تدبیر روحانی: دولتی که امیدواران را ناامید می کند؟

  • 5 اوت 2013 - 14 مرداد 1392
Image caption روحانی تا چه اندازه به مطالبات رای دهندگان پاسخ می دهد؟

معرفی سریع کابینه ای که حسن روحانی، رییس جمهوری اسلامی ایران آن را «دولت تدبیر و امید» نامیده، همزمان با مراسم سوگند او در مجلس شورای اسلامی، تا چه اندازه می تواند بازتابی از آرایی باشد که پیروزی آقای روحانی را در دور اول انتخابات ریاست جمهوری رقم زد؟

آقای روحانی، پس از آنکه محمد خاتمی اصولا امکان و مجال ثبت نام به عنوان نامزد ریاست جمهوری را برای خود مهیا ندید و صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی از سوی شورای نگهبان رد شد، به عنوان اصلی ترین گزینه مورد حمایت این دو درآمد.

با آنکه حسن روحانی، حتی در مقایسه با محمد رضا عارف، معاون اول محمد خاتمی در دومین دوره ریاست جمهوری اش، چهره ای اصلاح طلب محسوب نمی شد، اما وجود برخی ویژگی ها در آقای روحانی، از جمله نزدیکی اش به اکبر هاشمی رفسنجانی، اعتماد آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی به او، و عطش بخش قابل توجهی از رای دهندگان به ایجاد تغییری عمده پس از محمود احمدی نژاد که دوران هشت ساله او را تجربه ای ناخوشایند یافته بودند، او را به نامزد یگانه طیف های متنوعی از نیروهای سیاسی و اجتماعی بدل کرد.

این ویژگی ها هرچند موجب شد که محمد رضا عارف، خود را ناگزیر از کناره گیری از رقابت های انتخاباتی ببیند، اما در عین حال تاثیراتی تعیین کننده در نوع و میزان حامیان و رای دهندگان به حسن روحانی نیز برجای گذاشت.

با وجود آنکه دامنه حامیان و طرفداران آقای روحانی از طیف های سنتی جناح راست جمهوری اسلامی و چهره هایی چون علی اکبر ناطق نوری تا طیف های میانه رو مانند اکبر هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان به رهبر محمد خاتمی گسترده بود، اما در عمل و در کارزارهای انتخاباتی، کسانی دست بالا و صدایی رساتر داشتند و توانستند صندوق ها را با آرای خود به سود حسن روحانی پر کنند که در انتخابات ریاست جمهوری دوره قبل در سال ۱۳۸۸، حیرت زده و معترض به دنبال پاسخ این سوال بودند که رایشان کجاست؟

شعارهای کسانی که در میتینگ های انتخاباتی حسن روحانی حاضر می شدند و پس از اعلام پیروزی او نیز در شادمانی های خیابانی، خوشحالی خود را به نمایش گذاشتند، تردیدی باقی نگذاشت که حضور گسترده حامیان جنبش سبز و اصلاح طلبان تا چه اندازه در پیروزی آقای روحانی موثر بوده است.

Image caption حمایت اصلاح طلبان پیروزی روحانی را ممکن ساخت

با وجود این، آیا ترکیب کابینه حسن روحانی، حتی اگر او بتواند به رغم مخالفت طیف های تندرو اصولگرا، برای کل وزیران پیشنهادیش از مجلس رای اعتماد بگیرد، بازتابی از آرایی است که در روز ۲۴ خرداد به صندوق های رای ریخته شد؟

در انتخابات ریاست جمهوری، نه تنها آرای تک تک رقبای اصولگرای حسن روحانی به مراتب کمتر از آرای او بود، بلکه حتی کل آرای مجموعه نیروهای وابسته به طیف های مختلف جناح اصولگرا نیز به شکل قابل توجهی کمتر از آرای آقای روحانی بود. چهار رقیب اصولگرای حسن روحانی، روی هم ۱۶ میلیون و ۳۹۹ هزار و ۴۰۳ رای کسب کرده بودند، در حالی که آقای روحانی با به دست آوردن ۱۸ میلیون و ۶۱۳ هزار و ۳۲۹ رای، که معادل ۵۰.۷۰ درصد از کل آرا بود، در انتخابات پیروز شد.

آقای روحانی در اولین پیام خود پس از اعلام پیروزی گفته بود: "باور کنیم که با همت مردم فصل جدید همدلی آغاز شده است. من دست همه اعتدال‌گرایان، اصلاح‌طلبان و اصولگرایان را به گرمی می‌فشارم."

حسن روحانی همچنین روز یکشنبه ۱۳ مرداد، در سخنرانی خود در مراسم تحلیف گفت:" در هفته‌های گذشته در مورد پیام‌های صندوق رای بسیار تامل کردم؛ مردم در این انتخابات به وضوح مشخص کردند که به کدام مشی و اندیشه پای می‌فشارند و آن را ادامه راستین آرمان‌های انقلاب می‌دانند."

در عرف سیاسی، رییس جمهوری که با کسب اکثریت مطلق آرا در انتخابات پیروز شده، متناسب با وعده ها و شعارهای انتخاباتی خود، خواسته ها و مطالبات حامیان و طرفدارانش و برای محقق کردن برنامه های خود، تیمی از همکاران همفکر و همسو با خود و مطالبات رای دهندگانی را برمی گزیند که زمینه ساز پیروزی او بوده اند.

با وجود این، به نظر می رسد که ترکیب کابینه حسن روحانی که با ناخرسندی های آشکاری مواجه شده و نمونه هایی از این ناخرسندی در شبکه های اجتماعی بازتاب یافته، در بهترین حالت نشان دهنده دو تلقی متفاوت انتخاب کنندگان و انتخاب شونده از پیام صندوق رای بوده است.

بررسی پیشینه و گرایش های سیاسی وزیران پیشنهادی حسن روحانی، نشان می دهد که به جز تیم اقتصادی دولت که در آن چهره های نزدیک به اکبر هاشمی رفسنجانی و متشکل در حزب کارگزاران سازندگی و حزب اعتدال و توسعه دست بالا را دارند، دیگر وزارتخانه های کلیدی و سیاسی از جمله وزارت کشور و وزارت اطلاعات، عمدتا به اصولگرایان رسیده است.

به بیان دیگر، نیروهای سیاسی در جمهوری اسلامی نه تنها متناسب با میزان آرایی که در انتخابات به دست آورده اند، سهمی از کابینه نبرده اند، بلکه درست در فرآیندی معکوس، جریان های بازنده در انتخابات سهمی به مراتب بیشتر از کیک قدرت به دست آورده اند و وزارتخانه های بیشتری را از آن خود کرده اند.

انتخاب چنین ترکیبی برای دولت جدید، می تواند سه دلیل عمده داشته باشد:

اول: حسن روحانی، اصولا گرایشی به اصلاح طلبی ندارد یا خود را وامدار اصلاح طلبان و هواداران آنان در جامعه نمی داند. از این چشم انداز، در آستانه انتخابات اصلاح طلبان و هواداران آنها، چاره ای جز حمایت از حسن روحانی نداشتند، اما خواسته های آنان از جمله در مورد گشایش فضای سیاسی و آزادی رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی و وعده ها و اهداف حسن روحانی ضرورتا بر هم منطبق نبوده اند؛

دوم: آقای روحانی، از مطالبات و خواسته های اکثریت کسانی که به او رای داده اند آگاه است و همان گونه که در جریان رقابت های انتخاباتی وعده داده بود، می خواهد برای تحقق این مطالبات بکوشد اما هنوز زمینه را برای فراخواندن چهره های اصلاح طلبی که در حاکمیت حساسیت فراوانی نسبت به آنها وجود دارد، مناسب نمی بیند؛

سوم: اصلاح طلبان با آگاهی از میزان مقاومت حاکمیت، داوطلبانه اصراری بر حضور در دولت جدید نداشته اند و در مقابل، اصولگرایان با اعمال فشار توانسته اند سهم بیشتری از کابینه به دست آورند و در این میان، حسن روحانی با اولویت بخشیدن به دو موضوع برنامه هسته ای و سیاست خارجی و مشکلات اقتصادی، موفق شده سکان وزارتخانه های مربوط به این دو موضوع عمده را در اختیار خود بگیرد و در مقابل، وزارتخانه های مسئول در حوزه سیاست داخلی را به اصولگرایان بخشیده است.

اگر فرض اول، دور از ذهن و ناهمخوان با واقعیت ها و سخنان حسن روحانی و حامیان او در نظر گرفته شود؛ در دو فرض دیگر، چه حسن روحانی، به دلیل پیابندی به شعار اعتدالگرایی خود و برای جلوگیری از تنش سیاسی و آغاز دور تازه ای از منازعات جناحی و چه به دلیل قدرت اصولگرایان و ضعف اصلاح طلبان به چنین ترکیبی برای کابینه خود تن داده باشد، دولت او نمونه روشنی از میزان مقاومت ساختار قدرت در جمهوری اسلامی در برابر صندوق رای به حساب می آید.

چنین وضعیتی به طور طبیعی می تواند این سوال را در افکار عمومی پررنگ تر کند که اگر قرار باشد جریانی سیاسی در انتخابات شکست بخورد و آرای لازم را کسب نکند ولی در مقابل سهم بیشتری از قدرت و مناصب سیاسی و اجرایی را به دست آورد، اصولا دیگر چه نیازی به برگزاری انتخابات هست و یا انتخابات تا چه اندازه به معنا و مفهوم خود پایبند مانده است؟

مطالب مرتبط