بررسی روزنامه‌های صبح شنبه تهران – ۱۸ خرداد

روزنامه‌های اول هفته مهم‌ترین تیترها و گزارش‌های خود را به مناظره‌های انتخاباتی داده و در گزارش‌های خود از گرم شدن نسبی فضای انتخابات ریاست جمهوری نوشته اند.

سومین مناظره تلویزیونی رقیبان انتخاباتی کمتر از مناظره‌های پیشین موضوع طنز و کارتون روزنامه‌ها بوده و برعکس آنان روزنامه‌ها بخشی‌های چالشی این مناظره‌ها را منعکس کرده اند.

Image caption تیتر و عکس‌های صفحه اول اعتماد

کیهان در سرمقاله خود ادعا کرده انتخابات به مهم‌ترین موضوع مباحثه و گفت‌وگوی عمومی در کشور تبدیل شده است. اکنون بدبین‌ترین ناظران هم نمی‌پرسند که آیا مردم در انتخابات شرکت می‌کنند یا نه؟ قبیل این تردید‌ها اکنون به پای دور بودن گوینده از فضای عمومی موجود در کشور نوشته خواهد شد. سوال مهمی که یک هفته مانده به روز انتخابات تبدیل به دغدغه عمومی شده و محور گفت‌وگوی شهروندان است، این سوال است که به چه کسی با چه مشخصات و ملاک‌هایی رأی بدهیم؟

به نوشته این روزنامه هم‌اکنون که هنوز ۶ روز تا برگزاری انتخابات فرصت باقی است، نظام ۳ هیچ از دشمنان خارجی و پارسنگ‌های داخلی آنها جلو افتاده است. هم اینک نظرسنجی‌ها و ارزیابی‌ها از تصاعد شور و شوق عمومی و احتمال مشارکت بالای ۷۰ درصد شهروندان در انتخابات حکایت می‌کند. این ارزیابی قریب‌الوقوع به معنای آن است که مردم زمان‌شناس ما یکجا از تحریم‌های رذالت‌آلود خارجی و جریان فتنه و انحراف داخلی عبور کرده‌اند.

کیهان به خوانندگانش راهنمائی کرده که اگر باید سد تحریم‌ها را شکست و از تهدید محاصره اقتصادی، فرصت به فعلیت رساندن استعدادهای موجود را فراهم کرد، و اگر مقصد امنیت و منافع ملی از مسیر گفتمان مقاومت و مجاهدت می‌گذرد، لاجرم باید به شاخص تقوا و شجاعت و استقامت بیش از همیشه بها داد. می‌توان تمام این مشخصه‌ها را به مثابه دانه‌های تسبیح بر محور «تقوا» جمع کرد.

سیاست روز نوشته: کمتر از یک هفته تا برگزاری یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هنوز حدود نیمی از هفتاد درصد مردم - که اعلام داشته اند قطعا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت خواهند کرد – کاندیدای مورد اعتماد و علاقه خود را برنگزیده اند. لابد منتظرند تا همه حرف‌ها و برنامه‌های کاندیدا ها را بشنوند و ببینند و دست آخر یکی را برگزینند.

اصولا سرنوشت انتخابات در ایران در هفته آخر و بویژه روزهای پایانی رقم می‌خورد. اگر مراکز افکارسنجی– که اتفاقا زیاد هم نیستند – منحنی رقابت کاندیداهای ریاست جمهوری را در ادوار گذشته برای افکار عمومی منتشر کنند به وضوح دیده می شود که چه اتفاقی در آن دوره‌ها رخ داده است. در راستی آزمایی برای هر یک از این انتخابات‌ها همین بس که دولتهای مستقر که خود مسئولیت برگزاری انتخابات را برعهده داشته‌اند، قدرت را به رقیبانی از جناح مقابل خود واگذار کرده‌اند.

روزنامه جمهوری اسلامی خبر داده که امام جمعه مشهد در خطبه نماز این شهر گفته "هر کس در انتخابات شرکت نکند به جهنم رفتنش قطعی است".

این روزنامه به دنبال این خبر افزوده: استفاده از روش‌های منفی از قبیل اینکه اگر کسی در انتخابات شرکت نکند به جهنم می‌رود، شیوه مؤثری نیست و بهتر است آقای علم الهدی از شیوه‌های مثبت برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات استفاده کند.

اگر اصلاح طلبان نجنبند

فیاض زاهد در مقاله ای در شرق با تاکید بر پیچیدگی بازی سیاست در ایران نوشته به درستی نمی‌توان دست حریفان را خواند اما پیداست اصلاح طلبان نیازمند تغییر فازند. تغییری که در آن بتوان به درک و بازخوانی قواعد جدیدی در عرصه سیاست در ایران امروز دست یافت.

به نظر نویسنده بازی انتخابات در روزهای اخیر به گونه‌ای پیش می‌رود که اصلاح طلبان را گاهی دچار خلسه می‌کند. این جاده‌ای نیست که راننده‌اش فرصت چرتی حتی کوتاه نیز داشته باشد. تاریخ نشان داده که اصلاح‌طلبان کم از این خوش‌خیالی‌ها در سابقه خویش ندارند. در سال ۸۴ گفته می شد که در بدترین حالت یا شیخ و هاشمی یا معین و هاشمی به دور دوم راه خواهند یافت. طرفه آنکه برای خالی‌نبودن عریضه چند نفر زاپاس هم به صحنه آمده بودند!

Image caption کارتون جمال رحمتی، اعتماد

نویسنده اصلاح طلب مقاله شرق به همفکران خود نصیحت کرده اگر می‌خواهند حداقل شانسی در این آوردگاه سخت و نامعلوم داشته باشند، باید تدبیری بیندیشید و یکی از این دو نامزد به نفع دیگری کنار رود و رقابت دوگانه را به کمپین انتخاباتی اصلاح‌طلبان و یک تیم بدل کنند؛ تیمی که یکی برای ریاست و دیگری برای معاون اولی فعالیت کند. این اصلا کار بدی نیست. یک رفتار سیاسی مدنی شناخته‌شده است. در آمریکا هم رقابت نزدیک درون‌حزبی میان اوباما و کلینتون را که یادتان هست.

احمد خرم هم در مقام یک اصلاح طلب در آرمان نوشته جناح مقابل برای حضور مجدد در دولت یازدهم ابزارها و امکانات بسیاری دارد. گرچه اصلاح‌طلبان بر این اعتقادند که همچنان پایه اجتماعی و مقبولیت عمومی آنها در مقایسه با اصولگرایان از وضعیت بهتری برخوردار است اما واقعیت غیرقابل انکار دیگر این است که امکان سیاست‌ورزی برای آنها محدودتر از رقیبان شده است.

به نظر وزیر راه کابینه خاتمی: در شرایطی که به نظر می‌رسد تکثر اصلاح‌طلبان امکان موفقیت آنها را تا حد زیادی کاهش داده و امیدها را کمرنگ می‌کند، آقایان عارف و روحانی یک هفته وقت دارند تا از میان دوراهی که پیش رویشان است یکی را انتخاب کنند؛ یا باید آماده اجماع و ائتلاف برای ماندن یک نامزد در صحنه انتخابات باشند یا آماده پاسخگویی برای اصرار بیش از حد بر حضور توأمان در رقابت انتخاباتی و پذیرش مسئولیت شکست احتمالی اصلاح‌طلبان.

مناظره‌ها و برندگانش

Image caption شوق مردم برای دیدن مناظره ها، عکس صفحه اول مردم سالاری

محمدعلی وکیلی در ابتکار نوشته آنچنانکه قابل پیش بینی بود، آخرین مناظره که به موضع سیاسی اختصاص داشت، جدی تر از موارد گذشته بود. مناظره اول بسیار کودکانه، بی روح و به طنز شبیه بود. مناظره دوم با تغییرات در شیوه و شکل، کمی جدی تر نشان داد. در آن مناظره نوعی دو قطبی بین آقایان روحانی و عارف از یک طرف و آقایان جلیلی و حداد عادل از سوی دیگر شکل گرفت. مناظره آخر نیز با همان دو قطبی استارت ولی مستقل‌ها ناگهان فضای بحث را بطرف سه قطبی و گاهی چهار قطبی هدایت کردند.

صادق زیبا کلام در اعتماد نوشته یکی از پیروزهای مناظره دیروز دکتر علی‌اکبر ولایتی شد. پیروزی او نه به واسطه اتخاذ مواضع خیلی مردمگرایانه، اصلاح‌طلبانه یا دادن وعده‌های دموکراتیک و ایجاد تغییرات ساختاری و بنیادی در مدیریت کشور بود نه، اتفاقا دکتر ولایتی هیچ‌کدام اینها را نداشت یا نکرد. اما او کار دیگری کرد که در میان مسوولان و دولتمردان ما خیلی به ندرت اتفاق می‌افتد. او صادقانه برخورد کرد.

به اعتقاد این استاد دانشگاه ولایتی هم در مورد دفاع از عملکرد سیاست خارجی دولت هاشمی به واسطه مصالح و منافع سیاسی حاضر نشد پا روی حقیقت بگذارد و هم در خصوص انتقادات جدی که از عملکرد دکتر سعید جلیلی پیرامون مذاکرات هسته‌یی به عمل آورد، باز حاضر نشد حقیقت را قربانی مصلحت کند. به‌‌رغم آنکه دکتر حدادعادل و دکتر سعید جلیلی مترصد بودند که هیچ فرصتی را در حمله به عملکرد دولت‌های خاتمی و هاشمی از دست ندهند، اما ولایتی یک درجه‌یی از انصاف و مروت را نگه داشت.

مقاله اعتماد تاکید کرده: در چند سال گذشته رسانه‌های حکومتی به همراه چهره‌ها و شخصیت‌های اصولگرا یک سره فقط به تجلیل، بزرگداشت و نطق و ثنای سعید جلیلی مشغول بوده‌اند. یکی از دلایل اصلی جریانات رادیکال و تندروی اصولگرا مبنی بر رفتن دنبال سعید جلیلی به زعم خودشان جسارت، کیاست، تدبیر، تعقل و شهامت مسوول اصلی مذاکره‌کننده ایران با ۱+۵ بوده. اما دکتر علی‌اکبر ولایتی در مناظره دیروز آن شنل قهرمانی را از شانه‌های جلیلی برای نخستین‌بار کنار زد. او در کمتر از چند دقیقه بخش عمده‌یی از تبلیغات آن چند ساله در مورد سعید جلیلی را به زیر سوال برد.

مردی در تورم ابدی

شهریار بزرگمهر و مسعود مرعشی در ستون طنز بهار نوشته اند: بی‌شک، محمد غرضی را می‌توانیم، شگفتی دوران خود بنامیم. او در ۶۰ سال گذشته، هر زمان که فکرش را هم نمی‌کردیم، کارهایی کرده که معادلات همه را بر هم زده است (معادلات همه را بر‌هم‌ زدن، الزاما کار بدی نیست). در انتخابات ۹۲ نیز این‌گونه بود. در لحظاتی که دشمن تصور می‌کرد انتخابات امسال، انتخاباتی بی‌رمق و بی‌شور‌و‌نشاط است، غرضی با ثبت‌نام (و متعاقب آن احراز‌صلاحیت) همه پیش‌بینی‌ها را به‌‌هم‌ریخت.

به نوشته این ستون: از زمان آمدن غرضی، افزایش مشکوک تعداد مسافران اروپایی به ایران، نهاد‌های امنیتی را فعال‌تر کرده است. بعضی از تحلیل‌گران نیز ارزانی موقت دلار را به‌دلیل حضور غرضی تحلیل کرده‌اند.

نکات دیگری نیز هست که نهادهای امنیتی را نسبت به حضور غرضی نگران کرده است. او در چند سخنرانی خود را برنده قطعی انتخابات اعلام کرده و گفته است که ۵۵‌ میلیون رای خالص دارد؛ چیزی در حدود ۱۲۰‌درصد واجدان رأی. یکی از دغدغه‌های نیروهای انتظامی شوک‌هایی است که ممکن است هر لحظه از سمت طرفداران غرضی به جامعه وارد شود.

تورم و رکورد شکنی دولت

علیرضا خانی در سرمقاله اطلاعات با اشاره به این که نرخ تورم اردیبهشت ماه ۳۱ درصد بوده است. نوشته آثار سوء تورم اینچنینی را همگان می‌دانند و هیچ نیازی به شرح و بسط نیست. کارگر فقیری که حقوقی کمتر از هزینه تفریحات یک کودک غربی دریافت می‌کند و باید آن پول ناچیز را میان چند سر عائله تقسیم کند، بهتر از همه ما معنای تورم را درک می‌کند، کما اینکه یارانه پرداختی دولت نیز مانند ارزنی است که همه ماهه، یارانه بگیران نگون‌بخت باید آن را در دهان غول مخوف تورم بیندازند و به لحظه‌ای ناپدید می‌شود...

به نوشته این مقاله سخنان دولتمردان در دوران تبلیغات قبل از انتخابات را وقتی مرور می‌کنیم، تقریباً همه‌شان گفته‌اند که می‌خواهند و تصمیم قاطع دارند که تورم را تک‌ رقمی کنند و بعد، همه‌شان گفتند که نیروهایی مانع این کار شدند و تقصیر فلان و بهمان عامل است. آخرین نمونه آن دولت احمدی‌نژاد بود که تا دو سه سال در برابر افزایش نرخ سود بانکی ـ که بی‌شک یکی از عوامل مهم افزایش تورم است ـ مقاومت کرد اما، نتوانست ادامه دهد و مقاومتش شکست.

امیرهادی انواری در گزارشی در شرق با اشاره به همان آمار که نرخ تورم را ۳۱ در صد نشان می دهد نوشته به این ترتیب دولت دهم یکی از آخرین رکوردهای خود را نیز در جهان به‌ثبت رساند و اثبات کرد می‌تواند جزو یکی از پنج کشور و رتبه اول جهان باشد؛ البته از جهت بیشترین نرخ تورم.

به گزارش شرق تا سال ۲۰۱۲ ما با کشور آفریقایی سودان نزدیک پنج‌درصد از نظر نرخ تورم اختلاف داشتیم اما این خلأ پر شده و هم‌اکنون تنها نیم‌درصد با سودان فاصله داریم در واقع، کشور ما پس از بلاروس، سوریه و سودان، چهارمین کشور پرتورم جهان است. در دولت‌های نهم و دهم سه اتفاق پر اهمیت درخصوص نرخ تورم رخ داد. اول تغییر سال پایه محاسبه شاخص، دوم تغییر جدول ضرایب اهمیت توسط بانک مرکزی و سوم انتقال وظیفه ارایه آمار از بانک مرکزی به مرکز آمار.

خط ها قاطی

پیمان مقدم در ستون طنز اعتماد نوشته: مناظره سوم همچین جیگرمان را حال آورد، البته نزدیک بود که گوش‌مان را از دست بدهیم. عموجان اصولگرای ما از طرح برخی مباحث خشمگین و غضبناک می‌شدند و تلافی‌اش را سر گوش ما خالی می‌کردند. مطرح شدن یکسری از ظرفیت‌ها هم موجبات شعف ایشان را فراهم می‌کرد و فریاد تکبیرشان بلند می‌شد. مناظره دیروز اندکی خط و خطوط و مواضع نامزدها را پررنگ‌تر کرد و رویارویی‌های چند دقیقه‌یی آقایان سبب شد تا میزگرد هشت نفره نامزدهای محترم به شکل مناظره تغییر ماهیت بدهد.

عموجان نعره زدند که: «یه چند دقیقه خفه‌خون بگیر ببینیم چه می‌گویند! معلوم است که از درخشش دکتر سعید به هراس افتاده‌اید. یک تنه در حال مقابله با خط اصلاحات است. خدا قوتش بدهد که از پس گردن‌کلفت‌های شما بر آمده!»

طنزنوش اعتماد خطاب به عموی اصولگرا نوشته: دکتر حداد را خدای نکرده جزو آمار قرار نمی‌دهید؟ ایشان هم همچین خشاب پر پشت سر جناب جلیلی در حرکت هستند. جناب ولایتی ولی بزنیم به تخته در هر دو زمین بازی می‌کنند و گاهی اینوری و گاهی آن‌طرفی در دوران هستند. بعد یک سوال؛ جناب غرضی و جناب رضایی را هم در خط اصلاحات محاسبه فرمودید؟ چرا آن وقت؟

Image caption کارتون احسان گنجی، شرق

مطالب مرتبط