جراحی زیبایی انتخابات

تهران را پایتخت جراحی زیبایی دنیا نامیده اند. گفته می شود بیش از دویست هزار نفر در سال در ایران تنها برای تغییر شکل بینی خود زیر تیغ جراح می روند؛ نشانه ای آشکار از این که بخش عمدهای از مردم ایران، از ظاهر خود راضی نیستند. تلاش برای زیباسازی ظاهر، البته تنها به شهروندان محدود نمی شود، شهرداری ها هم دارای واحدهای عریض و طویلی به نام 'سازمان زیباسازی' هستند که وظیفه شان تغییر ظاهر شهرها و 'زیباسازی' آنهاست که در عمده موارد، به رنگ آمیزی و نصب تابلو و در یک کلام تغییرات ظاهری محدود می شود بدون آن که بتوانند کاری زیربنایی و ماندگار انجام دهند.

نهضت زیباسازی ظاهر

به نظر می رسد نهضت زیباسازی ظاهر که شاید بتوان آن را «ظاهرسازی» هم نامید، در همه شئون زندگی از جمله سیاست در ایران نفوذ کرده و در ابعاد صنعتی در حال گسترش است. نگاهی به گفته های رهبر ایران نشان می دهد که او آشکارا از واقعیات سیاسی حاکم بر جامعه راضی نیست و کمر به 'زیباسازی' آن بسته است.

برای درک بهتر این موضوع، کافی است نگاهی به فهرست روسای جمهور سی و چند سال گذشته بیاندازیم. در این فهرست ( ابوالحسن بنی صدر، محمد علی رجایی، سید علی خامنه ای، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد)؛ غیر از محمد علی رجایی که دست از دنیا شسته است و سید علی خامنه ای که فعلا رشته امور جامعه در دستان اوست؛ همه روسای جمهور دیگر از مطرودان و رانده شدگان سیاسی محسوب می شوند.

علاوه بر این ها میرحسین موسوی که در سال های جنگ نخست وزیر ایران بود، مهدی کروبی که سال ها ریاست مجلس را بر عهده داشت و بسیاری دیگر که سال های سال در مسئولیت های مختلف بوده اند، امروز مجالی برای نقش آفرینی سیاسی ندارند. بخش عمده ای از نیروهای سیاسی هم از همان ابتدای انقلاب از صحنه حذف شده و عاملیت سیاسی خود را از دست داده اند.

با وجود چند مرحله ای بودن انتخابات ریاست جمهوری در ایران، روشن است که نتیجه حاصل از این روند گزینشی و فیلتر شده، کماکان برای آیت الله خامنه ای رضایت بخش نیست و برای رسیدن به نتیجه مطلوب باید 'زشتی' ها را از صحنه انتخابات زدود.

تبدیل نیروهای سیاسی به حلبی آباد

در بعضی کشورهای دنیا، حلبی آبادها را با کشیدن دیوارهایی بزرگ در مقابلشان می پوشانند تا دیده نشوند. روی این دیوارها با مناظری زیبا نقاشی می شوند و شب ها با نورپردازی مناسب روی این دیوارها، چهره واقعی حلبی آبادها پوشانده می شود و به عبارتی با انکار وجود این حلبی آبادها؛ زشتی ها زایل و شهر زیبا می شود.

در ابتدای انقلاب ایران، بخشی از نیروهای سیاسی؛ حکم حلبی آبادها را پیدا کردند. این نیروهای سیاسی از دید حاکمان وقت، چهره ای کریه و زشت داشتند که باید پشت دیوار مخفی می شدند. پروژه 'کریه سازی' چهره های سیاسی و تبدیل جریان های سیاسی به 'حلبی آباد'هایی که باید حذف یا پنهان شوند، ابتدا با ملکوک کردن جریان هایی که تابع روحانیان نبودند آغاز شد و سال های بعد، به تدریج دامن بخشی از روحانیان و حامیان آنها را هم گرفت. امروز هم جز یک طیف بسیار مشخص، کسی مجال حضور سیاسی در کشور را ندارد.

«بچه حزب اللهی های دست بوس آقا»

محمد جواد لاریجانی از سیاستمداران حامی آیت الله خامنه ای درباره دلایل 'اقبال مردم به محمود احمدی نژاد' در دو انتخابات ۸۴ و ۸۸ می گوید: "مردم در چهره احمدی نژاد یک بچه حزب اللهی وروجک پرانرژی دست بوس آقا و جسور در اجرای منویات رهبری نظام می دیدند" و به همین دلیل به او رای دادند.

این توصیف را تا حدود زیادی می توان معیارهای مورد نظر دست کم بخشی از هیئت حاکمه فعلی ایران برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری دانست. دستگاه رهبری ایران ظاهرا به دنبال رئیس جمهوری 'دست بوس آقا و جسور در اجرای منویات رهبری نظام' است. نگاهی به سیاست های اعلام شده هشت نامزد فعلی ریاست جمهوری نشان می دهد که همه آنها در تلاشند خود را با این معیارها منطبق نشان دهند.

مصاحبه های همه نامزدهای ریاست جمهوری در روزهای گذشته تبدیل به مسابقه 'تبعیت از رهبری' و 'حرکت در چارچوب منویات' شده است و از این نظر عملا هیچ تفاوتی بین آنها نیست.

انتخابات به سبک سویس و نروژ

جامعه ایران، جامعه ای است بحران زده با مشکلاتی بسیار بزرگ. ریشه بسیاری از این مشکلات، در سیاست های کلان نظام است که همگی در اختیار رهبر است. تنش در روابط سیاسی با کشورهای منطقه و جهان، بحران برنامه هسته ای ایران، تحریم های فلج کننده اقتصادی، شکاف روبه گسترش بین دولت و ملت؛ همه و همه ناشی از سیاست های کلانی هستند که بر اساس نظرات رهبر ایران شکل گرفته اند و دنبال می شوند.

هیچ یک از هشت نامزد فعلی ریاست جمهوری، توان یا اراده ورود انتقادی به این حوزه ها را ندارند و بالعکس، در سخنان خود بر ادامه روش فعلی تاکید می کنند. انتقادی هم اگر هست عمدتا بر مسامحه و کاهلی روسای جمهوری قبلی دراجرای قاطعانه این سیاست هاست و هر هشت نامزد وعده کرده اند که در صورت انتخاب، سیاست های تعیین شده توسط رهبر را با قدرت و سرعتی بیشتر ادامه دهند.

به تعبیری، تفاوت نامزدهای ریاست جمهوری بسیار ناچیز و بیشتر در حوزه نحوه اجرای سیاست هاست تا در تغییر آن ها. این در حالی است که می دانیم سیاست های فعلی جمهوری اسلامی، منتقدان بسیاری در میان طیف های مختلف سیاسی دارد اما هیچ یک از این طیف ها، مجالی برای حضور در رقابت انتخاباتی را نیافته اند و این دقیقا همان چیزی است که می توان آن را "جراحی زیبایی انتخابات" نامید.

بررسی مصاحبه ها و مناظره های نامزدهای انتخاباتی، ناظران سیاسی را به یاد انتخابات کشوری بدون مسئله مانند سویس یا نروژ می اندازد تا کشوری مملو از مسائل بنیادی مانند ایران. به عبارتی هیئت حاکمه ایران و در راس آن، آیت الله خامنه ای با توسل به "جراحی زیبایی انتخابات"، رقابت سیاسی در ایران را تبدیل به رقابت سیاسی در سطح اروپا کرده اند که عملا تفاوتی بنیادین بین نامزدها و احزاب وجود ندارد.

مقدمه ای برای نظام پارلمانی؟

آیت الله خامنه ای در سخنرانی ۲۴ مهر ۱۳۹۰ خود در کرمانشاه گفت: "در شرایط فعلی، نظام سیاسی کشور، ریاستی است و رییس‌جمهور با انتخاب مستقیم مردم برگزیده می‌شود که شیوه خوب و موثری است، اما اگر روزی در آینده احتمالاً دور، احساس شود که نظام پارلمانی برای انتخاب مسوولان قوه ‌مجریه بهتر است، هیچ اشکالی در تغییر سازوکار فعلی وجود ندارد."

گروهی معتقدند روندی که از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ آغاز شد و در سال ۸۸ ادامه یافت، در انتخابات پیش رو در حال تکمیل شدن است و چه بسا 'آینده احتمالا دوری' که آیت الله خامنه ای در سال ۱۳۹۰ به آن اشاره کرد در دوره آتی ریاست جمهوری تحقق پیدا کند. از دید این گروه، فردی که روز ۲۴ خرداد انتخاب خواهد شد، احتمالا حذف سمتی که به دست آورده را به تدریج در دستور کار خود قرار می دهد؛ حدس و گمانی که صحت و سقمش تنها با گذر زمان روشن خواهد شد.

با این حال می توان گفت "جراحی زیبایی انتخابات" هم هر چند با شیوه ای متفاوت، در عمل نتیجه ای جز بی اثر کردن صندوق رای و حذف سمت ریاست جمهوری ندارد.