بررسی روزنامه‌های صبح چهارشنبه تهران؛ ۲۹ خرداد

روزنامه‌های امروز صبح در صفحات اول خود عکس‌هائی از شادمانی مردم به خاطر پیروزی تیم ملی فوتبال ایران چاپ کرده و از آن به عنوان دومین جشن بزرگ مردم در این هفته یاد کرده‌اند؛ جشنی که یک روز بعد از جشن‌های خیابانی برای انتخاب نماینده اعتدال‌گرایان که با حمایت اصلاح‌طلبان روی کار آمده، شور و شوق را به خیابان‌های کشور برگرداند.

Image caption جشن پیروزی فوتبال، مردم در خیابان، صفحه اول شرق

انتظارات از دولت حسن روحانی و نقد عملکرد و تندروی‌های دولت احمدی‌نژاد از جمله دیگر مطالب این روزنامه‌هاست.

فوتبال، دومین حادثه خوب هفته

علی عالی در مقاله‌ای در اعتماد ضمن اشاره به پیروزی تیم ملی فوتبال ایران در بازی‌های مقدماتی جام جهانی نوشته کار تازه آغاز شده است، مثل انتخابات ریاست‌جمهوری که تازه در ابتدای فعالیت برای تاثیرگذاری بیشتر ساختن آینده است. ما نباید به این پیروزی‌ها و موفقیت‌ها دلخوش باشیم و برنامه‌ریزی را باید از همین امروز آغاز کنیم.‌پیروزی‌ها هم معطوف به عملکرد مدیران نیست چرا که ساختاری مقتدر وجود ندارد. هرچند ما در هر دو بازی توانستیم کره‌جنوبی را شکست دهیم اما برتری فنی آنها قابل کتمان نیست.

به نوشته این مقاله هرچند کره‌ای‌ها ۶ امتیاز به ما داده‌اند ولی امروز صنعت کشتی‌سازی آنها در رتبه سوم جهانی قرار دارد و حتی صنعت فولاد آنها موجب ورشکستی امریکا شده بود. این پیروزی‌ها هرچند خوشحال‌کننده است اما نباید «جوگیر»مان کند. جوگیرشدن یعنی تظاهر کردن، تظاهر به داشتن چیزهایی که مورد توجه دیگران است و شاید از امروز بسیاری سوار بر این موج شوند.

سعید فائقی در مقاله‌ای در شرق، سخن جواد نکونام کاپیتان تیم ملی فوتبال را نقل کرده که بچه ها هم‌قسم شده‌اند حماسه‌ای را که مردم در روزهای گذشته ساختند تکرار کنند و بعد از آن نوشته فوتبال آینه‌ای تمام‌نما از وضعیت اجتماعی کشور است. فوتبال و اجتماع متقابلا از همدیگر تاثیر می‌پذیرند و این‌بار این پیروزی اراده اجتماعی مردم ایران بود که موفقیت در زمین سبز را رقم زد. وقتی همگرایی اجتماعی در جریان پیش و پس از انتخابات در شهرهای کوچک و بزرگ کشور حادث شد، این همگرایی به تیم‌ملی هم تعمیم پیدا کرد.

معاون پیشین سازمان تربیت بدنی در ادامه مقاله شرق نوشته فوتبالیست‌ها در زمره باهوش‌ترین ورزشکاران و حتی باهوش‌ترین افراد جامعه هستند و از ضریب هوشی بالایی برخوردارند. آن‌ها بسیار زودتر از بعضی مسئولان و مدیران، نبض جامعه و حرف مردم را می‌فهمند. این را بارها نشان داده‌اند و حالا دوباره اثبات کرده‌اند.

چیا فوادی در سرمقاله جهان صنعت نوشته‌بوق‌ها به صدا درآمد، پرچم‌ها بیرون آمد، ملت خندید، انگشت‌های ویکتوری با پرچم سه‌رنگ مزین شد، صدای بوق کرکننده نیست در یک هفته دو جشن همه را به اوج شادی برد. ما باید می‌بردیم. ما باید کره را آب می‌کردیم، ما باید سوار بر کره به جام جهانی می‌رفتیم.

به نوشته این کارشناس فوتبال وقتی این ایرانی دور از وطن، این قوچانی اهل خراسان، توپ را قاپید و خدادادوار به سمت دروازه بان کره رفت، یک ضربه کات‌دار، منحنی‌وار وارد دروازه شد. مزدک میرزایی فریاد زد ایران در این لحظه روی هواست و ما روی زمین نبودیم. همه می‌دانستند این گل پاسخی ندارد. دیروز همه زدند و رقصیدند. سامبا و غیر سامبا ندارد. حرکات موزون مردم، خنده‌ها می‌خنداند. اشک شوقی هم اگر ریخته شد در خانه‌ها ریخته شد. وای، چند سال بود نخندیده بودیم. چند سال بود جیغ بنفش نکشیده بودیم. بچه‌ها متشکریم.

Image caption نیم‌صفحه اول روزنامه قانون

سعید سلیمان‌پور ارومی در شعری در تهران امروز سروده:

گل سرخ و سفید و ارغوانی/ دلا، رو کن به شور و شادمانی سپس با بچه‌های تیم ‌ملی/‌بزن با هم بریم جام‌جهانی همه جنگنده و اهل نبردید/ ز هیبت توی بازی شیرمردید همیشه شاد باشید ای دلیران/ که قلب ملتی را شاد کردید دلا، آماده شو با بوق و پرچم / که امشب موقع جشن صعود است

درس‌هایی از انتخابات

بیژن عبدالکریمی در مقاله ای در شرق نوشته به نظر می‌رسد، برای نخستین بار جامعه ما وارد این روند میمون و مبارک شده است که بتواند این شکاف اجتماعی و تاریخی را به‌منزله یک امر طبیعی تلقی کند.‌ساختار سیاسی و رییس‌جمهور آینده کشور باید بدانند بخش قاطع آرا متعلق به بخشی از جامعه است که آرا، خواست‌ها و تمایلات آنها همواره به بهانه‌ها و توجیهات سیاسی مختلف و... نادیده گرفته شده است. این نادیده‌گرفتن نه حقیقت است و نه مصلحت. امروز یکی از بزرگ‌ترین مصلحت‌ها برای کشور گشوده‌شدن نگاه‌ها به این بخش بزرگ و قاطع جامعه است.

به نوشته این استاد دانشگاه: ساختار سیاسی و رییس‌جمهور آینده کشور باید بتوانند زمینه‌های دیالوگ حقیقی میان این دو بخش شکاف اجتماعی را، به‌منظور نیل به یک وحدت اجتماعی راستین و تحقق حقیقی نهاد دولت- ملت، فراهم آورند. خطاهای مکرر گذشته درخصوص ضربه‌زدن به این روند نوپا نباید تکرار شود.

مقاله شرق نتیجه گرفته: ساختار سیاسی و رییس‌جمهور آینده کشور باید بدانند که مسایل و بحران‌های جاری ایران صرف پاره‌ای مسایل سیاسی، اقتصادی، یا حقوقی نیست (اگر چه به‌هیچ‌وجه، وجود هیچ‌یک از این سنخ از مسایل را در جامعه نمی‌توان نادیده گرفت). آنچه بیش از هر چیز در این میان غیاب آن احساس می‌شود وجود یک «گفتمان نظری» شایسته و مناسب برای ایجاد و تداوم‌بخشی به وحدت ملی در کشور است.

عماد افروغ به اعتماد گفته وقتی جامعه‌ای پیرو یک اتفاق شاد می‌شود، این شادی چه صادق باشد و چه کاذب باید دلایل آن را شناخت تا بتوان برای بقای آن برنامه‌ریزی کرد. موانع آن را دید و پیش از به وجود آمدن فضای یأس آن موانع را از بین برد. اگر جامعه امروز به نظر شادتر از قبل می‌رسد، برای تداوم این فضا باید ریشه و عامل این شادی را پیدا کرد. باید دید مردم به چه امیدی شاد شده‌اند تا برای تحقق آن امید و آرزو تلاش کرد.

شور امروز معطوف به اهداف و نیازهای برآورده نشده‌ای است که برآورده کردن آن اهداف ضامن بقای این فضاست. باید دلیل این شادی فراگیر را با یک نظرسنجی و تحقیق علمی مشخص کرد. تحقیقی بعد از یک دوره انتخابات انجام شد که نشان می‌داد برخلاف تصور مسوولان، انتظار و امید مردم کسب آزادی اجتماعی و سیاسی نبود. این تحقیق می‌گفت که رای‌دهندگان امید به تغییر وضعیت اقتصادی داشتند.

داریوش شایگان، فیلسوف ایرانی در توصیف اوضاع و احوال این روزهای کشورگفت: این روزها بسیارخوشحالم و این خوشحالی را ناشی از خوشحالی مردم که منتج از نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری است می‌دانم.

به نوشته اعتماد دکتر شایگان با مخمصه‌خواندن شرایط مردم ایران در سال‌های اخیر، به پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری اشاره و ابراز امیدواری کرد: با تغییرات جدیدی که در کشور رخ داده است شاهد وضعیت بهتری در اوضاع فرهنگی، اقتصادی و روابط خارجی ایران باشیم.

Image caption کارتون جمال رحمتی، اعتماد

اقتصاد و دولت دکتر روحانی

حسین عبده‌تبریزی در مقاله‌ای در اعتماد نوشته سرمایه اجتماعی عظیمی بعد از انتخابات خرداد ۱۳۹۲ ذخیره شده است. به‌اتکای این سرمایه، دکتر روحانی باید با مردم بدون ‌نگرانی با راستی سخن بگوید. به آنان بگوید که در سال ۱۳۹۲ اقداماتی اساسی صورت خواهد گرفت، اما نتایج آنها تا حداقل دو سال به بار نخواهد نشست. نحوه گفتن این حقایق امری سیاسی و در تخصص اوست. اما ارائه هر نوع گزارش دلخوش‌کننده‌ای به‌مردم، مبتنی بر اینکه ظرف دو یا شش ماه یا حتی ۱۲ ماه، نتایج اقدامات به ‌ثمر می‌نشیند، خلاف واقع بوده و سرمایه اجتماعی گردآوری‌شده را مستهلک می‌کند.

این استاد دانشگاه یادآور شده: حوزه تمرکز و تخصص شخصی رییس‌جمهوری عرصه سیاسی و بعد از آن میدان فرهنگ است. در میدان اقتصاد، وی دانشی عمومی دارد. به‌اتکای حس کنجکاوی فردی و دانش عمومی، موضوعات پیچیده جاری اقتصاد ایران را چگونه باید حل‌ و فصل کرد؟ گام نخست در این راستا انتخاب همکاران است. مهم‌ترین افراد عرصه اقتصاد در کابینه، رییس کل بانک مرکزی، وزیر اقتصاد و رییس سازمان برنامه هستند که باید راه‌حل‌های آزمون‌شده‌یی را برای مشکلات جاری اقتصاد کشور ارائه کنند. این همکارانند که با گفتمان دولت جدید، باید رویکردی تازه ارائه کنند و از ثبات، اعتماد، رشد و کنترل تورم صحبت کنند.

در آخر مقاله اعتماد آمده: تیم اقتصادی دولت جدید‌باید بتواند مسائل اصلی اقتصادی کشور را با سرعت شناسایی کند و در طول سال اول فعالیت دولت به اجرا درآورد، اگر اجرای سیاست‌ها به سال‌های سوم و چهارم محول شود، آنگاه با اطمینان می‌شود گفت که هیچ سیاست فعال و درستی به‌اجرا درنخواهد آمد.

عبرت از گذشته، امید به فردا‌

علی ودایع در سرمقاله مردم‌سالاری با بررسی کارنامه دولت احمدی‌نژاد نوشته بیت‌المال متاع پرارزشی است که هیچ‌کس به صرف داشتن یک مقام خاص نمی‌تواند از جیب مردم ایران بی‌حساب و کتاب هزینه کند. برخی در آینده نزدیک باید در جایگاه متهم درباره کارهایی که کرده‌اند، پاسخگو باشند. آنانی که از صراط مستقیم منحرف شدند نمی‌توانند بدون آنکه حساب خود را تسویه کنند در این مملکت جایی داشته باشند. که اگر این گونه شود موریانه‌ها به جان ایران می‌افتند و بنیان اعتماد به آن را سست و نابود می‌کنند.

در دولت های نهم و دهم، اشتباهاتی استراتژیک روی داد که باید آنها را تصحیح کرد. انحلال سازمان برنامه و بودجه، یک تراژدی مدیریتی در کشور بود که علی‌رغم تجربه کشورهای مختلف توسعه یافته و اهمیت آن برای پیشرفت کشور روی داد. این‌سازمان قلب تفکر کشوری است که براساس سند چشم‌انداز تا سال ۱۴۰۴ باید به یک قطب توانمند در قلب خاورمیانه تبدیل شده باشد و رنسانس مدیریتی می‌تواند برای حل معضلات کشور گره‌گشا باشد.

ادغام وزارت خانه‌های نامرتبط آنهم به صورت خلق الساعه بعد دیگر اشتباهات مدیریتی است که نمود آن را در عملکرد وزارتخانه‌های مذکور می‌توان مشاهده کرد.تاریک‌ترین عملکرد دولت دهم درباغ ملی بود؛ وضعیت دیپلماسی خارجی ایران به رغم اقتدار نام جمهوری اسلامی ایران، فاجعه‌آمیز بود. سنگالیزاسیون منوچهر متکی، دردسرهای رنگا‌رنگ دیپلمات‌های ایرانی و در نهایت تنزل روابط دیپلماتیک ایران با کشورهای جهان و محدود شدن به چند کشور دسته چندم مشتی از نمونه خروار دیپلماسی پرغلط دولت دهم بود.

حرف‌های قشنگ

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم‌سالاری نوشته: این چند روزه حرف‌های قشنگی زده می‌شود. مثلا بعضی‌ها یادشان آمده که حسن‌روحانی «عضو محترم جامعه روحانیت مبارز» است و با کمال انصاف و برادری، به روی خود نمی‌آورند که چهار سال است که وی به همراه هاشمی و ناطق نوری در جلسات این جامعه شرکت نمی‌کرده و کسی هم سراغ آن را نمی‌گرفته است !

یکی از سایت‌ها هم به‌شدت اعلام کرده حیف بود جلیلی رئیس‌جمهور شود، یک کاندیدای ائتلافی– انصرافی که از بس سبد رایش پر بود ، وقتی انصراف داد انتخابات آخ هم نگفت، از رئیس‌جمهور خواسته که روش و منش مستقل و معتدل خود را به اثبات برساند. همه از او پرسیده اند: چه جوری ؟ وی گفته است: در انتخاب همکاران و اداره قوه مجریه.

در ادامه طنز مردم‌سالاری آمده: واقعا خوب است که بعضی‌ها بعد از انتخابات با این حرف‌های قشنگ روحیه خود را حفظ می‌کنند، فقط خدا کند این روحیه باقی بماند، چون جامعه طنزپردازان با توجه به پایان دولت فعلی خیلی نگران آینده خویش است و نمی‌داند که آیا واقعا در آینده نزدیک می‌تواند مثل این روزها دست دراز کند و از بین رفتار و کردار و گفتار، هزاران سوژه پیدا کند؟

کارتون روز

Image caption کارتون فیروزه مظفری، شرق

مطالب مرتبط