بررسی روزنامه های صبح یکشنبه تهران – دوم تیر

روزنامه های امروز تهران با چاپ عکس هائی از ملاقات رییس جمهور منتخب با هاشمی رفسنجانی محمد خاتمی و دکتر محمدرضا عارف، نشانه هایی از نزدیکی وی با اصلاح طلبان بروز داده، در مقالات متعدد، درجواب نشریات اصولگرا که حسن روحانی را متعلق به جناح خود و دور از اصولگرایان می خوانند نشان داده اند که اصولگرایان در انتخابات از کسان دیگری حمایت کردند.

تحلیل هائی درباره شکست اقتصادی دولت احمدی نژاد و راهکارهائی برای دولت امید که یک ماه و نیم دیگر برپا می شود، از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

با اصولگرایان شکست خورده

Image caption کارتون سعید نوروزی، شرق

کسری نوری در مقاله ای در بهارنوشته برخی اصولگرایان محترم که اتفاقا در بخش رادیکال این طیف قرار می‌گیرند، این روزها و پس از انــتخــابـات ریاست‌جمهوری، به‌گونه‌ای شگفت‌آور و بی‌آنکه کسی کاری به کارشان داشته باشد یا برایشان رجزخوانی کند که مثلا دیدید شکست خوردید یا پنبه گفتمانتان زده شد! بی‌خود و بی‌جهت سعی دارند فضای اعتدال و گفتمان آشتی‌جویانه و دوستانه‌ای را که پس از انتخابات پدید آمده به سوی تقابل و تضاد بکشانند. رفتار آن‌ها مانند کسی است که ناگهان، عزیزی را از دست می‌دهد و از آنجا که عمق ضایعه زیاد است، به لحاظ روحی و روانی قادر نیست، به خود بقبولاند که متوفی هنوز در قید حیات است.

به نظر این روزنامه نگار: پافشاری لجوجانه بر این‌که اصلاح‌طلبان هیچ سهمی در پیروزی روحانی نداشته‌اند یا هاشمی و خاتمی در اقبال مردم به‌ رییس‌جمهوری منتخب نقش و اثری برجا نگذاشته‌اند، از دید افکارعمومی همان‌قدر مایه انبساط خاطر و مزاح است که بگوییم اصولگرایان تندرو، شریک و سهام‌دار اصلی دولت جناب آقای احمدی‌نژاد نبوده‌اند.

مقاله بهار در پایان به تندروها که اکنون به طرز ناشیانه‌ای در مقام مصادره آرای پیروز انتخابات به نفع جریان خود هستند یادآور شده که اظهارنظرها و نوشته‌های آن‌ها درباره آقای روحانی و گفتمانی که او نماینده‌اش بود، در دوران مبارزات انتخاباتی فراموش نشده است. پس بهتر است به جای آن‌که آسیمه‌سر و پریشان گفتمان خود را پیروز انتخابات معرفی کنند، به اعصاب‌شان مسلط باشند و به دور از فرافکنی، با واقعیت‌ها کنار آمده و هوشمندانه به اصلاح رفتارشان بپردازند.

ابتکار در سرمقاله خود از کسانی یاد کرده که در این چند روز سعی کرده اند تخم یاس در دل مردم بپراکنند و از جمله این که بارها با تکرار این حرف که «چیزی عوض نمی‌شود» در حقیقت می‌خواهند بگویند که«نباید چیزی عوض شود» و این پیامی است در مرحله اول به رئیس جمهور منتخب ملت و در مرحله دوم به هواداران خود، که در ۱۶ سال اخیر نشان داده اند که می‌توانند با تحرکات غیرقانونی خود جلوی تغییرات مورد نظر رای دهندگان را بگیرند.

ابتکار نوشته این بخش از اصولگرایان هم خود را پیروز و آقای روحانی را اصولگرا معرفی می کنند و هم در صدد تکذیب نقش اصلاح طلبان در پیروزی مردم هستند در حالی که با غیبت خاتمی در انتخابات و ردصلاحیت عجیب هاشمی رفسنجانی بدنه اجتماعی اصلاح طلبان ( به عنوان مدعی اول تغییر وضع موجود) راه انفعال و عدم شرکت در انتخابات را در پیش گرفته بود، تدابیر انتخاباتی این دو رئیس جمهور پیشین در حمایت از روحانی و قانع کردن نامزد دیگر اصلاح طلبان برای کناره گیری از رقابت انتخابات و البته ایجاد شور و شوق فراگیر در میان نیروهای سرخورده اصلاح طلب سبب شد تا سرنوشت کشور به گونه ای دیگر رقم بخورد.

جواد دلیری سردبیر اعتماد در مقاله ای در آن روزنامه نوشته این روزها برخی از چهر‌ه‌های رســانه‌یی‌اصولگرا در نوشته‌ها و مصاحبه‌هایشان یک خط خبری را دنبال می‌کنند که اصلاح‌طلبان در انتخابات ۲۴ خرداد شکست خوردند و این اصولگرایان بودند که پیروز شدند. آنها تنها به دلیل سابقه تشکیلاتی حسن روحانی - عضویت در جامعه روحانیت - او را یک چهره اصولگرا می‌خوانند نه اصلاح‌طلب.

نویسنده سپس سئوال هائی مطرح کرده: چرا قبل از انتخابات هیچ‌یک از اصولگرایان دارای تشکل از آقای حسن روحانی حمایت نکردند و حتی بخش سنتی این اردوگاه شامل جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و حزب موتلفه اسلامی به صورت رسمی آقای دکتر ولایتی را معرفی کردند؟ چرا در تمام مناظره‌های تلویزیونی، پرسش‌ها و نقد‌های نامزدان اصولگرا از حسن روحانی درباره دولت اصلاحات و رهبران آن بود!

ولی روحانی اصولگراست

امیر وفایی در طنزانه قانون نوشته: پس از اعلام نتایج انتخابات، اصولگرایان مشغول دست به دست کردن مسئولیت شکست بودند که ناگهان یک فرد روشنگر فریاد زد:« دست نگه دارین، شما برنده شدین، حسن روحانی هم اصولگراست.» اصولگرایان از او خواستند بیشتر توضیح دهد اما وی به همین مقدار بسنده کرد و گفت:« توضیحات بیشتر رو طی روزهای آینده در ستونم به رشته تحریر درمیارم.» این‌چنین بود که اصولگرایان دست از دعوا برداشتند، گزینه‌های خود را برای تصدی پست‌های کابینه جدید روی کاغذ آوردند و سپس برف شادی در فضا افشادند.

به نوشته این ستون: این وسط عجب رکبی خوردند اصلاح طلب‌ها! واقعا چطور متوجه نشدند که یک اصولگرا به جمع‌شان رسوخ کرده و سنگ اصلاح طلبی به سینه می‌زند؟! همه می‌دانند که اساسا استفاده از کلید مختص اصولگرایان است و اصلاح طلبان جملگی از ریموت کنترل استفاده می‌کنند. هر بچه‌ای می‌داند کسانی که از ماشین پیاده می‌شوند و با کلید در پارکینگ را باز می‌کنند اصولگرا هستند اما آنهایی که از داخل ماشین در پارکینگ را با ریموت باز می‌کنند اصلاح طلب‌اند. چطور حواس هیچکس به آن کلید پَت و پهن روحانی نبود؟!

Image caption کارتون علی کاشی ، مردم سالاری

دلیل دیگر به نظر طنزپرداز قانون این که همه دنیا می‌دانند که بنفش رنگ مورد علاقه اصولگراهاست. اصلا حداد عادل پس از دریافت پیشنهاد یک دست کت و شلوار بنفش از سوی قالیباف شل شد و از انتخابات کنار کشید. آن قدر حواسمان پرت بود که حتی آنجایی که روحانی در مستند تبلیغاتی‌اش گفت:« خیلی قشنگه که سانتریفیوژ بچرخه، به شرط اینکه چرخ مملکت هم بچرخه» باز متوجه نشدیم اصولگراست. از قدیم‌الایام چرخاندن کار اصولگراها بوده و اصلاح‌طلب‌ها بیشتر به "یکی به چپ، دوتا به راست" اعتقاد داشتند.

و بالاخره حالا چه‌جوری به عارف خبر بدهیم که با این همه ادعای اصلاح‌طلبی به نفع یک اصولگرا کنار رفته؟

آبرو برای دولت نگذاشتند

کیهان بعد از تحلیل های چند روزه گذشته درباره این که رای حسن روحانی رای به اصلاح طلبان نیست بلکه موجب پیروزی اصولگرایان شده، امروز در مقاله ای به سراغ هواداران دولت رفته و نوشته روزنامه‌های شهروند (ارگان هلال احمر)، خورشید و ایران، خط تبلیغاتی مشترکی را قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری در پیش گرفته بودند. مضمون این تبلیغات بر محور حضور نامزد حلقه انحرافی در انتخابات دور می‌زند.

به نظر کیهان این ادعا ها غلط بود که نتایج انتخابات شوراها نشان داد در حالی که اصولگرایان ۱۴ کرسی و اصلاح‌‌طلبان ۱۱ کرسی را در شورای شهر تهران از آن خود کردند، حامیان دولت نتوانستند حتی یک نفر را به شورا بفرستند. عبدالرضا شیخ‌الاسلامی وزیر کار برکنار شده، با ۵۰ هزار و ۱۷۹ رأی در رتبه ۸۱ ایستاده، پروین احمدی‌نژاد با ۳۵۳۳۹ رأی نفر نود و هفتم شد، کرد زنگنه با ۲۶ هزار رأی در جایگاه ۱۰۵ قرار گرفت و هما فلاح همسر مرتضوی در رتبه ۱۱۴ ایستاد.

اقتصاد معتدل

اعتماد در گزارشی با اشاره به این خبر که از هر ۸ چک، یکی برگشت می‌خورد، نوشته این شوک دیگری برای اقتصاد پر مساله ایران است اما حالا باید پرسید این بیماری مزمن با چه سیاستی قابل درمان است؟ |حسین راغفر جواب داده اتفاقی که امروز برای کشور و اقتصادش افتاده نتیجه اعمال سیاست‌های کلان از سوی دولت بوده که تبعات منفی زیادی بر اقتصاد گذاشته. حاصل افزایش شکاف طبقاتی که در این مدت شاهد آن بودیم، مشکلات اجتماعی بوده که بزه‌های اقتصادی هم در چنین فضایی افزایش یافته است. هزینه‌های اجتماعی که سیاست‌های اقتصادی برای کشور تولید کرد، بیش از توان نیروی انتظامی یا قوه قضاییه بوده است و این نهادها را ناکارآمد کرده است.

به نوشته این اقتصاددان نتیجه این ناکارآمدی از سویی و ادامه سیاست‌های غیرکارشناسی اقتصادی از سوی دیگر به مستهلک شدن و از بین رفتن اعتماد و سرمایه اجتماعی بازار منجر شده است. بازاری که در تاریخ خود اعتمادی را داشته که یک تاجر با یک ورق کاغذ دست‌نویس معاملات کلان خود را انجام می‌داد، امروز شاهد یک بی‌اعتمادی بزرگ است. این اعتماد در چند روز از بین نرفته است و نباید فراموش کنیم که بازسازی سرمایه اجتماعی از دست رفته به سرعت عملی نیست. دولت آقای روحانی هم راه زیادی را برای جبران این اتفاق در پیش دارد.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول شرق

سعید لیلاز در جواب اعتماد گفته اگر از هر هشت چک یکی وصول نمی‌شود، هفت چک دیگر، نه به اعتبار بازار و قوه قضاییه که اعتمادی از سر ریسک است که مردم همچنان به یکدیگر دارند. زندان‌ها پر از زندانیان مالی است این زندان‌ها نتوانسته است مشکل چک را حل کند. این نشان می‌دهد که زندان هم مانعی برای چک‌های بی‌محل نبوده است. در یک نظام سالم بانکی و قضایی، فردی که نتواند چک خود را وصول کند، بدون حبس، از زندگی اقتصادی خود ساقط می‌شود. نظام بانکی خود این قدرت و توان را دارد که با کوتاه کردن دست متخلف و ایجاد فضای سالم اقتصادی مانع چنین مشکلاتی شود.

به نظر این اقتصاددان اقتصاد دولتی مهم‌ترین عامل ایجاد این مشکل است. کافی است دولت دست از سر اقتصاد بردارد تا مردم خود سازوکارهای مبتنی بر اعتماد را پیاده کنند. نظام بانکی هم اگر از قیدهای دولتی رها شود، می‌تواند بهتر از نظام قضایی صدور و وصول چک‌ها را کنترل کند.

سیاست‌های اقتصادی دولت امید

حسین عبده‌تبریزی در مقاله ای در شرق نوشته دولت آینده در حوزه مدیریت اقتصاد باید موفق شود. باید بتواند به‌اصطلاح فرنگی‌ها نتیجه «تحویل» دهد. از این روی، کسانی که عهده‌دار اداره اقتصاد کشور می‌شوند، باید ذهنی منظم و درکی عمیق از اقتصاد را توام با توان مدیریت داشته باشند. به‌علاوه، باید بتوانند روایت مناسبی از گفتمان اعتدال دولت دکتر روحانی را در حوزه اقتصاد بازتاب دهند.

نویسنده اظهار عقیده کرده: وضعیت اقتصادی کشور بی‌شک وخیم است؛ حوزه‌ای از اقتصاد کشور نیست که دچار تصلب نباشد. شرایط اقتصادی جاری آنقدر نامناسب است که اعمال بسته‌ای از اقدامات عاجل اقتصادی ضرورت دارد. اما پرداختن به این اقدامات عاجل نباید دولت را به جایی بکشاند که به وصله و پینه‌کردن و ساده‌انگاری در مسایل اقتصادی قناعت کند. همزمان باید برنامه‌های میان (برای دوره اول ریاست‌جمهوری) و بلندمدت (برای دوره دوم) طراحی و آماده اجرا شود.

این استاد دانشگاه در مقاله شرق تاکید کرده اگر سیاست‌های اصلی این دوره چهار‌ساله با تاخیر آغاز شود و در سال‌های سوم و چهارم به نتیجه نرسد، دولت برای اخذ رای مردم در دوره دوم خدمت خود، ناچار به عقب‌نشینی می‌شود و راهی جز روزمر‌گی و اتخاذ سیاست‌های پوپولیستی نخواهد داشت. از طرفی برای موفقیت مساله هسته‌ای باید به‌طور کلی حل شده و تحریم‌ها برچیده شده باشد.

‌‌حذف سه صفر ایده‌ای کاملا خنثی

سعید لیلاز در مقاله ای در قانوننوشته مدت زمانی است حذف صفرها از پول ملی کشور به اشتباه به عنوان یکی از راهکارهای اصلاح نظام پولی کشور مطرح می شود که می‌تواند اقتصاد ایران را از مسیر اصلی تحول اقتصادی منحرف سازد. اینکه به زعم بسیاری حذف صفرها از پول ملی کشور می‌تواند به تنهایی یا حتی در کنار دیگر سیاست‌ها موجب بالا رفتن ارزش پول ملی ایران شود، بسیار ساده‌انگارانه است.

نویسنده معتقد است حذف صفرها از پول ملی کوچک‌ترین تاثیری بر بالا رفتن ارزش پول ملی نخواهد داشت چون که افزایش ارزش پول ملی در ایران از رابطه میان کالا و ثروت تولید شده و میزان نقدینگی موجود در کشور تاثیر می‌پذیرد. حذف صفرها به بالا رفتن پرستیژ "ریال" در برابر دیگرارزها هم کمک نمی کند چنان که هر ۱۰ ین ژاپن برابر با یک دلار آمریکا ست و این نه نشان از ضعف اقتصاد ژاپن و نه حاکی از قدرت اقتصادی آمریکا.

نکته دیگری که در مقاله قانون آمده این است که تنها در یک صورت است که حذف صفرها می‌تواند تاثیری مثبت بر اقتصاد کشور داشته باشد، آن‌هم صفر شدن یا تک رقمی‌شدن نرخ تورم در کشور است. همچنین که شواهد گویای آن است ایران تا رسیدن به چنین نقطه ای راهی طولانی در پیش دارد پس در این شرایط فکر حذف صفر‌ها از پول ملی ایده ای کاملا خنثا خواهد بود. اگر در دولت به جد اراده‌ای برای اصلاح نظام بانکی کشور وجود دارد مسئولان باید تمرکز خود را بر خصوصی‌سازی بانک‌ها، آزاد سازی نرخ بهره، کاهش یا صفر کردن تبصره‌های تکلیفی و نیز یافتن راهی برای انسجام سیاست‌های پولی و مالی در قالب یک پکیج، بگذارند.

رییس جمهور و دفاع از حق مردم

Image caption تیتر و عکس صفحه اول روزنامه هوادار دولت احمدی نژاد، خورشید

بهمن کشاورز در مقاله ای پیرامون دستور احمدی نژاد به حذف قسمت مربوط به قراردادن کانون وکلا در زیر بخش قوه قضاییه، در شرق به بررسی وظایف رییس جمهور در قانون اساسی پرداخته و به این نتیجه رسیده که دادرسی منصفانه حق مردم و یکی از ارکان دادرسی منصفانه حضور وکیل مدافع است و رییس‌جمهور باید بر اجرای این اصول نظارت کند.

به نظر این حقوقدان آنچه احمدی‌نژاد اعلام کرده در همین راستا است و اینکه در واپسین روزهای ماموریت خود به این اقدام دست یازیده‌ از اهمیت این موضوع نمی‌کاهد و قطعا حداقل از این جهت سابقه خوبی برای خود در تاریخ قضایی ایران ایجاد کرد که شاید بعضی از نواقص و ضعف‌هایی را که در زمینه حقوق قضایی مردم در زمان او و به‌علت مسایل مربوط به او پدید آمد را تا حدی بپوشاند.

مقاله شرق در پایان آورده: مسلم است با این اقدام آقای احمدی‌نژاد رییس‌جمهور منتخب آقای حسن روحانی که خود حقوقدان و وکیل دادگستری است، نمی‌تواند از این موضع عقب‌تر بروند و از این رو امیدواریم مشکل استقلال کانون وکلا و وکیل دادگستری، یک‌بار و برای همیشه حل‌شود.

باز کردن سر شوخی با روحانی

پوریا عالمی که از ماه ها دوباره ستون "از هر جهت بی ضرر" را در صفحه آخرشرقگشوده در آن نوشته ما چند وقتی رفته بودیم گل بچینیم. هنوز کارمان تمام نشده، امروز یک تُک پا آمدیم چندتا چیز را با شما در میان بگذاریم و بعد از میان شما برویم؛ اول از همه باز کردن سر شوخی با آقای روحانی.

به نوشته این طنزنویس: یک زمان همه مجیز آقای احمدی‌نژاد را می‌گفتند، از یک جایی به بعد همه شروع کردند باهاش شوخی کردن. شکر خدا ما از اول داشتیم حرف خودمان را می‌زدیم! الان اما دولت دارد عوض می‌شود. ما به نمایندگی از خودمان، سر شوخی را با آقای روحانی باز کردیم که بداند ما با کسی شوخی نداریم.

ستون طنز شرق اضافه کرده: درست است که ظاهر و باطن روحانی یکی است و کاملا روحانی است، اما باید بداند سیاست مساله‌ای جسمانی است. از قدیم هم گفته‌اند شکم گرسنه دین و ایمان سرش نمی‌شود. پس روحانی دقیقا به مسایل جسمانی و شکم و اقتصاد توجه ویژه کند و به مسایل «انحرافی» مثل جادو و جنبل و جن و فرشته و چیزمیزهای دیگر کاری نداشته باشد.

کارتون روز

Image caption کارتون احمد عربانی، قانون

مطالب مرتبط