بررسی روزنامه‌های صبح شنبه تهران؛ پنجم مرداد

روزنامه‌های اول هفته امروز در عنوان‌های اصلی خود از فشارهای تازه بر رییس جمهور منتخب، برای خودداری از انتخاب وزیر اصلاح طلب خبر داده و در مقالاتی به بحث درباره تحریم‌ها و آثار آن بر زندگی مردم پرداخته اند. در حالی که روزنامه‌ها تنها به انعکاس آمار و ارقام ادعائی احمدی نژاد و همکارانش می پردازند، ده‌ها گزارش و مقاله در تردید پیرامون اصالت ادعاهای دولت در نشریات اصولگرا هم چاپ شده است.

مرگ محمود استاد محمد، در روزنامه‌ها، با تاسف گسترده اهالی تئاتر و هنرهای نمایشی روبرو شده که در گزارش روزنامه‌ها کمبود و گرانی دارو نیز یکی از علل آن بود.

گفتمان پیروز انتخابات چه بود؟

Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

روزنامه‌های تندرو و اصولگرا همچنان به فشارهای خود به رییس جمهور منتخب برای جلوگیری از ورود اصلاح طلبان به دولت ادامه می‌دهند و امروز در تیترهای اصلی خود از هشدار امام جمعه موقت تهران در مورد انتخاب وزیر علوم آینده نوشته اند و از بیانیه فراکسیون اصولگرایان مجلس درباره ترکیب آینده کابینه خبر داده اند.

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته هر چه به زمان تحلیف و موعد معرفی کابینه نزدیکتر می‌شویم، لحن برخی طلبکاران مادر زاد تغییر محسوس می‌کند.

به نوشته این مقاله انتظارات به شکلی است که از عهده حتی نیروهای شناسنامه دار اصولگرا و معتدل هم خارج است لحن سخنان به گونه ای است که انگار خود آقای حسین شریعتمداری پیروز انتخابات است ولی واقعیت این است که پیروز این انتخابات نه سید محمد خاتمی و نه آقای ناطق نوری است بلکه کسی منتخب مردم قرار گرفته که مرز بین این دو می‌باشد. انتظارات می‌بایست بر اساس این واقعیت شکل گیرد. هم دوستان اصلاح طلب باید بپذیرند که منتخب مردم، آقای خاتمی نیست بلکه آقای روحانی است و هم اصولگرایان محترم باید قبول کنند که پیروز ۲۴ خرداد نه آقای جلیلی که حتی ناطق نوری هم نیست.

همزمان با انتشار گسترده اعلامیه ای تحت عنوان نظر ۳۵۴۵ استاد دانشگاه در هشدار به حسن روحانی در مورد انتخاب وزیر علوم، حیدر جانعلیزاده به عنوان استادی که نام وی در زمره امضا کننده این بیانیه در نشریات اصولگرا آمده در مقاله ای در قانون به شدت شکایت کرده که چرا بدون اجازه وی نامش را در زیر این نامه گذاشته اند.

به تاکید وی رئیس‌جمهور منتخب خود بر استفاده از دیدگاه‌های جامعه‌ مدنی در انتخاب وزرا تأکید داشته است. اما وقتی اعضای جامعه می‌خواهند چنین مشاوره‌هایی ارائه کنند، نباید اخلاق را قربانی کنند و در نسبت هدف-وسیله، هر وسیله‌ای را ابزار کار خویش سازند. اگر نویسندگان این نامه اعتقاد دارند که «دانشگاه مبدأ همه تحولات است»، می‌توان از ایشان پرسید این گونه رفتارهای غیراخلاقی چه بلایی به سر این مبدأ همه تحولات خواهد آورد؟

مژده روزهای خوب آینده و سناریو تحلیف

بهمن فروتن در مقاله ای در شرق نوشته حال‌ و هوای امروز جامعه ما حال‌ و هوای دیگری است. آدم کیف می‌کند وقتی این حال و هوا را می‌بیند. روزنامه‌ها تغییر محسوسی داشته‌اند، انگاری دیگر در راهروهای قلم به‌دستان، کنترل نامحسوس در حرکت نیست و درعین‌حال، از سرعت و سبقت غیرمجاز هم خبری نیست و این نشان‌ دهنده آن است که مردم ایران معنی آزادی را خوب می‌دانند و توان آن را دارند که آزاد زندگی کنند. چند صباحی است که آدم بین ورق روزنامه‌ها‌ گیر می‌کند، دوباره احساس می‌کنم که تفکر دارد جان می‌گیرد و نفس می‌کشد.

به نوشته این مقاله مثل این‌که تفکرغرق شده بود. مدتی بود که مردم حتی دنبال جسد تفکر هم نمی‌گشتند، او را غرق شده و مرده می‌پنداشتند، ولی امروز خوشحالند چون پیکر نیمه‌جان او در میان اوراق روزنامه‌ها دارد نفس می‌کشد. خودمانیم جای خوشحالی ندارد؟ شما خوشحال نیستید؟

نمی‌دانم، احساس غریبی و شاید هم عجیبی دارم، دوست دارم زمان بین انتخاب و تحلیف طولانی‌تر شود، چون در همین دوران‌گذار است که امید به اوج پروازش می‌رسد. از وضعیت جهانی بوی خوشی به مشام نمی‌رسد. وضعیت سیاسی و اقتصادی، شدیدا پریشان است و درست در همین گونه اوضاع است که نئولیبرال‌ها برای فرار از بحران‌های پدید آمده دست به سیاست‌های خشونت‌آمیز می‌زنند.

مسعود مرعشی در ستون طنز بهار بعد از نقل سخن محمود احمدی نژاد که گفته از کسی تقدیر می‌کنند که می‌خواهد برود، مگر قرار است ما برویم؟ به توصیف مراسم تحلیف پرداخته و پایان آن را چنین تجسم کرده است: روحانی: «ممنون که تشریف آوردین. لطف کردین.» / احمدی‌نژاد: «قربون شما، خیلی خوش گذشت. دو دقیقه اومده بودیم خودتون رو ببینیم، همه‌اش پشت میکروفون بودید.» / روحانی: «سلامت باشید.»

Image caption تیتر و عکس صفحه اول بهار

به نوشته این طنزنویس روحانی و احمدی نژاد می ایستند، همین‌طوری همدیگر را نگاه می‌کنند. تا بالاخره روحانی: «خب دیگه...» / احمدی‌نژاد: «بله دیگه...» / روحانی: «تشریف نمی‌برید؟» / احمدی‌نژاد: «من همیشه عادت دارم در مجامع عمومی، خودم نفر آخر برم بیرون، چراغ‌ها و کولر رو هم خودم خاموش می‌کنم!» / روحانی: «مزاح می‌فرمایید.» / احمدی‌نژاد: «نخیر. بنده هستم یه مقداری کارم مونده. شما بفرمایید.» / روحانی: «امروز سیزدهم مرداده‌ها.» / احمدی‌نژاد: «بعله می‌دونم. مصادف با ششم آگوست ۲۰۱۳.» / روحانی: «خب پس...» / احمدی‌نژاد: «عرض کردم که. یه مقداری کارم مونده.»

ستون طنز بهار اضافه کرده: روحانی: «وقت شما تمومه قربان.» / احمدی‌نژاد: «وقت من؟ وقت من رو کی تعیین می‌کنه؟ شما تعیین می‌کنید؟» / روحانی: «نخیر، قانون تعیین می‌کنه.» / احمدی‌نژاد (می‌زند زیر خنده): «قانون که ... نسبت من و قانون رو توی این هشت سال نفهمیدی؟» / روحانی: «عزیزم بفرما بیرون می‌خوام در رو ببندم. آخه این چه حرفیه؟!» / احمدی‌نژاد: «شما بفرما. ببین؛ برات یه دفتری درست کردم به اسم «دفتر رییس‌جمهوری فعلی» توی نهاد ریاست‌جمهوری.

تحریم‌ها، کمتر یا بیشتر

عباس عبدی در مقاله ای در اعتماد نوشته کشورهایی که علیه ایران تحریم‌هایی را وضع کرده‌اند، از ابتدا مدعی بودند که این تحریم‌ها براندازانه نیست و جالب‌تر اینکه مدعی بودند تحریم‌هایی را وضع نمی‌کنند که مشکلاتش گریبان مردم را بگیرد. اکنون هر دو این ادعاها ابطال شده یا در حال ابطال شدن است.

به نوشته این مقاله وقتی کالاهایی مثل دارو که در همه شرایط باید خارج از شمول تحریم باشد، چنین وضعی پیدا می‌کند، سایر موارد که جای خود دارد. بنابراین تحریم‌های موجود علیه ایران بیش از هر چیز دیگری مردم و تامین احتیاجات آنها را نشانه گرفته است.

مقاله اعتماد در مورد براندازانه نبودن تحریم‌ها نیز نظر داده که: دلیل نادرست بودن این ادعا نیز نحوه مواجهه غرب به ویژه دولت ایالات متحده آمریکا و کانادا با انتخابات خرداد ۹۲ است؛ انتخاباتی که نتایج آن با وجود برخی مشکلات معمول در ایران، مورد استقبال قاطبه نیروهای سیاسی قرار گرفت و دولت برآمده از آن به خوبی قادر است، مطالبات بخش مهم و اکثریت جامعه ایران را نمایندگی کند.

رضا ملک‌زاده وزیر بهداشت و درمان دولت پیشین هم در مقاله ای در شرق نوشته موضع‌گیری اخیر وزارت خزانه‌داری ایالات متحده پیرامون لزوم تسهیل صدور دارو به مقصد ایران، با وجود تحریم‌ها و تلاش برای یافتن راهی در این‌باره و حتی مذاکره با سایر شرکت‌های داروسازی کشورهای اروپایی را باید در چارچوب تغییر فضای سیاسی کشور طی ماه‌های اخیر ارزیابی کرد. اما موضوع دارو را نمی‌توان با بیانیه‌ها، تمام‌شده فرض کرد.

شهرام شریف در سرمقاله دنیای اقتصاد با اشاره به ماجرای تراژیک مفقود شدن سه کوهنورد ایرانی در رشته‌کوه‌های هیمالیا نوشته این ماجرا از زاویه تکنولوژی نیز نمایانگر یک فاجعه انسانی است. امروزه دسترسی به اطلاعات مکان اشخاص از طریق تلفن همراه یک موضوع عادی به شمار می‌رود و هر سه کوهنورد ایرانی - مانند بسیاری از کوهنوردان حرفه‌ای - دارای سه دستگاه تلفن همراه با سیم‌کارت ماهواره‌ای ثریا بودند.

نویسنده توضیح داده که در اولین لحظات گم شدن کوهنوردان تماس‌هایی را با شرکت ماهواره‌ای دهنده خدمات به آنان برقرار کردند تا بتوانند اطلاعات مربوط به طول و عرض جغرافیایی کوهنوردان ایرانی را از آنان بگیرند اما اولین درخواست‌های ایران به بهانه تحریم رد شد و سرانجام با فشار اتحادیه جهانی مخابرات بعد از چهل و هشت ساعت پذیرفته شد که دیر شده بود.

استاد محمد، هنرمندی که رفت

روزنامه‌های مستقل و هوادار اصلاحات در گزارش‌های اصلی از درگذشت محمود استاد محمد کارگردان و نویسنده تئاتر خبر داده و در مقالاتی به قلم صاحب نامان هنری یاد وی را گرامی دانسته اند.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول قانون

حسین پاکدل در شرق نوشته: آقا، محمود استاد محمد را که نباید نوشت. نباید تعریف کرد. نباید تحلیل کرد. یا با تعجیل تجلیل کرد. نقش زد و مثل عکس کوبید به سینه دیوار و خلاص. امثال‌ِ محمود را حتی نباید دید و شنید؛ خصوص از دیگران. او را و حضورش را باید پس از فرونشستن‌ِ غوغای غبارهای بی‌خودی بو کشید. حس کرد. فهمید. درک کرد و به سینه سپرد. نه‌ فقط محمود را که نسل‌ِ خاطره‌سازِ محمود را. نسل‌ِ پرپرزن‌ِ خیال‌های ناب برای همه را. سوختگان‌ِ حریق‌ِ باد و بال‌بال‌زن‌ِ زایش‌ِ ققنوس‌های همسایه را. کولی‌های شورشی‌ و سرگشتگان‌ِ بی‌خور و خوابِ رویاهای بکرِ دیگری را. فرهادهای بی‌تیشه که پیکر خود از کوهِ بی‌طلبی می‌تراشند. مثل کی؟ مثل خسرو شکیبایی، مثل نصرت رحمانی، مثل عباس نعلبندیان، مثل حسین منزوی، مثل پرویز فنی‌زاده و... حتی مثل خودِ بیژن مفید یا ناصر تقوایی و غلامحسین ساعدی.

بهزاد فراهانی ‏کارگردان و بازیگر در اعتماد نوشته: استاد محمد افول نکرد، زمانه عوض شد و زمانه‌یی شد که دیگر استاد محمد را نمی‌خواست. شرایط تاریخی و فرهنگی ما تغییر کرد. در کشوری که تعداد بنگاه‌های معامله املاکش چند صد برابر بنگاه‌های نشر و فرهنگ است، استاد محمد و تئاتر انسانی و خالصانه او چه جایی دارد؟ در جامعه مصرفی، پر از دروغ و کلاهبرداری، تئاتر رندانه و عیارانه محمود کجا خریدار دارد؟ درام گرم و انسانی محمود خیلی زود از سکه افتاد.

زمانه جور دیگری چرخید و کوچه و مردم کوچه‌ها را از او دور کرد. محمود مردم را، کوچه‌های پیچاپیچ جنوب این شهر را خوب می‌شناخت. پای اشک‌ها و شادی‌های این مردم در قهوه‌خانه همین کوچه‌ها نشسته بود و اشک ریخته بود و شادی کرده بود. کوچه‌ها اما همان کوچه‌ها و مردم دیگر همان مردم نبودند، حتی اگر محمود استاد محمد هنوز همان عیاری که بود، مانده بود. سال‌هاست صدای کف زدن مردم را نشنیده‌ام!

احترام برومند در شرق نوشته: محمود استاد محمد را از دست دادیم. نه یک بازیگر، نه یک نویسنده و نه یک کارگردان بلکه انسانی خوب، یک ایرانی اصیل، مردی نجیب با طبعی والا، دوستی یکرنگ و پابرجا را از دست دادیم... هرگز نخواست با گله‌ و شکایت دوستانش را غصه‌دار کند. خوب می‌دانست این طایفه دستش از همه‌جا کوتاه است، پس با مقاومت غیر قابل باور فقط می‌گفت خوبم...

ایرج راد رییس خانه تئاتر در مقاله ای که جهان صنعت آن را منعکس کرده نوشته باید بگویم ما نتوانسته‌ایم در زمینه هزینه دارو و درمان هنرمندان تئاتر کاری از پیش ببریم. پیش از این آنها بیمه تکمیلی داشتند ولی متاسفانه به علت سقف پایین آن و کمی مبلغش پاسخگوی نیاز بیماران نبود. امسال توانستیم بیمه طلایی بگیریم که ۸۰ درصد کل هزینه‌های درمانی و اعمال جراحی و پاراکلینیکی را پرداخت می‌کند اما متاسفانه بیمه طلایی داروها را شامل نمی‌شود.

این هنرپیشه تئاتر توضیح داده هنوز که هنوز است هنرمندان برای تهیه دارو مشکلات زیادی دارند. در حال حاضر تنها امید به همین بیمه است. برای محمود استاد محمد به هر دری زدیم و حتی صحبت شد که ایشان را تحت پوشش بیمه طلایی شهرداری قرار دهند اما نتیجه این صحبت‌ها یک کمک چهار، پنج میلیون تومانی بود که صرفا به اندازه یک مسکن اثر داشت. من بابت این اتفاق بسیار متاسفم و مدام با خودم می‌گویم مگر ما چند استاد محمد داشتیم؟

این همه پیشرفت؟

ابوالقاسم قاسم زاده در سرمقاله روزنامه اطلاعات با اشاره به گزارش جدید محمود احمدی نژاد درباره پیشرفت‌های کشور که ادعا کرده فقط عدد و رقم نیست بلکه موجود است نوشته اگر این حرف‌ها درست است چرا رسانه‌ها از این همه پیشرفت‌های چشم‌گیر و واقعاً معجزه‌آسا بی‌خبر ماندند؟ چرا در مجلس که طرفداران آقای احمدی‌نژاد فراکسیون اکثریت را در اختیار دارند بسیاری‌شان از این همه دستاوردهای بزرگ غافل بودند و بسیاری از نمایندگان شهرستان‌ها و استان‌ها نیز وقتی پای سخنرانی در مجلس می‌آمدند، ترجیع‌‌بند سخنان آن‌ها این جمله بود «به داد مردم برسید! بیکاری، رکود تولید، تورم،‌ اعتیاد، جامعه را به ستوه آورده است.»

سرمقاله اطلاعات در نهایت نوشته: پیام آقای احمدی‌نژاد این بود که دکتر روحانی رئیس‌جمهور منتخب و دولت یازدهم، دولتی را از دست آقای احمدی‌نژاد تحویل می‌گیرند که جاده صاف پیشرفت آن، چنان هموار شده است که فقط باید برانند همین. ثروت کلان باقی‌گذاشته از دولت دهم آنهم بدون بدهکاری، با رشد چندین برابر سرمایه‌گذاری‌های داخلی و خارجی، با صادرات قوی نفتی و غیرنفتی، با اقبال همه دولت‌های خارجی ناشی از رفتارهای سیاسی آقای احمدی‌نژاد، با طراز بازرگانی مثبت با همه کشورها،‌ با ذخیره ارزی بسیار بزرگ، با موفقیت‌ها در اقتصاد، فرهنگ و سیاست خارجی.

نویسنده به طعنه افزوده: این همه را خدا دهد برکت، که نصیب آقای دکتر روحانی و دولت آینده شده است. تنها مشکل، نارضایتی مردم است که شرکت آنها در انتخابات، شاخص رأی مثبت داشت.

جیره بندی آب، دستاورد دیگر دولت عدالت‌محور

محمد حسین روان بخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته حاصل مدیریت دولت نسبتا سابق فعلی کم کم دارد از گوشه و کنار بیرون می‌زند. قرار است آب در پایتخت کشور بر‌ اساس برنامه‌ریزی خیلی مرتبی قطع شود‌، که در این صورت این اولین برنامه‌ریزی جدی دولت در طول هشت سال گذشته است‌. ضمن اینکه این امر از قبل از دوره قاجار که تهران یک روستا بود تا الان سابقه نداشته و به این ترتیب دولت احمدی‌نژاد می‌تواند به این ترتیب یک افتخار دیگر هم به افتخاراتش اضافه کند و این دستاورد را هم در آمارهایش بیفزاید تا بیش از پیش باعث حیرت جهانیان شود!

مردم سالاری در نهایت نوشته: واقعا این دولت تا روز آخر و تا ثانیه آخر می‌خواهد کار کند و از دستاوردهایش رونمایی کند‌‌؛ خدا خیرشان بدهد ولی کمی‌ هم به مردم رحم کنند بد نیست!

کارتون روز

Image caption کارتون علی جهانشاهی، شرق

مطالب مرتبط