بحران هسته‌ای ایران و راه پیش روی حسن روحانی

حسن روحانی
Image caption انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری ایران با توجه به سخنانی که در مبارزات انتخاباتی در مورد برنامه اتمی این کشور گفت، انتظارات زیادی ایجاد کرده است

انتشار مقاله‌ای از مذاکره کننده هسته‌ای سابق ایران، که در آن تصریح شده است که «خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای» یا «ساختن بمب اتمی»، دو گزینه از پنج گزینه‌ای است که رئیس جمهور جدید ایران با آن مواجه است، قطعا کمکی به رفع تردید و دودلی سیاستمداران آمریکایی در مورد بحران هسته‌ای ایران نمی کند.

«خروج از پیمان‌نامه منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان.پی.تی)، گزینه ای شده که به صورت فزآینده‌ای در حلقه‌های تصمیم گیری کشور، جذاب به نظر می رسد». این جمله‌ای است از سیدحسین موسویان، مذاکره کننده هسته‌ای ایران در طی سال ۲۰۰۳-۲۰۰۵ که در مقاله‌‌ای از او روز ۱۸‌ تیرماه (۹ جولای) در «کایرو ریویو»، مجله دانشکده امورجهانی دانشگاه آمریکایی قاهره منتشر شد. این مقاله که به پنج گزینه رئیس جمهور جدید ایران درخصوص پرونده هسته‌ای ایران می پردازد، علاوه بر خروج از ان.پی.تی. در گزینه دیگری - که به گفته آقای موسویان با طولانی شدن مذاکرات هسته‌ای می‌تواند گزینه جدی‌تری درمیان تصمیم گیران ایرانی قلمداد شود- از ساختن بمب اتمی به عنوان «ابزاری برای حل مسالمت آمیزبحران» هسته‌ای ایران یاد می‌کند.

یکی از افرادی که با این دیپلمات سابق ایرانی صحبت کرده بود به من گفت این مقاله متن یکی از سخنرانی‌های او بوده و نزدیک به دو ماه پیش و قبل از انتخابات ریاست جمهوری به این نشریه داده شده است. اما حقیقت این است که اگر نگاه حسن روحانی هم به حسین موسویان نزدیک باشد و صرف نظر از اینکه رئیس جمهور منتخب ایران چه کسی است، این گزینه بخشی از گزینه های قابل تصور برای حکومت ایران در پرونده هسته‌ای باشد، امیدهای غرب و البته طرفداران مذاکره، نسبت به تحولی جدی در بحران هسته‌ای ایران، عملا نقش برآب خواهد شد.

پیش فرض‌هایی هسته‌ای یک مذاکره کننده

طرح سناریوی خروج از ان.پی.تی و دیگر معاهدات مربوط به سلاح‌های کشتارجمعی و یا طرح ساخت بمب اتمی درصورتی که مذاکرات هسته‌ای بدون نتیجه - حتی درصورت یک انتخاب با احتمال کم- دو گزینه بسیارخطرناکی هستند که طرح آنها در وضعیت کنونی پرونده هسته‌ای ایران، تنها به عنوان چماقی در دست تندروهای آمریکایی و اسراییلی برای تحت فشار قرار دادن بیشتر ایران مورد استفاده قرار خواهند گرفت.

آقای موسویان در توضیح این گزینه می گوید ایران می‌تواند معاهدات یاد شده را با فتوای مذهبی رهبر جایگزین کند که همه نوع سلاح‌های کشتار جمعی منع شده اند. او اضافه می کند که چنین حرکتی، باعث خواهد شد که ایران از تعهدات معاهدات یاد شده که باعث تحریم‌های بیشتر غرب علیه ایران شده است، رهایی یابد. مذاکره کننده سابق هسته‌ای ایران، که مشخص نیست در نوشتن این مقاله و یا پس از انتخابات با حسن روحانی در تماس بوده باشد، به نقل قولی از علاء الدین بروجردی اشاره می‌کند که- درپاسخ این عبارت همیشگی مقامات آمریکایی که می‌گویند همه گزینه‌ها روی میزاست- می گوید:«همه گزینه‌ها روی میز پارلمان است.»

آقای موسویان درخصوص منافعی که ساختن بمب برای ایران خواهد داشت اشاره می کند به:

  • بی اثر کردن شعار «همه گزینه‌ها روی میز است»، هشدار واضحی در خصوص حمله نظامی (مزیتی که توسط کره شمالی درک شد.)
  • پایان دادن به سیاست تغییر رژیم (ایران) توسط ایالات متحده امریکا.
  • تحت فشار قرار دادن آمریکا برای به رسمیت شناختن حق ایران برای غنی سازی و پایان دادن به این خیال آمریکا که ایران تنها به غنی سازی پنج درصدی اکتفا خواهد کرد.
  • متقاعد کردن غرب به برداشتن تحریم‌ها درمقابل از کار انداختن بمب.
  • درک تئوری «نابودی تضمین شده دو طرفه» که کنت والتز آن را مطرح کرده است؛ بنابراین ایجاد یک توازن استراتژیک امکان جنگ در خاورمیانه را کاهش می‌دهد.
  • فشار بر اسرائیل برای قبول کردن خاورمیانه ای عاری از سلاح های اتمی و دیگر سلاح های کشتار جمعی.

خروج از ان.پی.تی وساختن بمب: شلیک به زانوی خودی؟

Image caption آقای موسویان از اعضای تیم مذاکره کننده اتمی ایران تحت سرپرستی حسن روحانی بود

حسین موسویان که اوائل سال ۸۹ در آمریکا سکنی گزید و فعالیت های خود را در این کشور دنبال کرد، ممکن است برای هشدار دادن به تصمیم گیرندگان آمریکایی برای خطر تندروها و جناح‌های تاثیر گذار درپرونده هسته‌ای چنین موارد رادیکالی را به عنوان «گزینه»‌های پیش روی رئیس جمهور بعدی ایران معرفی کرده باشد. یا حتی خواسته باشد خود را همسو با جریان‌هایی نشان دهد که برای غرب شاخ و شانه می‌کشند و تمایل دارند که در مقابل سرسختی نشان دادن به غرب و با نشان دادن اینکه پرونده هسته‌ای ایران می‌تواند ازکنترل خارج شود، امتیاز بیشتری را مذاکرات به دست بیاورد. یا حتی اینکه با طرح مواضع تندرو، نیم نگاهی برای بازگشت به تهران و حضور درتیم سیاست خارجی آقای روحانی داشته باشد.

هر چه هست اما، نقشه راهی که او ترسیم می‌کند، دمیدن بر آتش روایت تندروهای آمریکایی و اسرائیلی در توجیه اقداماتشان علیه ایران است و البته با واقعیات موجود ایران همخوانی ندارد. وضعیت اقتصادی ایران و انتخاباتی که فشار تحریم‌ها به گونه‌ای در سرنوشت آن تاثیر چشمگیری داشت، بسیار دور از ذهن به نظر می رسند. موقعیت ژئوپلیتیک کشور، انزوای سیاسی بین المللی، قوت جامعه مدنی، سیاسی داخل کشور و... هم نشان می‌دهد که ایران درشرایطی نیست که بخواهد به دنبال راه کره شمالی برود.

یکی از کارکنان کنگره آمریکا که تصویب تحریم‌های ایران را از نزدیک دنبال می‌کند به من گفت از نظر طراحان تحریم، سال ۲۰۱۴ و۲۰۱۵ سالی است که باید منتظر تاثیر تحریم ها روی اقتصاد ایران بود و هنوز زود است در مورد تاثیر آن قضاوت کرد اگر چه تا همین جا هم تاثیر قطعی داشته است.

بنابراین وقتی اکبرترکان، مشاورحسن روحانی، در مصاحبه با هفته‌نامه آسمان، می‌گوید که «وضعیت اقتصادی کشورخراب‌تر از تصورقبلی ماست» یا وقتی که عیسی کلانتری عضو کارگروه مشورتی رئیس جمهور منتخب می‌گوید که «روحانی با خزانه خالی، بندرخالی و انبارخالی کشور را تحویل می‌گیرد» یا حتی اگر درنظر بگیریم این سخن آقای روحانی را در هنگام مناظره های انتخاباتی که «هم سانتریفوژ ها باید بچرخد هم چرخ زندگی مردم»، می توان چنین نتیجه گیری کرد که هر اقدامی که به سمت تشدید تحریم‌ها و افزایش خطر حمله نظامی برود و یا حتی اگر همین تحریم‌های کنونی بخواهد تا چند سال ادامه پیدا کند، هزینه سرسام آوری برای دولت ایران خواهد داشت.

به علاوه گزینه‌های مطرح شده توسط آقای موسویان، با اینکه او چندسالی را در آمریکا زندگی کرده و با محافل تصمیم گیری در این کشور طبیعتا باید آشنا باشد، پیام اشتباهی برای سیاستمداران ایرانی می ‌فرستند که معمولا تصویر درستی از نظام تصمیم گیری در آمریکا و مسیر برنامه هسته‌ای ایران که روی چرخ تحریم و تهدید نظامی است ندارند. چرا که آنچه در واشنگتن می‌گذرد چندان نزدیکی به تصویری که مذاکره کننده سابق هسته‌ای ایرانی ارائه می‌کند ندارد.

توپ در زمین چه کسی است؟

«همین الان که من با شما صحبت می‌کنم، سانتریفوژهای ایران درحال چرخیدن است»، این را یکی از اعضای تیم سیاست خارجه یک سناتورجمهوری خواه در حاشیه جلسه ای در واشنگتن به من گفت. «نمی‌شود که سانتریفوژها همین طور بچرخد و اضافه بشود وما به انتظاربنشینیم که رئیس‌جمهور ایران چه خواهد کرد.» وقتی از او پرسیدم آیا سنای آمریکا فرصتی برای اینکه آقای روحانی برنامه‌اش را اجرا کند به او خواهد داد و از افزایش تحریم‌ها جلوگیری خواهد کرد یا نه، گفت که برای آمریکا چندان فرقی نمی‌کند چه کسی رئیس جمهور است، چون کسی گمان نمی‌کند که حرف آخر را در پرونده هسته‌ای ایران رئیس جمهور بزند.

این نگاهی است که در واشنگتن نگاه غالب محسوب می‌شود. به علاوه، تندروهای آمریکایی – که عمدتا پشت لوایح تحریم از پیش نویس تا تصویب آن هستند- صرف انتخاب حسن روحانی یا یک میانه رو درتهران را تحول نمی دانند. به اعتقاد آنان توپ همچنان در زمین تهران است تا اینکه اقدام موثری انجام بدهد و در واقع به یک مصالحه معنی دار تن دهد.

جمهوری خواهان کنگره و دموکرات‌های طرفدار اسرائیل که بیشترین علاقه را به تداوم تحریم‌ها دارند، بر این باورند که تا روزی که قدم های عینی و معنی‌داری توسط ایران برداشته نشده، باید فشارها را افزایش داد.

برای همین است که برخی نمایندگان کنگره درحال تدوین تحریم‌های جدیدی هستند که محدودیت های بیشتری را روی ارزهای خارجی، صنعت نفت، بنادر و صادرات ایران ایجاد خواهد کرد.

درهفتم تیرماه‌ (۲۳ ژوئن)، دونماینده کنگره به نام های اد رویس (جمهوری خواه و رئیس کمیته سیاست خارجی) و الیوت انگل (دموکرات باسابقه کمیته سیاست خارجه)، همراه با ۴۴ تن از اعضای این کمیته، نامه ای به باراک اوباما فرستادند که در آن افزایش فشار برایران به منظور توقف «برنامه سلاح هسته ای» ایران را خواستار شدند. آنها خواستار افزایش تحریم های «بخش محور» معادن، صنعت مهندسی و ساختمان سازی ایران شدند. آنها همچنین خبردادند که برنامه ای برای محکم تر کردن لایحه تحریم های اضافی که با رای همه اعضای کمیته تایید شده را برای رای گیری اعضای کنگره فرستاده اند.

البته خیلی بعید است که روند طرح این تحریم، تصویب آن در کنگره و سنا و امضای آن توسط رئیس جمهور، کمتر از سه ماه طول بکشد، اما در جریان بودن چنین روندی نشان می‌دهد که دولت آقای روحانی زمان زیادی برای وارد شدن جدی به یک مذاکره سازنده ونتیجه بخش ندارد.

مسئول سیاست خارجی یکی از نمایندگان دموکرات کنگره در جلسه ای در واشنگتن به من گفت که جمهوری خواهان و دموکرات‌ها تقریبا سر هر مساله‌ای با همدیگر اختلاف نظر دارند، اما به موضوع ایران که می‌رسد، همه اتحاد نظر دارند و معتقد به افزایش فشار بر دولت تهران هستند. به گفته او لوایح تحریم، با اکثریت قریب به اتفاق آرا تصویب می‌شود و چنین وضعیتی، کار را برای دولت آقای اوباما بسیار دشوار می‌کند که تلاش دارد با احتیاط بیشتری تحولات داخلی ایران را در نظر داشته باشد و فرصت برای یک مذاکره سازنده را از دست ندهد.

بنابراین کسانی که درجریان تصمیم گیری برای پرونده هسته‌ای به این فکر می‌کند که زمان دستیابی به نتیجه را می‌تواند عقب انداخت تا در این زمان پیشرفت‌های بیشتری حاصل شود و در نتیجه ایران اهرم های بیشتری برای مصالحه و امتیازگیری داشته باشد، عملا به تندروهای آمریکا برای اقدامات جدی‌تر علیه ایران میدان بیشتری می‌دهند.

همینطور که سانتریفوژهای ایران می چرخند، تحریم‌ها ابعاد گسترده تری پیدا می‌کنند و این احتمال وجود دارد که موضوع مذاکره، عملا با اقدامات تحریک کننده ایران - که آقای موسویان از آن به عنوان گزینه‌های محتمل یاد کرده - وارد مراحل دیگری شود و گزینه حمله نظامی به ایران را از نگاه اسرائیل و همچنین هوادارانش در آمریکا اجتناب ناپذیر کند.

اگر اشتباه محاسبه ایران، پرونده هسته‌ای را در زمان محموداحمدی نژاد از آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت برد، اشتباه محاسبه در شرایط پیچیده و بغرنج کنونی می‌تواند تغییر فاز تحریم به تهدید نظامی را حتی با سرعت بیشتری دامن بزند. گزینه‌ای که ظاهرا افرادی همچون حسین موسویان و حلقه‌های سیاسی ناآشنا با سیاست و قدرت و نظامی گری آمریکا، چندان آن را جدی نمی‌گیرند.

تحریم ها: جلوگیری از جنگ یا بازکننده راه حمله؟

این جمله بیل مار، گوینده تلویزیونی لیبرال آمریکایی که در وضع خطرناکی هستیم چون «آمریکا در هیچ جنگی نیست» شاید استعاره جالبی باشد از نگرانی‌ایی که صلح طلبان، از روند پیشرفت مذاکره هسته ای ایران با غرب دارند. اقتصاد آمریکا، اقتصاد مبتنی برجنگ است و کنگره آمریکا نیز همراهی کاملی با رفتن به سمت بحران‌های نظامی دارد. یکی از کارکنان یک نماینده کنگره که علاقه زیادی به موضوع ایران دارد به من گفت که بسیاری از نمایندگان کنگره که پای لوایح تحریم را امضا می‌کنند لزوما با آن موافق نیستند، اما چاره‌ای ندارند. به گفته او لوایح تحریم و هر نوع اقدام ضد ایرانی توسط کسر کوچکی از نمایندگان کنگره که اتفاقا تحت تاثیر لابی اسراییلی آیپک در آمریکا هم هستند، به صحن می‌آید و چه در کنگره و چه در سنا با اکثریت تصویب می شود. به گفته او برای این نمایندگان هدف نهایی حمله نظامی به ایران است و به همین جهت دلبستگی چندانی به مذاکرات ندارند و طولانی شدن مذاکرات آنها را در وضعیت بهتری قرار می دهد.

کسانی که با تندروهای کنگره صحبت می‌کنند و با طرز فکر آنها نسبت به موضوع ایران آشنا هستند، معتقدند که از نظر آنها که دائم بر طبل تحریم‌ها می‌کوبند و چپ و راست از جیبشان یک لایحه تحریم جدید در می‌آورند، در واقع در پی تغییر رفتار ایران نیستند، بلکه از آن جهت تحریم را تا نهایت جلو می برند که وقتی در زمان اندکی که برای خود قائل هستند، مذاکرات به نتیجه ای نرسید، همه گزینه ها را برای فشار آوردن به دولت آمریکا و یا باز کردن راه برای اسراییل به منظور حمله نظامی به ایران، امتحان کرده باشند.

آن زمان، طرفداران مذاکره که سالها گفت‌وگویشان با ایران به نتیجه‌ای نرسیده، دیگر نخواهند توانست جلوی آنها را بگیرند. در واقع آنچه آقای موسویان ( درطرح نظرات برخی جریان های داخلی تندرو) مطرح می‌کند - خروج از ان.پی.تی. یا رفتن به سوی ساختن بمب اتمی حتی به صورت گزینه‌ای احتمالی- عملا هدیه‌ای آسمانی برای افرادی است که به وزارت خارجه و دستگاه سیاسی خارجه آقای اوباما فشارمی آورند که مذاکره با ایران به نتیجه نخواهد رسید.

اما آنها که در دولت آمریکا تلاش می‌کنند که از حمله نظامی جلوگیری شود، امیدوارهستند که تحریم‌های کنونی باعث شود در مذاکرات هسته‌ای نتیجه‌ای پایدار و سازنده به دست آید. از منظرآنها این تحریم‌هاست که جلوی اقدام نظامی اسرائیل و هوادرانش را گرفته است. و فراموش نباید کرد که حمله از سوی اسرائیل، با توجه به مصوبات کنگره و روابط دو کشور، حمایت ناگزیر آمریکا را هم به دنبال خواهد داشت.

برداشتن تحریم ها، پیش شرط مذاکره؟

نه تنها حسین موسویان، بلکه بسیاری از مقامات ایرانی، از جمله سعیدجلیلی از برداشتن تحریم‌ها به عنوان پیش شرط و یا حداقل برداشتن گام مثبت از سوی طرف غربی برای یک مذاکره نتیجه بخش یاد کرده و می‌کنند و آن را آزمایشی برای حسن نیت طرف مقابل می‌دانند. اما واقعیت آن است که تحریم ها که از قانون گذاری تا اجرای آن هزینه سرسام آوری را - که درتاریخ تحریم‌های جهان مشابه آن وجود ندارد - روی دوش آمریکا گذاشته است، به این راحتی قابل برداشتن نیست. از نظر سیاستمداران آمریکایی، تحریم‌ها تنها وقتی که نتیجه معنی دار و قطعی از مذاکرات بیرون بیاید به صورت پله‌ای و تدریجی رفع می‌شود. حال چه مذاکرات یک سال طول بکشد چه ده سال.

یکی از کسانی که در تنظیم لوایح تحریم های ایران دست داشته به من گفت: «ماسالها انتظار می کشیدیم که فراز و نشیب های داخلی ایران روی مذاکرات هسته ای تاثیر بگذارد، ولی هیچ تاثیری ندیدیم و آقای خامنه ای را مسئول می دانیم و اهمیتی نمی دهیم که در داخل ایران چه تحولاتی رخ می‌دهد. ما از عملکرد ایرانیان که با کشتن زمان فریبکاری می کنند خسته شده‌ایم.»

با چنین روحیه‌ای، از میان برداشتن تحریم‌ها، بخشی از مذاکره نیستند، بلکه نتیجه مذاکره اند.

طی سالهای گذشته، تحریم‌ها عملا به یک بوروکراسی پیچیده و عمیق تبدیل شده که برداشتن کامل آنها - اگر چنین اراده‌ای وجود داشته باشد- ممکن است سالها به طول بیانجامد.

از سوی دیگر، تحریم‌‌ها علیه ایران، در واشنگتن بسیار محبوب به نظر می‌رسد. یک نماینده دموکرات کنگره در جریان جلسه‌ای درباره نقش انتخابات ایران در رابطه بین دوکشور به من گفت که حتی دولت اوباما که به تحریم‌ها روی خوشی نشان نمی‌دهد، می‌داند که تحریم‌ها موثر هستند.

وقتی از او پرسیدم که هزینه های انسانی این تحریم‌ بالاست چرا که باعث درد و رنج مردم ایران شده است، گفت: «خیلی متاسفیم که مردم ایران در رنج هستند، این سیاست و مسیری است که دولت آنها انتخاب کرده و می ‌تواند هر لحظه آن را معکوس کند.»

در واقع در کنگره و سنای آمریکا، بسیای از نمایندگان نگرانی خود را نسبت به تبعات انسانی و اخلاقی تحریم‌ها پنهان نمی‌کنند، اما در عین حال می‌گویند که حکومت ایران مسئول آن است و ادعا می کنند که راههای بسیاری برای جلوگیری از تحریم و گسترده شدن ابعاد آن وجود داشته است، اما با «فریبکاری» دولت ایران و زمان کشی پیشرفتی حاصل نشده است.

حقوق بشر و پرونده هسته‌ای

از طرف دیگر آنچه می تواند برای حسن روحانی یک مزیت به شمار بیاید و تندروها را در آمریکا دست کم تا مدتی به حاشیه ببرد، بهبود وضعیت آزادی های سیاسی و مدنی در داخل کشور است.

وضعیت حقوق بشر ایران، به خصوص آنچه پس از انتخابات سال ۸۸ پیش آمد، عاملی است که محافظه کاران آمریکایی با استفاده از آن بی اعتمادی به حکومت ایران را توجیه می کند. در واقع اقدام علیه حکومتی که به صورت گسترده به نقض حقوق شهروندانش می پردازد کار سختی نیست.

آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، از جمله شهروندان بهایی، پایان دادن به حصر رهبران جنبش سبز، گشایش در فعالیت های مطبوعاتی و رسانه‌ای، ایجاد فضای باز برای نهادهای مدنی، باز کردن فضای دانشگاه‌ها، تسهیل ارتباطات اینترنتی و آزادی دسترسی به دنیای آزاد بخشی از اقداماتی است که هم انجام آن در کوتاه مدت امکان پذیر است هم به نشاط اجتماعی و سیاسی در داخل کشور کمک می کند و هم نشان می دهد که آقای روحانی به وعده های انتخاباتی خود وفادار است.

رئیس جمهور منتخب ایران در جریان مبارزات انتخاباتی خود در خصوص حقوق شهروندی وعده های فراوانی داده بود و به همین جهت از سوی رای دهندگان و گروه‌های اجتماعی و سیاسی، برای بهبود وضعیت حقوق بشر در داخل کشور تحت فشار خواهد بود.

آقای موسویان یا دیگر افرادی که رابطه نزدیکی با تهران دارند و در رفت و آمد هستند یا امید به بازگشت دارند، ممکن است به خاطر ملاحظاتی که دارند، نقش عامل حقوق بشر را کاملا از قلم بیاندازند، اما واقعیت این است که آقای روحانی در تنش زدایی با غرب و یا در خصوص پرونده ‌هسته‌ای به جایی نخواهد رسید، مگر اینکه حکومت ایران حقوق شهروندان خود را محترم بشمارد.

احترام به تعهدات داخلی و بین المللی در زمینه حقوق بشر، وقتی با عزم جدی برای حل بحران هسته ای همراه باشد، حسن روحانی را در موقعیت بسیار بهتری قرار خواهد داد. درحالی که استمرار وضعیت موجود، حتی اگر گشایشی هم به صورت موقتی در برنامه هسته ای به وجود بیاورد، پایدار نخواهد بود.

‫راه پرخطر پیش روی حسن روحانی

زمانی که حسن روحانی کابینه خود را معرفی می کند، تیم سیاست خارجی خود را می چیند و آماده مواجهه با بحران های عمیق و پرتنش داخلی و خارجی می شود، یک نکته را نباید از یاد ببرد: اینکه دستگاه سیاست خارجی آمریکا هم مثل ایران یکدست نیست. جدال میان طرفداران مذاکره و رسیدن به نتیجه و حل پرونده هسته‌ای ایران و کسانی که خواستار استهلاک همه گزینه‌ها - مانند تحریم و مذاکره- هستند تا پس از آن برای حمله به سمت ایران خیز بردارند بسیار جدی است.

مواضع مقامات جمهوری اسلامی و مهمتر از آن اقدامات عملی آنها می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در وزن طرفین داشته باشد و در خنثی کردن نقشه‌ها و برنامه‌های تندروهای آمریکایی که به هموار کردن مسیر حمله نظامی به ایران می‌اندیشند موثر باشد.

توانایی دولت آمریکا برای وقت دادن به آقای روحانی محدود است. هر گونه عقب نشینی از سوی دولت آمریکا در مواجهه با ایران، هزینه سنگینی در سیاست داخی و توازن نیروهای سیاسی در واشنگتن خواهد داشت و دولت اوباما عملا تا زمانی که ایران گامی جدی برندارد، امکانی برای چانه زنی با رقبای جمهوری خواه خود و دموکرات‌های نزدیک به اسرائیل نخواهد داشت.

برای همین است که تنها ابتکار عمل دولت حسن روحانی در درک شرایط واقعی و اقدام فوری و سازنده که در برگیرنده همه پیش فرض‌ها و نقش بازیگران موجود در این ماجراست، می‌تواند به کاهش سطح تنش‌ها و خطراتی که ایران را تهدید می‌کند بیانجامد.

رابطه ایران و آمریکا در مقطع بسیار حساس و خطرناکی است.

در واقع بحث بر سر اخلاق و فلسفه وجودی برنامه هسته‌ای و یا برابری و احترام و توازن قوا در منطقه نیست. کار کسانی که در آمریکا در مواجهه با برنامه اتمی ایران نقش ایفا می کنند، سیاست ورزی و کسب منافع و ملاحظات امنیتی است و به اعتراضات استادان دانشگاه و فعالان طرفدار ایران، به رغم پر ارزش بودن آنها از نظر اخلاقی، انسانی و حقوقی، کاری ندارند و بر اساس آن تصمیم نمی گیرند.

اینکه نزدیکان حسن روحانی می گویند او دولت را در بدترین شرایط تحویل گرفته است، عبارتی دقیق است. برای عبور از این بحران جدی، رئیس جمهور منتخب باید اقداماتی دشوار، سریع و هوشمندانه هم در داخل و هم در خارج کشور انجام دهد. اقدامی که نیازمند واقع بینی، شجاعت، صراحت و پرهیز از شعارزدگی ایدئولوژیک است.

او همچنین درکنار خود، نیازمند افرادی است که غرب را بفهمند، با زبان و پیچیدگی‌های آن آشنا باشند و دیپلماسی را فراتر از تسلیم پیام و «خواندن بیانیه سیاسی» ببینند.

اعلام مواضع و برنامه حسن روحانی طی هفته های آینده به همراه معرفی تیم سیاست خارجه اش نشان خواهد داد که او مسیر جدیدی را در پرونده هسته ای به پیش می برد یا در، بر همان پاشنه می چرخد.

مطالب مرتبط