطقه هنوز وضعیت بهداشت عمومی در شرایط بحرانی است. نیروهای امداد دولتی از چند روز پیش منطقه زلزله زده را تخلیه کرده اند. در روستای درویشی که بزرگترین روستای آسیب دیده است، در مرکز خانه بهداشت اش، تنها یک چادر و یک بهورز با امکانات حداقلی وجود دارد. یخچالی برای داروها وجود ندارد، داروها در زیر چادری در آفتاب از صبح تا ظهر نگهداری می شود و ظهر هم با بسته شدن در خانه بهداشت، همه چیز به ساختمان نیمه ویران آن منتقل می شود.

او با اشاره به کمبود وسایل بهداشتی، از جمله پد بهداشتی و لباس زیر زنانه، پوشک کامل کودکان، ماسک، گاز استریل، سرم شست و شو و بتادین می افزاید: آسیب دیدگان به وسایل خنک کننده مثل پنکه و لباس های متناسب با آب و هوای منطقه نیاز دارند و خطر بیماری‌های عفونی آنها را تهدید می کند. برقکشی غیراستاندارد چادرها هم مسئله ای است که می تواند موجب بروز حوادث ناخوشایند شود.

وی با تاکید بر لزوم آموزش بهداشتی و مراقبت های ویژه بعد از بلایای طبیعی تاکید می کند: مردمانی که نه کولر دارند و نه پنکه برای خنک شدن، ترجیح می دهند در کنار دیوارهای نیمه ویران و ترک برداشته استراحت کنند و در معرض آسیب هستند. در روستاهای منطقه باغان سرویس بهداشتی عمومی و حمام نصب نشده است. مثلا در روستای چهارده معصوم حمامی وجود ندارد و مردم در رودخانه کم عمق آنجا استحمام می کنند. که خود می تواند خطر شیوع بیماریهای عفونی را افزایش دهد.

این امدادگر داوطلب وجود جو امنیتی در روزهای پس از زمین لرزه در بوشهر را شدید توصیف کرد و گفت: این وضعیت که در زمین لرزه آذربایجان هم وجود داشت، در بوشهر از روز نخست خیلی شدید بود و اکنون کمی بهتر شده است. نیروهای داوطلب مردمی خیلی کم هستند. رسانه‌ها تنها با داشتن مجوز اجازه ی حضور و عکس گرفتن دارند و همه همواره مراقبند که مشکل امنیتی برایشان به وجود نیاید.

برگزاری کلاس های نقاشی و ایجاد فضاهای کوچک شاد از جمله کارهایی است که معدود امدادگران داوطلب حاضر در منطقه توانسته اند برای کودکان زلزله زده بوشهری انجام دهند، اما این کافی نیست. برگرداندن وضعیت زندگی آسیب دیدگان بوشهری به شرایط عادی و نه حتی استاندارد، نیازمند توجه و برنامه ریزی دقیق و بلندمدت است

مطالب مرتبط