همه چیز درباره رئیس‌جمهور هفتم

زندگی‌نامه

حق نشر عکس BBC World Service

حسن روحانی به طور مستمر در مسئولیت های سیاسی و امنیتی در جمهوری اسلامی ایران حضور داشته است

حسن روحانی یکی ازمعدود روحانیون نزدیک به آیت الله خمینی در قم و در سال های ۱۳۴۰ به شمار می رود که به طور مستمر در مسئولیت های سیاسی و امنیتی در جمهوری اسلامی ایران حضور داشته اند.

روابط نزدیک او با اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس جمهور پیشین ایران، که به سال های مبارزه علیه حکومت شاه بر می گشت، خیلی زود او را در رده بالای مسئولیت در فرماندهی جنگ ایران و عراق سپس مسئولیت های امنیتی قرار داد. وی در طول جنگ در سمت هایی از قبیل معاونت فرماندهی جنگ و فرماندهی پدافند هوایی کل کشور مسئولیت داشت.

در سال ۱۳۶۵ از حسن روحانی به عنوان مرد پشت پرده ای نام برده شد که از جانب اکبر هاشمی رفسنجانی در گفت و گوهای پنهانی با آمریکا شرکت داشته است، مذاکراتی که در ایران به عنوان "ماجرای مک فارلین" معروف شد. بعد ها آقای هاشمی رفسنجانی و مقامات رسمی دیگر گفتند که این گفت و گو ها با اطلاع آیت الله خمینی صورت گرفته است.

با وجود این انتقاد ها، آقای روحانی در سال های پس از روی کار آمدن محمد خاتمی نماد نیروهایی بود که از نظر سیاسی در طیفی میان محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی قرار داشتند. حضور مستمر آقای روحانی در مسئولیت های امنیتی مانند دبیری شورای امنیت ملی، به او موقعیتی داد تا در سال ۱۳۸۲ که میان محمد خاتمی رییس جمهوری وقت و رهبری جمهوری اسلامی بر سر پیشبرد گفت و گوهای هسته ای با غرب اختلاف نظر وجود داشت نقش میانجی مورد توافق دو طرف را بازی کند و نقش هدایت گفت و گو با سه کشور بزرگ اروپایی ( بریتانیا، فرانسه و آلمان) را بر سر برنامه هسته ای ایران بر عهده بگیرد.

با این حال پس از بر سر کار آمدن آقای احمدی نژاد، سیاستی که حسن روحانی در گفت و گو های امنیتی دنبال می کرد، آشکارا مورد انتقاد آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی قرار گرفت.

حق نشر عکس 3

حسن روحانی در سال ۱۳۸۵ از مسئولیت دبیری شورای عالی امنیت ملی کنار رفت و علی لاریجانی جایگزین او مسئولیت پیشبرد گفت و گوهای هسته ای با غرب را بر عهده گرفت. هرچند آقای روحانی همچنان به عنوان یکی از دو نماینده رهبر در شورای عالی امنیت ملی به عضویت در این شورا ادامه داد و تاکنون نیز این سمت را حفظ کرده است. وی در سال ۱۳۹۰ با انتشار کتابی در باره گفت و گوهای هسته ای با غرب به دفاع از سیاست های دوران خود پرداخت.

آقای روحانی، به سیاق مرسوم چهره های امنیتی که از اظهار نظر صریح در باره تنش های سیاسی اجتناب می کنند، تا حدود یک سال پیش از انتقاد صریح از برنامه های داخلی و بین المللی دولت محمود احمدی نژاد خودداری می کرد. به همین دلیل آغاز انتقادات آقای روحانی از برنامه های دولت احمدی نژاد و شرایط سیاسی کشور از حدود یک سال پیش، از سوی ناظران به عنوان تلاش او برای ورود به صحنه انتخابات تلقی شد.

حسن روحانی تاکنون از اظهار نظر صریح در باره اعتراضات پس از انتخابات بحث برانگیز سال ۱۳۸۸ و ادعای معترضان مبنی بر تقلب انتخاباتی، درگیری های پس از آن و بازداشت خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی رهبران جنبش سبز ایران خودداری کرده است. با وجود این، بعضی از اصولگرایان او را به همسویی پشت پرده با معترضان به انتخابات متهم کرده اند.

مواضع انتخاباتی

حق نشر عکس AFP

تمام گرفتاری ما این است که همه تلاش نشد برای اینکه پرونده به شورای امنیت نرود. هیچ کس مقصر نبود. امروز همه باید تلاش کنیم که پرونده که ظالمانه به شورای امنیت رفته به شورای حکام برگردد... خیلی خوب است که سانتریفوژها بچرخد، اما به شرط اینکه صنعت، اقتصاد و زندگی مردم هم بچرخد... باید قدرت ملی خود را بسازیم و سپس با تدبیر با دنیا سخن بگوییم... قدرت ملی به وسیله دادن آزادی بیان به مردم و حضور همه مردم در همه زمینه ها محقق می شود...

راه حل مسئله اشتغال بهبود شرایط محیط کسب و کار است. قانون بهبود مستمر فضای کسب و کار در مجلس شورای اسلامی تصویب شد، اما متأسفانه آیین نامه های اجرایی آن تصویب نشد. تا زمانی که این قانون اجرا نشود، راه حل اساسی برای اشتغال وجود نخواهد داشت. به علاوه ما باید به آموزش نیروی کار برای فرصت های شغلی پایدار توجه کنیم.

حق نشر عکس ZUMA Rex Features

ناامن بودن فضای فرهنگی باعث می شود که اصحاب فرهنگ دغدغه های خاطری داشته باشند که بسیاری از آن بی مورد است و نگرانی از سانسور داشته باشند که بعضا ضرورت ندارد... باورهای دینی امروز مورد هجمه وسیعی قرار گرفته است... هر مدیریت ناکارآمدی را به مقامات دینی یا نعوذبالله به امام دوازدهم نسبت داده اند. قشری گری و خرافات به نام دین در جامعه رواج پیدا کرده است... باید عقلانیت را در فهم مسائل دینی ترویج کنیم... مگر فرهنگ چیزی است که دولت به تنهایی بتواند آن را کنترل کند؟... آیا مقدسات ما را آن کارمندی می شناسد که می خواهد ممیزی کند یا پیشکسوتانی که در این زمینه کار کرده اند؟ آیا نباید این بخش را به آنها واگذار کنیم؟... فرهنگ چشمه های جوشانی است در نهاد مردم است و باید شرایط را آماده کنیم تا همه از فرهنگ درست در جامعه استفاده کنند. شرایط امروز ما به گونه ای است که نگاه قیم مآبانه ایجاد شده است... در امور فرهنگی زمینه و فضا را برای فعالیت باز کنیم... راهکار دولت تدبیر و امید این است که تصدی گری دولت را در فرهنگ کاهش دهیم و کار را به کاردان واگذر کنیم. انجمن های صنفی و فرهنگی تشکیل شوند و ما از آنها حمایت کنیم... بنده نظرم این است که با همه اقوام و اقلیت ها مساوی برخورد شود... اساس سیاست داخلی دولت تدبیر و امید بر مبنای تأمین امنیت و ایجاد آرامش برای همه مردم ایران در همه ابعاد زندگی شان خواهد بود... همه باید در همه ابعاد زندگی آزادی مسئولانه را احساس کنند... مردم کشور از هر قبیله و نژادی باید احساس کنند که شهروند یک کشور واحد هستند و از حقوق مساوی و عادلانه برخوردارند.

باید فرصت برابر به زنان جامعه بدهیم. حقوق زنان در کار مشابه با مردان الآن متفاوت است که این باید مرتفع شود. باید برای زنان آسیب دیده بیمه داشته باشیم. تشکیل وزارت امور بانوان را در دولت تدبیر و امید پیش بینی کرده ایم تا حقوق ضایع شده بانوان را به آنها برگردانیم... تبعیض برای زنان ما قابل قبول نیست. جنسیت نمی تواند معیار درستی برای تصدی مسئولیت ها در جامعه باشد. در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها باید زنان همانند مردان نقش ایفا کنند.

مردم در سلامت مشکلات زیادی دارند و برای حل آن باید پوشش بیمه را همگانی و بیمه را رقابتی کنیم. سهم مردم از هزینه درمان باید کاهش یابد.

شیخ دیپلمات

حق نشر عکس s

حسن روحانی اولین دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران است که در اواخر دولت محمد خاتمی و همزمان با بالا گرفتن تنش ها بر سر برنامه اتمی ایران مسئول پرونده اتمی این کشور شد و ۲۲ ماه (از مهرماه ۱۳۸۲ تا پایان دولت آقای خاتمی در مرداد ۱۳۸۴) سرپرستی هیئت مذاکره کننده پرونده هسته ای ایران را برعهده داشت.

برنامه اتمی ایران پس از گفت و گو های مربوط به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و آتش بس با عراق از پیچیده ترین و سرنوشت سازترین و عمیق ترین بحران های بین‎المللی ایران محسوب می شود.

حکم سرپرستی آقای روحانی بر پرونده اتمی را محمد خاتمی، رئیس جمهور وقت در مهرماه ۱۳۸۲ صادر کرد.

مقایسه کارنامه روحانی، لاریجانی و جلیلی در مذاکرات اتمی

در اواخر مهرماه همین سال و در جریان حضور همزمان وزاری امور خارجه بریتانیا، فرانسه و آلمان در تهران، دولت ایران به سرپرستی آقای روحانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، در اقدامی که هدف آن "اعتمادسازی" با کشورهای اروپایی اعلام شده بود، تصمیم گرفت "به طور داوطلبانه" پروتکل الحاقی معاهده منع گسترش سلاح های اتمی را امضا و اجرا کند.

حق نشر عکس q
Image caption جک استرا، وزیر خارجه سابق بریتانیا در زمانی که آقای روحانی مذاکره کننده برنامه اتمی ایران بود، پنج بار به تهران رفت

منظور از "اجرای داوطلبانه" پروتکل الحاقی این بود که دولت راسا پیش از تصویب این موضوع در مجلس، آن را به اجرا می گذارد. آقای روحانی مدتی پس از امضای این پروتکل در گفت و گوی با رسانه های ایران اعلام کرد که این عمل خطر حمله نظامی آمریکا به ایران را در زمانی که این کشور موفق به ساقط کردن صدام حسین شده بود رفع و احتمال ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل را منتفی کرد.

آقای روحانی، پیش از انتخاب به عنوان هفتمین رئیس جمهور ایران بارها گفته بود که تمامی تصمیم ها در پرونده اتمی به تصویب آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی می‌رسید، اما منتقدان سیاست های اتمی در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی و رقیبان آقای روحانی در دوره انتخابات این سیاست ها را "سازشکارانه" می خوانند و اعتقاد داشتند که این رفتار باعث تاخیر ایران در دستیابی به فن آوری غنی سازی اورانیوم شده است.

در دوره تبلیغات انتخاباتی آقای روحانی گفت که در دوره سرپرستی او بر مذاکرات، دو خط قرمز تعیین شده بود که یکی حفظ و توسعه برنامه های اتمی و دیگری جلوگیری از ارجاع پرونده اتمی به شورای امنیت سازمان ملل بود که هر دو محقق شد.

او گفت که در این دوره او با وزرای خارجه سه کشور اروپایی و بعد از مدتی بار هبران این کشورها وارد مذاکره شده بود اما در دوره پس از او، این مذاکرات به سطح پایین تری در حد معاونان و مدیران کل وزارت خارجه کشورهای طرف مذاکره نزول کرد.

آقای روحانی در دوره ای که سرپرست مذاکرات اتمی ایران بود برای رفع ابهامات آژانس بین المللی انرژی اتمی، وارد مذاکره با کشورهایی شد که یا به نوعی به توسعه برنامه های ایران ارتباط داشتند یا کشورهای در حال توسعه بودند که ایران تلاش داشت آنها را به حمایت از خود ترغیب کند.

یکی از مهمترین موفقیت این دوره از مذاکرات به گفته اعضای گروه مذاکره کننده ایرانی، تشکیل گروهی از سه کشور عضو جنبش غیرمتعهدها در آژانس بین المللی انرژی اتمی بود که از به نمایندگی از ۱۲۰ عضو این سازمان، از مطالبات سیاسی و حقوقی ایران در آژانس دفاع می کردند.

آقای روحانی در این دوره با سفرهایی به کشور آفریقای جنوبی و مذاکره با رئیس جمهور این کشور گفته بود که در پی یافتن کشورهای جایگزین برای حمایت از ایران در مذاکره با سه کشور اروپایی و در صورت بن بست در گفت و گو با اروپایی ها بود.

واکنش‌ها

حق نشر عکس AFP

آیت الله خامنه‌ای در پیامی خطاب به ملت ایران از آنها برای شرکت در انتخابات تشکر کرد و پیروزی حسن روحانی را تبریک گفت. او از رئیس جمهور منتخب خواست که کارهای مقدماتی را بی‌درنگ آغاز کند.

محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران به جانشین خود تبریک گفت و در پیامی نوشت: "امیدوارم با قدرشناسی از عواطف و اعتماد ملت عزیز فرصت خدمتگزاری و تلاش برای استقرار عدالت و آبادانی کشور بیش از پیش مهیا گردد."

سپاه پاسداران پیروزی حسن روحانی را به او، رهبر ایران و مردم این کشور تبریک گفت و برای "تعامل و همکاری با دولت آینده" ابراز آمادگی همه جانبه کرد.

دولت آمریکا اعلام کرد که به انتخاب مردم ایران احترام می گذارد و به آنها برای حضور در این فرآیند سیاسی تبریک می‌گوید. آمریکا شجاعت مردم ایران را که باعث شدند صدای آنها شنیده شود، ستود.

حق نشر عکس bbc

جان برد، وزیر خارجه کانادا ضمن محکوم کردن محدودیت‌های موجود برای برگزاری یک انتخابات آزاد گفت این رای گیری و نتایج آن "بی معنی است." او همه ۸ کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری ایران، از جمله آقای روحانی را "عروسک‌های دست رهبر" خواند.

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه ضمن تبریک به حسن روحانی به خاطر پیروزی اش در انتخابات ریاست جمهوری از او خواسته تا روابط نزدیکتری با روسیه برقرار کند.

وزیر امور خارجه فرانسه گفت که به "اشتیاق قاطع مردم ایران به دموکراسی" درود می فرستد. او همچنین با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که فرانسه آماده همکاری با رئیس‌جمهوری منتخب ایران در مورد موضوعات مختلفی چون برنامه هسته‌ای و بحران سوریه است.

وزارت امور خارجه بریتانیا در واکنش به پیروزی حسن روحانی، از او خواست که با استفاده از این فرصت، به نگرانی های جامعه جهانی از برنامه اتمی ایران رسیدگی کند، رابطه‌ای سازنده با جامعه بین المللی برقرار کند و وضعیت سیاسی و حقوق بشر را برای مردم ایران بهبود بخشد.

پادشاه عربستان در نامه‌ای خطاب به آقای روحانی "به نام مردم و دولت عربستان" پیروزی او را تبریک گفت. پادشاه عربستان از دیدگاه‌های آقای روحانی در مورد همکاری های منطقه‌ای و توسعه روابط، استقبال کرده است.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در واکنش به انتخاب رئیس جمهور جدید در ایران گفته است که این آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران است که درباره برنامه هسته‌ای تصمیم گیری می کند، نه رئیس جمهور.

حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان پیروزی حسن روحانی را تبریک گفت و برگزاری انتخابات اخیر را "گامی در جهت تقویت بیشتر مردمسالاری" در ایران دانست.حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان به حسن روحانی تبریک گفت و آرزو کرد که "دولت تدبیر و امید" او بتواند آرزوها را محقق سازد.

وزارت امور خارجه ترکیه پیروزی حسن روحانی در انتخابات ایران را تبریک گفت و اظهار امیدواری کرد که دولت جدید به ریاست آقای روحانی در خدمت کردن به صلح و سعادت مردم ایران موفق باشد.

در یک نگاه

حق نشر عکس BBC World Service

نام اصلی: حسن فریدون

متولد: ۱۳۲۷ در سرخه (استان سمنان)

دانشگاهی

دکترای حقوق اساسی (دانشگاه کلدونین گلاسکو - بریتانیا)

فوق لیسانس حقوق عمومی (دانشگاه کلدونیان گلاسکو - بریتانیا)

لیسانس حقوق قضایی (دانشگاه تهران)

وکیل پایه یک دادگستری

حوزوی

خارج فقه و اصول. استادان: آیت الله محمد محقق داماد، آیت الله مرتضی حائری و آیت الله محمدرضا گلپایگانی

سطح عالی. استادان: آیت الله سلطانی، آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله محمد شاه‌آبادی

کنونی

هفتمین رئیس جمهور ایران (از سال ۱۳۹۲)

نماینده ولی فقیه در شورای عالی امنیت ملی (از سال ۱۳۶۸ تاکنون)

نماینده مجلس خبرگان رهبری (از سال ۱۳۷۷ تاکنون)؛ رئیس کمیسیون سیاسی-اجتماعی مجلس خبرگان (از ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۵ و از ۱۳۹۲ تاکنون)

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام (از سال ۱۳۷۰ تاکنون) و رئیس کمیسیون سیاسی-امنیتی-دفاعی این مجمع

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک (از سال ۱۳۷۱ تاکنون)

پیشین

نماینده پنج دوره مجلس شورای اسلامی (از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۷۹)، رئیس کمیسیون دفاع (دوره اول و دوم)، نایب رئیس اول مجلس و رئیس کمیسیون سیاست خارجی (دوره چهارم و پنجم).

دبیر شورای عالی امنیت ملی (از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴)

مشاور امنیت ملی رئیس جمهور (از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ و از ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴)

عضو هیئت رئیسه و رئیس دفتر تهران دبیرخانه مجلس خبرگان (از ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷)

عضو هیئت امنای دانشگاه‌های تهران و منطقه شمال (از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۸)

عضو و رئیس شورای سرپرستی صدا و سیما (از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲)

عضو شورای عالی دفاع (از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۷)

عضو شورای عالی پشتیبانی جنگ (از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷)

رئیس کمیسیون اجرایی شورای عالی پشتیبانی جنگ (از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷)

رئیس ستاد مرکزی قرارگاه خاتم‌الانبیاء ‌(از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶)

فرماندهی پدافند هوایی کل کشور (از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۰)

معاون جانشین فرماندهی کل قوا (از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۸)

*منبع وبسایت مرکز تحقیقات استراتژیک

روحانی به روایت روحانی

حق نشر عکس BBC World Service

اسم کوچک من حسن است و نام خانوادگی‌ام تا جوانی، همانند نام خانوادگی پدرم فریدون بود. فریدون از نام‌های قدیم ایرانی است که در شاهنامه هم ذکر شده، اما نمی‌دانم به چه دلیل این نام به عنوان نام خانوادگی جدّ ما انتخاب شده بود. پدربزرگ ما، مرحوم شیخ زین‌العابدین، عالم و روحانی و اهل بیان و دارای مکتب‌خانه بود که در دوران کودکی پدرم وفات یافت، بنابراین من هرگز او را ندیدم و مطالبی که دربارۀ ایشان می‌دانم، مطالب منقول از پدر و مادربزرگم است. پدرم در دوران کودکی، پدر خود را از دست داد و از دورۀ نوجوانی، یتیم شد و با مرحوم عمویم، هر دو با یتیمی بزرگ شدند؛ البته مادرشان، تکفل آن‌ها را بر عهده گرفت. مادربزرگ من، یعنی جدۀ پدری من، عالمه‌ای بود معروف به «ملا لقمان». به رغم اینکه لقمان معمولا اسم مرد است، نمی‌دانم چرا نام ایشان لقمان بود. او مکتب‌خانه‌ای داشت که دختر‌ها و خانم‌ها به آنجا می‌رفتند و نزد وی قرائت قرآن و احکام دین را یاد می‌گرفتند.

مادربزرگم در خانۀ ما و در جمع خانواده زندگی می‌کرد. صبح‌ها که آفتاب، به خصوص در فصل پاییز ملایم و مطلوب بود، فرشی در حیاط پهن می‌کرد و با قرائت قرآن و مفاتیح و ذکر، صبح را به ظهر می‌رساند. او علاقۀ زیادی به من داشت، چرا که اولین نوۀ او بودم که در کنار او زندگی می‌کردم. او نکات دینی و اسلامی و خواندن نماز را به من یاد داد. پدرم هم در آموزش تعلیمات اسلامی به من نقش اساسی داشت و در سن قبل از دبستان، یعنی پنج، شش سالگی، معمولا من را برای نماز جماعت ظهر و عصر و مغرب و عشا، همراه خود به مسجد می‌برد.

حق نشر عکس a

پدرم چون از کودکی یتیم بود، به ناچار از نوجوانی همراه عمویم کار می‌کرد. این دو برای اینکه بتوانند زندگی خودشان را اداره کنند، هم به کشاورزی اشتغال داشتند و هم مغازه‌ای را اداره می‌کردند. به این ترتیب همۀ ساعات روز را به کار و تلاش می‌گذراندند تا با عزت، زندگی خود را بگذرانند. سرپرستی آن‌ها را نیز مادرشان برعهده داشت. مادر ایشان‌ همان طور که اشاره کردم، مکتب‌خانه داشت و دختر‌ها را تعلیم می‌داد و از این طریق به زندگیشان کمک می‌شد. پدرم برادری به نام ابراهیم داشت و چون پدربزرگ ما همسر دیگری در مازندران داشته و از او صاحب دختری به نام کلثوم شده بود؛ بنابراین پدر و عمویم، خواهری ناتنی داشتند که در مازندران زندگی می‌کرد که چند سال قبل از پیروزی انقلاب فوت کرد.

اسم کوچک پدرم اسدالله است و در منطقۀ ما به «حاج اسدالله» معروف است. تحصیلات پدرم در حد مکتب‌خانه یعنی خواندن و نوشتن و قرائت قرآن بود و تحصیلات کلاسیک نداشت، منتهی فرد با استعدادی بود و علی‌رغم اینکه سواد وی در حد خواندن و نوشتن بود، همواره اهل مطالعه و مأنوس با کتاب بود. از دوران کودکی در خانۀ خودمان، شاهد بودم که در اوقات فراغت، کتاب‌هایی مانند: «عین‌الحیات»، «حلیة‌المتقین»، «رساله توضیح‌المسائل» و «منتهی‌الامال»* را مطالعه می‌کرد.

ایشان معمولا کتاب‌های دینی، مذهبی یا تفسیر قرآن را می‌خواند. پدرم کتاب دیگری داشت به نام «نجات از مرگ مصنوعی» که آن را یک پزشک ساکن تهران تالیف کرده بود. پدرم خیلی به او علاقه‌مند بود. این پزشک به «دکتر آبغوره‌ای» معروف بود، چون داروی اکثر درد‌ها را آبغوره می‌دانست. وی با مصرف قند و شکر بسیار مخالف بود و مواد شیمیایی موجود در قند و شکر را برای سلامتی بسیار مضر می‌خواند. او طرفدار داروهای گیاهی بود و کتاب‌هایی در این زمینه داشت که پدرم همیشه آن کتاب‌ها را مطالعه می‌کرد.

روستای سُرخه، یعنی محل تولد من، در ۱۸ کیلومتری غرب شهر سمنان قرار دارد که امروز به صورت بخش در آمده است. سرخه در زمان تولد من، روستایی متوسط در منطقه غرب شهرستان سمنان بود. روستای ما با اینکه از لحاظ جغرافیایی و جمعیت محدود بود، اما عالمان بزرگی از آنجا برخاستند. این روستا در قدیم چند مدرسه علمیه داشت. در میان پیرمرد‌ها معروف بود که در یک مقطعی، روستای ما، حدود هفتاد نفر عالم و طلبه داشته است. این روستا، علمای بزرگی چون آیت‌الله عباسعلی ارسطو (متوفای ۱۳۲۰ ه ق) که معروف است از شاگردان شیخ مرتضی انصاری(ره) بوده و همچنین مرحوم آیت‌الله شیخ محمدرضا فیض را در خود پرورانده است. آیت‌الله فیض در دورۀ نوجوانی‌ام، یعنی زمانی که دانش‌آموز دبستان بودم، فوت کرد. او از علمای بزرگ بود و دو جلد کتاب فقهی به نام «کتاب الطهارة» از وی به یادگار مانده که بعد از وفات ایشان چاپ شده است. عمده تحصیلات ایشان در حوزۀ علمیۀ نجف بوده و هنگام بازگشت از نجف، مدتی در سرخه زندگی کرد و بقیۀ عمر خود را در شهرستان سمنان گذراند. ایشان در واقع مرجع دینی مردم و مورد احترام همه بود. آیت‌الله فیض در سال ۱۳۳۹ به رحمت ایزدی پیوست. مرحوم آیت‌الله شیخ زین‌العابدین سرخه‌ای نیز از علما و سخنرانان معروف تهران (عمدتا در منطقۀ امامزاده یحیی) بود که گرچه پدر ایشان سرخه‌ای و خود متولد تهران بود، ولی همواره جزو افتخارات این دیار محسوب می‌شده است.

بنابراین از این روستا، عالمان زیادی از نسل قبلی ما برخاستند، ولی در دوران ما علمای زیادی در این روستا نبودند. البته چند نفر از شاگردان‌ همان علمای قدیم هنوز در روستای ما به فعالیت تبلیغی مشغول هستند. با اینکه روستای ما خیلی بزرگ نبود و در هنگام تولد من کمتر از سه هزار نفر جمعیت داشت، اما پنج، شش مسجد معمور داشت که مراسم نماز جماعت در آن‌ها پر رونق بود و در سه وقت، اقامه می‌شد. این روستا حدود دوازده محله با نام‌های مختلف (از قبیل پشت خندق، بیرون دژ، کالان، رباط و ...) داشت که معمولا محله‌های بزرگ هم مسجد و هم حسینیه (تکیه) داشتند.

حق نشر عکس 1

پدر من همزمان با جنگ جهانی دوم دورۀ سربازی را می‌گذرانده و بر مبنای خاطراتی که برای ما تعریف می‌کرد، هنگام حملۀ متفقین به ایران، به عنوان سرباز در تهران خدمت می‌کرده است. اما به محض ورود متفقین به کشور، وقتی فرمانده‌اش به سربازان می‌گوید که پادگان را تخلیه کنند، او هم سواره و پیاده خودش را از تهران به «سرخه» می‌رساند. تولد ایشان سه سال قبل از سال ۱۳۰۰ بوده و در حال حاضر حدود نود سال دارد. پدرم بعد از سربازی، با دختری به نام سکینه پیوندی که از خانوادۀ نسبتا معروفی در روستا بود، ازدواج می‌کند. پدرم از خانواده‌ای مستضعف و مادرم از خانوادۀ نسبتا مرفهی بوده است که لقب «بیگ»** داشته‌اند. جدّ مادری من، نورالله پیوندی، صاحب باغ و املاک و رعیت بود و به همین جهت به ایشان نورالله بیگ، یعنی نورالله بزرگ می‌گفتند. خاندان آن‌ها باغ و املاک و کشاورز و خدمه داشتند. پدرم از خانوادۀ فقیر و مستضعفی بود، اما علت وصلتش با این خانواده این بوده که با عموی مادرم دوست صمیمی بوده و مغازه‌ای هم با مشارکت یکدیگر اداره می‌کردند. البته ابتدا پدرم پیش او کار می‌کرده و بعد‌ها با او شریک می‌شود. پدرم جوانی امین و اخلاق و رفتارش مورد اعتماد همه بوده و لذا عموی مادرم همۀ امور مالی خود را در اختیار او می‌گذارد. رابطۀ صمیمانه بین آن دو باعث می‌شود وقتی پدرم به سن ازدواج می‌رسد، عموی مادرم پیشنهاد می‌کند که با دختر برادرش ازدواج کند. گرچه به دلیل اختلاف طبقاتی، پدرم خیلی موافق نبوده و مادرش هم تمایل چندانی به این ازدواج نداشته، اما در ‌نهایت با پیگیری عموی مادرم، این ازدواج انجام می‌شود. ازدواج آنان طبق معمول آن زمان در سنین نسبتا جوانی هر دو صورت می‌گیرد.

پیش از این اشاره کردم که پدرم در سال ۱۳۲۰، دورۀ سربازی‌اش را می‌گذراند و پس از ورود متفقین به ایران، واحد نظامی که در آن خدمت می‌کرده، به هم می‌ریزد و او به سرخه بر می‌گردد. اصل خواستگاری، قبل از دورۀ سربازی بوده است. هنگام ازدواج سن پدرم حدود ۲۳ سال و سن مادرم حدود چهارده سال بوده است. البته در آن زمان مرسوم بود که دختران در سنین سیزده، چهارده سالگی ازدواج می‌کردند. ازدواج و زندگی مشترک پدر و مادرم، بعد از دورۀ سربازی پدرم شروع می‌شود؛ بنابراین در زمان ازدواج، مادرم در آغاز جوانی بوده و تحصیلاتش در حد تحصیلات مکتب‌خانۀ آن زمان بوده است.

در آن زمان در سرخه، دبستان دولتی نه تنها برای دختران که حتی برای پسران هم وجود نداشت. از این رو معمولا کودکان و نوجوانان در مکتب‌خانه درس می‌خواندند. مادرم نیز در مکتب‌خانۀ مادربزرگم، خانم لقمان آزاد (معروف به ملا لقمان)، درس خوانده بود. در واقع مادر شوهر آیندۀ او معلمش بوده است. محل مکتب‌خانه، بخشی از منزل پدربزرگ ما بود که دختر‌ها به آنجا می‌رفتند و قرائت قرآن و بخشی از مسائل شرعی را می‌آموختند. بنابراین سواد آن‌ها معمولا سواد قرآنی و در حد خواندن قرآن و مفاتیح بوده است. البته در بعضی از مکتب‌خانه‌ها، کتاب‌هایی نظیر گلستان سعدی هم آموزش داده می‌شد.

پدرم خیلی به عبادت و تهجد مقید بود، مادرم نیز مقید به مستحبات، خواندن قرآن و نماز اول وقت، دعا و توسل بود. مادرم بار‌ها به من می‌گفت که در دوران شیرخوارگی من، هیچ وقت بدون وضو به من شیر نداده و همواره در موقع شیر خوردن من، سوره «انا انزلناه» (قدر) را می‌خوانده است. همین موضوع نشان می‌دهد که مادرم از جوانی به انجام مستحبات توجه ویژه‌ای داشته است، بنابراین در خانوادۀ ما، یک زندگی مذهبی و در عین حال ساده و در حد متوسط جریان داشت.

مادرم بعد از ازدواج، صاحب یک پسر و سپس یک دختر می‌شود که هر دو در کودکی فوت می‌کنند، بنابراین من در حال حاضر، فرزند اول خانواده به حساب می‌آیم، ولی در واقع، فرزند سوم هستم. طبق شناسنامه‌ای که در اختیار من است، متولد ۲۱ آبان ۱۳۲۷ هجری شمسی هستم که این تاریخ با دهم محرم‌الحرام ۱۳۶۸ هجری قمری منطبق است. دربارۀ تاریخ دقیق تولدم از مادرم سوال کردم که آیا تولد من در روز عاشورا بوده است؟ ایشان گفتند: نه، در شب بیست و هشتم ماه صفر بوده، لذا متوجه شدم که تاریخ تولد شناسنامه‌ای من با تاریخ تولد واقعی من منطبق نیست. در واقع تاریخ تولد را در شناسنامه چهل و هشت روز زود‌تر از تولد واقعی ثبت کرده‌اند. شاید به این دلیل که می‌خواستند زود‌تر بتوانم به مدرسه بروم. طبق نظر مادرم که قاعدتا نظر او دقیق است، من صبح روز ۲۸ صفر ۱۳۶۸ قمری، مطابق با پنجشنبه ۹ دی ۱۳۲۷ و برابر با ۳۰ دسامبر ۱۹۴۸ متولد شدم. مادرم می‌گوید موقع اذان صبح و حدود ساعت ۴:۳۰ متولد شده‌ام.

ما دو برادر و سه خواهر هستیم. برادر من آقای حسین فریدون (روحانی) است که در اوایل پیروزی انقلاب فرماندار نیشابور و بعد مدتی فرماندار کرج بود، سپس سفیر جمهوری اسلامی ایران در مالزی شد و چند سال هم از سفرای کشورمان در سازمان ملل متحد در نیویورک بود و هم اکنون به عنوان مشاور وزیر امور خارجه فعالیت می‌کند. هر سه خواهرم، یعنی خانم‌ها: طوبی، فاطمه و طاهره ازدواج کرده‌اند. داماد اول ما آقای حسن نجار است که فرهنگی است و بعد از انقلاب هم مدتی مدیرکل آموزش و پرورش استان سمنان بود و در حال حاضر بازنشسته شده است. داماد دوم ما آقای عبدالله سماوی است که مهندس کشاورزی است و کارمند وزارت کشاورزی بود، ایشان هم فعلا بازنشسته است. داماد سوم ما آقای اسدالله وطنی است که ایشان هم فوق‌ لیسانس و دبیر آموزش و پرورش بود که بازنشسته شده است.

*برگرفته از کتاب خاطرات حسن روحانی، امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای

حلقه کلیدی

زمانی که حسن روحانی آمادگی خود را برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد، کسانی در ستاد انتخاباتی‌اش، او را در این مسیر تا رسیدن به ریاست جمهوری همراهی می‌کردند که بعضی از آنها سال‌ها از شخصیت‌های کلیدی در کابینه های اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی بودند. سه وزیر سابق و یک نماینده پیشین بانفوذ در مجلس و دو فرزند آقای هاشمی رفسنجانی از مهمترین افراد در ستاد انتخاباتی او بودند.

برای توضیحات بیشتر روی هر عکس کلیک کنید

BBC - Error 404 : Not Found

Error 404 - Page not found

This might be because:

  • You have typed the web address incorrectly, or
  • the page you were looking for may have been moved, updated or deleted.

Please try the following options instead:

  • Use BBC search above to see if it's available elsewhere
  • Try one of the links at the top of the page

BBC © The BBC is not responsible for the content of external sites. Read more.

This page is best viewed in an up-to-date web browser with style sheets (CSS) enabled. While you will be able to view the content of this page in your current browser, you will not be able to get the full visual experience. Please consider upgrading your browser software or enabling style sheets (CSS) if you are able to do so.

BBC - Error 404 : Not Found

Error 404 - Page not found

This might be because:

  • You have typed the web address incorrectly, or
  • the page you were looking for may have been moved, updated or deleted.

Please try the following options instead:

  • Use BBC search above to see if it's available elsewhere
  • Try one of the links at the top of the page

BBC © The BBC is not responsible for the content of external sites. Read more.

This page is best viewed in an up-to-date web browser with style sheets (CSS) enabled. While you will be able to view the content of this page in your current browser, you will not be able to get the full visual experience. Please consider upgrading your browser software or enabling style sheets (CSS) if you are able to do so.