انتخابات زاویه‌ دار: ایرانیان به چه کسانی رای می‌دهند؟

رای گیری در ایران
Image caption رفتار انتخاباتی ایرانیان تحت تاثیر عواملی قرار دارد که خاص شرایط تاریخی و ساختار اجتماعی این کشور است

در کشورهای دارای نهادهای انتخابی، تدوین الگوی رفتار انتخاباتی مردم در سیاست نظری و کاربردی رواج دارد.

چنین الگوهایی شامل عوامل یا "متغیرهای" موثر بر گرایش رای‌دهندگان و ارتباط این متغیرها با یکدیگر است و برای پیش بینی و تبیین نتایج انتخابات به کار می‌رود.

طبیعی است که هرچه شناخت این متغیرها بیشتر، مشارکت سیاسی مردم عقلایی‌تر و تغییر ساختاری جامعه از لحاظ جمعیتی، اقتصادی و فرهنگی ملایم‌تر باشد، ساختن این الگوها ساده‌تر و قدرت "تبیین و پیش‌بینی" آنها بیشتر است.

در کشوری مانند ایران، با روند سریع تحولات ساختاری، اختیارات محدود نهادهای انتخابی و نحوه خاص برگزاری انتخابات، روش‌ مورد استفاده در کشورهای پیشرفته چندان مفید نیست و باید چارچوب و عوامل متفاوتی را در ساخت انگاره انتخاباتی منظور کرد.

ذهنیت سیاسی

در جوامعی که با محدودیت آزادی بیان و اجتماع و کمبود آموزش سیاسی دست به گریبان هستند، "ذهنیت سیاسی" یا نگرش مردم نسبت به جایگاه و نقش حکومت یکی از عوامل نسبتا با ثبات است که بر عمل سیاسی، از جمله رفتار انتخاباتی مردم تاثیر می‌گذارد.

ذهنیت سیاسی حاصل تعقل‌گرایی نیست بلکه از استنباطی سنتی از سیاست ناشی می‌شود که به نوبه خود، در تجربه تاریخی، چه تاریخ واقعی و چه اسطوره ای، ملت ریشه دارد.

ملت ایران در بخش بزرگی از تاریخ چهارده قرن گذشته خود، شاهد تسلط اشغالگران خارجی و حکام سرکوبگری بوده که از نظر مردم، دارای حق مشروع حاکمیت نبوده‌اند.

این تجربه تاریخی باعث شده است تا ایرانیان عموما حکومت را موجودیتی غیرخودی بدانند که برای حفظ خود، حقوق مردم را پایمال می کند و در برابر آن، ملت حق دارد از هر فرصت "امنی" از جمله رای مخفی در انتخابات، برای اعتراض و ابراز نارضایی بهره برد.

علاوه بر این، نهادهای انتخابی در جمهوری اسلامی اختیارات محدودی دارند و در نتیجه، بسیاری از رای دهندگان انتخابات را وسیله ترجیح بین برنامه‌ها و توانمندی‌های رقبای انتخاباتی نمی‌دانند بلکه آن را بیشتر راهی برای ابراز نارضایی از مراکز اصلی قدرت تلقی می‌کنند.

آرای غیرطبقاتی

عامل دیگری که در بررسی رفتار سیاسی از جمله رفتار انتخاباتی در جوامع پیشرفته منظور می‌شود، ساختار اقتصادی و ساخت طبقاتی مبتنی بر آن است.

در نظام سرمایه داری ابتدایی‌تر، چه کاملا خصوصی و چه مختلط، شهروندان براساس نوع عایدی آنان، به دو طبقه اقلیت سود بگیر و اکثریت دستمزد بگیر تقسیم می‌شوند که هرکدام گرایش‌ سیاسی خاص خود را دارد؛ در سرمایه داری پیشرفته‌تر یا جامعه رفاهی، این گرایش‌ها تحت تاثیر نقش دولت در مدیریت اقتصادی هم قرار می‌گیرد.

ایران کشوری با ساختار اقتصادی توسعه نیافته است که در چند دهه اخیر، بخش نوین تولیدی در آن ضعیف‌تر هم شده و در مجموع، یک نظام اقتصادی "رانت‌ محور" را ایجاد کرده است.

در چنین شرایطی، سخن گفتن از ساخت طبقاتی مرتبط با نقش افراد در تولید، و ارتباط هویت طبقاتی با رفتار سیاسی معنی ندارد بلکه باید نوعی "طبقه‌بندی" سیال را منظور کرد که جنبه اقتصادی آن محدود بوده و به میزان سهم‌بری فرد از بخشش "دولت رانت‌مدار" منحصر است.

بنابراین، رویکرد انتخاباتی رای‌دهنده ایرانی را نمی‌توان براساس هویت طبقاتی و نگرش او نسبت به گرایش طبقاتی نامزدهای انتخاباتی پیش‌بینی کرد بلکه باید روابط پیچیده‌تر اجتماعی و فرهنگی را در این رویکرد در نظر گرفت.

آموزش سیاسی

عامل موثر دیگر در بررسی رفتار انتخاباتی در کشوری مانند ایران، فقدان امکانات آموزش سیاسی شهروندان به دلیل نگرانی حکومت از افزایش انتظارات دموکراتیک آنان است که باعث می‌شود بسیاری از رای‌دهندگان، نقش انتخابات را به شکلی متفاوت با رای‌دهندگان در دموکراسی های پیشرفته ارزیابی کنند.

در یک دموکراسی بالغ، از رای‌دهنده انتظار می‌رود منافع مادی و معنوی شخصی خود را محور قرار دهد تا برآیند خواست شخصی شهروندان، شرایط بهینه و قابل قبول (یا دست کم قابل تحمل) برای همگان را درپی آورد. در چنین کشوری، انتخابات به منزله تنها فرصت مشارکت در فرآیند سیاسی نیست و شهروندان همیشه حق نظارت و تاثیرگذاری بر دولت را دارند.

درمقابل، در کشوری مانند ایران، انتخابات، پنجره‌ای کوچک برای ورود به فرآیند سیاسی است و از آنجا که نهادهای انتخابی اختیارات چندانی هم ندارند، رای‌دهنده ترجیح می‌دهد به جای پیگیری خواست شخصی خود، به محاسبات گسترده‌تر سیاسی دست بزند و از فرصت انتخابات، برای ابراز نظر - معمولا اعتراض آمیز - در مورد شرایط عمومی جامعه و عملکرد نهادهای قدرتمند بهره ببرد.

Image caption روحانی با برنامه ای شبیه سایر نامزدها و حمایت "منتقدان" برنده انتخابات شد

و بالاخره، تفاوت در شیوه برگزاری انتخابات در نظام‌های دموکراتیک و حکومت‌هایی را هم باید منظور کرد که در صورت صلاحدید، مداخله در آرا را مردود نمی دانند.

جمهوری اسلامی از ابتدای تاسیس تا کنون انتخابات متعددی را تحت شرایط خاص خود بر گزار کرده که تنها افراد و جریان‌های مورد نظر حکومت امکان حضور در آنها را داشته اند.

با اینهمه، در مواردی، مردم بین این افراد و جریان ها از نظر میزان نزدیکی به مراکز اصلی قدرت، تمایز گذاشته و آنها را در مقایسه با هم، طرفدار یا مخالف تغییر و اصلاحات دانسته‌اند.

انتخاب "زاویه‌دار" در ایران

با توجه به عوامل موثر بر رفتار انتخاباتی در ایران، بررسی نتایج انتخابات مختلفی که تا کنون در جمهوری اسلامی برگزار شده، نتایج جالبی را به همراه دارد.

نخست اینکه، به جز سال‌های اول بعد از انقلاب اسلامی، خواست و توصیه همیشگی شخصیت‌ها و نهادهای رسمی و غیررسمی وابسته به حکومت در میزان حضور مردم در رای گیری چندان تاثیر نداشته بلکه عامل اصلی در این زمینه، اعتقاد مردم به آمادگی - واقعی یا متصور - برخی از افراد یا جریان‌های رقیب در انتخابات برای انعکاس اعتراض عمومی نسبت به شرایط موجود بوده است.

همچنین، امید به اینکه رای مردم ممکن است باعث تغییر در رفتار و سیاست‌های مراکز قدرت شود، انگیزه مهمی در کشاندن مردم به پای صندوق آرا بوده است.

دوم، ارائه برنامه‌های اجرایی در انتخابات ایران معمول نبوده اما حتی اگر چنین برنامه‌هایی هم مطرح شده، تنها زمانی در جلب رای‌دهندگان تاثیر داشته که از آنها وعده واقعی یا متصور اصلاح و تغییر در کل روش حکومت به مشام رای‌دهندگان رسیده است.

در نتیجه، به استثنای چند مورد، از جمله انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم، حضور گسترده‌تر مردم در انتخابات معمولا زمینه‌ساز پیروزی افراد یا جریان‌هایی شده که از نظر رای‌دهنده، همسویی کمتری با مراکز قدرت داشته اند. به عبارت دیگر، از نظر اکثریت مردم، نتیجه قابل انتظار از انتخابات واقعی، پیروزی افراد "زاویه دار" با مراکز قدرت بوده‌ است.

و بالاخره، به دلیل نفوذ تجربه تاریخی و فرهنگ سیاسی مشترک در سطح ملی، تفاوت‌های منطقه‌ای و قومی نمی‌توانسته بر انگاره رای دهی در ایران تاثیر چندانی داشته باشد و به خصوص، هنگام مشارکت گسترده رای‌دهندگان در انتخابات، این تاثیر کمرنگ‌تر هم بوده است.

انتخابات اخیر

به گفته منابع رسمی، انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری با حضور گسترده رای‌دهندگان برگزار شد و حسن روحانی در نخستین دور، به اکثریت مطلق آرا دست یافت. در این انتخابات، برنامه انتخاباتی نامزدها تفاوت چندانی با هم نداشت و عمدتا شامل انتقاد از عملکرد دولت کنونی و وعده‌های کلی برای مقابله با مشکلات در چارچوب "سیاست‌های اصولی نظام" بود.

ظاهرا آنچه که آقای روحانی را از سایر نامزدها متمایز می‌کرد، حمایت کسانی بود که از نظر توده مردم، در حال حاضر منتقد یا غیرهمسو با حاکمیت تلقی می‌شوند.

براساس انگاره‌ ساده‌ای که در بالا مطرح شد، نتیجه این انتخابات حاکی از وجود شکافی عمیق بین حاکمیت و اکثریت مردم است که لزوم تغییر در سیاست‌ها و ساختارهای فعلی قدرت را دست کم برای دوام حاکمیت، گوشزد می‌کند.

با توجه به شرایط داخلی و تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، شاید بتوان گفت که انتخابات اخیر فرصتی دیگر را برای اصلاحات گسترده و استفاده از امکانات وسیع مادی و انسانی ایران برای جبران گذشته و بهبود وضعیت آینده مردم در اختیار حکومت قرار داده است.

و نباید فراموش کرد که با وجود فضای بسته سیاسی و محدودیت‌های شدید، جمهوری اسلامی طی چند سال اخیر شاهد موارد بی‌سابقه اعتراض علنی هم بوده در حالیکه در شرایط کنونی داخلی و خارجی، شاید روش‌های سابق برای برخورد با چنین رویدادهایی دیگر قابل اتکا نباشد.

مطالب مرتبط