مناظره سوم؛ از نگاه تحلیلگران و خبرنگاران بی‌بی‌سی

لیلی ابوالحسنی

برنده سومین مناظره و در واقع مناظره اصلی کاندیداهای انتخابات هفته آینده، علی‌اکبر ولایتی بود. از عمر حدود ۳۵ ساله انقلاب اسلامی، آقای ولایتی ۱۶ سال در راس دستگاه دیپلماسی ایران بوده و ۱۶ سال اخیر را هم مشاور امور بین الملل آیت‌الله علی خامنه‌ای. شاید هیچیک از هشت کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری به اندازه علی‌اکبر ولایتی در سیاست خارجی ایران، یکی از دو موضوع‌ مناظره دیروز، تجربه نداشته و به اصطلاح "سوار" آن نبوده‌‌‌اند. ولایتی از کهنه‌کارترین سیاستمداران ایران بعد از انقلاب در زمینه سیاست خارجی است. او در مناظره دیروز به شکلی بی‌سابقه از نگفته‌های پرونده هسته‌ای حرف زد و گفت مقامات ایرانی در مواردی به راه‌حلی برای حل مناقشه هسته‌ای نزدیک شدند، اما "کارشکنی‌ها در داخل" مانع از به نتیجه رسیدن کار شد. مقامات ایرانی تقریبا همواره طرف غربی را مقصر اصلی بی‌نتیجه ماندن مذاکرات هسته‌ای خوانده‌اند.

مشاور رهبر ایران در این مناظره همچنین به طور صریح توانایی سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و فرد منصوب رهبر ایران برای پیشبرد مذاکرات، را زیر سوال برد و او را به فرصت‌سوزی در مذاکرات آلماتی متهم ‌کرد. سعید جلیلی هم با گفتن "واویلا" اظهارات آقای ولایتی را رد کرد. مجادله کلامی دو فرد منصوب رهبر ایران حاکی از اختلاف نظر در میان اطرافیان او در زمینه مهمترین موضوع سیاست خارجی و به تبع آن، تعامل ایران با کشورهای طرف‌ درگیر در پرونده هسته ای است.

محمد امینی

آخرین مناظره تلویزیونی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری بخوبی چند نکته را اثبات کرد. نحوه برگزاری دو دور قبلی چنان توسط صدا و سیما و محافل اصلی تصمیم گیری در جمهوری اسلامی طراحی شده بود که به بهای حفظ آرامش مناظره ها را از محتوا و حتی شکلی قابل تحمل تهی کرده بود. این بار که تصمیم بر آن شد که کمی مناظره به معنای مناظره نزدیک شود نکات مهمی دستگیر مخاطبان شد.

اما در مناظره سوم تصویر دقیق تری از سعید جلیلی به دست داده شد که بخاطر ناشناس بودنش در عرصه مدیریت کلان اجرایی شناخت ها از طرز تفکر وی مبهم بود و به نظر می رسید که او بطور بالقوه می توانست غافلگیرانه بدرخشد.

اما انتقاداتی که به وی وارد شد و صراحت این نقدها که وی را مسئول ناکامی ها در بحث هسته ای و تقابل ایران با جهان خارج معرفی می کرد نشان از آن داشت که طرز فکر سعید جلیلی تا چه حد در نزد خود سیاستمداران قدیمی در جمهوری اسلامی ایران طرز فکری شعاری است و بی تجربگی او تا چه اندازه می تواند برای سیستم بالقوه خطرساز باشد، حتی اگر وی در بین نامزدهای فعلی بهترین مجری از حیث اجرای بی چون و چرای دیدگاههای آیت الله خامنه ای و سکوت مطلق و نداشتن فکر و برنامه از خود بنظر بیاید.

باید گفت که بسیاری از انتقاداتی که در بحث هسته ای به مجریان مذاکرات گذشته، حال و آینده در اصل متوجه منبعی بالاتر است که خود از حیث مسئولیت‌پذیری و نقد مانند مجریان مذاکرات زیر ذره بین حساب‌کشی قرار نگرفته و نمی گیرد.

جمشید برزگر

مناظره سوم، به رغم همه توصیه های آیت الله خامنه ای به نامزدها و کنترل و مراقبت های انجام شده در مسیری متفاوت پیش رفت. هرچند رقابت نامزدها و پیشینه مناسبات و روابط شخصی آنها در باز شدن و بازگویی برخی مسایل بی تاثیر نبود، اما به نظر می رسد علت اصلی طرح برخی مسایل، (مانند مذاکرات هسته ای، حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و ...) بیش از هر چیز برآمده از شرایط کنونی و واقعیت هایی است که خود را به ذهن و زبان نامزدها تحمیل می کند.

شیوه گفت و گوی نامزدها با یکدیگر، طرح برخی مسایل و پرده برداشتن از رازهای مگو، هرچند نه به تمامی و فقط به اشاره ای، بار دیگر نشان داد که مسئولان جمهوری اسلامی هر گاه بخواهند در مقابل دیده همگان با هم سخن کنند، چه وضعیتی شکل می گیرد.

آنها آموخته سخن گفتن در پشت درهای بسته اند نه در مقابل چشم همه. گذشته از این نکته، شدت اختلاف نظرهای بنیادین در میان اعضای یک جناح و حتی فراتر از آن، یک ائتلاف، تصویر دیگری از چگونگی نظام مدیریتی را به نمایش می گذارد که ظاهرا جز در حضور راس خود، در هم فرو می‌ریزد.

سعید برزین

به نظر من در این مناظره حکومت به مردم اعتماد کرد و فضای تلویزیون را به حدی باز کرد که مسئله آزادی به عنوان یکی از مهمترین موضوع‌های بحث مطرح شود. مسئله آزادی و حقوق ملت و استفاده از قانون برای دست یافتن به آنها از آرزوی‌های تاریخی مردم است.

در یک مورد حسن روحانی گفت: "من سرهنگ نیستم. من پادگانی عمل نمی‌کنم." منظورش این بود که روش نظامی و امنیتی برای مدیریت امور مردم کار صحیحی نیست.

چنین زبان و کلامی خارج از گفتمان رسمی و حکومتی ایران است و نشان از جامعه‌ای دارد که عطش آزادی وجودش را فراگرفته و اکنون این نیاز در عالیترین سطح مقامات حکومتی مورد تایید قرار می‌گیرد و بیان می‌شود.

نکته دیگر تاکید اکثر نامزدها به مسئله اعتدال بود. به نظرم رسید که اشاره مکرر آنها به اهمیت پرهیز از افراط و تفریط حاکی از خستگی مردم از تندروی‌هایی است که سالها سیاست ایران را دستخوش تلاطم‌های بزرگ کرده است.

مردم ساحل آرامش و ثبات می‌خواهند. باید دید که آیا آن نامزدها می‌توانند این آرزوهای مردم را برآورده کنند یا نه.

امید پارسانژاد

مهمترین موضوعی که در مناظره سیاسی بین نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران روشن شد، این بود که حتی در میان چهره های حکومتی، کمتر کسی از "سیاست خارجی تهاجمی" مورد حمایت آیت الله خامنه ای و نحوه پیش بردن مذاکرات اتمی راضی است.

انتقادهایی که حسن روحانی مطرح کرد تا حدودی قابل پیش بینی بود، اما حمله شدیدالحن علی اکبر ولایتی، مشاور بین الملل رهبر ایران، به عملکرد آقای جلیلی کاملا تازگی داشت.

او به صراحت گفت که آقای جلیلی در جریان مذاکرات اتمی تنها به خواندن "خطابه" بسنده کرده است و این مذاکرات در دوره مسئولیت او "حتی یک قدم" هم پیشرفت نداشته و تنها نتیجه اش تحریم وسیع ایران بوده است.

علاوه بر او، محسن رضایی و تا حدودی محمدباقر قالیباف هم به تلویح و تصریح از این سیاست ها انتقاد کردند و از آن فاصله گرفتند. در داخل ایران و در شرایط عادی، صدای واحدی در مورد پرونده اتمی ایران شنیده می شود، این مناظره فرصتی ایجاد کرد که تعدادی از سیاستمداران حرف دلشان را بزنند. میلیون‌ها ایرانی که تنها به رادیو و تلویزیون ایران دسترسی دارند، برای اولین بار انتقادهای تندی از نحوه اداره برنامه اتمی ایران از زبان چهره‌های حکومتی شنیدند.

مهدی پرپنچی

آیت‌الله خامنه‌ای با انتخابی دشوار روبروست. مناظره سوم نشان داد که اختلاف نظر بین نزدیک‌ترین یاران او هم بسیار بیش از چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد. حذف نامزدهای قدرت‌مند اصلاح‌طلب از صحنه انتخابات با این که خیال آیت‌الله خامنه‌ای را از احیای جریان اصلاح‌طلبی راحت کرد اما مقدمه‌ای شد برای جدایی و تفرقه در میان اصول‌گرایان حامی او.

در غیاب نامزد جدی اصلاح‌طلب، حالا دیگر حتی اعضای ائتلاف۱+۲ هم در مقابل دوربین زنده تلویزیون به یکدیگر رحم نمی‌کنند. مناظره سوم نشان داد که حتی انتخابات هدایت شده هم از جایی به بعد، می‌تواند اسباب زحمت شود. افرادی که صرفا به خاطر مطیع بودن‌شان، احراز صلاحیت شده و از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده‌اند، در میدان رقابت به تدریج پوست می‌اندازند و تبدیل به چیزی می‌شوند که قرار نبود.

با این که ساختار مناظره‌های تلویزیونی به شکلی مهندسی شده بود که احتمال رویارویی نامزدها و تهییج احساسات مخاطب را به صفر برساند اما مقتضیات رقابت انتخاباتی، در نهایت خود را به نامزدها تحمیل کرد و آنان را مقابل یکدیگر قرار داد. گذشت زمان نشان خواهد داد که مقتضیات ریاست‌جمهوری هم خود را به تک تک این نامزدها تحمیل خواهد کرد و حتی مطیع‌ترین آن‌ها، مدتی بعد از سوار شدن بر توسن ریاست، در روابط‌شان با رهبری به سرنوشت روسای جمهوری قبلی دچار خواهند شد. آیت‌الله خامنه‌ای با انتخابی بسیار دشوار روبروست.

مهرنوش پورضیایی

۱) برای اولین بار در یک برنامه زنده تلویزیون دولتی ایران سیاست هسته ای کشور به نقد کشیده شد. شاید این مهمترین دستاورد ناخواسته برگزار کنندگان مناظره هایی باشد که در نهایت دقت با هدف پرهیز از تکرار وقایع سال ۸۸ طراحی شده اند. دیگر از نمایش اتحاد بر سر بی فایده بودن تحریم ها، کاغذپاره بودنشان و یا نهایتا کم تاثیر بودن آنها خبری نبود. آنچه همه بر آن اتفاق نظر داشتند فشار تحریم ها بر کشور و لزوم رفع آنها بود. حتی غلامعلی حداد عادل، که نزدیکی مواضعش به رهبر جمهوری اسلامی ایران را به رخ می کشید در ابتدای سخنانش گفت "اولویت سیاست خارجی کشور حل مسئله تحریم هاست." در حالی که رهبر ایران عبارت اقتصاد مقاومتی را به فرهنگ سیاسی ایران وارد کرده، محسن رضایی صریحا به سعید جلیلی گفت "مقاومت کنیم که چه بشود؟ مردم گرسنگی بکشند؟"

با این حساب از این پس نمایندگان دولت آمریکا که برای توضیحات درباره بی حاصل نبودن سیاست های باراک اوباما در قبال ایران به کنگره خوانده می شوند، دیگر لازم نیست برای اثبات کارگر بودن تحریم ها خود را به زحمت بیاندازند. برای آنها کدام دلیل بهتر از این که نامزدهای مورد تایید رهبر ایران، به جز سعید جلیلی که رهبری مذاکرات را بر عهده دارد، متفقا لزوم حل مشکل تحریم ها به عنوان اولویت اول خود سخن بگویند.

٢) دو دعوای جدی میان علی اکبر ولایتی و سعید جلیلی درگرفت که ممکن است برای عده ای مبهم مانده باشد. اولی بر سر "اهمیت" یک دیپلمات فرانسوی بود و دومی درباره ارزش پیشنهادات گروه ۵ +۱.

اول- آقای ولایتی از دعوت شدن توسط نفر دوم فرانسه صحبت کرد و اینکه او بعد از گفتگو با این فرد و رییس جمهور فرانسه به حل بحران هسته ای ایران نزدیک شده بود اما کارشکنی هایی مانع نتیجه گیری شده است. سعید جلیلی با تمسخر گفت این دیپلمات یک کارشناس ساده در الیزه است و دعوت شدن از سوی او افتخاری ندارد. دیپلمات مزبور کسی نیست به جز ژان داوید لویت که در دوره ریاست جمهوری نیکلا سارکوزی مشاور و نماینده ویژه او بود. آقای لویت در دوره ای ریاست شورای امنیت سازمان ملل متحد را نیز بر عهده داشت. او همچنین سابقه سفارت فرانسه در واشنگتن را دارد.

دوم- براساس سندی که از پیشنهادهای گروه ۵+۱ در آلماتی به ایران منتشر شده امتیازات پیشنهادی بسیار بیش از تعلیق دو تحریمی است که سعید جلیلی به آن اشاره کرد، این امتیازات شامل موارد زیر بود: تعلیق تحریم تجارت مستقیم یا غیر مستقیم طلا و فلزات قیمتی، از سوی دولت ایران، بخش خصوصی و یا نهادهای دولتی - تعلیق تحریم صادرات محصولات پتروشیمی ایران و تعلیق ممنوعیت واردات، خرید و یا حمل این محصولات - تعلیق ممنوعیت صدور اعتبار صادرات و بیمه مربوز به واردات، خرید یا حمل محصولات پتروشیمی ایران - صدور مجوز تعمیرات و بازرسی برای اطمینان از ایمنی هواپیماهای مسافربری/تجاری ایران از سوی آمریکا - خودداری آمریکا و اتحادیه اروپا از وضع تحریم های بیشتر بر ایران.

رعنا رحیم‌پور

مباحث مطرح شده در سومین مناظره به مراتب قابل توجه تر از دو مناظره اول بود. به نظر می آمد که همه نامزدها آخرین تیرهای ترکش‌شان را برای کسب بیشترین آرا به سمت یکدیگر نشانه گرفته اند. شاید بتوان گفت شگفتی سازترین نامزد این مناظره، علی اکبر ولایتی، مشاور بین‌الملل رهبر ایران بود که به انتقاد صریح از سیاستهای هسته ای و عملکرد سعید جلیلی، مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران پرداخت.

آقای ولایتی که در این مدت به نظر نامزدی آرام و بی حاشیه می آمد، این بار جنبه ای کمتر دیده شده از شخصیتش را بروز داد. او در لحظاتی حتی به سعید جلیلی درس دیپلماسی داد و او را به سنگ اندازی و ناتوانی در پیشبرد گفتگوها متهم کرد. انتقاداتی که خبر از اختلاف نظر جدی در بالاترین سطوح حاکمیت درباره سیاستهای هسته ای می دهد. اختلاف نظری که احتمالا در همه این سالها وجود داشته، اما برای اولین بار در سطح عمومی مطرح شد.

از دید من یکی از به یادماندنی ترین جملات این مناظره را آقای ولایتی خطاب به آقای جلیلی گفت: "بحث دیپلماسی، کلاس فلسفه نیست که شما بروید آنجا و بعد بگویید منطق ما قوی بود و آنها محکوم شدند. "

امیر عظیمی

آخرین مناظره انتخابات، کاملا متفاوت از دو مناظره پیش از آن بود. برای نخستین بار میان نامزدها جدل درگرفت و شدیدترین برخوردها میان نامزدهای اصولگرا رخ داد.

در مجادله بر سر رویکرد ایران در مذاکرات هسته ای اگرچه اختلافهای زیادی میان حسن روحانی و سعید جلیلی، دبیران پیشین و فعلی شورای عالی امنیت ملی که مسئول مذاکرات هستند بروز کرد، اما آنچه شگفتی آفرید، تضاد دیدگاه های علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی و سعید جلیلی بود.

همواره و از زمان آغاز مذاکرات هسته ای ایران، گفته شده که تصمیم گیرنده نهایی در این مذاکرات شخص رهبر جمهوری اسلامی است و به همین دلیل هم دولتها مسئولیت مستقیمی در مذاکرات ندارند و شورای امنیت ملی که دبیر آن با نظر رهبر تعیین می شود این مذاکرات را پیش می برد. اما در مناظره روز جمعه مشاجره علی اکبر ولایتی با سعید جلیلی که با زبانی تلخ پیش رفت، این سوال را به وجود آورد که چطور ممکن است مشاور سیاست خارجی رهبر با دبیر شورای امنیت که با تائید رهبر منصوب می شود، دیدگاه هایی تا این حد متضاد در مورد این مذاکرات دارند. علی اکبر ولایتی، رویکرد سعید جلیلی را به باد انتقاد گرفت و گفت این سیاست نه تنها دست آوردی نداشته که تحریم های شدید به همراه داشته است.

در بخش سیاست داخلی هم، اگرچه مسایلی همچون نحوه برخورد پلیس با اعتراضات دانشجویی سال ۱۳۸۲ یعنی در دوران فرماندهی محمدباقر قالیباف بر این نیرو، مطرح شد، اما خطوط قرمزی که در چهار سال اخیر و پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ترسیم شد، عمدتا دست نخورده باقی ماند و حتی نامزدهای غیر اصولگرا ترجیح دادند در مورد وقایعی که سایه آن چهار سال است بر سیاست ایران سنگینی میکند، سکوت کنند.

عنایت فانی

بحث و بررسی مسائل واقعی و حساس سیاست که پی آمدهای آن بر زندگی روزمره مردم تاثیر دارد، روال مرسومی در نظام حکومتی ایران نیست. بنابراین وقتی بنا بر ضرورت یا حتی مصلحت چنین فرصتی پیش می آید کنترل صد در صد آن مقدور نمی شود و گاهی مسائلی از زبان آنهایی که خود این سیاست ها را ساخته اند بر ملا می شود که بسیاری از شهروندان عادی به سبب بیان آنها به زندان افتاده اند.

یکی از این مسائل که سال هاست عواقب آن زندگی را برای جمعیت کثیری در ایران سخت کرده موضع ایران در مذاکرات هسته ای است. در مناظره سوم از زبان آقای ولایتی شنیدیم که چگونه سیاست در مذاکرات هسته ای شکست خورده و نتیجه اش افزایش فقر و تنگدستی مردم به سبب تحریمهای فلج کنندۀ بیشتر بوده است. شنیدیم که چگونه وقتی فرصتی برای مصالحه ای حتی جزیی بوده از جمله در مذاکرات آلماتی، آقای جلیلی به جای استفاده از فرصت "فلسفه بافی" کرده و فرصت را سوزانده است.

آقای ولایتی در حقیقت - اگر چه نه با بیانی صریح - آقای جلیلی را بی تدبیر، بی اعتنا به دیپلماسی بین المللی، بی تجربه و بی دانش خواند. آقای ولایتی ممکن است در مقابل آقای جلیلی پیروز میدان بوده باشد ولی یک سؤال اساسی که باید می شد و ظاهرا کسی جرئت بیانش را نداشت این بود: اگر آنطور که باور همگان است سیاست خارجی جمهوری اسلامی و به طریق اولی مذاکرات هسته ای زیر نظر دفتر آقای خامنه ای طراحی و اجرا می شود و آقای ولایتی در این سالها مشاور ارشد و مؤثر رهبر بوده، نمی شود گفت مقصر واقعی را باید در جای دیگری سراغ گرفت؟ نمی شود گفت چرا باید به تعبیر آقای ولایتی آدم بی کفایت و بی تجربه و بی اعتنا به دیپلماسی بین المللی و فلسفه بافی را مسئول مذاکرات مهمی که با آیندۀ کشور بازی می کند کرد و با وجود وقوف به همۀ این نارسایی های او همچنان او را بر سر این مسؤلیت باقی گذاشت.

مهرداد فرهمند

برنامه ریزی و اجرای مناظره ها دو مشکلی اساسی دارد، یکی اینکه بر خلاف شیوه مرسوم و شناخته شده در مناظره ها، مجری مناظره جز کنترل وقت هیچ نقش دیگری ندارد. دیگر اینکه سوالات بسیار غیرحرفه ای طرح شده اند و علامت سوال بزرگی در مقابل ادعای صداوسیما می گذارند که "هیئتی از استادان ارتباطات و دست اندرکاران با تجربه" این سازمان مناظره را طراحی کرده اند.

نامزدها عمدتا کلی گویی می کنند و برنامه مشخصی از آنها شنیده نمی شود، جالب اینجاست که وقت خود را هم با ذکر نکته های تاریخی که همه از آن اطلاع دارند یا شعرخوانی هدر می دهند تا آنجا که این شائبه پیش می آید که شاید نامزدها چون واقعاً برنامه مشخصی ندارند که از آن صحبت کنند با این شیوه ها می خواهند وقت بکشند.

گاه نامزدها وارد موضوعات مناقشه برانگیزی می شوند و اظهارنظرهایی می کنند که گویا از پیامدهای اظهارنظرهایشان اطلاعی ندارند. مثلا در مناظره سوم غلامعلی حدادعادل از محمدرضا عارف با طعنه و خنده پرسید آیا برای قوم فارس هم معاونتی در نظر خواهد گرفت؟ گویا آقای حدادعادل نمی داند با این اظهارنظر به مناقشه ای پردامنه دامن زده و اظهارات او به عنوان کسی که از مقام‌های بلندپایه نظام جمهوری اسلامی بوده می تواند به عنوان سندی علیه سیاستهایی شود که چه بسا نظام جمهوری اسلامی بخواهد با اتکا به آنها به مشکلاتی رسیدگی کند که در زمینه مسائل قومی با آنها روبروست.

محمد قوام

اگر تا پیش از مناظره سوم درباره ماهیت رقابت نامزدها در این دوره انتخابات تردیدی وجود داشت٬ مناظره سوم که موضوع آن سیاست بود روشن کرد که داستان اساسی بر سر پرونده اتمی ایران است. به غیر از سعید جلیلی که خود در حال حاضر مسئول مذاکرات اتمی است٬ هفت نامزد دیگر - حتی علی اکبر ولایتی مشاور امور بین الملل رهبر ایران- مسیر در پیش گرفته شده فعلی را تایید نمی کنند. اما هیچ یک راه حل مشخصی هم برای حل این مشکل پیچیده و ده ساله یا ندارند یا ترجیح می دهند در برابر چشم میلیون ها بیننده ایرانی و هزاران گوش تیز ناظران بین المللی آن را مطرح نکنند این شاید به نگرانی آنها از تبعات این پیشنهاد در فردای انتخابات و خوابیدن تب و تاب این روزها هم بی ارتباط نباشد.

واقعیت این است که رشته مسایل کلان ایران در دستان رهبر ایران است و نامزدها هم بارها به این موضوع اشاره کرده اند اما این همه ماجرا نیست. ایران در ده ساله گذشته دو رویه متفاوت در مواجه با پرونده اتمی اش در پیش گرفته که از قضا نماینده هر دو این رویه ها (حسن روحانی با سیاست تنش زدایی و اعتماد آفرینی) و سعید جلیلی (با سیاست تهاجمی و طلبکارانه) در این انتخابات حاضرند. راه های دیگری هم برای غیر از این دو مسیر وجود دارد (چنانکه میرحسین موسوی پیشنهاد همه پرسی را مطرح کرد) اما هنوز هیچ کدام از نامزدها به صراحت در مناظره ها به راه حل احتمالی شان اشاره ای نکرده اند.

تکلیف حسن روحانی و سعید جلیلی با کارنامه گذشته شان کم و بیش روشن است. مناظره ها از مناظره اول تا سوم روز به روز صریح و شفاف تر شده و روحیات نامزدها آشکار تر شده است. تلویزیون دولتی ایران گفته که آماده برگزاری مناظره چهارم است شاید نزدیک شدن به روز رای گیری راه حل های آنها را - اگر وجود داشته باشد- روشن کند. در غیر این صورت تنها چیزی که روشن است، این است که اغلب سیاستمدارانی که نظام جمهوری اسلامی ایران آنها را واجد صلاحیت ریاست جمهوری می داند٬ رویه فعلی را قبول ندارند.