اولین پیام انتخابات ۹۲ تعادل و تغییر است

اولین پیام انتخابات تغییر و تحول و چیرگی عقلگرایی بر آرمان‌گرایی در سیاست ایران است.

آنچه می‌توان از نحوه مشارکت مردم، رفتار نامزدها و روش حکومت آموخت این است که مردم تغییر می‌خواهند.

البته ماهیت این تغییر صددرصد روشن نیست ولی می‌توان گفت که طبیعتی تدریجی، مسالمت آمیز و قانونی دارد.

این قصه "تغییر تدریجی و معقول" برتری دارد بر روایت‌های دیگری که در انتخابات شنیدیم، از جمله گفتمان وفاداری به نظام، مبارزه طبقاتی، جهاد مذهبی، مبارزه با دیکتاتوری و یا مبارزه قومی.

آشتی مردم با صندوق رای

مردم می‌توانستند رای ندهند ولی دادند. مردم صندوق رای را به عنوان روش مبارزه سیاسی برگزیدند هر چند خط قرمزها و محدودیت‌های حاکم (از جمله فضای سانسور و رد صلاحیت‌ها) غیر قابل انکار است.

رای مردم به صندوق رای به عنوان روش برتر بخصوص با توجه به ناآرامی‌ها و تلخی‌های بعد از انتخابات ۸۸ اهمیت پیدا می‌کند.

نمی‌توان فکر و اندیشه تک‌‌تک رای دهندگان را تشخیص داد ولی می‌توان دید که حداقل در شرایط فعلی، آنها این نوع مبارزه سیاسی را به نافرمانی مدنی، لشکر‌کشی خیابانی و یا مبارزه قهرآمیز، ترجیح داده‌اند.

ققنوس خط میانه

جناح میانه نظام سیاسی، که هاشمی رفسنجانی شخصیت متشخص آن است، پس از سال‌ها سکوت مانند ققنوس سربکشید.

شانزده سال بود که جناح میانه در گوشه صحنه سیاست آرام نشسته و صبورانه در انتظار بازگشت تسبیح می‌چرخاند.

آنچه این جناح را متشخص می‌کند تعقل در روش، اعتدال دینی در سنت و ساختمان زیربناهای مدرن برای آینده است. در عین حال، توسعه سیاسی را در دستور کار خود، هرچند نه در صدر آن، دارد.

در فصل پیش‌رو، موقعیت بینابینی این جناح به آن فرصت می‌دهد که در گفتگو و معامله با جناح‌های اصلاح‌طلب و اصولگرا قدرتمند باشد.

اصولگرایان: قدرتمند ولی متفرق

چند ماه مبارزه انتخاباتی نشان داد که اصولگرایان همچنان نیرومندترین جناح سیاسی مملکتند. اگر آیت‌الله علی خامنه‌ای و بیت او را هم یک محور اصولگرا فرض کنیم می‌توان گفت که عملا تمام ارکان مملکت در دست آنهاست. جایی در راس و بدنه نظام نیست که اصولگرایان در آن حضور نداشته باشند.

اما در همین حال تغییرات عمده‌ای در دل این جناح جریان دارد که خود را به شکل حضور چند نامزد انتخاباتی و تفرقه سیاسی نشان می‌دهد.

شاید مهمترین ویژگی این تغییر درونی در قدرت گرفتن اصولگرایان جدید (یعنی محمد باقر قالیباف و محسن رضایی) در برابر اصولگرایان سنتی (مانند حداد عادل و علی اکبر ولایتی) است.

بازگشت رسمی اصلاح‌طلبان

اصلاح طلبان رسما به صحنه سیاست بازگشته‌اند. درحالیکه چهار سال تندروها ادعا می‌کردند تابوت اصلاح‌طلبی را میخ زده و به خاک سپرده‌اند این انتخابات ثابت کرد که اصلاح‌طلبان رفتنی نیستند.

اصلاح‌طلبان علی رغم اختلافات درونی، که بخصوص در قبال روش حضور در این انتخابات مشهود شد، از فرصت رقابت انتخاباتی استفاده کردند، آرام پیش آمدند و در میدان اصلی سیاست از جا برخواستند.

اما در روند ترمیم آسیب‌های ناشی از انتخابات ۸۸، اصلاح‌طلبان تغییراتی را پذیرفته‌اند.

یکی اینکه احیای خود را در ائتلاف با جناح میانه و به رهبری جناح میانه بدست آورده‌اند. دیگر اینکه اصلاح‌طلبان ۹۲ باید با اصلاح‌طلبان ۸۸ فرق داشته باشند تا بتوانند در بازار مکاره سیاست نقش ایفا کنند.

شکست حزب الله و جناح دست‌راست

جریان دست راستی یا حزب اللهی که نماینده عالیرتبه آن محمود احمدی نژاد و سعید جلیلی بودند، در این انتخابات شکست سختی خوردند.

آقای احمدی نژاد حتی نتوانست نماینده خود را به صحنه رای‌گیری بفرستد و آقای جلیلی اندک زمینه مشترکی با اصولگرایان جدید، یعنی آقایان قالیباف و رضایی، یافت.

تناست قوا در اردوی محافظه‌کار تغییر کرده است. پس از هشت سال تسلط بر قوه مجریه و استفاده از تندروترین و تهاجمی‌ترین روش‌ها در داخل و خارج کشور، اکنون به نظر می‌رسد که دست‌راستی‌های حزب الهی، بازی را واگذار کرده‌اند.

مطالب مرتبط