دو هفته به انتخابات: رقابت تنگاتنگ محافظه‌کاران و تغییر طلبان

فرازهای اصلی

* ارزیابی موقعیت محافظه‌کاران و تغییرطلبان نشان می‌هد که رقابت تنگاتنگی بین دو اردو جریان دارد.

* تبلیغات انتخاباتی نامزدها آغاز شده و نامزدها چهره‌های ملموس‌تری برای رای دهندگان ارائه می‌دهند.

* رهبر جمهوری اسلامی به سپاه پاسداران توصیه کرده که رای دادن سازمانی ضرورتا کار مطلوبی نیست.

* در جبهه اصولگرا، محمد باقر قالیباف موقعیت برتری دارد.

* هر دو نامزد ائتلاف خط میانه و اصلاح‌طلب، حسن روحانی و محمد رضا عارف، فرصت‌های قابل ذکری برای خود کسب کرده‌اند.

* سعید جلیلی، نماینده جناح راست، ضعیف‌تر از گذشته بنظر می‌رسد و جناح حامیان دولت کاملا از بازی حذف شده‌ است.

حکومت

آیت الله علی خامنه‌ای در هفته گذشته دو بار پیرامون انتخابات صحبت کرد و هر دو بار به سپاه توصیه کرد که رای دادن یکدست و همگون ضرورتا کار درستی نیست. سخنانش با اهمیت بود چون این توصیه خلاف رای سازمانی سپاه و بسیج است.

آقای خامنه‌ای گفت: "هیچ مانعی ندارد که شما به یکی علاقمند باشید، بنده به دیگری علاقمند باشم. شما به او رای بدهید، من به دیگری رای میدهم."

و بعدا افزود: "من در جمع برادران دانشجوی پاسدار این را گفتم. ممکن است نظر شما به یک نفر باشد، نظر من نفر دیگر. چه اشکال دارد. شما یک نفر را می‌پسندید. هیچ اشکال ندارد."

اینکه رهبر جمهوری اسلامی موضوع را دوبار طی سه روز عنوان کند اشاره به این دارد که می‌خواهد مسئله مورد توجه قرار بگیرد و برای همه مفهوم شود.

تاکنون فرض عمومی بر این بود که سپاه و بسیج وظیفه دارند از شواهد و قرائن استنباط کنند که نامزد اصلح مورد نظر رهبر کیست و بر این مبنا یکدست و سازمانی به او رای دهند.

سخنان آقای خامنه‌ای قضیه را برعکس می‌کند. حرف‌هایش به معنی طبیعی بودن تفاوت سلیقه‌ها است. فرماندهان سپاه و بسیج دیگر نمی‌توانند به نیروهای زیر دست خود دستور دهند، و یا حتی توصیه کنند، که به شخص خاصی رای بدهند.

در هم ریختن رای سازمانی سپاه و بسیچ به این معناست که رده‌های این نیرو، حداقل در انتخابات پیش‌رو، وظیفه شرعی، اخلاقی، رسمی و سازمانی ندارند که به دنبال کشف رای رهبر باشند و برمبنای آن یکپارچه رای بدهند.

چنانچه سپاه به این موضوع گوش فرا دهد رای سپاه چند پاره خواهد شد، اما پس از سخنان آقای خامنه‌ای، روزنامه‌های منسوب به سپاه این نکته را تیتر و یا تفسیر نکردند.

تبلیغات نامزدها

تبلیغات تلویزیونی نامزدها موضوع روز هفته بود. هر یک از نامزدها حدود ۱۰ ساعت فرصت در تلویزیون و رادیو دارند و بنظر می‌رسد حکومت تبلیغ مجازی را به تجمعات خیابانی ترجیح می‌دهد.

حضور نامزدها در تلویزیون شخصیت‌هایشان را برای مردم کوچه و بازار ملموس‌تر کرد، ولی‌ به همان نسبت، برنامه‌هایشان ناروشن و پیچیده ماند.

همه نامزدها بر وجود مشکلات اقتصادی، تورم و بیکاری تاکید کردند و از ضرورت مبارزه با آنها سخن گفتند ولی به سختی می‌توان گفت که برنامه‌هایشان برای حل معضلات چیست.

همگی بر سازماندهی مجدد مدیریت دولت تاکید کردند و قول دادند تغییر در مدیریت، تغییر در روش و برنامه‌ها را به همراه خواهد داشت.

سوال‌هایی که مجریان برنامه‌های تلویزیونی برایشان مطرح کردند، و آنها فقط در آن چارچوب حرف زدند، نشانی بود از فضای بسته و سانسور شده‌ای که در انتخابات حاکم است.

مسئله اول در تمام برنامه‌های تلویزیونی مسله اقتصادی، و آن هم محدود به "اقتصاد مقاومتی" مورد نظر آیت الله خامنه‌ای بود. اما در حوزه سیاست خارجی، پیشبرد پرونده هسته‌ای کمی بحث ‌شد. صحبت درباره توسعه سیاسی کمتر بود.

علی رغم محدودیت ها، نامزدها حرف‌هایی ‌زدند که سابقه سیاسی و جناحی‌شان را روشن می‌کرد و نشان می‌داد که آنها نمایندگان جریان‌های مختلف فکری هستند که باید در یک فضای محدود سیاسی کار کنند

اصولگرایان

در اردوی محافظه‌کاران، نکته قابل توجه این هفته، مانند هفته قبل، عدم اجماع اصولگرایان در مورد یک نامزد مشترک بود.

معلوم نیست که آنها از نامزدان خود، از جمله محمد باقر قالیباف، اکبر ولایتی و حداد عادل، و بخصوص از میان دو نفر اول، کدام را انتخاب خواهند کرد.

یک فرض این است که محافظه‌کاران ریسک شکسته شدن رای خود را پذیرفته‌اند و می‌خواهند قضیه را به رای‌دهندگان واگذار کنند.

قالیباف در برنامه تبلیغات خود تصویری از یک مرد عمل که به وعده‌هایش وفادار است از خود ارائه داد.

زبانش ساده و قابل فهم، چهره‌اش جوان‌تر و روش صحبتش منظم و مسلط به نظر می‌رسید.

او تاکید کرد که انقلابی و حامی آقای خامنه‌ای است و گفت دستاوردهای دولت فعلی را می‌پذیرد ولی انتقاداتی هم به دولت دارد.

قالیباف وعده تحول مدیریتی در دولت را داد و اینکه دو ساله آرامش را به اقتصاد باز می‌گرداند. او خواستار دولتی کوچک و چابک شد و از برنامه توسعه سیاسی محمد خاتمی انتقاد کرد ولی گفت باید همه گروه‌ها را دید و اقوام و اقشار متفاوت را وارد بازی کرد.

شاید مهمتر از همه گفت که سیاست خارجی بدور از دست رئیس دولت است و توسط دستگاه‌های دیگری هدایت می‌شود.

در مقایسه، ولایتی چهره‌ای قدیمی‌تر از رژیم را به نمایش گذاشت. دیپلماسی ۳۰ سال قبل، در جنگ با عراق، را موفق و از دست آوردهای خود خواند. خواستار بازسازی روابط خارجی شد.

اما بیشتر صحبتش درباره اقتصاد بود. مثل بقیه اصولگرایان. از اوضاع جاری انتقاد کرد، مثل اینکه آنها در قدرت نبوده‌اند. و باز هم مثل بقیه، راه حل‌های سهل و ساده و آماده ارائه کرد.

محسن رضایی به عنوان اصولگرای منفرد در صحنه باقی است ولی احتمال پیش رفتن او نامشخص می‌نماید.

خط راست

با اینکه احتمال پیشروی، و حتی موفقیت، انتخاباتی اصلاح طلبان و خط میانه جدی‌تر شده اما جناح راست تن به این موضوع نمی‌دهد که نامزد مورد علاقه خود، یعنی سعید جلیلی، را فدای وحدت با اصولگرا ‌کند و خط مشترک و واحدی علیه تغییر طلبان بوجود آورد.

مثل اینکه هر دو طرف این دوئل چشم در چشم هم دوخته‌اند و منتظرند ببینند کدام یک زودتر اسلحه خواهد کشید.

در این میان، جلیلی به فعالیت تبلیغاتی خود ادامه داد ولی جنجالی را که روزهای اول به عنوان نامزد محبوب دستگاه کسب کرده بود به همان سرعت از دست داد.

مصاحبه تلویزیونی‌ جلیلی دیپلماتی را نشان داد که حتی در حوزه تخصصی خود زبانی فنی و دانشگاهی دارد و ادبیاتش درمورد تبدیل پارادایم تهدید به فرصت با ظرفیت اسلام ناب و رو در رو نشستن با شش کشور با پشتیبانی اتاق‌های فکر برای توده مردم قابل دسترسی نیست.

حرف اقتصادیش سامان دادن به ساختار اجرایی، ایجاد مدیریت خوب و برقراری فرصت عدالتخواهانه برای اقشار مختلف مردم بود.

جلیلی که با همان پایگاه سیاسی احمدی نژاد وارد بازی شده و اکنون در برابر حامیان دولت ایستاده، زیرکی و چابکی سیاسی احمدی نژاد را ندارد. او همچنین گفته که تنش زدایی در سیاست خارجی کار درستی نیست.

کدر شدن جلوه اول جلیلی، جناح راست را به نگرانی جدی انداخت. شاید بهترین شاهد، سرمقاله روزنامه دست راستی وطن امروز بود که به اصولگرایان "هشدار" داد که اگر روند بی عقلی و بی منطقی را ادامه بدهند و نامزدها به نفع یکی کنار نروند بازی را باخته‌اند.

خط میانه و اصلاح طلب

اصلاح طلبان و خط میانه برنامه خود را با دو نامزد – محمد رضا عارف و حسن روحانی - پیش بردند ولی به تدریج روشن شد که قصد نهایی آنها رسیدن به یک نامزد مشترک است.

انتظار می‌رود طی هفته آینده هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی و دیگر نیروهای سیاسی‌شان متحد شوند و از یک نامزد حمایت کنند.

به نظر می‌رسد که در برنامه‌های تبلیغاتی، روحانی درخشیده و تصویری از سخنوری مسلط‌ و شخصیتی قدرتمند از خود ارائه داده است. او هم تاکیدش بر مشکلات اقتصادی بود و مانند بقیه نامزدها، بجز جلیلی، بر ضرورت اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط تاکید کرد. گفت اگر افراط نبود چهار سال پیش نه اردوی خیابانی داشتیم و نه زندان و حصر.

وی همچنین از تورم و گرانی و بیکاری انتقاد کرد، خواهان مدیریتی جدید شد و بیش از دیگر نامزدها به سیاست هسته‌ای جاری تاخت. حدود ۱۵ دقیقه از ۴۵ دقیقه مصاحبه خود را به این انتقاد اختصاص داد. گفت که همیشه سیاست هایش پشتیبانی رهبر را به همراه داشته است.

در مقایسه، تصویری که عارف از خود به جا گذاشت بیشتر دانشگاهی، خودمانی و عادی‌تر بود. حرفهایش تفاوت چندانی با حرف‌های روحانی نداشت مگر اینکه به اسم از روش و منش هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی نام برد و تنش زدایی سیاست خارجی آنها را ستود. گفت پرونده هسته‌ای یک راه حلی سیاسی را می‌طلبد.

در سخنانش، عارف بر طبیعت مردمسالارانه جمهوری اسلامی تاکید کرد، خود را با پایگاه اصلاح طلب همسو دانست و حتی یکبار اسم میر حسین موسوی را آورد و گفت اجازه نخواهد داد به بزرگان قدیم توهین شود. در اقتصاد، احیای سازمان مدیریت، جلب اعتماد سرمایه‌گذاران و توسعه بخش گردشگری را خواستار شد. گفت وعده نمیدهم مگر عمل کنم.

عارف با اعتراض به نحوه برگزاری اولین مناظره نامزدها چهره سرسخت‌تری از خود نشان داد و احتمالا با این کار مقداری از اراء شناور را به خود جلب کرد.

نامزدهای انتخابات

* اصولگرایان

سعید جلیلی (مسئول پرونده هسته ای)

محمد باقر قالیباف (شهردار)

علی اکبر ولایتی (مشاور رهبر)

حداد عادل (نماینده مجلس)

محسن رضایی (دبیر مجمع تشخیص مصلحت)

* خط میانه

حسن روحانی (عضو شورای امنیت ملی)

* اصلاح طلب

محمد رضا عارف (معاون سابق ریاست جمهوری)

* منفرد

محمد غرضی

مطالب مرتبط