جلال الدین طاهری؛ پایان یک دهه اعتراض به رهبر ایران

مراسم تشییع جلال الدین طاهری
Image caption مراسم تشییع جلال الدین طاهری شاهد بزرگترین نمایش اعتراضی منتقدان رهبر جمهوری اسلامی بعد از حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بهمن ماه ۱۳۸۹ بود

مراسم خاکسپاری جلال الدین طاهری، امام جمعه مستعفی اصفهان، دیروز به صحنه شعارهای ضد حکومتی گروه زیادی از تشییع کنندگانش تبدیل شد.

تبدیل مراسم خاکسپاری آقای طاهری به مناسبتی اعتراضی، تصادفی نبود: او در بیش از یک دهه گذشته، یکی از منتقدان سرسخت رهبر جمهوری اسلامی و نهادهای وابسته به او محسوب می شد و بهای این رویکرد را نیز، به شیوه های مختلف پرداخته بود.

جلال الدین طاهری، متولد ۱۳۰۵، از اوایل دهه ۱۳۴۰ یکی از نزدیک ترین یاران آیت الله خمینی و مهم ترین روحانی حامی دیدگاه های او در شهر اصفهان محسوب می شد که از پیش از انقلاب، به دستور رهبر سابق ایران به برگزاری نماز جمعه در این شهر می پرداخت.

وی بعد از پیروزی انقلاب نیز رسما از سوی آقای خمینی به امامت جمعه این شهر منصوب شد و همزمان، در سال ۱۳۵۸، با حدود ۲ میلیون رای، به نمایندگی استان اصفهان در مجلس خبرگان رسید.

سابقه نزدیکی جلال الدین طاهری به آیت الله خمینی موجب شد که بعد از درگذشت او نیز، توسط رهبر جدید در مقام امامت جماعت اصفهان تثبیت شود. این در حالی بود که وی به جناح چپ مذهبی تعلق داشت که با به قدرت رسیدن آقای خامنه ای، به تدریج در مسیر حذف از مناصب حکومتی قرار گرفته بود.

تاوان حمایت از اصلاح طلبان

Image caption روزنامه اصلاح طلب نوروز، به مدیرمسئولی محسن میردامادی، در اعتراض به ممنوعیت انتشار مطلب در مورد نامه آقای طاهری بخش هایی از شماره ۲۰ تیر خود را سفید منتشر کرد

آقای طاهری در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶، که طی آن جناح راست حکومت علیه محمد خاتمی بسیج شده بود، به حمایت علنی و رسمی از آقای خاتمی پرداخت.

این حمایت، در شهر اصفهان که یکی از پایگاه های اصلی گروه های افراطی راستگرا - و مشخصا "انصار حزب الله"- محسوب می شد، هزینه های فراوانی را به دنبال داشت.

امام جمعه اصفهان نه تنها به خاطر حمایت از اصلاح طلبان، که همچنین به دلیل مخالفت با فشار نهادهای حکومتی بر آیت الله حسینعلی منتظری مرجع تقلید منتقد شیعه، در معرض دشمنی نیروهای نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی قرار داشت.

مخالفت آقای طاهری با نحوه رفتار با آیت الله منتظری، که در پی اولین و دومین حمله به منزل این مرجع تقلید در بهمن ۱۳۷۱ و دی ۱۳۷۳ در محافل سیاسی خبرساز شده بود، به دنبال سومین و شدیدترین تهاجم نیروهای لباس شخصی در آبان ۱۳۷۶، آشکارتر شد.

سه ماه بعد و در ۲۵ دی ماه ۱۳۷۶ بود که که این نیروها، در قدرت‌نمایی بی سابقه ای در مراسم نماز جمعه اصفهان، سخنرانی آقای طاهری را با شعار و پرتاب کردن اشیای مختلف به سمت وی متوقف کردند. عده ای از مهاجمان حتی قصد پیش روی به سمت تریبون امام جمعه را داشتند که ناکام ماندند.

این نخستین بار بود که تریبون سخنرانی یکی از امامان جمعه ناهمسو با آقای خامنه ای، در چنین سطحی مورد حمله نیروهای لباس شخصی قرار می گرفت.

پس از این حمله، آقای طاهری قصد کنار کشیدن از سمت امامت جمعه اصفهان را داشت که رهبر ایران مانع شد. در آن زمان، در برخی نشریات از قول آیت الله خامنه ای نقل شد که خطاب به امام جمعه این شهر گفته بود که "من و شما تا نفسمان می رود باید در صحنه بمانیم". با وجود این، اصلاح طلبان اعتقاد داشتند که مهاجمان به آقای طاهری، جزو اعضای نهادهای وابسته به رهبر ایران چون بسیج بوده اند.

آنان برای اثبات وابستگی مهاجمان به نهادهای قدرتمند حکومتی، تاکید داشتند که هیچ یک از لباس شخصی های مهاجم، با برخورد جدی دستگاه قضایی مواجه نشده است.

نامه ای بی سابقه

روابط تیره جلال الدین طاهری با حکومت ایران، در ۱۷ تیر ماه ۱۳۸۱ به استعفای خبرساز او از سمت امامت جمعه اصفهان انجامید. این استعفا، با انتشار نامه ای سرگشاده انجام شد که مخاطب آن "مردم ایران" و نه رهبر جمهوری اسلامی بود.

امام جمعه اصفهان در این نامه، با انتقاد از "لاف زدن و گزاف گفتن و تزویر نمودن و حریم خصوصی افراد را شکستن و از جمعیت‌های خیابانی سان دیدن" مسئولان حکومتی، به تخطئه "اهرم‌های مطلقه نامتناهی و مادام‌العمر نامحدود" پرداخت، توصیفاتی که ذهن مخاطبان را متوجه آیت الله خامنه ای و نهادهای زیر نظر او می کرد.

او با شاره به "ذبح نامطبوع مطبوعات و حبس نامشروع اصحاب نشریات و نظارت جناحی ناصواب و نامعقول استصوابی و دادگاه نامقبول روحانیت و فلج کردن دولت و بافت نامطلوب شورای مصلحت"، عاملان "قتل های زنجیره ای روشنفکران" در سال ۱۳۷۷ و نیز مهاجمان به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۱۳۸۷ را مورد انتقاد قرار داد و هشدار داد که حکومت ایران، با ظلم پایدار نخواهد ماند.

آقای طاهری همچنین با تخطئه شدید برخورد حکومت با آیت الله منتظری تاکید کرد که "عزت و حرمت و عظمت حریم مرجعیت معظم شیعه حتی در سیاه‌ترین حکومت و فرعونی‌ترین رژیم نیز استوار وپایدار و برقرار بوده است". وی چنان از وجود چنین وضعیتی در کشور آزرده بود که خود را مشتاق مرگ می دانست.

دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، زیر فشار دفتر رهبر ایران، با ارسال نامه ای به مطبوعات آنها را از انتشار مطالب مرتبط با نامه آقای طاهری برحذر داشت.

در پی ارسال این دستورالعمل، روزنامه آزاد، به اتهام سرپیچی از صلاحدید شورای عالی امنیت ملی توقیف شد و روزنامه نوروز در اقدامی اعتراضی، بخش هایی از شماره ۲۰ تیر خود را، که به انتشار مطالب مرتبط با نامه امام جمعه اصفهان اختصاص داده بود، سفید چاپ کرد. این روزنامه نیز، که پرونده آن در دادگاه در حال رسیدگی بود، به فاصله کوتاهی توقیف شد.

با وجود تلاش دستگاه های حکومتی برای جلوگیری از انتشار رسانه ای گسترده نامه آقای طاهری، این نامه به میزانی در سطح افکار عمومی بازتاب یافت که رهبر جمهوری اسلامی ناچار به پاسخگویی شخصی به آن شد.

او خطاب به امام جمعه مستعفی اصفهان نوشت: "کسانی که بر اثر تلقین اطرافیان ناباب و نامطمئن پنداشته اند که نظام جمهوری اسلامی دوران ضعف وانحلال را می گذراند، خودشان در دوران ضعف و انحلالند."

وی با توصیف نامه آقای طاهری تحت عنوان "اطلاعیه منسوب" به وی، تاکید کرد که این نامه به "ضدانقلاب که در زیر سایه آمریکا و اسرائیل با پول آنها زندگی و تغذیه می کنند" سود رسانده است. آقای خامنه ای همچنین، خواستار "هوشیاری و دقت و اخلاص بیشتر" در اظهارات و پرهیز از "غفلت" در بیان دیدگاه ها شد.

تلاش برای رفع حصر آیت الله منتظری

اعتراض شدیداللحن آقای طاهری به ادامه حصر آیت الله منتظری، در ماه های بعد با دیگر اقدامات وی در جهت رفع حصر از این مرجع تقلید ادامه یافت.

جلال‌الدین طاهری اصفهانی در ۲۷ دی ۱۳۸۱ در نامه‌ای به ۱۰ مرجع تقلید (آقایان شبیری زنجانی، وحید خراسانی، تبریزی، بهجت، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، صانعی، موسوی اردبیلی و نوری همدانی) خواستار رفع حصر آقای منتظری شد.

وی در این نامه پرسید: "آیا اظهار عقیده و انتقاد از حکومت در اسلام حبس و حصر دارد؟ آیا انتقاد به حکومت ما وارد نیست؟ " آقای طاهری با توصیف حصر آیت الله منتظری به عنوان "مصیبتی که به تشیع ضربه می‌زند"، خواستار "اقدام عاجل" مراجع تقلید در این زمینه شد.

ارسال این نامه، به فاصله کوتاهی از تهیه نامه دیگری توسط ۱۱۰ نماینده اصلاح طلب مجلس ششم در اعتراض به ادامه حصر آیت الله منتظری صورت گرفت.

در چنین پس زمینه ای بود که رایزنی های دولت محمد خاتمی برای رفع حصر از این مرجع تقلید شدت گرفت و در نهایت، در ۱۰ بهمن ۱۳۸۱ به رفع حصر آیت الله منتظری به حکم شورای عالی امنیت ملی انجامید.

همراهی با جنبش سبز

جلال الدین طاهری در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ هم، از حامیان سرسخت میرحسین موسوی بود.

وی ابتدا بدون ذکر نام، از آقای موسوی تحت عنوان "مردی‌که امام او را بارها در مقابل تعرضات و کارشکنی‌ها یاور بود" حمایت کرد؛ که اشاره ای معنی‌دار به جانبداری آیت الله خمینی از نخست وزیر دوران جنگ، در بحبوحه اختلافات وی با آقای خامنه ای رئیس جمهور وقت بود.

چند روز مانده به رای گیری، امام جمعه مستعفی اصفهان گفت که اگرچه در ابتدا بنا نداشته به صراحت از نامزدی نام ببرد، اما چون "کشور و انقلاب در شرایط بسیار خطیری قرار دارد" ناگزیر از موضع گیری مستقیم است. وی تاکید کرد: "بر خود واجب می‌دانم جناب آقای مهندس میرحسین موسوی را به عنوان فرد اصلح برای تصدی این منصب بسیار مهم به عموم مردم فهیم و بزرگوار معرفی نمایم".

وی پس از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ به صف معترضان به نتایج انتخابات پیوست و در پیامی اعلام کرد که "همصدا با اکثریت مردمِ رای باخته، این انتخابات را مخدوش و آن را باطل و تصدی مجدد رئیس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه" می داند.

آقای طاهری از مسئولان ارشد حکومت پرسید: "آیا امام معتقد بود کسانی که باید در انتخابات بی طرف باشند، رسما وارد حمایت علنی از کاندیدای خاصی بشوند؟ آیا امام اجازه می‌داد امکانات عمومی و بیت المال مسلمین برای یک کاندیدا بدون هیچ محدودیتی استفاده شود؟ آیا امام اجازه می‌داد حیثیت و آبروی افراد این گونه در معرض و منظر مردم ملعبه بازیگران قدرت قرار گیرد؟"

وی در مهر ماه همان سال، در نامه ای خطاب به آیت الله منتظری به حمایت از مواضع این مرجع تقلید در مورد وقایع پس از انتخابات پرداخت و ابراز نگرانی کرد که "زدودن آثار سوء فجایعی که حکومت آفرید، از دامن نظام و روحانیت کاری سخت بلکه ناشدنی است".

اظهار نظرهای مستمر جلال الدین طاهری در حمایت از معترضان به انتخابات، موجب فشار نیروهای امنیتی بر خانواده او شد و حتی در دی ماه همان سال، به بازداشت محمدحسن، یکی از فرزندان او انجامید. وی برادر علی طاهری از کشته شدگان جنگ با عراق و همسر یکی از نوه های آیت الله خمینی بود.

محمدحسن طاهری بعدا با قید وثیقه آزاد شد، اما دادگاه انقلاب وی را محاکمه و به چهار سال حبس تعزیری، تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری و ده سال اقامت اجباری در شهرستان زابل محکوم کرد.

" فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به رهبری، اخلال در نظم عمومی، حضور و فعالیت موثر در تجمعات غیر قانونی، توجیه رفتار غیر قانونی سران فتنه، تهیه و نگهداری بیانیه های و نامه های آیت الله طاهری و ترغیب او به استعفا از امامت جماعت اصفهان" از جمله مستندات صدور حکم دادگاه انقلاب علیه فرزند امام جمعه سابق اصفهان بودند.

بزرگترین تظاهرات بعد از حصر...

به نظر می آید که دستگیری افراد در ارتباط با جلال الدین طاهری و نیز ارتباط میان این روحانی معترض و "جنبش سبز"، بعد از مرگ او نیز ادامه داشته است.

در پی مراسم دیروز تشییع امام جمعه سابق اصفهان، منابع خبری از دستگیری تعدادی از شرکت کنندگان در این مراسم گزارش داده اند.

تصاویر و فیلم های منتشر شده از مراسم، نشان می دهد که مراسم تشییع این همراه قدیمی آیت الله خمینی، شاهد بزرگترین تظاهرات اعتراضی منتقدان آقای خامنه ای بعد از حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بهمن ماه ۱۳۸۹ بوده است.

در این گردهم‌آیی، عده زیادی از شرکت کنندگان به سر دادن شعارهایی همچون "مرگ بر دیکتاتور"، "یاحسین، میرحسین"، "کروبی و موسوی، آزاد باید گردند" و "یا حجه ابن الحسن، ریشه ظلم رو بکن" پرداختند.

با وجود این، نزدیکی جلال الدین طاهری به رهبر سابق ایران و جایگاه او در میان نسل اول انقلابیون ۱۳۵۷ در حدی بود که حتی رهبر فعلی جمهوری اسلامی نیز نتوانست از دادن پیام تسلیت برای این منتقد قدیمی خودداری کند.

آیت الله خامنه ای در پیامی کوتاه، از امام جمعه سابق اصفهان تحت عنوان "عالم مجاهد مرحوم مغفور آیت الله آقای حاج سیدجلال‌الدین طاهری اصفهانی" یاد کرد و خواستار "مغفرت و رحمت واسعه و علو مقام برای آن مرحوم و فرزند شهیدش" شد.

این پیام در حالی صادر شد که آقای طاهری، یکی از معدود کسانی محسوب می شد که در طول دوره رهبری آقای خامنه ای، در اعتراض به سیاست های او نامه سرگشاده نوشته و پاسخ - هرچند تند - نامه خود را دریافت کرده بود.

پاسخی که در آن "عالم مجاهد" امروز، جزو افرادی معرفی شده بود که "بر اثر تلقین اطرافیان ناباب و نامطمئن پنداشته اند که نظام جمهوری اسلامی دوران ضعف وانحلال را می گذراند"، در حالی که "خودشان در دوران ضعف و انحلالند".