بررسی روزنامه‌های صبح یکشنبه تهران؛ ۲۷ مرداد

روزنامه‌های امروز صبح در عنوان‌های اصلی خود از تحولات در وزارت خانه‌ها و شروع به کار وزیران تازه و انتصاب‌های تازه حسن روحانی نوشته اند. در حالی که روزنامه‌های جناح اصولگرا همچنان با هشدار با دولت تازه روبرو می‌شوند و به حملات هر روزه خود به اصلاح طلبان می افزایند، نشریات هوادار اصلاحات و میانه روی از تحولات دولتی استقبال می‌کنند.

بخش اصلی امیدواری نشریات در تحلیل هایشان در بخش سیاست خارجی و باز شدن فضای دیپلوماتیک متجلی می‌شود. به همین جهت معارفه وزیر جدید خارجه از مهم‌ترین اخبار دولتی تلقی شده است.

وقت را برای معارفه تلف نکنیم

Image caption تیتر و عکس صفحه اول دنیای اقتصاد

جعفر گلابی در مقاله ای در اعتماد نوشته: حتی اگر دو دولت مساوی در حال رفت و استقرار بودند و شرایط کشور هم از درون و برون عادی و معمول بود باز هم مراسم عریض و طویل و گاه حاشیه‌دار و زمانبر تودیع‌ها و معارفه‌ها چندان توجیه‌پذیر نبود. برپایی ۱۸ مراسم تودیع و معارفه برای وزرای محترم و پس از آن معاونان و پس از آن مدیران شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ دولتی و پس از آن استانداران و فرمانداران علاوه بر هزینه‌های گزاف زمان مهمی را می‌ستاند که بی‌اغراق طلایی است و چه بسا اتلاف آن خود سبب‌ساز خسارت برای کشور هم باشد.

به نوشته این مقاله دستگاه دولت از چه حجم عظیم و سنگین و گسترده با یک بروکراسی پیچیده و تو در تو و ضعیف و زحمت‌ساز و نافرمان رنج می‌برد. مدیران مجربی که از جوانی مسوولیت‌های مهم انقلابی گرفته‌اند و لای چرخ دنده‌های بروکراسی دولتی گاهی کم آورده‌اند و اکنون استخوان ترکانده مدیریت در همین ساز و کارها شده‌اند باید برای کشوری که در شرایط خاص به سر می‌برد نسخه‌های کاربردی بپیچند و افزون بر دقت، سرعت را هم در نظر بیاورند.

و خلاصه مقاله اعتماد این است که: دولتی با این همه چالش و مانع و مشکلات که پیش رو دارد همان‌گونه که رییسش بدان اشاره هم کرده است در تنگنای زمان قرار دارد و گویا لحظه‌یی را برای شروع و کار و تلاش نباید از دست بدهد.

خطی که کمرنگ می‌شود

امیر نخعی در بهار نوشته ظاهرا شادی تندروها و خط افراط چندان دوامی نداشت. روحانی نشان داد اگر برخی پیام «تغییر» را از سوی مردم خوب دریافت نکرده‌اند، او به‌عنوان نماینده اصلی مردم این پیام را شنیده و آن را به‌درستی اجرا خواهد کرد. هرچه روحانی در روزهای اخیر تلاش کرد بگوید انتخاب وزرایش براساس تحمیل و فشار نبوده است، برخی «پا در یک کفش» کرده بودند که روحانی در شرایط تحمیل و احتمالا رودربایستی، برخی وزرا را انتخاب کرده است. این عده حتی به مجلس پیام فرستادند که عدم رای‌ اعتماد به این وزرا با استقبال رییس‌جمهوری نیز مواجه خواهد شد.

به نوشته این مقاله رفتار رییس‌جمهوری نسبت به وزرایی که رای‌ اعتماد نگرفتند، به‌ویژه آقای نجفی که برای وزارت آموزش‌و پرورش پیشنهاد شده بود و موفق به کسب رای اعتماد نمایندگان مجلس نشد و انتخاب ایشان به‌عنوان معاون رییس‌جمهوری و رییس سازمان میراث‌ فرهنگی، پیام مردم را بار دیگر به افراطیون ابلاغ کرد. پیام بسیار واضح و شفاف است. «تکرار روند گذشته را نمی‌خواهیم»؛ اما همین پیام ساده یا درک نمی‌شود یا عده‌ای با تفسیر شرایط، اوضاع را به‌گونه‌ای نشان می‌دهند که گویی چیزی تغییر کرده است.

بهار نوشته دولت فرصتی برای نشنیدن عده‌ای قلیل ندارد. جماعتی قلیل صدای مردم را نمی‌شنوند که البته نقش خود را در فضای سیاسی کشور ایفا می‌کنند و چه‌ بسا حضورشان لازم نیز هست، اما تنها در این حد. دولت روحانی برای کسب اعتماد مردم و بازگشت آرامش به فضای جامعه و آوردن نان بر سر سفره‌های مردم فرصتی دراز ندارد که بخواهد در کوتاه‌مدت دل همه را به‌دست آورد.

جهان صنعت در مقاله ای توجه داده که در کشور جریانی با نگاه نه چندان تازه به مسایل اصلی رشد کرده که به خصوص در دوران اصلاحات تندتر شد و در نهایت در هشت سال گذشته با حمایت دولت در بسیاری از حوزه‌های قدرت جایگاه کلیدی به دست آورد. این جریان از سکوت اصولگرایان میانه‌روتر و ملاحظات مبتنی بر منافع جناحی آنها بهره برد و اکثریت اصولگرایان را همراه کرد. در دولت احمدی‌نژاد حتی برخی حوزه‌های تصمیم گیری در بخش‌های غیر دولتی نیز در اختیار این جریان قرار گرفت.

نویسنده به اشاره به عملکرد اقتصادی و سیاسی جریانی که از آن می گوید تاکید کرده که در جریان رای اعتماد نیز ۷۵ درصد از مخالفت‌ها توسط این گروه صورت گرفت که با هیاهو و طرح مسایل غیرواقعی و روش‌های غیراخلاقی تلاش کردند برای نامزدهای کابینه فضای منفی بسازد. در نتیجه تلاش‌های این گروه که قصد داشتند شش وزیر را حذف کنند و کم‌تجربگی گروه پارلمانی رییس‌جمهور موفق شدند که به سه وزیر رای اعتماد ندهند.

Image caption تیتر و عکس های صفحه اول بهار

مقاله جهان صنعت ابراز امیدواری کرده که جامعه دیگر از این رفتارها تاثیر نپذیرد و نوشته پخش مستقیم مذاکرات مجلس در هفته گذشته باعث شد مردم خود دریافت دقیقی از عملکرد این گروه داشته باشند زیرا وقتی اطلاعات در اختیار مردم باشد نیازی به تحلیل دیگران نیست و جامعه دریافت خود را خواهد داشت. این گروه بیش از توان واقعی خود سر و صدا دارند تا جایی که اگر دوباره در معرض رای مردم قرار گیرد حتما بازتاب و نتیجه رفتارهای خود را مشاهده می‌کنند.

همه چیز در گروه رابطه با جهان

علی ودایع در سرمقاله مردم سالاری به بررسی لزوم تحول در وزارت خارجه و سیاست خارجی کشور پرداخته و نوشته: در جریان انتخاب رئیس‌جمهوری ایران چند گفتمان متفاوت دیپلماسی یکدیگر را به چالش کشیدند. در جریان رقابت‌ها اتهاماتی علیه مذاکرات اتمی تیم مذاکره‌کننده اتمی تحت عنوان «قرارداد ننگین سعدآباد» مطرح شد ولی اظهارات دکتر ولایتی دیپلمات کهنه کار و مشاور رهبر آب سردی بود بر آتش یک جریان خاص؛ سخن از تفاهم با جامعه جهانی و کارشکنی شخصی که هزینه سنگینی به اقتصاد و دیپلماسی ایران تحمیل کرد، بود. در این حال و هوا دیپلماسی اعتدال خوش درخشید.

نویسنده با اشاره به آغاز کار جواد ظریف در وزارت خارجه نوشته: این استراتژیک‌ترین وزیر دولت شیخ دیپلمات که رای مردم را به دلیل حمایت مردم از دکتر روحانی در جریان انتخابات و رای نمایندگان مجلس شورای اسلامی را به عنوان پشتوانه همراه خود می‌بیند بعد از یک تحمل مقدس باغ ملی باید اولا موازی کاری‌های سیاسی را قلع‌و‌قمع کند و دوما نیروهای مساله‌داری که باعث بروز حوادثی در دستگاه وزارت امور خارجه شده بودند را بازبینی کند.

مقاله مردم سالاری ابراز نظر کرده که باغ ملی می‌تواند و باید به عنوان کانال اصلی تعامل اقتصادی ایران با جهان تبدیل شود تا روند نامطلوب اقتصاد ایران ترمیم شود. اما مهمترین پرونده دستگاه دیپلماسی، پرونده اتمی ایران و تحریم‌های خصمانه است که برای همیشه باید تکلیف آن روشن شود. تا چه زمانی باید این موضوع سوژه مطلوب منفعت طلبی روسیه و چین در مورد نیروگاه اتمی بوشهر یا بحث فروش تهاتری کالاهای بنجول و بدون مشتری باشد؟

Image caption تیتر و عکس مصاحبه با حجاریان، اعتماد

نفت در انتظار تحول

مهدی افشارنیک در ابتدای مقاله خود در شرق جمله بیژن زنگنه وزیر جدید نفت را نقل کرده که در مجلس گفت خودتان خوب می‌دانید که من را به هتل پنج‌ستاره نمی‌فرستید. به خط مقدم مبارزه با تحریم می‌فرستید. و در ادامه مقاله آمده: روزی که زنگنه در پایان دولت خاتمی نفت را به دولت بعدی سپرد تولید نفت ایران بالای چهار میلیون‌ بشکه بود و زانو‌های خود را برای جهش به پنج‌ میلیون‌ بشکه خم کرده بود، چرا که وظیفه دولت بود تا پایان برنامه چهارم تولید نفت کشور را به این میزان برساند که نرسید. نرسیدن، یک بحث، کاهش تولید و افت تولید به زیر سه‌ میلیون‌ بشکه بحثی مهم‌تر و دردآورتر.

نویسنده مقاله تاکید کرده در دولت احمدی‌نژاد گفته‌ها و وعده‌ها و صداهایی پرطنین وجود داشت که در نفت ۲۵۰ میلیارد دلار کار و پروژه فعال است و انقلاب نفتی در این دولت رخ داده است و ۳۵ ماهه فازهای پارس‌جنوبی را به اتمام می‌رسانیم و ... که هیچ‌کدام از این گفته‌ها صورت تحقق به خود نگرفت و وضعیت صنعت نفت از روز تحویل به دولت احمدی‌نژاد رنجور و در محاق فرو رفت.

به باور مقاله شرق: روز رای‌ اعتماد به کابینه، ساعت سه عصر پنجشنبه، تنها ساعت رای‌اعتماد به زنگنه نبود، مناظره‌ای بود بین دو نگاه و تلقی به صنعت نفت. هیچ سوال نشد که کاهش روزانه ۳۳۰ هزار بشکه نفت یعنی چه مقدار خسارت؟ کسی حساب نکرد، ایران، با بشکه‌ای صد دلار قیمت نفت روزانه ۳۳ میلیون‌ دلار کاهش درآمد فقط از راه فروش نفت در زمان آقای میرکاظمی داشته است. که این یعنی سالی ۱۲ میلیارد دلار. دو سال هم از آن زمان می‌گذرد یعنی ۲۴ میلیارد دلار.که با این رقم می شد ۱۲۰ هزار شغل مگاصنعتی در کشور ایجاد کرد که تمام این فرصت از دست رفت.

طنز برای چه؟

قانون صفحه طنز امروز خود را به بحث درباره طنزنویسی اختصاص داده . اول از همه آیدین سیار سریع توضیح داده که چرا به طنز مطبوعاتی اصرار داریم. به نوشته او:

- برادر! شما شغل شریفتون چیه؟

- طنزنویس هستم.

- چی هستی؟

- طنزنویس.

- یعنی همون روزنامه نگار؟

- والا چه عرض کنم ... به نوعی!

- می‌مردی از اول می‌گفتی روزنامه نگارم؟!

به نوشته این طنزنویس: این اولین مشکلی. مشکل هویت. این که شاید برای هر کسی مقدور نباشد طوری در شبانه روز کار کند که بتواند طنزنویسی را به عنوان یک شغل برای خود تعریف کند، کاری هم که شغل نباشد جدی گرفته نمی‌شود و به همین علت خیلی‌ها در ابتدای شروع کار، عطای نوشتن را به لقایش می‌بخشند. بعد از گذر از این مرحله و وقتی طنزنویسی برای فرد به شکل شغل در آمد و با روزی ده، پانزده ساعت کار بی وقفه توانست به یک درآمد متوسط برسد مشکلات اصلی تازه آغاز می‌شوند.

در این نوشته آمده: هیچکس دوست ندارد کسی با او شوخی کند، هر کس به اندک قدرتی می‌رسد بعد از چندی بر اثر اصرار و القای دوستان و زیردستان خود را مقدس می‌پندارد و غیرمستقیم به دیگران هم می‌فهماند که‌هاله نور خیالی تنها برای آقای رئیس‌جمهور پیشین نبوده. حالا طنزنویسِ روزانه نویسِ سیاسی نویس، باید زبان مردم شود و آن چیزی را در لفافه بگوید که کسی را جرات بیانش نیست. آن هم در کجا؟ در کشوری که دوستان صمیمی‌هم از یادآوری این نکته که بالای چشم یکدیگر ابروست می‌پرهیزند.

در همین صفحه طنزانه احسان پیربرناش مسوول صفحه طنزانه قانون هم نوشته: آنقدری که طی ۶ ماه گذشته از دفتر مدیر مسئول تماس گرفتند و گفتند «مواظب باش»، پدر و مادرهای تمام کودکان جهان در طول تاریخ آنها را به احتیاط و مراقبت دعوت نکرده‌اند. اصلا نمی‌دانیم ما باید مواظب چی باشیم. ما باید مواظب باشیم فلان آقا در فلان پست مدیریتی مواظب حرف‌هایش باشد و سوتی ندهد؟ ما باید احتیاط کنیم تا فلان آقای وزیر آموزش و پرورش (در لفافه گفتم که اسمی‌ از کسی به میان نیاید) پس از آتش‌سوزی مدرسه و سوختن بچه‌های شین آبادی لبخند به لب ظاهر نشود؟

به نوشته این طنزنویس: یعنی ما اگر مواظب باشیم ادبیات دوستان ما در تمامی‌ پست‌های مدیریتی اصلاح می‌شود؟ ما اگر طنز ننویسیم و کاریکاتور نکشیم، تاریخ به عقب برمی‌گردد تا فلان آقای رئیس‌ دولت اشتباهاتش را جبران کند و عمر هدر رفته ما را به جوی بازگرداند؟ سایه باقر (پدرم را می‌گویم) نیستم اگر بدانم اینها با ننوشتن من و امثال من درست می‌شود و بنویسم.

طنزانه قانون اضافه کرده: یعنی تمام درد جامعه با ننوشتن حقایق درمان می‌شود؟ نمی‌شود به خدا، نمی‌شود... ما خیر سرمان زبان مردم هستیم، زبان قشر ضعیف جامعه، کتف چپ مسئولان، شست پای فلانی، خار چشم بساری، ما عضو مهمی‌از جامعه هستیم؛ ببینید...!

کارتون روز

Image caption کارتون فیروزه مظفری، شرق

مطالب مرتبط