بررسی روزنامه‌های سه شنبه صبح تهران؛ ۲۱ خرداد

روزنامه‌های امروز تهران سه روز مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری مقالات و گزارش‌های خود را به حواشی این انتخابات و اظهار نظرهائی درباره لزوم ائتلاف در دو جبهه سیاسی اختصاص داده اند.

ادامه انتقادها از وضعیت وخیم اقتصاد کشور همچنان در این روزنامه‌ها ادامه دارد.

چه کسانی باید انتخاب شوند

Image caption تیتر و عکس صفحه اول خورشید، نشریه سازمان تامین اجتماعی

فرید مدرسی در اعتماد نوشته امروز در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری نه تنها آرایش سیاسی–گفتمانی نسبت به سال‌ها و دهه‌های گذشته و حتی دو سال گذشته تغییر کرده، بلکه اولویت‌های زندگی روزمره ما نیز به گونه‌یی متفاوت از گذشته شده است. امروز ما شهروندان ایرانی به دنبال نیازهای حداقلی یومیه خود هستیم و باید به پارادایمی به نام «انتخابات» به مثابه رفع این نیاز به صورت حداکثری بیندیشیم و از عرصه آرمانگرایی سیاسی به عملگرایی اجتماعی روی آوریم. رییس‌جمهور لااقل چهار سال آتی، رییس‌جمهور دوره گذار است و پیامبر آمال‌مان نیست، بلکه میراب روستایمان است.

نویسنده یاد آور شده نظام کنونی ایران بر اساس ولایت مطلقه فقیه و محوریت مقتدرانه ولی‌فقیه ترسیم شده است که هر آن کس بخواهد در ساختار سیاسی-حکومتی آن استقرار یابد و بر کرسی نشیند، باید این را قولا و عملا بپذیرد و هیچ زاویه‌یی با سکاندار این نظام نداشته باشد. البته نه تنها در چنین نظامی، بلکه در سازمان یا مجموعه‌یی که فردی با ریاست آن ناسازگار باشد، نمی‌تواند بر کرسی معاونت و مدیریت واحدی بنشیند؛ چراکه این اصطکاک اجازه هرگونه برنامه‌ریزی و اجرا را نمی‌دهد. با توجه به چنین مکانیسمی باید کاندیدایی مدنظر قرار گیرد که با نظام مسلط هارمونی و سازگاری داشته باشد.

مقاله اعتماد که در نهایت به انتخاب یکی از نامزدهای اصولگرا رغبت نشان داده به این جا رسیده که بر اساس تجربه سیاسی گذشته، به مدیری نیازمندیم که به دنبال رفتارهایی خارج از وظایفش نباشد؛ همچون نشستن بر کرسی ایدئولوگ یا نظریه‌پرداز یا پردازش سیاست‌هایی که بر اساس قانون در زمره وظایف رهبری است.

پیروزی بر ترس از شکست

Image caption تیتر و عکس فرهاد بابائی در صفحه اول اعتماد

سعید رضوی فقیه در مقاله‌ای در بهار نوشته از خرداد سال هشتاد به این سو، یعنی پس از گذشت دوازده سال و با برگزاری هشت انتخابات سراسری، اصلاح‌طلبان عملا و به هر سبب و علت هیچ تجربه‌ای از پیروزی نداشته‌اند. در دوازده سال گذشته حتی یک پیروزی نسبی و کوچک در کارنامه خود ثبت کنند. عاملی در کار بوده که اولا از ماه‌ها مانده به هر انتخابات نوعی افسردگی و بی‌میلی و کرختی سیاسی اصلاح‌طلبان را از نزدیک‌ شدن جدی و پرشور و برنامه‌ریزی شده به انتخابات باز دارد و ثانیا چند ماه مانده تا برگزاری انتخابات تازه مباحثات تردیدآمیز و وسواس‌مآبانه و همراه با رودربایستی در باب حضور یا عدم حضور شکل بگیرد و دست آخر هم در روزهای پایانی، تشتت و سردرگمی و شتابزدگی سبب شود که اصلاح‌طلبان با دهانی سوخته از‌ آش نخورده دوباره به حاشیه بازگردند.

به نظر این فعال اصلاح طلب: یک پیروزی در هر ابعادی می‌تواند انگیزه‌ای باشد برای رشد و شکوفایی جریان اصلاح‌طلبی در آینده، اما نباید از نظر دور داشت که پیروزی بر ترس از شکست که در جان ما ریشه دوانده و بعضی از ما را حاشیه‌نشین و بعضی دیگر را متزلزل و سرگردان و جمع ما را متفرق و پریشان کرده است از پیروزی در این انتخابات یا هر انتخابات دیگر و با هر شرایط دیگر، مهم‌تر است.

پوسترهای غرضی

مسعود مرعشی در ستون طنز بهار نوشته: مهندس غرضی در این انتخابات نوآوری‌های پرشماری را به نهاد انتخابات در سراسر کره خاکی افزودند. ما می‌خواهیم پوسترهای احتمالی طراحی‌ شده توسط طرفداران ایشان را مورد بررسی قرار دهیم:

عکس غرضی در مقابل کتاب تاریخ هرودوت: «مردی مقابل تمام تاریخ!»،‌ عکس غرضی درحالی‌که با عصبانیت یک زنجیر را پاره کرده: «لعنت به ما که این بلا را بر سر ملت آوردیم!»، پوستر عکس غرضی در کنار امیرکبیر و مصدق: «کسی که با برکناری‌اش قیمت جهانی نفت تغییر می‌کند»

پیش بینی دیگر طنزنویس بهار این است که هواداران عکس غرضی را پشت میز در حال جواب‌دادن به تلفن نشان دهند که می‌گوید: «ارتباط یک‌طرفه بس است، زین پس ارتباط دوطرفه؛ مردی که وزیر تلفن بود.» و ‌ عکس غرضی در حال کتک‌زدن پسرش: «مردی که اهل فامیل‌بازی نیست!»

اجماع اصلاح‌طلبان و تغییر معادلات

Image caption تیتر و عکس‌های صفحه اول قانون

اشرف بروجردی در مقاله‌ای در آرمان نوشته شرایط خاص اردوگاه اصولگرایان، بهترین فرصت برای اصلاح‌طلبان است که با توجه به اجماعی که بر سر حسن روحانی دارند، منسجم‌تر و همه‌جانبه‌تر تلاش کنند تا بتوانند شرایط را به سود خودشان پیش ببرند. اگر این اتفاق صورت نمی‌گرفت و اشتباه سال ۸۴ بار دیگر تکرار می‌شد، بزرگترین آسیبی که امکان داشت به اصلاح‌طلبان وارد می‌شد و چه اصلاح‌طلبان و چه هر دو نامزد دچار ضرر می‌شدند.

به نوشته این مقاله اما خوشبختانه جریان اصلاحات از تجربه انتخابات ریاست جمهوری نهم استفاده کردند و این بار با تشتت و چندپارگی به میدان نیامدند. همین اجماع سراسری یقینا باعث می‌شود تا اصولگرایان نگاهی دوباره به ائتلافشان داشته باشند.

به نوشته مقاله آرمان: اگر یک‌بار دیگر به مناظره‌های انتخابات یازدهم ریاست جمهوری بنگریم، متوجه خواهیم شد که اصولگرایان واقعا برنامه مدون و کارآمدی که مورد اجماع همگی آنها یا حداقل بخشی از آنها باشد، در دست ندارند. کما آنکه در مناظره‌ها اختلافات خیلی جدی و اساسی بین اصولگرایان و مخصوصا ائتلاف ۱+۲ که نزدیک‌ترین تفکر به هم بودند، خود را نشان داد.

مصطفی ایزدی هم در مقاله‌ای در شرق نوشته باید قبول کرد که ائتلاف در میان یک جمع، کار سختی است. هرچه این جمع کوچک‌تر باشد، ائتلاف، سخت‌تر است. البته هرکس در هر موقعیتی که باشد، به سختی، ترک موقعیت می‌کند. اما باید پذیرفت که شکست، سخت‌تر و تلخ‌تر است.

به نظر نویسنده مقاله شرق عقل می‌گوید هریک از نامزدها که پیش‌بینی می‌کند رای لازم را نمی‌آورد، کنار برود، اما احساس می‌گوید همه مردم ایران چنان می‌اندیشند که اطرافیان من می‌اندیشند. ناظر بیرونی می‌بیند که بسیاری از سینه‌چاکان حضوریافته در میتینگ‌های انتخاباتی و کسانی که در استقبال‌ها، کف‌زدن‌ها و مجالس سخنرانی‌ها شرکت می‌کنند، بین کاندیداها مشترک هستند. خیلی‌های‌شان تصمیم نگرفته‌اند که به چه کسی رای بدهند، خیلی‌های‌شان از جبهه رقیب آمده‌اند.

مسعود سلیمی در سرمقاله جهان صنعت نوشته در فاصله چهار روز مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری، نامزدها آخرین تیر ترکش خود را میان رای‌دهندگان رها می‌کنند. در این رهگذر و در جبهه اصولگرایان به غیر از غرضی که به نظر می‌رسد در حاشیه حرکت می‌کند، عقب‌نشینی حداد، یک ضلع «ائتلاف ۱+۲» به سود باقی اصولگرایان از رویدادهایی بود که تا حدودی وزنه گمانه‌‌زنی‌ها را بر هم زد.

به نظر نویسنده این مقاله استقلال‌طلبی عارف- اگر تا آخر کار بماند- در قیاس با عقب کشیدن حداد بیشتر به ضرر اصلاح‌طلبان خواهد شد چراکه حدادعادل خودش هم می‌داند در صورت ادامه حضور هم، آرای چندانی را به دست نمی‌آورد در حالی که حضور جداگانه عارف بالقوه می‌تواند از آرای روحانی بکاهد.

جهان صنعت در نهایت نوشته: در چهار روز مانده به آغاز رای‌گیری، شرایط به‌گونه‌ای است که اگر ائتلاف تازه‌ای شکل نگیرد، امکان رسیدن انتخابات به دور دوم وجود خواهد داشت که در این صورت، عدم پیوستن عارف- اگر تا آخر ادامه یابد- بالقوه می‌تواند تعادل را به ضرر اصلاح‌طلبان درهم بریزد، صدالبته ایران کشوری است که وقوع حوادث نامنتظره در آن بسیار قابل انتظار می‌نماید.

اما روزنامه کیهان به انتشار اخباری درباره نارضایتی هواداران اصلاحات از انصراف عارف ادامه داده و از قول آنها، بدون بردن نامشان نوشته روحانی مناسب اصلاح طلبان نیست.

این روزنامه برای اثبات این ادعا بخش‌هائی از سخنان حسن روحانی را درباره حوادث کوی دانشگاه چاپ کرده تا نشان دهد که وی با اصلاح‌طلبان جمع شدنی نیست.

یاس را نباید تئوریزه کرد

Image caption کارتون پیام برومند، اعتماد

محسن رنانی هم در مقاله‌ای در بهار نوشته روشنفکران نباید یأس را تئوریزه کنند؛ اتفاقی که در سال‌های اخیر افتاده، این بوده که یأس تئوریزه شده است. اگر بیمار یک پزشک با ۹۵‌درصد احتمال مرگ روبه‌رو است، پزشک باید بر همان پنج‌درصد درمان تمرکز کند و روشنفکران باید به‌عنوان پزشکان اجتماعی، متوجه این مسئله باشند.

نویسنده با اشاره به مشخصه اصلی سیاستمردان نوشته مثلا در همه دولت‌های گذشته، سیاست‌گذاران بین فرصت شغلی و اشتغال، تمایزی قائل نمی‌شدند. فرصت شغلی یعنی وام دادن تا عده‌ای بروند سر کار، اما همزمان یک عده‌ای در جای دیگر بی‌کار می‌شوند پس اشتغال عمومی بالا نمی‌رود یا این‌که فکر می‌کنند پخش‌کردن پول اشتغال ایجاد می‌کند؛ این یک خطای تاریخی است. مردم و سیاستگذاران هم فکر می‌کنند با وام‌دادن اشتغال ایجاد می‌شود و این اشتباه است؛ پول نمی‌تواند اشتغال ایجاد کند.

مقاله بهار تاکید کرده اشتغال محصول نظام سیاسی است، محصول دولت یا نظام بانکی نیست. اشتغال محصول سازگاری نظام سیاسی است. اگر چیدمان نظام سیاسی سازگار باشد اشتغال ایجاد می‌شود.

انتخابات افتصادی و انتخابات بدون فرهنگ

مینا خرم در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم در حالی به مرحله نهایی خود نزدیک می‌شود که شاید برای اولین‌بار در ایران، موضوعات اقتصادی مهم‌ترین دغدغه اکثریت قاطع رای‌دهندگان و کاندیداهای مختلف است. ایرانیان با مشکلات معیشتی مهمی دست به گریبان هستند که خصوصا در چند سال اخیر و با تشدید تحریم‌ها ابعاد جدیدتری یافته است.

به نوشته این مقاله مردم به سختی حرف کاندیدایی را باور می‌کنند که وعده «پایین آمدن قیمت دلار» یا «تولید میلیون‌ها موقعیت شغلی» یا «رفع سریع مشکل تورم» را ارائه دهد. واقعیت اقتصاد ایران، باید همه را به این باور برساند که مشکلات اقتصادی را کالبدشکافی کرده و برای درک پیچیدگی‌های آن تلاش کنند، سپس در فضایی سرشار از امید برای حل این مشکلات تلاش کنند.

در ادامه سرمقاله دنیای اقتصاد آمده: یکی از مهم‌ترین این مشکلات تلاطم بازار ارز است. از طرفی به نظر می‌رسد اقتصاد ایران به دنبال کاندیدایی می‌گردد که بتواند همزمان با مقابله دیپلماتیک چاره‌جویانه با تحریم‌های غرب از سیاست‌های مکمل اقتصادی نیز به گونه‌ای استفاده کند که ثبات پایدار به بازاری که در آن نرخ ارز به عنوان شاه نرخ اقتصادی تعیین می‌شود، برگردد.

رسول رخشا در مقاله‌ای در اعتماد نوشته: این روزها، روزهای سیاست است وبحث‌های داغ مربوط به انتخابات و حرف زدن از اینکه رییس‌جمهور آینده کیست. روز‌های اخباری که انگار با هر مضمونی شروع شوند لاجرم تحت سیطره و فرمان امر سیاسی قرار می‌گیرند. این روزها، روزهای گریز‌های ناگزیر هستند، از هر سو بگریزی باز هم انگار زیر سایه چتری قرار گرفته‌یی که سایبانش را تو انتخاب نکرده‌یی. این روزها، روزهایی هستند که تا نگذرند، روزهای دیگر ازبلاتکلیفی خود بیرون نمی‌آیند.

فرهنگ و هنر هم مثل باقی امور این روزها در اغمای ناخواسته خود فرو رفته است ولی در مناظرات تلویزیونی، نوع برخورد و نحوه نگرش نامزدها نسبت به مقوله فرهنگ، گفتن حرف‌هایی کلی بوده است که با وجود اختلاف نگرش‌های سیاسی و فکری میان آنها یک وجه مشترک بارز داشت که از قضا مایه اصلی نا امیدی و نگرانی اهالی فرهنگ را نیز شکل داد.

به نوشته مقاله اعتماد با وجود فیگورهای فرهنگی، اوج حرف‌های کاربردی و عملی در حوزه فرهنگ محدود شد به انتقاد یک، دو نفر از آقایان به مدیریت فرهنگی و اینکه فرهنگ باید به دست اهل فرهنگ بیفتد و تصمیم‌گیری آن راباید به مردم محول کرد و بعد اسم بردن از چند هنرمند مردمی و کمی جلوتر از آن، اعتراض به سانسور و ممیزی و اینکه سانسور مانع بزرگی است در راه خلاقیت و آزادی مورد نیاز آفرینش هنری.

پاتایا، و آب بستن در طنز

ایمان پیربرناش در صفحه طنز قانون نوشته: حالا که طنز سیاسی خز شده، می‌توانیم خیلی راحت تور جهانگردی راه بیندازیم و برایتان از ویژگی‌های کشورهای دوست و همسایه بنویسیم. در این شماره به کشور اتوبان‌پرور و معبدهای خفن یعنی تایلند سفر خواهیم کرد. تایلند دارای صنعتی بسیار قوی است که از این صنعت درآمد بسیاری کسب کرده و خواهد کرد. ایرانی‌ها، اعراب و هندی‌ها از جمله مردمانی هستند که پس از آشنایی با صنعت این کشور، علاقه خاصی به صنعت پیدا کرده‌اند و کلا صنعتی شده‌اند. آنها هر چقدر صنعتی می‌شوند سیر نمی‌شوند!

به نوشته این طنزنویس: تایلندی‌ها صنعت را سر سفره مردم آورده‌اند و شما خانواده‌ای در این بلاد پیدا نخواهید کرد که صنعتی نباشد. از جمله شهرهای استراتژیک تایلند، بانکوک است که به معنای شهر فرشته‌هاست. دوستانی که به این کشور سفر کرده‌اند متفق‌القول بر این باورند اگر بانکوک شهر فرشته‌هاست، قطعا پاتایا شهر خیلی فرشته‌هاست.

احسان پیربرناش در طنزانه قانون برای نشان دادن محدودیت طنز سیاسی نوشته: آب مایه حیات است. ما برای ادامه حیات به آب نیاز داریم. ما به صفحه آب می‌بندیم برای ادامه حیات. گفتن ندارد، خودتان دارید می‌بینید.

بر این اساس طنزنویس ادامه داده:حجم دو سوم زمین آب است که آب است، حجم کل این صفحه آب است ما صدایمان در نمی‌آید. زمین جلوی ما عددی نیست. ما در خانه آب داریم. ما در حیاط آب داریم. ما چقدر آب داریم.

کارتون روز

Image caption کارتون هادی حیدری، شرق

مطالب مرتبط