چرا انتخابات ایران برای مصر بی اهمیت است؟

چهار سال پیش مصری ها همراه با بسیاری عرب ها با شور و شوق فراوانی انتخابات ریاست جمهوری ایران را دنبال می کردند. امروز اما به سختی می توان یک مصری را پیدا کرد که نام خوش شانس ترین نامزدها در این انتخابات را بداند.

در مقابل تظاهرات در ترکیه علیه حزب عدالت و توسعه، حزب حاکم در این کشور، دلمشغولی تقریبا همه سیاستمداران برجسته و رسانه های معتبر است.

وقتی شورای نگهبان، اکبر هاشمی رفسنجانی و بعضی دیگر از داوطلبان را از نامزدی در انتخابات منع کرد، بسیاری از ناظران مصری، نتیجه سیاسی این انتخابات را، پیش بینی کردند: برنده انتخابات کسی خواهد بود که رهبر ایران به او اعتماد دارد. به عبارت دیگر، از دید این دسته از ناظران، انتظار کشیدن برای تغییر در سیاست دولت آینده ایران بیهوده است.

انتظار بیهوده

اما برای روزنامه نگاری مانند بها محمد که افکار عمومی در مصر را دنبال می کند، این تنها دلیل بی علاقگی مصری ها به انتخابات ریاست جمهوری ایران نیست. چون از دید او" پس از انقلاب مصر و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دراین کشور، انقلاب ایران و انتخابات این کشور، دیگر جاذبه خود را از دست داد."

در واقع، برخلاف ادعای رهبران جمهوری اسلامی که بهار عربی را، یک بیداری اسلامی٬ الهام گرفته از انقلاب بهمن ۵۷ ایران می خوانند، حتی پیش از تحولات بهار عربی، انقلاب اسلامی و تجربه جمهوری اسلامی ایران و نظام مطلقه ولایت فقیه آن در این کشورها کمرنگ شده بود.

سرکوب مخالفان در پی انتخابات ۱۳۸۸ سهم زیادی در این راستا داشت. امروز که دولت ایران با تمام توان از رژیم سوریه حمایت می کند، انتقادهای شدیدتری را متوجه خود کرده است.

با این حال، برخی ناظران مصری این را پنهان نمی کنند که طرفدار برگشت اصلاح طلبان به قدرت هستند. چون فکر می کنند، موضع نرم تری خواهند داشت و می توان برسر برخی مسایل پیچیده، با آنها به توافق رسید و از تنش های موجود در منطقه کاست.

موضع مخالف گروه های اسلامگرا، به خصوص سلفی ها در برابر دولت محافظه کار کنونی ایران و سیاست های آن در منطقه و آنچه تلاش برای ترویج مذهب تشیع خوانده می شود، یکی از موانع از سرگیری روابط بین قاهره وتهران به شمار می آید.

بیشتر این گروه ها متحدان اخوان المسلمین هستند که قدرت را در دست دارد.

آنهایی که برگشت اصلاح طلبان به قدرت را به سود روابط مصر و ایران می بینند، مدعی اند که سلفی ها آنقدر نگران سیاست های اصلاح طلبان نیستند.

در واقع، پس از قطع مناسبات دیپلماتیک مصر و ایران به دستور آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۷ خورشیدی با پیروزی محمد خاتمی اصلاح طلب در انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۹۷ میلادی بود که تلاش های ایران برای نزدیکی با مصر و عربستان سعودی، دو قدرت بزرگ عرب در منطقه آغاز شد.

این تلاش ها پس از به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد محافظه کار نیز، ادامه داشته ولی در حالیکه امروز مصر روابط کامل دیپلماتیک با عربستان سعودی دارد و هر از گاهی مقامات دو کشور در سطوح بالا ملاقات می کنند، تهران هنوز موفق به از سرگیری روابط با مصر نشده است.

اما آیا واقعا برگشت اصلاح طلبان به قدرت به بهبود روابط بین قاهره و تهران خواهد انجامید؟

مدحت حماد استاد دانشگاه که مسایل ایران را از نزدیک دنبال می کند، این را یک خوشبینی غیر واقع بینانه می بیند.

به عقیده او "تصمیم گیری در این مورد به دست رهبر ایران است. هم قانون اساسی این کشور این را تصریح می کند و هم وقایع نشان می دهد و تا امروز آیت الله علی خامنه ای در این مورد تصمیم نگرفته است."

Image caption انتخابات ایران توجه مصری ها را جلب نکرده است

ولی کاملا مشخص است که برای دولتمردان ایران که با تحریم ها و فشار های فزاینده بین المللی دست و پنچه نرم می کنند، داشتن روابط نزدیک با مصر، آن ها را در موضع بهتری قرار می دهد.

تصور بر این است که نزدیکی با مصر، از شدت این فشارها بکاهد و تهران بتواند از طریق قاهره، به دیگر کشورهای سنی مذهب راه پیدا کند و نزدیک تر شود.

سفر سه روزه و پرحاشیه محمود احمدی نژاد در ماه فوریه گذشته به قاهره، پیشنهاد کمک مالی وی به دولت اسلامگرای مصر، و لغو روادید سفر شهروندان مصری به ایران، به طور یکجانبه، برخی از جدی ترین تلاش های تهران برای نزدیکی با قاهره محسوب می شود.

در مقابل اما هیچ نشانه ای در دست نیست که مصر در ۳۴ سال گذشته٬ حتی پس از به قدرت رسیدن اخوان المسلمین در ژوئن ۲۰۱۲ میلادی، به طور جدی در صدد از سرگیری مناسبات کامل دیپلماتیک خود با تهران برآمده باشد.

مصر حتی در مواردی هم که از خود گرمی نشان داده، چه در دوران حسنی مبارک و یا اخوان المسلمین٬ بیشتر از نزدیکی با تهران به عنوان برگه بازی در برابر آمریکا و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس استفاده کرده است.

مصری ها٬ از سیاستمداران گرفته تا مردم عادی٬ این روزها اما٬ چشمهای شان به همسایه ایران، ترکیه دوخته است.

ترکیه مهم تر از ایران؟

بسیاری ها در مصر منتظرند که سرنوشت حزب عدالت و توسعه رجب طیب اردوغان، متحد و حامی دولت اخوان المسلمین، که اکنون رویاروی تظاهر کننده هاست چه خواهد شد؟

واقعیت این است که اهمیت پیامد ِ رویداد های ترکیه، نه تنها برای مصری ها بلکه حتی بسیاری دیگر از کشورهای که شاهد بهار عربی بوده اند، به مراتب مهم تر از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران است.

برخلاف نظام ولایت فقیه و شیعه مذهب جمهوری اسلامی ایران، حزب عدالت و توسعه سنی مذهب آقای اردوغان، الگوی بسیاری از احزاب اسلامگرا دراین کشورها بوده است.

به عنوان نمونه، حزب آزادی وعدالت، حزب حاکم در مصر و شاخه سیاسی سازمان اخوان المسلمین، حزب سازندگی وتوسعه، شاخه سیاسی سازمان جماعت اسلامی در مصر، حزب عدالت وتوسعه، حزب حاکم در مغرب و شاخه سیاسی سازمان توحید و اصلاح مراکش، و حزب عدالت وسازندگی، شاخه سیاسی اخوان المسلمین لیبی، از احزاب اسلامگرایی هستند که به پیروی از حزب عدالت وتوسعه ترکیه، نامگذاری شده اند.

این احزاب، حزب نهضت اسلامی حاکم در تونس وبسیاری دیگر گروه های اسلامگرا، حزب رجب طیب اردوغان وتجربه آن در دولتمداری را الگوی خود قرار داده اند.

رجب طیب اردوغان موفق‌ترین رهبر ترکیه در دوران حاکمیت دموکراسی در این کشور بوده. او در ۱۱ سال گذشته، ثبات سیاسی و اقتصادی را پس از دهه‌ها بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی و حکومت نظامیان، به ترکیه برگرداند.

همزمان مواضع رجب طیب اردوغان در برابر اسرائیل و حمایت اش از بهار عربی، او را در بسیاری کشورهای مسلمان به یک قهرمان تبدیل کرد.

این محبوبیت و شیفتگی به رجب طیب اردوغان، بدخواهان اش، به خصوص در غرب و اسرائیل را واداشت تا ادعا کنند که اردوغان می خواهد "خلیفه" و"سلطان" مسلمانان سنی مذهب در قرن ۲۱ شود.

اگر او ادعای سلطانی نکرده، اما می توان گفت که نقش یک رهبر بزرگ و گاهی برادر بزرگ در خاورمیانه، به خصوص در کشورهای بهار عرب را ایفا می کند.

شاید به همین دلیل باشد که آقای اردوغان تظاهرات امروز سکولارها برضد خود را برنمی تابد.

الگو، و الگو برداران

جای شگفتی نیست که در مصر و برخی دیگر کشورهای عربی، اسلامگراها، همنوا با اردوغان، تظاهرات برضد دولت وی را یک توطئه می خوانند.

در مقابل، سکولارها برخورد خشونت آمیز پلیس ترکیه با معترضان را نشان دهنده سیاست یک بام و دوهوای اردوغان می پندارند. چرا که به گفته آنها، وقتی پلیس در کشورهای بهار عربی تظاهر کننده ها را سرکوب می کرد، او این عمل را به عنوان نشانه ای از استبداد و خود کامگی رژیم های عرب، محکوم می کرد. امروز اما، خودش همین شیوه را در برابر مخالفان اش در پیش گرفته است.

برخی سکولارها، مانند جمال فهمی از روزنامه نگاران برجسته مصر، با نگاه انتقادی به برخورد دولت ترکیه با معترضان، می گوید، سیاست اردوغان در برابر معترضان، در واقع از یک سرشت متکبرانه و برتری جویانه پرده برمی دارد که مشخصه اصلی گروه های اسلام سیاسی است.

مشخصه ای که به باور او، بازتاب دهنده جزم گرایی و مطلق اندیشی این گروه ها وعدم بردباری شان در برابر مخالفان است، حتی وقتی که این گروه ها مانند، حزب عدالت وتوسعه اردوغان تکامل یافته و میانه رو باشند.

جدا از اختلافات ایدئولوژیک بین اسلامگراها و سکولارها٬ این را نمی توان نادیده گرفت که درست مانند آنچه ما در مصر شاهد هستیم٬ بسیاری از معترضانی که امروز برضد رجب طیب اردوغان برخاسته اند٬ و او را یک دیکتاتور می خوانند٬ تا چند سال پیش او را یک رهبر دموکراتیک می‌دانستند.

در مصرهم٬ به رغم اختلاف شرایط٬ همین داستان در جریان است.

بسیاری از آنهایی که امروز علیه اخوان المسلمین تظاهرات می کنند و خواستار کنار رفتن محمد مرسی از قدرت هستند٬ تا کمتر از دو سال پیش، متحدان آنها بودند.

به طور مثال٬ درسال ۲۰۱۰ وقتی محمد البرادعی در زمان حاکمیت حسنی مبارک از خارج به مصر بازگشت٬ خواستار اجرای انتخابات عادلانه وشفاف شد واینکه هر مصری باید حق نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری را داشته باشد و نباید کسی بیش از دو دوره در قدرت بماند.

در آن زمان اخوان المسلمین در حمایت از البرادعی وخواسته های او٬ نزدیک به یک میلیون امضا جمع کردند. امروز اما برخی رهبران اخوان المسلمین با تندترین الفاظ به محمد البرادعی حمله کرده وحتی برخی اسلامگراها او را یک جاسوس و مزدور خارجی توصیف می کنند.

تمرد وتجرد

با این حال٬ اهمیت رویدادهای ترکیه برای مصر بیشتر دراین است که همزمان با یکسالگی به قدرت رسیدن نخستین رئیس جمهوری اسلامگرای مصر در ۳۰ ژوئن به وقوع می پیوندد.

مخالفان محمد مرسی، کمپین بزرگی را زیر نام "شورش یا تمرّد" به راه انداخته اند.

فعالان این کمپین در خیابانها، مدارس٬ دانشگاه ها وحتی روستا ها٬ از مردم می خواهند که فرمی را برای سلب اعتماد از محمد مرسی پر کرده وامضا کنند.

رهبران برجسته مخالفان، از جمله محمد البرادعی، حمدین صباحی و عمروسی، این فرم شورش علیه مرسی را امضا کرده اند. فعالان این کمپین مدعی اند که تا کنون ۷ میلیون امضا را جمع کرده و تا ۳۰ ژوئن تعداد امضاها به ۱۵ میلیون می رسد، یعنی دو میلیون بیشتر از همه آرایی که محمد مرسی در انتخابات ریاست جمهوری بدست آورد.

به گفته این فعالان، با جمع آوری ۱۵ میلیون امضا، این اختیار را به دست می آورند که از او سلب اعتماد کنند، تا زمینه انتخابات زود هنگام فراهم شود.

البته اسلامگراها هم بی تفاوت ننشسته اند. در مقابل، آنها هم کمپینی دیگری را با نام "تجرد" در حمایت از محمد مرسی و اینکه او باید دوره ریاست جمهوری خود را تکمیل کند، به راه انداخته اند.

آنها نیز مدعی اند که نزدیک به ۷ میلیون رای جمع کرده اند و امضا های بیشتری را گرد خواهند آورد. از همین روی بسیاری ناظران پیش بینی می کنند که روز ۳۰ ژوئن و بعد از آن،‌ پر حادثه خواهد بود.

بیم و امید

حالا مخالفان سکولار و چپی اسلامگراها نظاره می کنند که موج اعتراض ها علیه حزب عدالت٬ و توسعه٬ که اخوان المسلمین به آن اقتدا می کند٬ به کجا خواهد کشید.

آنها آرزو دارند آنچه درمیدان تقسیم استانبول آغاز شده به یک انقلاب تمام عیار بیانجامد‌ تا شاید حرکت آنها جهش بیشتر پیدا کند و اهداف میدان تحریر قاهره و بهار عرب که هنوز برآورده نشده٬ تحقق یابد ولی همزمان نگران هستند که شکست مخالفان رجب طیب اردوغان و حتی سرکوب آنها موضع اسلامگراهای مصر را تقویت کند چون بازهم ممکن است اخوان المسلمین نحوه برخورد دولت ترکیه با معترضان را الگوی خود قرار دهد. این نگرانی ظاهرا جدی است.

به رغم اینکه٬ در یک سال گذشته٬ دولت اخوان المسلمین هیچ دستاورد بزرگی در زمینه اقتصاد یا سیاست و یا حتی در سر و سامان دادن به ترافیک پر هرج ومرج قاهره نداشته که رهبران این گروه٬ مانند رهبران حزب عدالت و توسعه ترکیه بتوانند از این دستاورد در برابر انتقاد های مخالفان صحبت کنند٬‌ هردو طرف یک تکیه گاه مشترک دیگری دارند.

رجب طیب اردوغان با تکیه به مشروعیت صندوق رای که این همه سال او را در قدرت نگه داشته و در آخرین انتخابات ۵۰ درصد آرا را به او داد٬ مخالفان خود را یک مشت "خرابکار و تروریست" می خواند.

رهبران اخوان المسلمین هم آنهایی را که خواستار کناره گیری محمد مرسی از قدرت هستند٬ "قانون شکن" و گاهی هم "اوباش و اغتشاشگر" می خوانند که علیه کسی برخاسته اند که با بیش از ۵۱ درصد آرا در نخستین انتخابات آزاد در مصر٬ رئیس جمهور شده.

اظهارات اخیر آقای اردوغان نشان می دهد که او نه تنها در برابر معترضان کوتاه نخواهد آمد بلکه مصمم تر هم شده است.

حالا که کمتر از ۲۰ روز به سالگرد انتخاب محمد مرسی مانده، همه گروه های اسلامگرا در مصر، در حمایت از او و در مخالفت با کمپین "شورش" صف کشیده و می گویند، در حمایت از مشروعیت، در این روز به خیابان ها خواهند ریخت.

واقعیت تلخی که مخالفان نمی توانند آن را بپذیرند این است که هیچ سند قانونی در دست ندارند که به موجب آن محمد مرسی از قدرت کنار برود و انتخابات ریاست جمهوری زود هنگام برگزار شود. از همین جاست که اسلامگراها آن ها را متهم می کنند که در تناقض با خویشتن قرار دارند. اگر ملاک مشروعیت صندوق رای است،‌ پس کمپین "شورش" چه لزومی دارد؟

دستپاچگی لیبرال ها هم شاید به همین دلیل باشد.

حضور محمد مرسی برای سه سال دیگر در قدرت، به معنای ادامه حضور دراز مدت اسلامگراها در حکومت است، نه تنها در مصر، بلکه حتی در دیگر کشورهای بهار عرب؛ و از طریق همین صندوق رای، که حزب نمونه آنها،‌ حزب عدالت و توسعه ترکیه را هم در این همه سال در قدرت نگه داشته است.

به رغم اینکه برخی نظرسنجی ها از کاهش محبوبیت اخوان المسلمین - پس از یک سال حضور در قدرت - حکایت دارد، حتی خود رهبران مخالفان اذعان می کنند، اگر امروز انتخابات پارلمانی برگزار شود،‌ بازهم این گروه، اگر اکثریت مطلق را به دست نیاورد،‌ بیشتر کرسی ها را از آن خود خواهد کرد.

سکولارها حزب عدالت و توسعه ترکیه را متهم می کنند که با حضور دراز مدت خود در قدرت، یک "دیکتاتوری انتخاباتی" ایجاد کرده و زندگی سیاسی این کشور را دچار ایستایی ساخته در حالیکه یک جامعه دمکراتیک باید همیشه پویا و دینامیک باشد.

اما اگر در ترکیه، آنگونه که منتقدان مدعی اند، یک "دیکتاتوری انتخاباتی برقرار است، دستکم نظام ولایت فقیه حاکم نیست" که یک رهبر معنوی - سیاسی در آن حرف اول و آخر را می زند و به گفته منتقدان رئیس جمهوری ابزاری بیش در دست او نیست.

نگرانی لیبرال ها این است که "دیکتاتوری انتخاباتی" در مصر به یک " ولایت فقیه سنی" تبدیل شود؛ اخوانی ها نظام جمهوری اسلامی را الگوی خود قرار دهند و "مرشد" یا رهبر اخوان المسلمین همه کاره شود.

در هر تظاهراتی که برضد اخوان المسلمین برگزارمی شود، طنین شعار "یسقط، یسقط حکم المرشد" یا سرنگون باد حاکمیت رهبر اخوان المسلمین، همیشه به گوش می رسد.

از این منظر، اگر انتخابات ریاست جمهوری ایران برای سیاستمداران مصری بی اهمیت است، تحولات در درون حکومت جمهوری اسلامی ایران شاید برای نخبگان مصری خالی از اهمیت نباشد.