بررسی روزنامه‌های صبح سه شنبه تهران – پانزده مرداد

در اولین روز کاری دولت حسن روحانی که معاون اول و مشاوران خود را حکم داد، روزنامه‌های تندرو همچنان به نمایندگان مجلس توصیه می‌کنند از دادن رای اعتماد به وزیران دولت‌های هاشمی و خاتمی برای وزارت در دولت حسن روحانی خودداری کنند. روزنامه‌های هوادار اصلاحات در مقابل به دفاع از وزیران پیشنهادی آینده برآمده و به فشارها پاسخ می‌گویند.

مقالاتی در مورد دشواری وظیفه دولت روحانی برای قراردادن اقتصاد کشور بر ریل خرد و سئوالاتی درباره سرنوشت محمود احمدی‌نژاد و مدیرانش از دیگر مطالب این روزنامه‌هاست.

دولت باید خیلی دیده نشود

Image caption تیتر و عکس صفحه اول دنیای اقتصاد

ریحانه طباطبائی در بهار گفتگویی کرده است با سعید حجاریان و از معاون محمد خاتمی در ریاست جمهوری پرسیده، آقای روحانی چه باید بکند و جواب شنیده: مسئله مهم بعدی این است که آقای روحانی باید برنامه‌ای مدون برای هشت سال آینده داشته باشد. به ‌طوری ‌که بعد از هشت سال نتوان از آن برنامه عدول کرد و به اصطلاح این برنامه بازگشت‌ناپذیر باشد. مسیر کشور را تعیین کنند، به‌طوری ‌که هرکسی پس از آن‌ها آمده در همان ریل حرکت کرده است.

مدیر روزنامه توقیف شده صبح امروز تاکید کرده در ۳۴ سال گذشته به اندازه کافی آزمون و خطا کرده و تجربه اندوخته‌ایم که بتوانیم با چشم باز، قدم در راهی نهیم که ما را به سرمنزلی برساند که امید را زنده نگه دارد. لازمه این کار هم شکیبایی و صبر است؛ صبری همراه با استقامت، در غیراین صورت سیاست صبر و انتظار و شکیبایی بیهوده که اجازه دهیم نیروهای واپس‌گرا هرکار خواستند بکنند و ما صبورانه آنها را نگاه کنیم راه به جایی نمی‌برد.

خبرنگار بهار پرسیده رییس‌جمهوری چه کارهایی را نباید انجام دهد، حجاریان جواب داده در زمان دولت مهرورز، نام ایران بسیار در تیتر اخبار جهانی بود و من ترجیح می‌دهم در هشت سال آینده اساسا خیلی نامی از ایران در رسانه‌های بین‌المللی برده نشود. به‌قدری آرام و صبورانه کارها پیش رود که لازم نباشد دنیا ما را پررنگ جلوه دهد. دولت روحانی، باید بتواند سرمایه‌های خارجی را، به‌طور واقعی و نه روی کاغذ و وعده‌ای، جذب کند. سرمایه‌دار داخلی وقتی سرمایه خود را به میدان می‌آورد که سرمایه‌دار خارجی قبلا به میدان آمده باشد.

رای اعتماد به وزیران

Image caption تیتر اصلی صفحه اول روزنامه جوان

در حالی که روزنامه‌های کیهان و جوان همچنان با نام بردن از وزیران پیشین دولت‌های هاشمی و خاتمی که نامشان در فهرست وزیران پیشنهادی حسن روحانی است از نمایندگان مجلس می‌خواهند که به آنان رای ندهند، روزنامه‌های مستقل و هوادار اصلاحات در مقالاتی به پاسخگوئی با تندروها برخاسته‌اند.

علی محقق در سرمقاله مردم سالاری نوشته روحانی طعنه تشکیل «کابینه چهل تکه» را به جان خرید و نظرات و دیدگاه‌های نمایندگان و روسای قوای دیگر را در گزینش همکاران خود نیز لحاظ کرد و از جمله در واپسین روزهای پیش از تنفیذ و تحلیف دو نام خاص، که در نگاه اول با سایر اجزای کابینه نامتجانس می‌نمود، را وارد فهرست کابینه نمود. یکی از این دو قرار است متولی مهم ترین و فراگیرترین وزارتخانه سیاسی کشور یعنی وزارت کشور شود و دیگری در راس خنثی‌ترین دستگاه اجرایی دولت یعنی وزارت دادگستری خواهد نشست.

با این همه، نمی‌توان انکار کرد که در نگاه اول گزینش دو چهره اصولگرای نزدیک به روسای دو قوه‌ی دیگر به عنوان وزرای کشور و دادگستری، وصله‌های ناچسب کابینه‌ای به نظر می‌رسند که روبنای آن اعتدال و گفتمان و زیربنایش اصلاح طلبی است.

عباس عبدی اما در مقاله‌ای در اعتماد روی دیگر سکه را دیده و نوشته اگر چنان که رسانه‌های تندرو می‌خواهند مجلس به دو وزیر پیشنهادی روحانی به این دلیل که آنها مرتبط با وقایع سال ۸۸ باشند، رای ندهند، این پرسش باقی خواهد ماند که چرا مردم به نامزدی رای داده‌اند که به نوعی معرف یا نماینده افرادی است که از نظر نمایندگان مجلس منسوب به اتفاقات سال ۸۸ هستند؟ رد کردن هر یک از وزرای پیشنهادی با این اتهام، به منزله پذیرش ضمنی واقعیت مذکور است.

نویسنده پرسیده: در این صورت آیا این پرسش پیش نخواهد آمد که چگونه می‌توان کشور را اداره کرد در حالی که اکثریت رای‌دهندگان جامعه طرفدار یک ایده و روش هستند ولی ساختار رسمی مجلس مانع از حضور آنان در مدیریت اجرایی کشور می‌شود؟

علی ودایع در سرمقاله مردم سالاری نوشته متاسفانه در واکنش به لیست وزرای حسن روحانی، تندروها موضع‌گیری‌های تندی به صورت علنی و پنهان اتخاذ کرده‌اند، آنها خواهان کابینه یک دست از یک گروه‌ خاص هستند و در عمق فکر آنها کابینه وحدت ملی و اعتدال موضوع مضحکی است. گروهی هم هستند که با طلب سهم خود از تحریم دولت و ساقط شدن رئیس‌جمهور یازدهم با فضاسازی سخن می‌گویند. در نگاه آنها حضور چند وزیر اصولگرا در کابینه یعنی خیانت!

نویسنده در عین حال خوش بین است و می‌نویسد: امروز، گروه‌های فشار در مقابل فشار افکار عمومی دچار سرگیجه شده‌اند و نمی‌دانند به کدام تاریکی پناه ببرند. مردم از جدل‌های سیاسی بی‌ثمر خسته شده‌اند. امروز بیکاری، گرانی و تورم افسارگسیخته زندگی مردم ایران را به چالش کشیده است.

سرمقاله مردم سالاری در نهایت یادآوری کرده: در ایران خیلی‌ها گرسنه می‌خوابند! نه با آمارسازی و نه با حرف‌های دولت دهم مشکلات قشرهای پایین‌دستی جامعه حل نشد. افراطیون در آب گل‌آلود ماهی‌گیری می‌کنند که ثمره آن را در پرونده‌هایی نظیر خانه فاطمی، اختلاس تاریخی ۳ هزار میلیارد تومانی و ...آیا افراطیون نمی‌خواهند از وضعیت شکل گرفته عبرت بگیرند و در پی اصلاح رفتار خود برآیند؟!

مدیران جوان و استادان، راستی احمدی نژاد چه شد

احمد شیرزاد در مقاله ای در شرق نوشته از هنگام زمزمه‌های انتخاب گزینه‌های وزارت برای دولت جناب آقای روحانی این سئوال مطرح شد که آیا میانگین سنی فعلی کابینه، مفید خواهد بود یا نه؟ قطعا برای میانگین سنی ۵۰ تا ۶۰ سال، ماهانه دو سفر استانی رفتن، عرق‌ریزان با کت‌وشلوار به این‌سو و آن‌سو دویدن، جلسات فشرده، دیدارهای مختلف، توزیع «هدایا» کارهای مناسبی نیست و می‌بایست جوانی ۳۵ ساله بر سرکار باشد. اما مدیران در این بازه سنی، از محاسن قابل ‌توجهی نیز برخوردارند. آنان در این مقطع از زندگی، فرزندان خود را به‌ ثمر رسانده‌اند، اگر خانه و ماشین می‌خواستند، آن را خریداری کرده‌اند، صندلی وزارت برای آنها، سقف آرزوها نیست و درب ماشین بازکردن‌ها را زیاد دیده‌اند.

به نوشته رییس کمیسیون آموزش عالی مجلس ششم: در همه جای دنیا، وزرا معمولا از این بازه سنی انتخاب می‌شوند. در سال‌های ابتدای انقلاب به‌ دلیل ‌اینکه نیروهای قدیم دستگاه اجرایی، بعضا مورد قبول نبودند، جوان‌گرایی امری ناگزیر بود اما بعد از چهاردهه و تربیت صدها مدیر کارآمد، چه اصراری بر استفاده از همان روش‌ها وجود دارد؟ کشور به وزرایی نیاز دارد که افراط در «امضاکردن» نداشته باشند. وزیری که بخواهد همه کارها را خودش انجام دهد و شب با یک پوشه چندکیلویی به خانه برود، به درد این پست نمی‌خورد چراکه عملکرد وی نشان می‌دهد، نتوانسته تقسیم‌کار درستی انجام دهد یا معاونان کارآمدی برگزیده و به آنها اعتماد کند.

Image caption کارتون احسان گنجی، اعتماد

در پایان مقاله شرق آمده: برخی اظهارات در روزهای اخیر در تخریب گزینه‌های معرفی‌شده برای تصدی وزارتخانه‌ها را نباید چندان جدی گرفت. اگر نمایندگان مجلس، کابینه‌ای با رنگ سیاسی مجالس هفتم، هشتم و نهم را انتظار می‌کشیدند باید می‌دانستند که آقای روحانی کابینه معرفی می‌کند نه آقای جلیلی و کابینه آقای روحانی به رنگ خودش است.

علی ساکی هم در صفحه آخر شرق نوشته: در هشت‌سال گذشته بسیاری از کسانی که در کار تخصصی‌شان آدم‌هایی متوسط بودند ناگاه مدیر شدند! این اتفاق فقط در بخش‌های اداری و صنعتی دولت نیفتاد بلکه در بخش فرهنگی و هنری کشور هم ناگاه کسانی با عنوان استاد ظاهر شدند! یعنی کسانی فضا پیدا کردند تا خود را عالم جا بزنند و ردای ظاهری دانش بر تن کنند. اینها به همراه کسانی که دورتادورشان را گرفته بودند و استاد استاد می‌کردند، کم‌کم توانستند مقبولیت به دست آورند و مقام بگیرند!

نویسنده مثال زده که: در نمایشگاهی که برای بزرگداشت زنده‌یاد سهراب سپهری برگزار شده بود یکی از مدیران کل یک استان با مشاهده خواهر زنده‌یاد سهراب سپهری در نمایشگاه، با خوش‌آمدگویی به وی گفته بود چرا استاد سپهری تشریف نیاورده‌اند؟ یا دوستی که تازه استاد طنز شده بود و هنوز هم هست، در جایی فرموده‌اند طنز بر سه نوع است: دیداری، شنیداری و تصویری! یکی از همین مدیران و استادان به دوست شاعر من زنگ می‌زند و تلفن محتشم کاشانی را می‌خواهد تا او را به شب شعر عاشورایی دعوت کند.

صدیقه موسوی در گزارشی در قانون نوشته: محمود احمدی نژاد با شعار عدالت و وعده آوردن پول نفت بر سر سفره هر ایرانی خیز بلندی برای تصاحب صندلی ریاست جمهوری برداشت. او با نگاه مستقیم به چشمان رقیب و بیان صریح انتقادات و ایمان به اینکه هر چه به غیر از کلام‌اش باطل است، دل از ایرانیان به یغما برد و آنها که گویی از بازی سیاست خسته شده بودند، دل به دل مردی که دم از عدالت اجتماعی می‌زد سپردند و با رای به او خواستند همین فردا پول نفت سر سفره‌هایشان بیاید و آنها نیز از این نعمت خدادادی منفعت خود را ببرند.

به نوشته این گزارش: اما حالا بعد از ۸ سال پر سر و صدا آن مرد رفت، اما این بار نه با کاپشن معروف و جهانی خود که آن را در سال ۸۹ در یک حراجی به مبلغ ۵۴ میلیون تومان فروخته بود. او رفت با کت و شلواری اتوکشیده و گاهی همراه با تمثال نقشه ایران روی لبه آن. او رفت با صورتی شفاف‌تر و متفاوت‌تر از روزی که آمده بود. او رفت به خانه ای که در این ۸ سال کوبیده شده و بنای جدید گرفته بود.

یکی از برنامه‌های آقای احمدی‌نژاد بعد از پایان دولت او، همان‌گونه که خودش نیز در برنامه زنده تلویزیونی اعلام راه‌اندازی دانشگاه است که برای آن از مردم طلب کمک مالی کرد. اما احمدی‌نژاد علاقه‌مند است به عنوان رهبر یک جریان سیاسی وارد صحنه شود و تیم متشکلی را برای خود فراهم کند تا در انتخابات ریاست جمهوری آینده وارد شود. و تا آنجا به پیش رفته که خبر از تاسیس بنیادی به نام «بنیاد بهار» در شهر تهران و با ریاست وی دادند. اما در نهایت واقعا سرنوشت احمدی‌نژاد بعد از ریاست جمهوری چه خواهد شد؟ این سوالی‌است که این‌روزها همه ایرانیان از همدیگر‌می‌پرسند!

با این اقتصاد چه باید کرد

غلامرضا سلامی در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته باز شدن ناگهانی فنر نگهدارنده چندساله ارزش پول ملی هرچند آسیب‌های خود را بر اقتصاد کشور، دارایی‌ها و معیشت مردم وارد کرده است، ولی انرژی جنبشی ذخیره شده آن می‌تواند بسیار ویران‌گرتر از آنچه تا به حال صورت گرفته است، باشد. اما رویداد نامیمون کاهش ارزش پول ملی می‌تواند به عنوان یک فرصت شناخته شود.

نویسنده با ذکر مثالی سخن خود را روشن کرده و نوشته: حالا که ارزش پول ملی کشور نسبتا با واقعیت منطبق شده است و به عبارتی پرداخت یارانه‌ها از تولیدکنندگان خارجی به سمت تولیدکنندگان داخلی تغییر جهت داده است، بهترین فرصت برای دولت جدید برای بهره‌برداری از این رخداد به نفع اقتصاد ملی به وجود آمده است. اینکه چگونه می‌توان این تهدید را به فرصت تبدیل کرد به مطالعات کافی توسط تیم اقتصادی دولت با بهره‌گیری از توان کارشناسی، صاحب‌نظران خارج از دولت، نیاز است، ولی به صورت اجمالی می‌توان توصیه کرد که دولت جدید: اولا به صورت جدی ارز مرجع (یا هر عنوان دیگر) را فراموش کرده نه برای دارو و نه کالای اساسی و احتمالا کالای لوکس زیربار دو نرخی شدن ارز نرود، ثانیا با اعمال سیاست‌های ساده‌ای نرخ ارز مبادله‌ای (رسمی) و ارز آزاد را یکسان سازد.

سرمقاله دنیای اقتصاد تاکید کرده: خوشبختانه دولت جدید با بحران تقاضای کاذب و سفته‌بازانه در بازار ارز روبه‌رو نیست، ولی هیچ تضمینی وجود ندارد که با اندکی غفلت این بحران خفته مجددا بیدار شود. ثالثا اجازه ندهد شکاف تورم داخلی و خارجی باعث فاصله افتادن مجدد بین ارزش اسمی پول ملی و ارزش واقعی آن شود یا مسابقه‌ای ناخواسته بین تورم بالای ۲۰ درصد و کاهش ارزش پول ملی گذاشته شود.

مراسم تحلیف و استعفا، استعفا

شهرام شهیدی در ستون طنز اعتماد قصه‌ای بازگفته: خانم باجی بعد از مراسم تحلیف روحانی نفس راحتی کشید و گفت: آخیش. بالاخره تمام شد. چمدانش را گرفت دستش و تلفن کرد آژانس یک ماشین برای فرودگاه بفرستد. گفت: می‌روم تعطیلات هوایی بخورم و نفسی بکشم. هشت سالی بود نمی‌شد بروم هواخوری.

نویسنده اضافه کرده: حالا من نمی‌دانم این همه آدم در این هشت سال هوا خوردند و آب خنک خوردند چرا به چشم خانم باجی نیامده؟ البته از زمانی که ایشان رفته من یکی احساس دلتنگی نکرده‌ام چون تا آمدم برای خودم نفسی بکشم سایه‌ای روی دیوار تاریکخانه دیدم. اول فکر کردم شبح آقابزرگ است. بعد دیدم نخیر چادر چاقچور دارد. خودش را سایه خانم باجی معرفی کرد و با ‌میهمانان تاریکخانه هم نشست و برخاست داشت. این مصداق همان فعالیت‌های دو جناحی در کشور است.

آیدین سیار سریع در طنزانه قانون نوشته: حســن روحانى یکشــنبه بالاخره کابینه‌اش را معرفى کرد. در حال حاضر خیلى ذوق داریم، چون الان با دقت بیشترى مى‌توانیم مطالبات‌مان را پیگیرى کنیم، از روحانى ناامید شویم و در نهایت راى‌مان را حداکثرى پس بگیریم. اصلا یکى از انگیزه‌هاى ما براى راى دادن به روحانى این بود که بعدا رایمان را پس بگیریم.

نویسنده اضافه کرده: حالا فکر کنید یکى مثل سعید جلیلى مى‌شد رئیس جمهور! فکر مى‌کنید راى ما را پس مى‌داد؟ عمرا. تو بگو یک راى باطله! در ادامه تلاش‌هایمان براى پس گرفتن راى قصد داریم با چند وزیر پیشنهادى اتمام حجت کنیم، آنها موظفند ظرف سه ماه تمامى مطالبات ما را محقق کنند در غیر این صورت استعفا دهند تا فرد شایسته‌ترى به جاى آنها بیاید تا ظرف سه ماه نتواند مطالبات ما را محقق کند و استعفا بدهد!

کارتون روز

Image caption دوش امید، کارتون آروین، شرق

مطالب مرتبط