بررسی روزنامه های صبح شنبه تهران؛ اول تیر

روزنامه‌های اول تهران همچنان به مقالات خود درباره انتخابات ریاست جمهوری ادامه داده و به گمانه‌زنی‌هایی درباره اعضای کابینه پرداخته اند. اما همچنان بحث درباره این که حسن روحانی رییس جمهور منتخب اصولگراست یا اصلاح طلب بین روزنامه‌های دو جناح ادامه دارد.

اصلاح‌طلبان شکست خوردند یا اصولگراها؟

Image caption پگاه آهنگرانی با رییس جمهور منتخب، صفحه اول اعتماد

امیر عباس نخعی در سرمقاله بهار نوشته مصادره ‌آرای رییس‌جمهوری منتخب؛ بحث داغ این روزهای اصولگرایان است، آن هم نه اصولگرایان میانه‌رو که تندروها باز هم لخت شده و به میان پریده‌اند. فریاد برداشته اند که جریان اعتدال و اصلاح‌طلبی در صدد مصادره آرای حسن روحانی هستند. تندروها در تلاشند تا به‌زعم خود با آمارهایی که تا دیروز می‌ساختند و تحلیل می‌کردند که نامزدهایشان پیروز مطلق انتخاباتند حالا با همان آمار حال ثابت کنند که ما پیروزیم و اصلاح‌طلبان شکست خورده‌اند. در مقابل آنها اکثر چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب و اعتدال‌گرایان عقیده دارند که همه پیروزند و حتی محمدرضا عارف تنها نامزد اصلاح‌طلبان که با به نمایش گذاشتن مشی اخلاقی در رفتار سیاسی که پیروزی نامزد «ائتلاف» را قطعی کرد و انصراف داد.

سرمقاله بهار پرسیده مدعیان امروز، دیروز کجا بودند؟ و جز تخریب و سکوت چه راه دیگری برگزیدند که امروز گوشه‌چشمی به این پیروزی دارند. نکته اینجاست که عرصه رقابت‌ها تا چند روز آخر بسیار فشرده بود اما دو عامل ناگهان فاصله حسن روحانی با سایرین را دوچندان کرد. اول کناره‌گیری عارف نامزد اصلاح‌طلبان و دوم حمایت سید محمد خاتمی و شورای مشاورانش و مجمع روحانیون مبارز از حسن روحانی. اما تندروها دارند این را انکار می‌کنند.

حسین شریعتمداری در یادداشت روز کیهان، ادعای چند شماره گذشته کیهان را تکرار کرده و نوشته اصولگرایان در انتخابات شکست نخورند بلکه این اصلاح‌طلبانند که شکست خوردند. آن هم شکستی سخت که از قبل آن را پیش‌بینی می‌کردند و به همین علت نامزد اختصاصی خود را برای پیشگیری از وزن‌کشی در انتخابات، مجبور به کناره‌گیری کردند.

یادداشت روز در عین حال نوشته شکست نامزدهای اصولگرا یکی دیگر از نتایج انتخابات پرشور و حماسی اخیر بود. این شکست در حالی است که گفتمان اصولگرایی پیروز انتخابات بوده است.

مدیر کیهان برای تشریح این تناقض توضیح داده: با وجود اصرارها، هیچ یک از نامزدهای اصولگرا حاضر نشدند به نفع یکی از میان خود، انصراف بدهند. و اکنون در توجیه این اقدام غیرقابل توجیه گفته می‌شود، بر فرض ائتلاف، از آنجا که مجموعه آرا آنان کمتر از آرای آقای روحانی بود، ائتلاف آنها باز هم بی‌نتیجه بود که باید گفت؛ اولاً؛ شما که از نتیجه خبر نداشتید و هر کدامتان خود را پیروز نهایی می‌دانستید. از طرف دیگر تمامی نامزدها -از جمله نامزدهای اصولگرا- در تبلیغات انتخاباتی و مخصوصاً مناظره‌های تلویزیونی، علیه شرایط موجود و دولت کنونی دست به سیاه‌نمایی زدند و انگار در عملکرد دولت کنونی هیچ نقطه مثبتی نمی‌دیدند؟

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته: خوش به حال یک روزنامه فخیمه که همیشه و در همه حال در فضا است. تصور می‌شد که بعد از انتخابات ۲۴ خرداد کمی تا قسمتی متوجه وضعیت شده باشد و روی زمین نزول کند و دو – دو‌تایش دوباره چهار‌تا شود‌؛ ولی چنین نشد! دو – دو تای این روزنامه اصلا در طول تاریخ هیچ‌وقت چهار تا نبوده‌، بلکه یا سه‌تا بوده یا پنج‌تا!

بیچاره این روزنامه، دو سه روز قبل از انتخابات هر چه زور زد نتوانست کاندیداهای متعدد اصولگرا را وادار به انصراف کند‌، حتی کارش به جیغ هم کشید و حالا در راستای آن ناکامی مجبور است این جوری بنویسد‌؛ دقیقا مثل دوستان‌شان که بعد از چهار سال که دکتر روحانی در جلسات جامعه روحانیت شرکت نمی‌کرد‌، بعد از انتخابات یکباره یادشان افتاد که وی «عضو محترم جامعه روحانیت است»! یا مثل صدا‌ و‌ سیما که مجبور است نام‌ هاشمی و خاتمی را از پیام تبریک رئیس‌جمهور منتخب حذف کند و...

طنزنویس مردم سالاری در نهایت نوشته: اگر می‌خواستیم از ادبیات دولتمردان فعلی استفاده کنیم باید می‌گفتیم آن جا که می‌سوزد را باید آب ریخت ... اما در فضایی که آنها به سر می‌برند آب نیست، سراب است. پس بگذارید این برادران در فضا بمانند و همان‌جا سیر کنند‌، این جوری برای مردم هم بهتر است‌، آنها هر چه‌ قدر دور از مردم باشند هم خودشان اذیت نمی‌شوند و هم مردم!

چرا چنین شد

یوسف مولائی در مقاله ای در اعتماد درباره علت شکست دولت احمدی نژاد نوشته ارائه آمار و گزارش‌های غیر واقعی از وضعیت اقتصادی و تجربه خلاف آن در زندگی روزمره، اعتبار و صداقت دولت دهم را زیر سوال برده و آن را از چشم مردم انداخته بود. اتخاذ مواضع غیرمسوولانه و غیرمدبرانه در سیاست خارجی و روابط بین‌الملل و به سخره گرفتن تصمیمات و قطعنامه‌های پرهزینه سازمان ملل که به طور مستقیم زندگی روزمره مردم را تحت تاثیر قرار می‌داد.

در ادامه این مقاله آمده: برای مردم بسیار گران آمد ایجاد هیجان و التهاب برای افشای فساد دانه‌درشت‌ها و گریز از عملی کردن وعده‌ها در این خصوص و در کنار آن افزایش تورم، فقر و بیکاری، دل‌های مردم را به درد آورده بود و مردم منتظر فرصتی بودند که بغض خود را بترکانند و آرام بگیرند.

به نظر این حقوقدان : مشاهده وضعیت کشورهای منطقه و از جمله عراق و سوریه، اهمیت صلح، آرامش و امنیت و پرهیز از افتادن به دام سیاست‌های تفرقه‌افکنانه و خصمانه را برای مردم صدچندان کرد. و از این منظر همبستگی و همدلی و وحدت هرچه بیشتر بین مردم به یک ضرورت غیرقابل انکار در حفظ استقلال و امنیت کشور تبدیل شد.

مطالبه عموم حداقل‌هاست

غلامحسین کرباسچی در پاسخ سئوال اعتماد درباره مطالبات جامعه از دولت منتخب نوشته اولویت پاسخگویی به مطالبات در وهله نخست، مطالبات عمومی جامعه است. مطالبه اولیه عموم مردم این است که مسوولان دروغ نگویند، عوامفریبی نکنند، تهمت و افترا نزنند، در داخل و خارج به دیگران توهین نکنند. مردم می‌دانند که حتی گرفتاری‌های اقتصادی امروزشان ناشی از رفتار و گفتار غلط این هشت ساله است و بر همین اساس تصور می‌کنم که مطالبه اول مردم عدم تکرار این رفتارهاست.

به نوشته شهردار پیشین تهران آثار مخرب دروغ، عوام‌فریبی، ناسزا به مخالفان و منتقدان داخلی و خارجی تاثیر خود را بر زندگی مردم گذاشته است. مطالبه عموم مردم این است که رییس‌جمهور بداند در جایگاهی است که حتی ادبیات او تاثیر زیادی بر فضای روانی مردم دارد. آقای روحانی موفق شده است در همین مدت کوتاه با ادبیات خود فضای کشور را به سمت امید و آرامش ببرد. آرامش سیاسی و اقتصادی مهم‌ترین چیزی است که دولت یازدهم به آن نیاز دارد.

حمیدرضا جلایی‌پور در همین باره گفته اصلا انفجار مطالباتی وجود ندارد. انتظاراتی که مطرح شده بر مبنای بحث‌هایی است که کاندیداها در مناظرات تلویزیونی مطرح کردند. این انتظارات را می‌توان در سه مقوله خلاصه کرد: اول اینکه دولت آینده کارآمدتر و پاسخگو باشد و خودش را در مقابل شهروندان پاسخگو بداند. دوم اینکه نخبگان انتظار دارند فضای مدنی (غیرحکومتی) امن باشد. سوم اینکه عرصه فعالیت‌های اقتصادی را سرو سامان بدهد.

به گفته این جامعه شناس کسانی که مشغول به کار در عرصه‌های اقتصادی هستند این توقع را دارند که محیط کار غیر رانتی شود و مافیای اقتصادی وجود نداشته باشد. این انتظارات تاریخی مردم ایران از دوران تاریخ مشروطه تا امروز هست.

ناصر ایمانی در قانون نوشته: به اعتقاد من دولت باید در مسیر استقرار "ثبات" حرکت کند . به طور طبیعی دولت باید در چند حوزه بتواند وضعیت کشور را به وضعیت نسبتا با ثباتی برساند و البته این تلاش و موفقیت احتمالی در آن به معنی این نیست که دولت آینده می تواند کشور را به رشد برساند. یعنی اینکه دولت یازدهم و به ویژه آقای روحانی به عنوان رئیس دولت باید در وهله اول کشور را در زمینه‌ها‌ی مختلف به یک روند ثابتی برساند و وضعیت را در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با ثبات کند، بعد می‌توان از این دولت انتظار رشد و شکوفایی داشت.

به نظر نویسنده در حال حاضر، کشور در تمام عرصه‌های سیاسی، بین المللی، فرهنگی و اقتصادی در بی‌ثباتی شدید قرار دارد و دولت باید بتواند کشور را در روند ثابتی قرار دهد که آن هم در طی چندین سال تحقق می‌یابد. برای مثال ممکن است در فاز اول و به مدت چند ماه در برخی حوزه ها ثبات نسبی برقرار شود در فاز دوم استقرار ثبات شاید به سال بکشد و به همین ترتیب روند در فازهای پیچیده تر بیشتر ادامه پیدا کند در هر صورت بعد از اینکه کشور در مسائل مختلف به ثبات رسید، می‌توان برنامه‌ریزی ویژه ای برای رشد داشت.

مقاله قانون بدان جا رسیده که: مدیریت مطالبات مردم توسط دولت بسیار حایز اهمیت است. چرا که حجم کاستی‌هایمان در قسمت‌های مختلف بسیار بالاست و دولت جدید هم تا مستقر شود و اطلاعات لازم را به دست آورد و بتواند برنامه‌ریزی برای این ناهنجاری‌ها بکند زمان می برد. به ویژه شخص آقای روحانی باید خیلی مراقب باشند تا به مطالبات مردم پاسخ‌های پوپولیستی ندهند و مطالبات عمومی را تحریک نکنند. دولت یازدهم باید وعده‌های کاذب به مردم ندهد و طوری تبلیغ نکند که مردم احساس کنند مشکلات به زودی بر طرف می‌شود. بهترین راه حل صادق بودن با مردم است.

کف مطالبات

Image caption طرح بزرگمهر حسین پور، ضمیمه قانون

آیدین سیارسریع در صفحه طنزانه قانون چند نمونه از انتظارات خود را از رییس جمهور منتخب بیان کرده. اول از همه این که: تشکیل هرچه سریعتر دولت فراجناحی و حتی فرا ملی با حضور همه سلیقه‌ها. اوباما باید وزیر فرهنگ و ارشاد شود و از آن جایی که بهترین دفاع حمله است، کوچک زاده وزیر دفاع، مرحومِین مغفورِین فردیش فون هایک و جان مینارد کنیز هم باید دوتایی وزیر اقتصاد باشند تا همه سلیقه‌ها استفاده شود. در غیر این صورت دولت فراجناحی به درد عمه نگارنده می‌خورد.

در ادامه این ستون آمده: در سیاست خارجی تمامی انتظارات همه گروه‌ها را برآورده کند، در عین مذاکره با غرب آن را نابود هم بکند. از آن جایی که ما یکی دو هفته ای می‌شود که به جای خرداد پر از حادثه به خرداد پر از قر کمر عادت کرده ایم روحانی اگر توانست برای هفته بعد باید کنسرت جنیفر لوپز و پیتبول را در برج میلاد ترتیب دهد که هیچ، اگر نتوانست خودش با زبان خوش استعفا بدهد و برود. ضمنا در این زمینه کف مطالبات ما اندی و کوروس (شینی سابق) است.

طنزنویس قانون تاکید کرده: روحانی هفته ای دو بار استعفا دهد و ما بزرگواری کنیم و قبول نکنیم. آزاد کردن یولیا تیموشنکو نخست وزیر سابق اکراین از زندان و بازگرداندن وی به آغوش ملت ایران، پیدا کردن امام موسی صدر در لیبی و بازنگرداندن او به آغوش ملت ایران، خفه کردن همسران زندانی‌های مهریه و بیرون آوردن این زندانی‌ها، بدون نیاز به آغوش ملت ایران.

و خلاصه: تداوم پرداخت یارانه‌های نقدی با سه برابر قیمت فعلی. اگر این مطالبه ما جدی گرفته نشود دیالوگ‌های زیر را در جامعه رواج خواهیم داد: «قدر احمدی نژاد رو ندونستیم»، «اینا همشون دزدن، از ترس افشاگری احمدی نژاد رو برداشتن»، «نذاشتن احمدی نژاد کار کنه»، «روحانی هم همون هاشمیه، اومده اموال مردم رو غارت کنه و بره»، «احمدی نژاد مظلوم بود» و قس علیهذا.

این آمار از کجا آمده

شرق در مقاله ای نوشته اخیرا مرکز آمار ایران روند تغییرات ضریب‌جینی را برای ۱۲ سال گذشته اعلام کرده است. بر اساس این اطلاعات، مقدار ضریب‌جینی از ۴۳۰۴/۰ در سال ۱۳۸۰ به سطح ۳۶۴۳/۰ در اواخر سال ۱۳۹۱ رسیده است. هرچند کاهش ضریب‌جینی که نشان‌ دهنده حرکت جامعه در مسیر کاهش نابرابری‌ها و رفع فقر است، می‌تواند بسیار نویدبخش و امیدوار‌کننده باشد، با این حال، روند کاهشی سریع این شاخص به‌ویژه در دو سال گذشته، تامل‌برانگیز است.

نویسنده مقاله طرح مثال‌های ریاضی نوشته اگر اطلاعات ارایه‌شده از طرف مرکز درست و بدون اشتباه باشد، معنایش این است که ظرف مدت دو سال، سهم گروه کم‌درآمد جامعه با تغییر شگرفی مواجه شده. حال سوال اساسی این است که چگونه چنین تغییر شگرفی آن هم در مدتی کوتاه اتفاق افتاده است. در حالی که شرایط تورمی ویژه‌ای در کشور حاکم بوده و اولین اثر جریان تورمی کاستن از قدرت خرید گروه کم‌درآمد و افزودن بر درآمد و ثروت گروه پردرآمد است.

به نوشته شرق در طول این دوره، نه سیاست‌های مالیاتی تغییری اساسی داشته و نه سیاست‌های خاصی در عرصه باز‌توزیع درآمد مورد توجه بوده است. پرداخت یارانه نقدی و به عبارتی کاهش امکان استفاده اغنیا از منابع یارانه نیز در حدی نیست که بتواند سهم درآمدی گروه کم‌درآمد را ظرف دو سال بیش از ۴۰‌درصد رشد دهد و از ۵/۸‌درصد در سال ۱۳۸۹ به ۱۲‌درصد در سال ۱۳۹۱ برساند.

Image caption جشن هشتاد و نهمین سال تولد عزت الله انتظامی در صفحه اول شرق

سرمایه‌های سرگردان و دولت امید

زهرا علی‌اکبری در قانون نوشته این روزها، پس از مدت‌های طولانی خبرهای خوشی در حوزه اقتصاد به گوش می‌رسد. قیمت‌ها در بازار طلا شکسته شده است، می‌گویند به زودی قیمت‌ها در بازار مسکن نیز فرو می‌ریزد، نرخ دلار در سراشیبی قرار گرفته و از روز انتخابات تا امروز، یعنی در همین هشت روزی که گذشت ریال ۱۰ درصد تقویت شده است.

به نوشته این مقاله بررسی روند جریان سرمایه‌گذاری در ایران نشان می‌دهد ایرانی‌ها از سرمایه‌گذاری در تولید و صنعت دل کنده‌اند و خلاف سیاست‌های اعلامی دولت ترجیح می‌دهند بازاری بیابند تا سودی کم زحمت را در کوتاه ترین مدت از آن خود کنند . نه سود‌های بانکی برای این گروه از سرمایه‌گذاران کافی است و نه سودهای بخش تولید چرا که تورم چنان سبقتی از این سودهای معمول و معقول گرفته است که توقع ورود به این بازارها شاید توقعی بیهوده باشد.

نویسنده مقاله قانون سرانجام تاکید کرده به نظر می‌رسد با کاهش قیمت‌ها در بازار طلایی طلا و ارز، باید در انتظار انفجار بازاری دیگر بود. سرمایه‌های سرگردان در ایران هستند و جایی خارج از اینجا نرفته‌اند. اقتصاد همانی است که بود حتی اگر جو روانی جامعه تغییری مثبت را تجربه کرده باشد.

طرز تهیه یک سایت اصولگرا

مسعود مرعشی در ستون طنز بهار نوشته دکتر روحانی که تا یک هفته پیش در رسانه‌های اصولگرا «نامزد ورشکسته جریان بی‌آبروی به‌اصطلاح اصلاح‌طلب و مورد حمایت دنباله‌های داخلی سازمان‌های جاسوسی بیگانه» خطاب می‌شد، حالا «رییس‌جمهوری منتخب ایران است که با بینش اصولگرایانه مردم انتخاب شده و تودهنی محکمی به دشمنان زده.»

به نوشته این ستون: جالب‌تر اینجاست که این سایت‌های خبری آتش خیلی تندی هم در معرفی کابینه احتمالی دکتر روحانی دارند. یکی از روش‌های مورد علاقه این دوستان «تلقین‌ درمانی» است؛ یعنی: از قول مردم حرف می‌زنند . افکار عمومی اکثریت را اعلام می‌کنند (به اکثریت تلقین می‌کنند که در ذهن شما چنین می‌گذرد. کابینه اعلام می‌کنند (به روحانی تلقین می‌کنند که دوستان ما در کابینه‌ات هستند، اینجای کابینه هم هستند. نظر کارشناسی می‌دهند (مکنونات قلبی خود را از زبان کارشناسان یا افراد آگاه که عموما نمی‌خواهند نامشان فاش شود، بیان می‌کنند.

طنز نویس بهار به عنوان مثال یک خبر این نوع رسانه‌ها را منعکس کرده: به گفته بعضی آگاهان، گزینه‌های حسن روحانی برای تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد حسن عباسی، جواد شمقدری و صفارهرندی هستند؛ همچنین نیروهای کارآمد و متخصصی، چون محمدرضا شریفی‌نیا و فرج‌اله سلحشور، به‌عنوان معاونت سینمایی برگزیده. وزارت ورزش هم احتمالا به محمد مایلی‌کهن یا حسین رضازاده خواهد رسید. البته گزینه‌های دیگری هم مطرح‌اند ولی این افراد به‌دلیل مشی اعتدالی خود، شانس بیشتری برای حضور در کابینه حسن روحانی دارند.

کارتون روز

Image caption کارتون احمد عربانی ، قانون

مطالب مرتبط