بررسی روزنامه های صبح دوشنبه – دهم تیر

روزنامه های امروز صبح تهران در صفحات اول خود با چاپ عکس هایی از اعتراض‌های مردم مصر به محمد مرسی خبر داده و در مقالاتی رییس جمهور مصر را متهم کرده‌اند که به خواست های مردم بی توجه مانده است.

مقالاتی درباره اعضای احتمالی کابینه، تذکرهایی به رییس جمهور منتخب و انتقادهایی از تصمیمات روزهای آخر دولت احمدی نژاد از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست؛ در حالی که همین روزنامه ها خبر داده اند حسین الله کرم و دیگر تندروها تهدید کنان در راه اند.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول بهار

توصیه ها به روحانی

حسین شریعتمداری در یادداشت روز کیهان ضمن ادامه حملات خود به اصلاح طلبان و این ادعا که آن‌ها سهمی در پیروزی حسن روحانی نداشته اند؛ نوشته اصلاح طلبان تمام توان خود را به کار گرفته‌اند که حداقل دو یا سه تن از اعضای شناسنامه‌دار و شناخته شده جبهه اصلاحات را در پست‌های کلیدی کابینه آقای روحانی جای دهند و بیشتر از همه به جایگاه معاون اولی رییس جمهور منتخب چشم دوخته‌اند.

نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان ضمن تحسین سابقه محمد رضا عارف خطاب به رییس جمهور منتخب نوشته اگر قصد استفاده از دکتر عارف و یا هر یک از اعضای شناخته شده جبهه اصلاحات را داشته باشند، لازم است در نظر داشته باشد که

اولا سابقه حضور در فتنه ۸۸ و یا دفاع و حمایت از فتنه‌گران را نداشته باشند و ثانیا به گونه‌ای آشکار و علنی- و نه درگوشی و خصوصی- از فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ اعلام برائت کنند.

حمید حسینی در مقاله ای در آرمان از حسن روحانی خواسته در دولت آینده از کسانی استفاده کند که در این سالها در برابر دولت احمدی نژاد موضع نقد داشتند و خطای این دولت را گوشزد کردند.

این عضو اتاق بازرگانی ایران به عنوان مثال مشخص کرده در عرصه اقتصاد، دولت آینده بهتر است از اسدالله عسگراولادی، دکتر نیلی، دکتر آخوندی، دکتر توکلی و دکتر نادران و امثال آنها استفاده کند.

در عرصه فرهنگ هم افرادی مانند ناطق نوری، علی مطهری، صادق زیباکلام، مهدی طباطبایی و از افرادی که در دولت‌های قبل بودند و صادقانه مسائل مهمی را مطرح می‌کردند مانند آقایان مرعشی و جهانگیری، نهاوندیان و آل‌اسحاق بکار گرفته شوند.

هوشنگ اعلم در سرمقاله مردم سالاری نوشته برای شیخ اعتدالگرا که آمده است تا به سرانگشت تدبیر گره از کارهای فروبسته بگشاید و نابسامانی‌ها را بسامان کند و امید را جایگزین نومیدی سازد، روزهای دشواری است؛ حتی دشوارتر از روزهای پیش‌رو و شروع کار رسمی‌اش در مقام رئیس‌جمهور. در این روزها شیخ خندان لب، که دیگر گمان نمی‌رود جز در برابر دوربین عکاسان حوصله‌ای برای لبخند داشته باشد در میانه مثلثی که بی‌شباهت به مثلث برمودا نیست به تکاپوست و باید زنان و مردان دولتش را از میان ده‌ها گزینه و پیشنهاد و توصیه انتخاب کند.

به نظر نویسنده این مقاله، مردان و زنانی باید آقای روحانی را در راه دشواری که اینک پیش روی اوست همراهی و یاری کنند؛ هر کدام در جایی و جایگاهی کمر به اصلاح امور ببندند و بکوشند تا به انتظارات انباشته مردم پاسخ دهند؛ مهم‌تر از آن نابسامانی‌های بسیار را بسامان کنند و ساز و کاری امیدآفرین را پی بریزند و بی‌گمان انتخاب یارانی چنین، در شرایط کنونی و در میانه مثلثی مختلف‌الاضلاع آسان نیست.

زمین‌سوخته، سیاست احمدی نژاد و غصه طنزنویسان

Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شرق

کسری نوری در سرمقاله روزنامه بهار نوشته آنچه این روزها درباره بعضی تصمیم‌ها و اتفاقات در ادارات و موسسات دولتی شنیده می‌شود-در صورت صحت- فاجعه‌آمیز و تاسف‌آور است. موج استخدام‌های فله‌ای و بی‌ضابطه، بعضی واگذاری‌های شتابزده و تصمیم‌هایی که جز بار سنگین مالی پیامدی برای دولت آینده نخواهد داشت، دلایلی کافی برای فاجعه‌آمیز خواندن روند انتقال قدرت از دولت دهم به دولت آینده است؛ چه رسد که شایعه بذل و بخشش اموال نهاد ریاست‌جمهوری به برخی افراد هم واقعیت داشته باشد.

نویسنده اشاره کرده اگر شش واحد آپارتمان از مجموعه "آپادانا" به پنج تن از وزرا و جناب پروفسور معروف که در آمریکا چله‌نشینی می‌کند واگذار شده باشد؛ یا این‌که اگر شایعه واگذاری چهار واحد از آپارتمان‌های سامان اوین یا ۱۱ دستگاه از آپارتمان‌های ستارخان به برخی وزرا و معاونان محترم‌شان به ثمن بخس، درست باشد، آن‌وقت باید چه قضاوتی کرد؟

مقاله بهار تاکید کرده: بی‌هیچ تعارفی باید گفت که چنین رفتارهایی از جانب بعضی مدیران، یادآور استراتژی قدیمی اشغالگران است که براساس آن، در صورت اجبار به عقب‌نشینی از سرزمین‌های اشغالی، جز زمین سوخته نباید برجا گذاشت. شکی نیست که بسیاری از مدیران دولت کنونی از عاقبت کار خود به هیچ‌وجه خشنود نیستند، اما آیا این دلیل موجهی خواهد بود که منافع کشور و ملت قربانی امیال نوکیسه‌‌های قدرت‌طلب شود؟

آرزو فرشید در گزارشی در جهان صنعت نوشته احمدی‌نژاد از آن شخصیت‌هایی است که همیشه همه منتظرند با یک اقدام غیر‌منتظره وارد بازی شود و سایرین را متعجب سازد.‌ از لحن صحبتش در نشست‌های خبری گرفته تا افشاگری‌هایی که همواره وعده‌اش را داده است، از پیگیری‌هایی که برای تایید صلاحیت مشایی قرار بود انجام دهد‌ تا انداختن رای در صندوق که تا بعد از ظهر همه را منتظر نگاه داشته بود! همه اینها باعث می‌شود تا سکوت و آرامش یک ماهه آخر دولت کمی غیر عادی به نظر برسد.

نویسنده این مقاله سپس به موضوع میراث دولت احمدی‌نژاد برای آینده کشور پرداخته و بر عواقب اقتصادی ناشی از تصمیم بانک مرکزی و احمدی‌نژاد در خصوص نحوه محاسبه بدهی‌های دولت تاکید کرده است. این تصمیم‌ها باعث شده احمد توکلی، عضو ناظر مجلس در شورای پول و اعتبار در نامه‌ای سرگشاده‌ به رییس مجلس، به محاسبه غیرقانونی مابه‌التفاوت ارز مرجع و ارز مبادله‌ای به میزان ۷۴ هزار میلیارد ریال به عنوان بدهی‌های دولت اعتراض کند و نسبت به عواقب سوء‌ اقتصادی آن هشدار دهد.

آیدین سیارسریع در ستون طنز قانون شکرگزاری کرده که دولت احمدی‌نژاد تا لحظه‌ای که جان در بدن دارد به فکر طنزنویسان است و لحظه‌ای ما را تنها نمی‌گذارد و تا آخرین لحظات به عمد حرف‌های بامزه می‌زند تا چیزی هم این وسط عاید طنزپردازان شود. چنان که دیروز محمدرضا رحیمی‌ معاون اول که وضعیت ما را دید دلش سوخت و سعی کرد با ما دیالوگ برقرار کند.

رحیمی: چی شده جوون؟ ناراحتی.

ما: دولت داره عوض میشه ناراحتیم.

رحیمی: درک می‌کنم. همه ما ناراحتیم. ملت ناراحت است.

ما (خودمان را می‌اندازیم تو بغل رحیمی، سرمان را می‌گذاریم روی شانه‌اش): رحیمی! رحیمی!

رحیمی‌(در حالی آرام می‌زند پشت ما): جان دلم؟

ما: محمود کجاست؟

رحیمی‌که نمی‌خواهد ذهنیت بچه از آن محمود جاودانی که می‌شناخته خراب شود مکثی می‌کند و می‌گوید: محمود رفته مسافرت عزیزم.

Image caption کارتون روز: نلسون ماندلا، کار علیرضا پاکدل، اعتماد

ما: زود بر می‌گرده؟

رحیمی: زود که ...

ما: الهام گفته زود بر نمی‌گرده. دیر بر می‌گرده؟

رحیمی‌ بحث را عوض می‌کند: شکلات دارم ها عمو! می‌خوری؟

ما: نه عمو شکلات چیه، من سوژه می‌خوام.

رحیمی ‌دست می‌کند توی جیبش و دنبال سوژه می‌گردد.

ما: چیکار می‌کنی؟

رحیمی: دنبال کاغذ سخنرانیم می‌گردم.

ما: آخ جون! می‌خوای اظهارات کنی؟

رحیمی: آره.

ما: بذار کاغذ و قلم بیارم.

رحیمی‌کاغذ را پیدا می‌کند و عینکش را بر چشم می‌زند و می‌گوید: امروز آمریکایی ها نفس راحتی می‌کشند که دولت احمدی نژاد به اتمام رسید. آنها اعلام کرده‌اند که در داخل آمریکا نیز با تفکرات احمدی نژاد به چالش خورده‌اند و رئیس‌جمهور ما امروز محبوب ملت‌ها و مردم در قاره‌های مختلف است.

پایان عصر منولوگ رسانه‌‌ای

آذر منصوری در مقاله ای در اعتماد با اشاره به سخنان حسن روحانی در صدا و سیما که نخستین سخنرانی عمومی او پس از انتخابش به ریاست جمهوری بود به آن بخش پرداخته که رییس جمهور منتخب درباره نقش واقعی رسانه‌ها سخن گفته است.

Image caption کارتون احمد عربانی از تجارت آب دریا. بهار

به نوشته این مقاله به مخیله کمتر کسی خطور می‌کرد که تنها دو روز مانده به انتخابات، ائتلاف اصلاح‌طلبان بتواند منجر به بروز چنان موج اجتماعی شود که بیش از ۵۰ درصد از مردم در یک مشارکت ۷۲ درصدی به کاندیدای ائتلافی اصلاح‌طلبان رای دهند. بدون تردید در این دو روز نه فرصتی برای تبلیغات شهر به شهر و برگزاری سخنرانی‌ و میتینگ‌های انتخاباتی بود و نه تبلیغات کاغذی و غیره که در انتخابات سنوات گذشته متداول بوده است. این خلأ توسط رسانه‌هایی پر شده است که نقش آنها تعیین‌کننده بود.

مقاله اعتماد تاکید کرده از یک سو گسترش شبکه‌های اجتماعی ،گسترش شبکه‌های ماهواره‌یی و تلفن‌های همراه و... رسانه را قانون تنها منحصر به رادیو، تلویزیون و روزنامه نمی‌کند و هیچ عاملی به اندازه رسانه هر روز با اهمیت‌تر و نافذ‌تر نشده است. اینکه زمان منولوگ رسانه‌یی سپری شده است و رسانه باید با مخاطب رابطه‌‌ای دوسویه برقرار کند تا هم نور آگاهی تابانده شود و هم آینه‌‌ای باشد که واقعیت‌ها را بازتاب دهد. اینکه رسانه باید ترکیبی متعادل، موزون و سودمند باشد و نیاز‌های دینی، فرهنگی، فکری، عاطفی، رفتاری و اخلاقی مردم را در نظر بگیرد و مضمون رسانه باید سطح آگاهی مردم را افزایش دهد.

کانادا

محمدرضا نصیری مانند همه طنزنویسانی که در غیاب احمدی نژاد کم سوژه شده اند ستون خود را در طنزانه قانون به معرفی کانادا اختصاص داده و نوشته: "اول نوشابه بود اما به تدریج تبدیل شد به یک کشور و این سندی است برای اثبات اینکه ما می‌توانیم (تازگی‌ها؛ ما توانستیم). اقتصاد این کشور بر پایه گاز استوار است. کانادا گاز زیادی دارد اما حتما باید آن را خنک نوشید."

به نوشته این طنزنویس الان که کانادایی‌ها با ایران قطع رابطه کرده‌اند ظاهرا یادشان رفته که از کجا آمده‌اند و آمدنشان بهر چه بود. یادشان رفته پایتخت کانادا تشتک است. همین کارها را کردند که با وجود اینکه بعد از روسیه بزرگ‌ترین کشور جهان هستند، یک پنجم این کشور هم جمعیت ندارند. حتی سیاست‌های افزایش جمعیتی در کانادا از جمله اهدای یک میلیون تومان به هر نوزاد جواب نداده است.

و خلاصه این که: "نود درصد مردم این کشور در فاصله ۲۰۰ کیلومتری مرزهای آمریکا زندگی می‌کنند، بدبخت‌های ندید بدید."