چمدان: 'من۷۰سال پیش قهرمان پینگ‌پنگ ایران شدم'

شهنتاج دیهیمی و مادرش که بالای سرش نشسته
Image caption شهنتاج دیهیمی با مادر و برادرش

شهروندان کانادایی به محض ورود به ۵۵ سالگی می‌توانند از تسهیلات ویژه‌ای استفاده کنند. به این تسهیلات اصطلاحا "فیفتی فایو پلاس" (۵۵+) می‌گویند که اشاره ای است به خدمات ویژه برای بالای پنجاه و پنج ساله‌ها. برای این شهروندان، از اجاره خانه گرفته تا بلیط اتوبوس ارزان‌تر می‌شود . آنها بنابر قوانین استانی و فدرال، چیزی شبیه حقوق بازنشستگی هم دریافت می‌کنند. این قوانین در بعضی از ایالت‌های آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی هم به نوعی وجود دارد. اما شهنتاج دیهیمی وقتی به آمریکا آمد به فکر بازنشستگی و گرفتن عایدی نبود.

او چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به آمریکا آمده بود تا پسر دانشجویش را ببیند اما با بالا گرفتن اعتراضات در ایران، همینجا ماندگار شد. به قول خودش ۵۲ ساله بود که"غربت نشین" شد.

"به خودم گفتم، به جای اینکه بنشینم و غصه بخورم که چرا مثلا خانه و اثاثیه‌ام رفت؛ یا چرا 'نوکر و کلفت' ندارم، فکر کردم حالا چه کاری از دست من برای خودم و ایران بر می‌آید؟"

این "چه کنم؟ چیکار کنم؟" قصه جدیدی در زندگی خانم دیهیمی نیست. او از همان سالهای نخست نوجوانی به جنب و جوش و "یکجا بند نشدن" شهرت داشت.

مدال‌های رنگارنگ قهرمانی در رشته‌های گوناگون ورزشی، شاهدی بر این مدعا است. شهنتاج دیهیمی حدود هفتاد سال پیش قهرمان پینگ پنگ ایران شد. ژیمناستیک، بسکتبال و دو و میدانی هم از رشته‌هایی بودند که او در آنها مدال کسب کرد.

"اینجا وقتی به آمریکایی‌ها می‌گویم من در جوانی بسکتبال، آنهم در سطح قهرمانی بازی می‌کردم، اول نگاهی به قد و بالای من می‌کنن و بعد می‎خندند."

بشنوید: گفتگوی برنامه چمدان با شهنتاج دیهیمی

Image caption شهنتاج دیهیمی، حدود هفتاد سال پیش قهرمان پینگ پنگ ایران شد

عکس‌های سیاه سفید آن ایام، در گوشه کنار دفتر خانم دیهیمی نمایان است. دفتر موسسه فرهنگی آموزشی ایرانیان که در شهر وی‌ینا(ایالت ویرجینیا) قرار دارد.

"روزهای شنبه و یکشنبه، بچه‌هایی که والدینشان می‌خواهند در کنار زبان انگلیسی، زبان مادری‌شان را هم یاد بگیرند، به اینجا می‌آیند. در کلاس‌های اول تا پنجم کلاس بندی می‌شوند؛ برای خردسالان هم کودکستان داریم و بزرگسالان یا آمریکایی‌ها که می‌خواهند فارسی یاد بگیرند هم در طول روزهای هفته به اینجا می‌آیند."

بی آنکه متوجه 'حال و روز' من باشد از میان دسته کلیدی بزرگ و سنگین، یکی‌یکی کلید کلاس‌های درس را پیدا می‌کند. برای او این کار بخشی از عادت روزانه است. برای من اما، هر در که باز می‌شود، دروازه‌ای است به یکی از اتاق‌های حافظه‌‌ام.

عجیب است که خاطرات سال ۵۷ برای هر دوی ما هنوز مثل روز روشن است. برای من خاطرات کلاس اول و برای او خاطرات اولین کلاس. برای من دردسرهای یادگیری الفبا و برای او دردسرهای آموزش الفبا.

"همه چیز از زیر زمین خانه پسرم شروع شد. ابتدا با دو نوه‌ام شروع کردم. خیلی زود، دوستان ایرانی که داشتیم خبردار شدند و کودکانشان را برای یادگیری زبان فارسی پیش من آوردند. در این سی سال آموزگار شدم."

در کنار میز خانم دیهیمی، چند آلبوم عکس قرار دارد؛ از دوره‌های مختلف مدرسه در سی سال گذشته. عکس‌های قدیمی از دانش آموزانی که الان هم سن و سال من هستند.

تصور اینکه در آن سالها، من در ایران مرد 'شش میلیون دلاری' می دیدم و آرزوی 'سوپرمن' شدن داشتم و همزمان پسر بچه‌ای در این نقطه از آمریکا داستان رستم و سهراب می‌خواند تا 'هویت‌اش گم نشود'، تصور غریبی است. یا شاید هم حسی آشنا که فقط در مدرسه خانم دیهیمی می‌شود تجربه کرد.

Image caption شهنتاج دیهیمی، در رژه قهرمانان ورزشی ایران

"ما اینجا دروس دینی و ریاضیات درس نمی‌دهیم. در حقیقت با آن بخشی از دروس مدرسه که بچه‌ها در طول هفته یاد می‌گیرند کاری نداریم. ما در روزهای آخر هفته، با خواندن و نوشتن، تاریخ و جغرافیا و خلاصه هر چیزی که به ایران و زبان فارسی ارتباط دارد، سر و کار داریم."

در گوشه و کنار مدرسه خانم دیهیمی، نمادهای فراوانی از دین زرتشت وجود دارد. در کتابخانه، کتاب اوستا در کنار حافظ و سعدی نشسته. عکس‌های مختلفی از سربازان هخامنشی و تخت‌جمشید روی دیوارها دیده می‌شود. با این حال، خانم دیهیمی جلوی هر گونه تلاش برای هدایت بحث به مسایل مذهبی و سیاسی را با جدیت سد می‌کند.

"همه دعواها سر سیاست و مذهب است. این دو را که از مراودات حذف کنید، کسی با کسی دعوا ندارد. من هر مذهبی که دارم متعلق به من است و شما هر سیاستی که دارید متعلق به خودتان است. الان می‌بینید که دو ساعت است با هم داریم حرف می زنیم و هیچ مشکلی هم با هم نداریم. مذهب برای من یک امر شخصی است."

آن قدر به این گفته خود ایمان دارد که لازم نیست از او بپرسم متاع داخل چمدانش چیست. چمدان خانم دیهیمی ممکن است در ابتدا سبک به نظر برسد؛ فقط چند تایی کتاب درسی اول تا پنجم ابتدایی که خودش همه را گردآوری کرده؛ و چند تایی هم قاب و آلبوم عکس، که حاصل ۳۰ سال آموزگاری است.

با این حال، اگر قرار باشد شعار او برای دور نگهداشتن "سیاست و مذهب" از روابط میان فردی را در چمدان گذاشت، آن وقت چمدان شهنتاج دیهیمی احتمالا 'سنگین‌تر از میزان مجاز حمل بار توسط یک مسافر' می‌شود.

بشنوید: گفتگوی شهنتاج دیهیمی با برنامه رادیویی چمدان

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
Image caption مدرسه آموزش زبان فارسی خانم دیهیمی بخشی از موسسه فرهنگی ایرانیان در شهر وی‌ینا است

ترانه‌های انتخاب شده برای چمدان این هفته هر دو از آثار برجسته عصمت بابلی باقرپور با نام هنری دلکش انتخاب شده است. ' بانو دلکش' از بزرگان موسیقی کلاسیک ایرانی بود که از آثار او به عنوان آواز "بدون نقص‌" یاد می‌شود.

چمدان هر پنجشنبه از برنامه چشم‌انداز بامدادیرادیو فارسی بی‌بی‌سی پخش می‌شود و مجالی است برای گفتگو با ایرانیان خارج از کشور درباره تجربه مهاجرت.

برای اظهار نظر درباره برنامه چمدان لطفا به آدرس bamdadi@bbc.co.uk ایمیل بفرستید.