آیا جبهه پایداری اسب تروای احمدی نژاد در حکومت ایران است؟

احمدی نژاد و جلیلی
Image caption دشمنی مشترک تیم احمدی نژاد و جبهه پایداری با مدیران نسل اول جمهوری اسلامی، زمینه اتحاد عملیاتی این دو تیم را در آینده سیاسی حکومت ایران فراهم می کند

در روزها و هفته های بعد از رد صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی، یکی از سوالات بزرگ عرصه سیاست ایران آن بوده که آینده سیاسی تیم آقای احمدی نژاد چه خواهد شد؟

در یکی – دو هفته اخیر، شایعاتی در مورد حمایت دولت از سعید جلیلی در انتخابات ریاست جمهوری منتشر شده که نمی توان در مورد میزان صحت آنها قضاوتی داشت.

با وجود این، مطالعه دیدگاه ها، سوابق و درگیری های تیم محمود احمدی نژاد با رقبایش در سال های اخیر، نام جریان سیاسی حامی آقای جلیلی یعنی "جبهه پایداری انقلاب اسلامی" را به عنوان متحد قابل تصور این تیم در آینده برجسته تر می سازد.

بدون شک با جستجو در میان اظهارنظرهای اعضای جبهه پایداری، می توان مواردی از انتقاد به "جریان انحرافی"، دولت یا حتی شخص محمود احمدی نژاد را پیدا کرد.

اما اگر قرار باشد مبنای قضاوت را "رفتار سیاسی" جبهه پایداری قرار دهیم، به نتیجه متفاوتی می رسیم: از هنگام تاسیس جبهه پایداری در سال ۱۳۹۰، تقریبا در هر مورد که منتقدان و موافقان دولت احمدی نژاد در حکومت به صف آرایی عملی در مقابل یکدیگر پرداخته اند، این جبهه به صورت تشکیلاتی رویاروی مخالفان قرار گرفته است.

شفاف ترین عرصه موضع گیری سیاسی اعضای جبهه پایداری با منتقدان دولت، "فراکسیون اصولگرایان" مجلس نهم بوده که تمام نمایندگان مدافع محمود احمدی نژاد و تمام نمایندگان عضو جبهه پایداری در آن عضویت دارند - تقریبا همه مدافعان محمود احمدی نژاد در مجلس، همزمان عضو جبهه پایداری هم هستند.

بررسی موضع گیری های فراکسیون اصولگرایان در دو سال گذشته، نشان دهنده قاعده ای است که به دقت می توان گفت استثنایی برای آن وجود ندارد: اعضای فراکسیون اصولگرایان تاکنون، در تمام مواقعی که رقبای اصولگرایشان در فراکسیون اکثریت مجلس (موسوم به "رهروان ولایت") قصد انجام اقدامی علیه سیاست های دولت آقای احمدی نژاد را داشته اند، به رویارویی با آن پرداخته و در بسیاری موارد به کمک مسئولان دولتی موفق شده اند.

Image caption در میان برهم زنندگان جلسه سخنرانی علی لاریجانی در قم، عده زیادی از اعضای جبهه پایداری و تعدادی از حمل کنندگان پلاکارد 'زنده باد بهار' به چشم می خوردند

مخالفت سازمان‌یافته با استیضاح وزرای محمود احمدی نژاد، مقابله دستجمعی با سوالات نمایندگان مجلس از وزرا و ایستادگی شدید در مقابل احضار رئیس جمهور به مجلس نهم (که در ابتدای آذرماه گذشته با دخالت رهبر ایران منتفی شد) نمونه هایی از همکاری عملیاتی جبهه پایداری با دولت دهم محسوب می شوند.

این همکاری به میزانی بوده که حتی در پی افشاگری غیرمتعارف آقای احمدی نژاد علیه برادر علی لاریجانی و پاسخ تلخ رئیس مجلس به این اقدام، نمایندگان و نشریات منسوب به جبهه پایداری، رئیس مجلس را بیش از هر کس دیگر به تنش آفرینی متهم کرده و مورد انتقاد قرار دادند.

مهم‌تر آنکه یک هفته بعد از واکنش آقای لاریجانی به اظهارات رئیس دولت در صحن علنی مجلس، جلسه سخنرانی وی در قم توسط یک گروه از لباس شخصی ها مورد حمله قرار گرفت که برخی از آنها پلاکاردهایی را با شعار "زنده باد بهار" (که بعدا به شعار انتخاباتی اسفندیار رحیم مشایی تبدیل شد) حمل می کردند. این در حالی بود که مدتی بعد از این حمله، برخی از سایت های اصولگرا با انتشار تصاویر و اسامی تعداد زیادی از برهم زنندگان سخنرانی علی لاریجانی، بر انتساب آنها به جبهه پایداری تاکید کردند.

البته از ماه های پایانی سال ۱۳۹۱ و به مرور تند شدن لحن محمود احمدی نژاد در مقابل برخی منسوبان رهبری، به تدریج تعدادی از اعضای جبهه پایداری - مثلا نمایندگانی چون روح الله حسینیان، حمید رسایی و مهدی کوچک زاده- به طرح انتقاداتی از رئیس جمهور و همراهان او پرداختند. اما در این شرایط هم بسیاری از اعضا یا همفکران جبهه پایداری – از صادق محصولی گرفته تا سعید جلیلی – از بیان کوچکترین انتقادی به آقای احمدی نژاد و همکارانش خودداری کرده اند.

حتی اعضایی که به انتقاد از دولت پرداخته اند نیز، حداکثر به چند موضع گیری پراکنده بسنده کرده اند که با حملات دیرپا و شدیدللحن آنها علیه اصولگرایان منتقد دولت قابل مقایسه نیست. رویکردی که به خوبی نشان می دهد فعالان جبهه پایداری، اگرچه هر از گاه تحت فشار رقبای خود برای مرزبندی با "جریان انحرافی"، به بیان انتقاداتی علیه تیم دولت پرداخته اند، اما هنوز آقای احمدی نژاد و همکاران او را به رقبایش ترجیح می دهند.

از سوی دیگر، با وجود تجربه ناموفق دولت محمود احمدی نژاد برای حامیان سابق و نافرمانی های نسبیش از رهبر جمهوری اسلامی، همچنان در سطح حکومت ایران، زمینه های لازم برای فعالیت سیاسی کسانی از جنس او وجود دارد.

تداوم و تشدید بی اعتمادی آیت الله خامنه ای نسبت به نسل اول مدیران جمهوری اسلامی، که منجر به محو شدن تدریجی نقش آنها در حکومت و بسط حضور "محافظه کاران جدید" در حکومت در سال های اخیرشده، همچنان یکی از واقعیت های تعیین کننده فضای سیاسی ایران است. فرایندی که فارغ از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، هم نسلان سیاسیونی چون سعید جلیلی و محمود احمدی نژاد را به نقش آفرینی در صحنه سیاست ایران امیدوار می سازد.

به عبارت دیگر، دشمنی مشترک تیم دولت دهم و جبهه پایداری با محافظه کاران سنتی و مدیران نسل اول جمهوری اسلامی، گرایش مهمی است که همچنان زمینه اتحاد عملیاتی این دو تیم را در عرصه سیاست ایران فراهم می کند و ممکن است اولین زمینه بروز آن، انتخابات مجلس دهم باشد.

در صورتی که وقوع حوادثی غیرمترقبه منجر به حذف قهرآمیز تیم دولت دهم از عرضه سیاست ایران نشود، تحقق سناریوی فوق می تواند جبهه پایداری را به "اسب تروای" جریان موسوم به "انحرافی" در داخل جمهوری اسلامی ایران تبدیل کند.

مطالب مرتبط