مرور روزنامه‌های صبح تهران؛ پنج‌شنبه ۲۰ تیر

ارائه آمار عملکرد اقتصادی مثبت دولت نهم و دهم در بخش‌های مختلف، واکنش تند روزنامه‌ها را به دنبال داشته است. ورود چهره‌های حاشیه‌نشین سال‌های اخیر هم به صحنه سیاسی ایران موجب خشنودی برخی از روزنامه‌نگاران شده است. در این میان اما بازار مباحث مربوط به انتخاب وزرای کابینه یازدهم، همچنان داغ است.

مصر در میانه بیداری

روزنامه کیهان بخش عمده صفحه اول خود را به تحولات مصر اختصاص داده و سعدالله زارعی هم در قسمتی از سرمقاله این روزنامه نوشته است؛ ارتباط اخوان‌المسلمین و سلفی‌ها طی روزهای گذشته به ضعف گرائیده است. این پوشیده نیست که بخش زیادی از ضربه‌ای که به مرسی وارد شد به همکاری اخوانی‌ها با سلفی‌ها بازمی‌گشت.

به اعتقاد کیهان، سلفی‌ها سبب ورود دولت مرسی به نفع مخالفان بشار اسد و قطع رابطه مصر با سوریه و مانع برقراری روابط قاهره- تهران در دوره ریاست جمهوری مرسی بودند. این در حالی بود که اگر اخوانی‌ها به جای سلفی‌ها به اتحاد با حمدین صباحی روی نشان داده بودند، سرنوشت حکومت اخوان به اینجا نمی‌انجامید.

در پایان سرمقاله کیهان آمده که هر چند حوادث اخیر مصر بر بیداری اسلامی (اصطلاحی که حکومت ایران به جای بهار عربی به کار می‌برد) اثر مقطعی و گذرا برجای می‌گذارد، ولی مانع حرکت آن نخواهد شد.

ری‌شهری هم به صحنه بازگشت

چند روزنامه با چاپ عکسی از محمد ری شهری از بازگشت او به صحنه سیاست خبر داده‌اند. مطهره شفیعی هم در روزنامه آرمان نوشته است؛ هر روز که از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور منتخب می‌گذرد، تعداد بیشتری از میانه‌روهایی که تا پیش از این خانه‌نشینی را به هر حضوری در عرصه سیاست و دولت ترجیح می‌دادند، فضا را برای فعالیت مجدد مناسب می‌بینند. پس از علی‌اکبر ناطق نوری، روز گذشته هم عنوان شد که آیت الله ری شهری عزم ورود به دنیای سیاست را دارد.

به نوشته این گزارش برخی این گمانه را مطرح می‌کنند که امثال ناطق نوری‌ها و ری‌شهری‌ها از فضای برخی تندروها در دولت‌های نهم و دهم به تنگ آمده بودند و به خوبی می‌دانستند که ورود و تداوم حضور آنها در عرصه‌های علنی جامعه تنها سدی در برابر میانه‎روی است.

در نهایت خانم شفیعی این پرسش را مطرح کرده که آیا باید منتظر حضور در صحنه نیروهای دلسوز دیگری باشیم که مدت‌هاست سکوت را برحضور ترجیح داده‌اند و آیا کلید روحانی قابلیت بازکردن قفل حاشیه‌نشینی دلسوزان کشور را دارد؟ باید صبر کرد.

دولت راستگویان و درستکاران

حمید میرزاده، در روزنامه اعتماد به آمار عملکردی که اخیرا از طرف محمود احمدی‌نژاد و رسانه‌های دولتی از جمله خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا ارائه می‌شود، انتقاد کرده است.

به نوشته این استاد دانشگاه، اکنون به نظر می‌رسد فرصت‌طلبانی که همواره درصدد استفاده از فضای سیاسی کشور هستند، گوش تیز و پشت خم کرده و در کمین نشسته‌اند تا با جوسازی در اتوبوس دولت جدید سوار شوند. در حالی که بسیاری از آنها در اتوبوس دولت قبلی بدون بلیت سوار بودند که به قول رئیس جمهور منتخب، باید پیاده شوند.

به نوشته آقای میرزاده، کوشش این فرصت‌طلبان در ارائه آمار ساختگی و بی‌پایه برای فزون‌نمایی عملکرد خود جلوه دیگری از ریاکاری‌ها و سفیدنمایی‌هایی است که به هیچ‌وجه با فیزیک زندگی اقتصادی و اجتماعی مردم همخوانی ندارد.

به نظر نویسنده، مسلما کسانی که جزو راستگویان و درستکاران نبوده‌اند، جایی در دولت جدید ندارند. اکنون روز هوشیاری است و دولت تدبیر و امید باید تدبیر را از همین نقطه حساس شروع کند.

شکستن زنجیره مشکلات با دیپلماسی عمومی

مهران کرمی، در سرمقاله روزنامه جهان صنعت نوشته است؛ حسن روحانی می‌داند که سه هفته دیگر چه چیزی را باید تحویل بگیرد، اقتصادی که موتور اصلی آن یعنی تولید در وضعیت نیمه‌خاموش است. تحریمی که گریبان اقتصاد را گرفته و فشارهای بین‌المللی که آزادی عمل او را در سامان دادن به شرایط نیمه بحرانی کشور محدود می‌کند.

ولی به هر حال پیروزی روحیه بخش او در انتخابات که یک بار دیگر دولت را از پشتیبانی مردم بهره‌مند کرده، برای او فضایی پدید آورده که بخواهد زنجیره مشکلات را با گسستن حلقه ضعیف‌تر بشکند. این حلقه کجاست؟ بزرگ‌ترین منبع درآمد هر دولتی در ایران متکی به درآمد نفتی است که در سال‌های اخیر به پایین‌ترین سطح خود از سال‌های میانی دهه ۵۰ رسیده و ایران باید بتواند دوباره نفت را به پشتوانه قدرت خود تبدیل کند و این ممکن نیست جز آن که روحانی بتواند تحریم‌های بین‌المللی بر نفت را بشکند.

آقای کرمی در پایان این سرمقاله نوشته که رئیس جمهور منتخب باید بتواند در یک فرصت یکصد روزه، موانع موجود بر سر راه پیشبرد اهداف و برنامه‌هایش را به حداقل برساند. چنانچه روحانی در این فرصت اندک از این موانع بزرگ در حوزه دیپلماسی بگذرد می‌توان به تلاش او برای سامان دادن به وضع اقتصادی که مهم‌ترین مطالبه مردم از اوست، امیدوار شد.

رشد یک و نیم درصدی بخش کشاورزی ایران یا سومالی؟

علی فریدونی، در نامه‌ای خطاب به حسن روحانی که در صفحه اول روزنامه بهار به چاپ رسیده است، نوشته؛ بر خلاف اظهارات خودسپاسگزارانه رئیس محترم دولت و حامیانش در باره پیشرفت‌های قابل توجه کشور در همه بخش‌ها، نه تنها پیشرفتی نداشته‌ایم که در بسیاری از عرصه‌ها نسبت به برنامه چهارم توسعه شاهد پسرفت نیز هستیم. یکی از حوزه‌هایی که در این هشت سال بیشترین خسارات را متحمل شده است، بخش مظلوم کشاورزی است.

به نوشته آقای فریدونی، در این هشت سال، بخش کشاورزی هم مانند سایر بخش‌ها به صورت شعاری و سلیقه‌ای اداره می‌شد، برخلاف شعارهای فریبنده خودکفایی چهارساله محصولات استراتژیک و پیوستن به باشگاه کشورهای صادرکننده گندم، سالانه میلیون‌ها تن گندم وارد کشور شده است و به جای دستیابی به ۱۲۰ میلیون تن محصولات کشاورزی و ۹۵ درصد خودکفایی، این میزان از ۸۴ درصد ابتدای برنامه چهارم به حدود ۷۶ درصد کاهش یافته است.

در این نامه از جمله آمده که دروازه‌های کشور روی انواع و اقسام محصولات کشاورزی بدون توجه به هشدارهای قرنطینه‌های دامی و نباتی گشوده شد و اکثر فعالان کشاورزی بیل به دست، زنبیل به دست شدند و در یک کلام کشاورزان به خاک سیاه نشستند.

منابع رانت‌ها از جیب چه کسانی تامین می‌شود؟

مهدی نصرتی در سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد نوشته است؛ بعد از صعود غرورانگیز تیم ملی فوتبال به جام جهانی، مجوز واردات یک دستگاه خودرو به هر یک از اعضای تیم ملی اعطا شد. برخی رسانه‌ها ذکر کرده‌اند که این مجوز می‌تواند سودی بالغ بر یک میلیارد تومان را نصیب بازیکنان تیم ملی کند.

آقای نصرتی نوشته که در همین ابتدای موضوع ذکر شود که هیچ کس مخالفتی با این که چنین پاداشی نصیب اعضای تیمی ملی شود ندارد و اصلا چه کسی بهتر از بچه‌های تیم ملی، نوش جانشان.

اما موضوع از نظر علم اقتصاد جالب توجه است. احتمالا مسئولان پیش خود فکر کرده‌اند با این پاداشی که به بچه‌های تیم ملی می‌دهیم آنها را خیلی خوشحال خواهیم کرد و هم ریالی از بودجه و بیت‌المال هزینه نخواهیم کرد و همه هم راضی خواهند بود. این موضوع به ظاهر درست است، ولی یک جای کار ایراد دارد. طبق یک اصل بدیهی در اقتصاد ناهار مجانی نداریم، پس هزینه این یک پرس ناهار میلیاردی از کجا تامین می‌شود؟

به نوشته آقای نصرتی، واقعیت این است که ایجاد محدودیت‌های گسترده در واردات خودرو، هزینه‌های سنگینی را بر جامعه و مصرف‌کنندگان وارد کرده است و همه مردم در حال پرداخت این هزینه‌ها هستند. در عین حال این محدودیت‌ها، رانت‌هایی را هم ایجاد می‌کند که تنها در برخی موارد مثل همین نمونه تیم ملی، رانت به فردی تعلق می‌گیرد که ظاهرا صاحب حق است.

به نظر نویسنده سرمقاله یک دستور کار برای دولت آینده، محدودیت‌زدایی و مجوززدایی از اقتصاد باشد، موضوعی که طرح آن روی کاغذ ساده است ولی در عمل قطعا مخالفان سرسختی خواهد داشت.

مطالب مرتبط