استراتژی رفسنجانی و تحمیل وزن کشی سیاسی

استراتژی مبهم نام نویسی اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری به معنایی میزان قدرت و حوزه مانور او را در قبال اصولگرایان حاکم مشخص می کند.

یکی اینکه مشخص کرد خط میانه به رهبری هاشمی رفسنجانی و متحد تاکتیکی اش، یعنی اصلاح طلبان به رهبری محمد خاتمی، بیش از پیش به هم نزدیک شده اند و در ائتلافی اعلام نشده با یکدیگر همکاری می کنند.

در مرحله قبل از نام نویسی رفتار هاشمی و خاتمی عینا کپی یکدیگر بود. هر دو با ارجاع شرکتشان به شرط تایید آیت الله علی خامنه ای عملا او را تصمیم گیرنده نهایی در تمام مسائل معرفی کردند و بار مسئولیت اوضاع و نابسامانی ها را به عهده او گذاشتند.

بازی ابهام برانگیز و چند ماهه آنها که نه گفتند می آیند و نه گفتند نمی آیند آنها را برای رقبای اصولگرایشان تبدیل به هیولاهای ترسناک سیاسی کرد.

اصولگرایانی که برای چهار سال می گفتند که جنبش اعتراضی مرده و کفن و دفن شده اکنون مجبور شدند برای جلوگیری از خطر نام نویسی آنها توپخانه سنگین خود را یک پارچه آتش کنند.

برای اینکار منابع شناخته شده اصولگرا – از روزنامه کیهان گرفته تا وزرای گوناگون و سرداران سابق – به میدان آمدند ولی کافی تشخیص داده نشدند و حتی برادر کمتر شناخته شده آیت الله خامنه ای به صحنه آورده شد.

اما هاشمی رفسنجانی، به همراه خاتمی، در صحنه سیاسی قدرت نمایی کردند و ثابت کردند که ائتلاف آنها می تواند اصولگرایان را تا سرحد تب و لرز متشنج کند.

اما با این حال نباید گول این عرض اندام را خورد و تصویری غلط از قدرت این دو و حامیانشان ترسیم کرد.

در پایان روز اصولگرایان هم ثابت کردند با این بادها نخواهند لرزید و به این آسانی ها تسلیم نخواهند شد.

آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی از اعتبار سیاسی خود هزینه کردند و خطر تهدید و دشمنی رهبری را پذیرفتند ولی با این حال نتوانستند اصولگرایان را وادار کنند که شروط آنها، از جمله باز شدن فضای سیاسی و آزادی زندانیان سیاسی را بپذیرند.

شرکت در انتخابات درحالی که رهبران جنبش سبز در حصرند و روزنامه هایشان محدود و نامزدهایشان در شوراها رد صلاحیت می شوند حکایت از واقعیت سرد و بی تعارفی دارد که میزان قبضه قدرت در دست اصولگرایان را بیان می کند.

اگر اکنون هر دو طرف بپذیرند که بازی حذفی و از میان بردن رقیب شدنی نیست و هیچ یک نمی تواند از قطب بندی کردن اوضاع سود ببرد – که البته این "اگر" بزرگی است – آنگاه زمان چانه زدن سیاسی فرا می رسد.

اما اگر قدرت حاکم بخواهد به قصد حذف عملی هاشمی رفسنجانی، به مثابه نماینده نیروهای خط میانه و اصلاح طلب، اقدام کند یک روند فرسایشی دراز مدت در پیش روست.

اما بهرحال روشن است که مانور های آقای هاشمی رفسنجانی یک وزن کشی سیاسی را به اصولگرایان تحمیل کرد که طراز، قابلیت و محدودیت هر دو طرف را بیان می کند.

مطالب مرتبط