پیروزی روحانی؛ شگفتی انتخاباتی تا کی؟

رأی دهنده
Image caption واکنش حاکمیت به تصمیم رأی دهندگان چه خواهد بود؟

از دوم خرداد ۱۳۷۶ تا ۲۴ خرداد ۱۳۹۲، پنج دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار شده و در این میان، تنها یک دوره از انتخابات در سال ۱۳۸۰، بدون شگفتی و غافلگیری و با نتایج قابل پیش‌بینی به پایان رسیده است.

در دوران ۲۵ ساله رهبری آیت الله علی خامنه ای، به جز دو دوره انتخابات ریاست جمهوری نخست که در آنها، اکبر هاشمی رفسنجانی نامزد پیروز رقابتی آسان و بدون دشواری بود، و انتخابات دومین دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی در سال ۱۳۸۰، سرنوشت دیگر رقابت های انتخابات ریاست جمهوری در آخرین لحظات و به شکلی ناهمخوان با تصور و پیش بینی های فراگیر تعیین و اعلام شده است.

همین نگاه آماری، تایید می کند که غافلگیری و شگفتی همگانی نه پدیده ای استثنایی، بلکه همچون امری ثابت و معنابخش عملا به یکی از خصلت های پایدار انتخابات در جمهوری اسلامی بدل شده است.

مهم ترین عامل این شگفتی، رودر رویی خواست اکثریت با خواست حاکمیت و چگونگی مواجهه حاکمیت با رای و نظر اکثریت بوده است. اکنون به نظر می رسد که در چشم گروه بزرگی از شهروندان ایرانی با انتخابات ۲۴ خرداد ۱۳۹۲، توازنی در این میان برقرار شده و از چهار دوره انتخابات، دو بار حاکمیت نظر و خواست اکثریت را پذیرفته و دو بار در سال های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸، به گفته آنها، از پذیرش آن سر باز زده است.

گستره دامنه شگفتی و غافلگیری، به این عنصر اهمیتی دو چندان می دهد. در هر چهار دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال های ۱۳۷۶، ۱۳۸۴، ۱۳۸۸ و ۱۳۹۲، نه تنها رای دهندگان و بسیاری از ناظران و تحلیلگران، بلکه حتی خود نامزدهای حاضر در رقابت های انتخاباتی نه تنها اغلب منتظر شنیدن نتایج رسمی اعلام شده نبوده اند، بلکه آماده درک و پذیرش آن نیز نبوده اند.

سلسله شگفتی ها

در سال ۱۳۷۶، بدون آنکه سابقه ای روشن و یا نمونه ای تاریخی از تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری در افکار عمومی وجود داشته باشد، تصور رایج این بود که حاکمیت آراء محمد خاتمی را به سود علی اکبر ناطق نوری خواهد خواند و با تقلب، از پذیرش رای اکثریت رأی دهندگان سر باز خواهد زد. وضعیت جامعه در چند روز قبل از دوم خرداد، نه تنها رأی دهندگان بلکه حتی محمد خاتمی و هوادارانش را که بدون امید به پیروزی وارد رقابت های انتخاباتی شده بودند، قانع کرده بود که آقای خاتمی پیروز واقعی انتخابات خواهد بود، اما نگرانی از اینکه نامزد مطلوب آیت الله خامنه ای به عنوان نامزد پیروز معرفی شود، چندان زیاد و گسترده بود که اعلام رسمی پیروزی محمد خاتمی، به کلی دور از انتظار قلمداد شد.

در سال ۱۳۸۴، اما در روندی به کلی غیرقابل پیش بینی، محمود احمدی نژاد که چهره ای ناشناخته با وزنی اندک در صحنه سیاست جمهوری اسلامی محسوب می شد، در مقابل رقبایی بسیار شناخته شده تر با وزن و پیشینه ای به مراتب بیشتر، به عنوان نامزد پیروز معرفی شد. اعلام این نتیجه هرگز از سوی رقبا، از جمله مهدی کروبی و اکبر هاشمی رفسنجانی به رسمیت شناخته نشد.

این وضعیت در سال ۱۳۸۸ آن چنان تشدید شد که رای دهندگان حیرت زده و غافلگیر شده را به خیابان ها کشاند تا رای خود را پس بگیرند.

در سال ۱۳۹۲ این روند ادامه یافت. در هفته های اخیر بسیاری از رای دهندگان، مخصوصا با ارجاع به دو دوره قبلی از احتمال مقاومت حاکمیت در پذیرش رای اکثریت و اعمال تقلب گسترده سخن می گفتند.

Image caption جشن پیروزی روحانی

در پی جلوگیری از نامزدی محمد خاتمی، رد صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی و کناره گیری محمد رضا عارف، در آخرین روزهای رقابت های انتخاباتی از حسن روحانی به عنوان دورترین نامزد حاضر در صحنه از هسته مرکزی قدرت یاد می شد و بار دیگر موج گسترده حمایت از او در آخرین روزها در جامعه شکل گرفت؛ با این همه، خیلی ها اعلام پیروزی او از سوی حاکمیت را بعید می دانستند.

اما در میان ناباوری این عده، دست کم از نگاه آنان که شنبه شب را در خیابان ها و شهرهای ایران به شادی و جشن گذراندند، به نظر می رسد که انتخابات ۹۲، یادآور انتخابات ۷۶ شده است.

اما چرا ناباوری، شگفتی و غافلگیری و غیرقابل پیش بینی بودن، به خصلت های سیاست در جمهوری اسلامی بدل شده است، به ویژه هنگامی که سیاست به عرصه عمومی عرضه می شود؟ پیامد چنین فرآیندی چه می تواند باشد؟ و تا کجا و کی می توان در چنین مسیری حرکت کرد؟

فرصت

در غیاب احزاب پایدار سیاسی و رقابت های حزبی، سیال و موقتی بودن ائتلاف ها و حتی جبهه بندی ها، نبود سازمان یافتگی نیروهای اجتماعی و ضعف نهادهای مدنی مستقل از حاکمیت، نبود رسانه های مستقل و آزاد، شفاف نبودن فرآیندهای تصمیم گیری در راس هرم قدرت و سیال بودن تصمیمات حتی کلان در هسته مرکزی قدرت، موجب می شود که نه تنها امکان ارایه تصویری نزدیک به اتفاقات در حال وقوع برای ناظران و افکار عمومی به حداقل برسد، بلکه موجب می شود که حتی بازیگران اصلی حاضر در قدرت نیز، تا آخرین لحظات قادر به درک و پیش بینی روند رویدادها نشوند.

در مقابل و در شرایطی متفاوت، یعنی هنگامی که مواجهه آراء اکثریت شهروندان و نهادهای قدرت بر قواعد و قوانین شفاف و مورد اجماع استوار است و نهادهای مستقل و مدنی و رسانه های آزاد، قادر به انجام وظایف خود هستند، عنصر شگفتی، غافلگیری و ناباوری کمرنگ تر می شود و در برابر، درک مشترک از واقعیت موجود، امکان برقراری گفت و گو برای تثبیت یا تغییر آن را فراهم می آورد.

در انتخاباتی با ویژگی هایی از این دست، نتایج کمتر در آخرین روزها و دقایق مشخص می شود و مهم تر از آن، اعلام نتایج شمارش آرا کمتر به بهت و حیرت می انجامد؛ بهت و حیرتی که گاه به صورت خشم و اعتراض جلوه می کند و گاه به صورت جشن و شادمانی.

نتیجه چنین وضعیتی آن است که دغدغه اصلی دیگر چگونگی برگزاری و اعلام نتایج انتخابات و نگرانی از امکان تحقق اعمال حق رای اکثریت شهروندان نیست و در مقابل، هر دو طرف بیشتر به توانایی ها و برنامه های نامزد پیروز در پاسخگویی به خواسته اکثریت می اندیشند.

Image caption موج حمایت از آقای روحانی در آخرین روزهای منتهی به انتخابات بالا گرفت

در نبود اطلاعات و شفافیت، هر کس از ظن خود یار کسی می شود. اغلب توقعات و خواسته ها و آرزوها با واقعیت بیرونی همخوان و همساز نیستند و نه نامزد پیروز و حامیانش دقیقا می دانند که از هم چه می خواهند و تا کجا می توانند در کنار هم بمانند و نه قدرت مستقر، به شکلی شفاف و قاعده مند تکلیفش را با رای اکثریت و اراده ملت روشن می کند.

به همین دلیل، به نظر نمی رسد که بدون پاگیری احزاب ماندگار در عرصه سیاست در ایران و از آن مهم تر، بدون تقویت جامعه مدنی و نهادهای مدنی مستقل از حاکمیت از یک سو و تجدید نظر هسته مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی در تنظیم مناسبات خود با صندوق رای، باید انتظار داشت که شگفتی و غافلگیری با همه محاسن و معایبش، همچنان خصلتی درهم آمیخته با "عمل سیاسی" باشد.

آیا تجربه های تاریخی سرانجام رهبران جمهوری اسلامی را متقاعد می کند که شفافیت و پایبندی به قراردادی مورد وثوق و اجماع با ملت، کم هزینه ترین و در عین حال موثرترین و پایدارترین راه برای استقرار ثبات، کاهش تهدیدها و فزونی فرصت هاست؟

امید و شادمانی دوباره ای که از روز شنبه در ایران به دنیا آمده، شاید فرصتی باشد که به سیستم مستقر این اجازه را می دهد تا خود، به دست خود، پل های آسیب دیده اعتماد و رابطه حاکمیت- ملت را ترمیم کند و روندهای پیشین و موجود را تغییر دهد.

گروه بزرگی از مردم ایران، رای و خواست خود را بار دیگر، روز جمعه در پای صندوق رای و روز شنبه در خیابان ها فریاد کشیده اند. آنها گام خود را برداشته اند؛ مسئولیتی بزرگ را بر دوش رییس جمهوری منتخب خود گذاشته اند و اکنون، بار دیگر، به هسته مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی فرصت داده شده است تا نشان دهد قصد دارد به کدام سو حرکت کند.