بررسی روزنامه‌های صبح شنبه تهران؛ چهارده اردیبهشت

روزنامه‌های اول هفته تهران در گزارش‌های اصلی خود همچنان از بی رونقی انتخابات خبر داده و احتمالاتی را درباره انتخابات ریاست جمهوری مطرح کرده اند. انتقاد از وضعیت اقتصادی و خط فقر در کشور از جمله مطالبی است که در این روزنامه‌ها می توان دید.

یک خمینی دیگر

اعتماد در گزارش اصلی خود نوشته از دو سال پیش بسیاری از تحلیلگران سید حسن خمینی را یکی از نام‌های مطرح در انتخابات ریاست‌جمهوری می‌دانستند. در حال حاضر که ۴۰ روز مانده به روز موعود نامی از سید حسن خمینی نیست او مدت‌هاست که دیگر درباره مسائل سیاسی سخن هم نمی‌گوید اما برادر کوچک‌تر سیدحسن، سیدعلی‌خمینی کوچک‌ترین فرزند سیداحمد خمینی و داماد آیت‌الله سیستانی بیشتر از برادرش درباره مسائل سیاسی سخن می‌گوید و عملگرا‌تر از او به نظر می‌رسد.

به نوشته اعتماد این نوه خمینی همان است که یک سال پیش به صراحت گفت «جامعه ما هنوز فاصله زیادی با آرمان‌های امام دارد» تیرماه سال ۹۱ هم با گفتمان امام به مقابله با افراطیون پرداخت و گفت: «افراطیون به هر لباسی که باشند در خط امام نیستند و در بسیاری از مواقع دشمنی‌ها با گفتمان امام داشته‌اند.» اما در این روزها که اصولگرایان در نقد دولت از هم سبقت می‌گیرند و به‌گونه‌یی درباره احمدی‌نژاد حرف می‌زنند که گویی هیچ نسبتی با او ندارند گوینده همان اعتراضات بر رعایت انصاف تکیه کرده است. رعایت انصافی که مانع دیدن واقعیت نمی‌شود.

به گزارش این روزنامه سید علی خمینی در کانون توحید با اشاره به مسائل جاری کشور گفت: امروز خوب یا بد، در جامعه با مشکلاتی مواجه هستیم و نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. من از ۵-۶ سال قبل گفته‌ام که راه دفاع از نظام تشکر کورکورانه از همه‌چیز نیست و کسانی که فکر می‌کنند اگر کسی از اوضاع انتقاد کند، از نظام دفاع نکرده است، معنی دفاع را به درستی نمی‌دانند.

پیمان مقدم در ستون طنز اعتماد نوشته: جناب لنکرانی تخت گاز در حال عبور غلتک آسا از روی نیروهای سیاسی هستند. ایشان که حتی در جبهه پایداری هم سایه جناب جلیلی را بالای سرشان می‌بینند کمی عصبانی هم به نظر می‌رسند. ایشان که قبلا جناب هاشمی را نواخته بودند اینک زوم کرده‌اند روی جناب قالیباف که نامزد اول ائتلاف پیشرفت (همان ۱+۲ خودمان) به نظر می‌رسند. با این دست فرمان بعید نیست که ائتلاف ۳+۲ هم مورد عنایت ایشان قرار گیرد. حالا دکتر چرا آنقدر عصبانی؟ کمی آهسته‌تر با غلتک از روی این بندگان خدا رد شوید.

جمله دیگری از همین لنکرانی نقل شده: در سال ۸۴ وقتی آقای احمدی‌نژاد کاندیدای انتخابات شد برخی دهان‌ها می‌گفت برای اینکه رجل سیاسی اثبات شود، شهردار بودن کافی نیست افراد باید وزیر باشند اما امروز همین دهان‌ها می‌گویند وزیر بودن برای رجل سیاسی کافی نیست و افراد باید شهردار باشند تا رجل سیاسی باشند.

نتیجه آمد نیامدن خاتمی و خشن شدن انتخابات

Image caption تاکتیک انتخاباتی، کارتون فرشید رجبعلی در ضمیمه قانون

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته مدتها بود که خبرهای ضد و نقیض از اردوگاه اصلاح طلبان درباره نامزدی سید محمد خاتمی به گوش می‌رسید. عده ای از آمدنش می‌گفتند و به هزار و یک دلیل آمدنش را ضروری بر می‌شمردند. گاهی هم آرزوهایشان را به شکل خبر و یا تحلیل ارائه می‌دادند. گروهی هم نیامدنش را فریاد می‌زدند. اکنون قراین و شواهد نشان از موفقیت مخالفین دارد.

نویسنده معتقد است در همین حال نظر سنجی‌ها همه نشان آن دارد که خاتمی همچنان دارای پایگاه رأی بالاست و شانس اول را در بین نامزدهای کنونی و نیامدنش غیر منطقی می‌نماید. اما مشی خاتمی نیامدن را منطقی می‌کند. خاتمی شخصیت نرمی دارد او اهل رزم نیست، روحیه اش تاب طوفان و ستیز را ندارد بنای حضورش بر تقابل نبوده. او اهل انتقام گیری نیست، اصلاح طلبی نه هندسه فکری او که جزو خصلت‌های ذاتی اش می‌باشد. بر این اساس، منطق صحنه او را تحریک به آمدن می‌کند ولی ویژگی‌های شخصیتی اش او را از آمدن باز می‌دارد. نیامدنش نه در نتیجه گمان براندازان که به دلیل مشکلات پیش رویش می‌باشد.

در پایان سرمقاله ابتکار و در پاسخ این سئوال که آیا خاتمی می‌تواند در جایگاه یک شهروند فعالیت مدنی تشکیلاتی خود را دنبال کند آمده یک احتمال این است که اصلاح طلب با رهبری خاتمی به سرنوشت نهضت آزادی در زمان رد صلاحیت مرحوم بازرگان گرفتار آید و احتمال دوم این که باقی مانده نیروهای این جریان همچون سال ۸۸ از کشور خارج شده و فعالیت خود را در قالب جریان سبز دربیرون از مرزها ادامه می‌دهند. این احتمال چندان جدی نمی‌نماید احتمال اول به خصلت خاتمی و جریانش نزدیکتر است.

انتخابات، رقابت و حزب عنوان مقاله ای در روزنامه اطلاعات است که توسط حسین واله نوشته شده و در آن آمده: در رقابت‌های گذشته، مبارزات انتخاباتی عمدتاً پیرامون برنامه‌هایی شکل می‌گرفت که نامزدها برای اداره امور کشور ارائه می‌کردند. معمولاً احزاب نام و نشان‌داری که برای بخش‌های قابل توجهی از جمعیت کشور شناخته شده و نزد گروه‌های اجتماعی خاصی مقبول بودند، جانب برنامه و نامزد خاصی را گرفته سعی می‌کردند مردم را به رجحان آن برنامه و نامزد متقاعد سازند. و این قصه انتخابات فرنگ نیست بلکه سی سال پیش ایران است.

به نوشته این مقاله حالا باید پرسید چرا چنین نیست و چرا برخوردها در انتخابات آتی خشن‌تر تصور می‌رود؟ چرا همه از اقدام به سیاه‌نمایی پرهیز می‌دهند؟ چرا از زبان تهدید برای کنترل و مهار استفاده می‌شود؟ پاسخ به این پرسش‌ها از این نظر اهمیت دارد که جز با شناخت ریشه‌ای مشکل نمی‌توان آن را معالجه کرد. یک پاسخ پیشنهادی به این پرسش‌ها این است که انتخابات در ایران قدری از ریل طبیعی خود خارج شده است.

نویسنده مقاله اطلاعات دلیل را در این دیده که:رقابت بین نامزدهای ریاست جمهوری (و فعلاً نامزدهای نامزدی) حول برنامه‌ای برای اداره کشور نیست. وقتی رقابت بر سر خوب و بد برنامه نباشد، رقیبان بجای نقد برنامه‌ها به نقد شخصیت افراد دست می‌زنند. نقد شخصیت اشخاص به عصبانیت و نفرت پراکنی و خشونت منجر می‌شود. احزاب نام و نشان‌دار و شناخته شده‌ای پشت سر نامزدها قرار ندارند که مسئولیت برنامه و اقدام‌های نامزد یا رئیس جمهور وقت را برعهده بگیرند و از آنها دفاع کنند.

توقیف سگ‌ها در خیابان توجیه قانونی ندارد

Image caption کارتون محسن ظریفیان از اعتماد

در حالی که نیروی انتظامی از جریمه کسانی گفته که سگ گردانی می‌کنند بهمن کشاورز در مقاله ای در روزنامه بهار نوشته موضوع برخورد با مسئله نگهداری سگ، توقیف و مصادره آن‌ها، دیگر بار مطرح شده است. مطالب شگفت‌انگیز و گاه دلخراشی درباره نحوه گرفتن سگ‌ها از صاحبان آن‌ها و کیفیت و امکانات محل نگهداری آن‌ها و موضوعاتی به صاحبان این حیوانات گفته شده است؛ شنیده می‌شود که چون «خبر» است و احتمال صدق و کذب در آن وجود دارد، امیدوارم اصولا درست نباشد.

این حقوقدان با اشاره به این که درست است که در مورد نجس بودن سگ اتفاق نظر وجود دارد اما سه سه‌گونه سگ نگهداریشان مجاز است: سگ نگهبان، سگ شکاری، سگ گله. این سه‌گونه سگ دارای ارزش اقتصادی‌ هستند؛ یعنی مالکیت دارند و اگر کسی باعث از‌ بین‌ رفتن آن‌ها شود، صاحب حیوان حق مطالبه قیمت و جبران خسارت را دارد. از آن طرف سگ حیوانی است که به طور معمول برای ادامه حیات نیاز به تحرک دارد و گرنه از بین خواهد رفت. بنابراین کسانی که سه نوع سگ پیش‌گفته را به‌عنوان مالک در اختیار دارند می‌توانند موجبات تحرک آن‌ها را فراهم کنند.

نویسنده مقاله بهار با اشاره به یک آیین‌نامه مصوب اظهار نظر کرده در صورتی که صاحب حیوان ضوابط بهداشتی را نگهداری و بیرون‌ آوردن او از خانه رعایت می‌کند نمی‌شود از او سلب مالکیت و سگش را توقیف یا معدول کرد. ضمنا این پرسش هم مطرح است که در‌گیر و ‌داری که در ابعاد مختلف دچار آن هستیم این یک فقره چه جایی دارد؟

وعده فقر و در اطراف خط فقر

حسین راغفر در مقاله ای در اعتماد نوشته برخی کاندیداهای انتخابات ریاست‌جمهوری در دادن وعده پرداخت بیشتر یارانه نقدی به مردم رقابت عجیبی را آغاز کرده‌اند که به نظر می‌رسد تداوم چنین رقابتی به ویژه در شرایط کنونی امکان‌پذیر نیست و ادامه این کار خیانت به کشور است؛ زیرا تمام ظرفیت‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه را نابود می‌کند. از سوی دیگر، اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها به شکل کنونی فرصت‌های سرمایه‌گذاری در کشور را به‌شدت محدود کرده است، آن هم در شرایطی که کشور با تحریم‌های گسترده روبه‌رو است و درآمدهای ارزی آن به‌شدت کاهش پیدا کرده و لذا نیازمند سرمایه‌گذاری گسترده است.

به نوشته این کارشناس فقر مشکلات کنونی عوارضی است که گریبان دولت‌های بعدی را خواهد گرفت.لذا اگر قرار باشد این بی‌تدبیری‌ها که یکی از آنها همین گرفتن فرصت‌های سرمایه‌گذاری و تولید داخل کشور است در رقابت‌های انتخاباتی صرف شود، عملا عنوانی جز «خیانت به مصالح ملی» نمی‌توان به آن اطلاق کرد.

Image caption کارتون علی کاشی، مردم سالاری

این مقاله سرانجام به این نتیجه رسیده که کاندیداهای ریاست‌جمهوری با توجه به اطلاعاتی که دارند و با آگاهی از واکنش گروه‌های مادون طبقه‌یی که در اثر سیاست‌های دولت‌های نهم و دهم شکل گرفته‌اند، شعارهای تبلیغاتی سیاسی می‌دهند تا در رقابت با هم آرای بیشتری جمع کنند و با توجه به آنکه هیچ عزم سیاسی کافی برای حل معضلات شکل گرفته وجود ندارد، انتظار این است که در انتهای سال جاری کشور با مشکل جدی‌تری نسبت به آنچه اکنون وجود دارد روبه‌رو شود و تنها راه‌حلش این که یک جراحی عمیق در ساختارهای اقتصاد کشور صورت بگیرد.

ارمغان زمان فشمی در پاسخ همسر مه آفرید خسروی که گفته بود من با ماهی دو و نیم میلیون نمی‌توانم زندگی کنم، آواز کسانی که بک و نیم میلیون تومان زندگی کنم از قول مردی که یک میلیون حقوق ماهانه دارد نوشته: بفرمایید ماها قاق بودیم!/و کلا خارج ازاین باغ بودیم. که سر کردیم با نصفِ دومیلیون/ نفهمیدیم، شاید داغ بودیم! مردی که ۶۰۰ هزار تومان حقوق ماهانه دارد هم گفته: اگر می شد نصیبم اشتباهی/ چنین پول کلانی، گاه گاهی/ نمی شد زندگی با آن کنم، چون/ به جایش می نمودم پادشاهی!

به نوشته طنز نویس صحفه طنز قانون مردی با ۴۵۰ هزار تومان حقوق ماهانه هم گفته: به زیر خط فقرم ایها الناس!/سر آمد دیگ صبرم ایها الناس!/ دو میلیون هم نمی ارزد حیاتم/ به فکر سنگ قبرم ایها الناس!

مغر متفکر وزارت ورزش و جوانان

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته روز بدون دخانیات در بعضی کشورهای دنیا برگزار می‌شود و در این روز از سیگاری‌های محترم که هر روز سیگار می‌کشند‌، خواسته می‌شود یک روز را بدون سیگار بگذرانند... شاید که همین مقدمه‌ای باشد برای کاهش استفاده از سیگار. روز بدون خودرو هم در بعضی کشورهای دنیا برگزار می‌شود تا هم آلودگی هوا کمتر شود و هم افراد با فواید پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری آشنا شوند.. روز بدون گوشت هم در بعضی کشورها برگزار می‌شود‌.

به نوشته این ستون جمعی از فعالان محیط‌ زیست هم در کشور روز بدون کیسه نایلونی برگزار می‌کنند تا شاید شاید همین مقدمه‌ای شود برای فرهنگ‌سازی این موضوع که می‌توان کمتر و کمتر از کیسه نایلونی استفاده کرد اما مقداری مخ متفکر در وزارت ورزش و جوانان نشسته‌اند و فکر کرده‌اند که روز بدون طلاق در کشور ثبت کنند که در این روز هیچ دفتر خانه‌ای حق ثبت طلاق نداشته باشد‌!

طنزنویس مردم سالاری در پایان نوشته برگزاری چنین روزی فقط برای دفاتر ثبت طلاق مفید است، چون فقط آنها هستند که هر روزه – و البته برای دیگران – صیغه طلاق را جاری می‌کنند‌. به این ترتیب این سوال پیش می‌آید که نکند مخ‌های متفکر وزارت جوانان فکر می‌کنند برگزاری این روز ممکن است صاحبان دفاتر طلاق را به این نتیجه برساند که این دفاتر را ببندند ...و به این ترتیب مشکل طلاق در کشور حل شود؟!

کارتون روز

Image caption کارتون هادی حیدری، شرق

مطالب مرتبط