بررسی روزنامه های صبح تهران - سه‌شنبه ۲۹ مرداد

روزنامه های امروز صبح سخنان حسن روحانی را که گفته معجزه گر و متصل به آسمان ها نیستم در صفحات اول خود نقل کرده و در مقالاتی از این که مقام حقوقی به شخصیت رییس جمهور برگشته ابراز شادمانی کرده اند. انتشار اسناد تازه ای درباره دخالت سیا در کودتای ۲۸ مرداد و مقالاتی در رثای محمد زهرایی ناشر خوشنام از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

مقام قدسی رییس جمهور

Image caption تیتر و عکس صفحه اول روزنامه جمهوری اسلامی

ابتکار در سرمقاله خود نوشته: واقعیت این است که در طول هشت سالی که گذشت، استفاده شعارگونه «مقام حقوقی» رئیس جمهور کشور از عرصه سیاست خارجی باعث شد تا هم شخص احمدی نژاد و هم حامیان او بارها به «عنوان حقیقی» او مقامی « قدسی» بدهند و در توصیفش به طور مرتب غلو کنند تا جاییکه امر هم بر او و هم برحامیانش مشتبه شود.

محمدرضا رحیمی در سالهایی که هنوز معاون اول رئیس جمهور نشده بود با طرح داستانی از سفر خارجه اش او را تا مقام پیامبری بالا برد. فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت‌های نهم و دهم در وصف اعجاز احمدی نژاد صفحه‌ها قلمی کرد و کتاب نوشت و او را «معجزه قزن» نامید و احمدی نژاد به شخصه حول سر خود در صحن سازمان ملل هاله نور دید؛ هاله ای که او را از در سالن تا محل تریبون همراهی کرد و به او جرات سخن گفتن در «کاخ ستمگران» داد.

به نوشته این روزنامه: رئیس جمهور دولت یازدهم اما روز گذشته و از همین اولین روزهای آغاز به کار دولتش تکلیف شخصیت حقیقی و حقوقی‌ خود را مشخص کرد و با تاکید بر زمینی بودنش از هرگونه معجزه و هاله برائت جست. او در تکمیل سخنان روز شنبه، در مراسم معارفه رحمانی فضلی در وزارت کشور اظهار داشت که «حسن روحانی مثل همه آدم‌هاست و فرقی با دیگران ندارد، معجزه‌گر یا معجزه قرن و دهه نیست و معجزه‌ای ندارد و اتصال ویژه‌ای به آسمان و پشت پرده هم ندارد.»

ابتکار نوشته: روحانی با این سخنان هم تکلیف خود را با مردم- چه حامیان و چه منتقدان و مخالفانش- روشن کرد و هم تکلیف خود به عنوان شخص روحانی را با شخصیت حقوقی جایگاهی که در آن قرار گرفته است، معلوم کرد. مهم تر از همه تکلیف جایگاه ریاست جمهوری را برای جمهور مردم مشخص، احیا و البته زمینی کرد. از قضا همه این تکالیف در همه هشت سال گذشته به طرز عجیبی به هم ریخته و آشفته شده بود و شاید در کنار همه بازسازی‌هایی که باید صورت بگیرد، بازسازی وجهه و جایگاه «عنوان حقوقی» ریاست جمهوری، جداسازی آن از «عنوان حقیقی» شخص و البته زمینی کردن این جایگاه، هم از جمله وظایفی است که روحانی بر دوش خود احساس می‌کند و باید در همین ۱۰۰ روز اول دولت آن را به انجام برساند.

ما چی‌کاره‌ حسن‌بک هستیم حسن؟

Image caption کارتون هیات دولت، احمد عربانی، قانون

پوریا عالمی در ستون از هر نظر بی ضرر شرق نوشته: آقای حسن روحانی همان اول کار یکباره گفت: حسن روحانی معجزه قرن نیست و اتصال ویژه‌ای به آسمان ندارد. خب این یعنی چی؟ حرف غیرکارشناسی همین است دیگر. ما از وقتی زبان باز کردیم، داریم می‌گوییم مشکل این است که سیاست‌های کلان رییس به رییس عوض می‌شود، همین است دیگر. باباجان، حسن‌جان، هشت‌سال چیز کمی نیست. بچه بود، الان رفته بود کلاس دوم. بعد شما آمده‌ای و یکباره می‌گویی حسن روحانی معجزه قرن نیست؟ معجزه قرن نیست؟ پس چی است؟ الان نمی‌گویی چشم خارجی‌ها به این است که ما یک حرکت محیرالعقول دیگر به جهان معرفی کنیم؟

طنزنویس خطاب به رییس دولت جدید نوشته: آیا به اینها فکر کردی؟ آیا میدانی اگر بگویی من معجزه نیستم، تلویزیون‌های خارجی برای گرفتن فیلمت صف نمی‌کشند؟ و روی جلد تایم نمی‌روی؟ آیا به اینها فکر کردی؟ د نکردی. داری ضربه می‌زنی به موقعیت ایران در جهان. تنها برنامه‌ای که با برنامه «اوپرا» و «امریکن گات‌تلنت» رقابت کرده، سخنرانی و مصاحبه معجزه سابق بود.‌ داری چی‌کار می‌کنی حسن؟ کتاب نمی‌خوانی، نه؟ چطور با یک سخنرانی ساده، یک کتاب مستدل درباره «معجزه قرن» را می‌توانی نادیده بگیری؟

و خلاصه ستون طنز شرق این که: می‌گویی اتصال ویژه‌ای به آسمان نداری؟ این حرف است؟ یعنی الان دوران اتصالات تمام شد؟ برق را قطع کردند؟ یا سیم را کشیدند؟ یعنی اتصال نداری، تشعشعات نورانی و هاله‌ای هم رفت هوا؟ مگه میشه؟ ‌داری چی‌کار می‌کنی؟ ما عادت کردیم. عادت. هشت‌سال کم نیست. من دوست دارم تلویزیون را که روشن می‌کنم با صندلی‌های خالی سازمان ملل روبه‌رو شوم. دوست دارم باز زنگ بزنم به پیک‌موتوری، لولو بیاید و چیزمیزها را با خودش ببرد و برساند به مقصد. دوران لولوها نباید تمام شود. دیپلماسی آب‌رو بریز همون‌جا هنوز جواب می‌دهد. نکن این کارها را.

دموکراسی در صدا و سیما

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشته: پخش مذاکرات مربوط به بررسی صلاحیت وزرا - قطع نظر از نیت و هدف مدیران - اقدامی مثبت بود، اما مدیران رسانه ملی به این اقدام یا پخش مناظرات و فیلم‌های متعلق به کاندیداها و اظهارات آنها در جریان انتخابات اکتفا نکنند و به واقعیت تعلق داشتن صدا و سیما به مردم پای بندی عملی و دائمی و همه‌جانبه نشان بدهند. به عبارت روشن تر، مدیران رسانه ملی، از این تصور که خودشان باید تصمیم بگیرند که چه چیزهائی را پخش کنند و چه چیزهائی نباید پخش شود و یا در چه موضوعاتی باید دست و دل بازی نشان بدهند و کجا باید امساک کنند، فاصله بگیرند و مردم را واقعاً صاحبان رسانه ملی بدانند.

به نوشته این مقاله: اینکه افراد مشخصی با گرایش‌های خاص همواره ستاره‌های صدا و سیما باشند و در موضوعات مختلف اظهار نظر کنند و افرادی در فهرست سیاه صدا و سیما باشند با حرکت به سوی دموکراسی منافات دارد. اینکه به افرادی در صدا و سیما حمله شود و عده‌ای علیه آنها هرچه می‌خواهند بگویند و به آنها اجازه دفاع از خود داده نشود، با دموکراسی در تضاد است. اینکه اخبار به صورت گزینشی از صدا و سیما پخش شوند و مردم از شنیدن بسیاری از خبرها محروم باشند، با دموکراسی فاصله دارد. همین روش است که مردم را به سوی ماهواره‌ها و رسانه‌های بیگانه سوق می‌دهد. مدیران رسانه ملی و مسئولان کشور باید این واقعیت را بپذیرند که بهترین راه مبارزه با شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه‌های بیگانه، درست عمل کردن در رسانه ملی و خارج ساختن آن از انحصار یک تفکر بسته و خود بزرگ‌بین است.

روزنامه جمهوری اسلامی همزمان با این مقاله، در خبری نوشته: صادق زیباکلام از ممنوع الورود شدن خود به صدا و سیما خبر داد. وی در صفحه فیس بوک خود نوشت: فرمودند که حراست سازمان بنده را ممنوع الورود به صدا و سیما کرده اند، بنده فقط می‌توانم بگویم که اروپا و آمریکا که جای خود دارند، حتی هند، برزیل، آرژانتین، ترکیه و... هم جای خود دارند، یقین دارم مسئولین صدا و سیمای حبشه هم با یک استاد دانشگاهشان که بعضاً نظرات متفاوتی از مسئولین حکومتی‌شان دارند، این‌گونه برخورد نمی‌کنند.

'دانشگاه حزب نیست'

مرتضی گلپور در مقاله ای در قانون نوشته: دانشگاه حزب نیست، گرچه ممکن است احزاب نمایندگان یا طرفدارانی در دانشگاه داشته باشند. دانشگاه یک مرکز عمرانی نیست که برخی بیل و کلنگ بردارند و بخش‌هایی از آن را ویران کنند و بخش‌هایی را به زعم خویش آباد. دانشگاه حتی یک مرکز نظامی هم نیست که یک فرمانده داشته باشد و بقیه پیاده نظام آقای رئیس باشند. دانشگاه، برای ایران امروز ما که در مسیر توسعه است، هم جایی برای علم‌آموزی است و هم جایی برای تمرین دموکراسی و کنش‌های اجتماعی. یعنی قرار نیست دانشگاه فقط مهندس و مدیر و کارمند و پزشک تربیت کند، بلکه می‌خواهد انسان توسعه‌مدار ایرانی تربیت کند که همراه با علم و عملش، کنش‌ اجتماعی و فرهنگی را نیز بداند.

به نوشته این مقاله در سال‌های اخیر اوراقی از دفتر تاریخ دانشگاه رقم خورد که با این تعریف‌ها در تضاد جدی است و امروز نمی‌دانیم دانشگاه را اساسا چه بنامیم. آخرین نمونه از این‌گونه تصمیم‌ها و برخوردها با بدنه نحیف دانشگاه، در دانشگاه علامه رقم خورد.

در مقاله قانون آمده: ساده‌انگارانه است اگر آنچه در دانشگاه علامه گذشت را فقط حاصل تفکر رئیس آن بدانیم یا حادثه‌ای مقطعی. آنچه اکنون در بزرگ‌ترین دانشگاه علوم انسانی کشور گذشت، آخرین برگ‌ها از دفتر اندیشه‌ها و عملکردهای یک گروه سیاسی است که سرحلقه آن ۱۲ مرداد، کلید پاستور را به حسن روحانی تحویل داد. به عبارت دیگر، آنچه این روزها در دانشگاه علامه می‌گذرد، این قلع و قمع‌ها و این ذبح اندیشه در پای مطامع باورهای یک جریان سیاسی خاص، در واقع آخرین کارهایی بود که از دست یک تفکر هزاره‌گرایانه برمی‌آمد.

استقبال از لیبرالیزم اقتصادی یا فرار از دام آن؟

Image caption صفحه اول روزنامه جوان در ۲۸ مرداد

سعید لیلاز در مقاله ای در شرق با طرح بحث استقلال بانک مرکزی مخالفت کرده و نوشته: استقلال بانک‌مرکزی و برنامه‌ریزی برای رسیدن به آن، افسانه‌ای بیش نیست. استقلال نهاد پولی در ایران نه درست است و نه عملی. بانک‌مرکزی باید در چارچوب سیاست‌های دولت حرکت کند و هماهنگ با تیم اقتصادی دولت باشد. سه ضلع اقتصادی دولت، بانک‌مرکزی سیاست‌گذار در حوزه پولی، وزارت اقتصاد و دارایی سیاست‌گذار در حوزه مالی و سازمان مدیریت و برنامه‌وبودجه با هدف سیاست‌گذاری کلان و راهبردی هستند که باید با هم در تعامل و هماهنگی باشند.

به نوشته این اقتصاددان در صورتی که این سه نهاد فاقد هماهنگی لازم باشند، اهداف دولت در حوزه اقتصادی محقق نمی‌شود ضمن اینکه هیچ‌یک از این سه نهاد به‌تنهایی نمی‌توانند در رسیدن به اهداف ملی موثر باشند.

اما همین روزنامه در یک گزارش در صفحات دیگر خود نظر چند اقتصاددان را نقل کرده از جمله: شاهین شایان‌آرانی در شرقنظر داده: بانک‌مرکزی عملا در اقتصاد دولت نهم و دهم، بانک‌مرکزی نبود. سیاست‌های این بانک به‌شدت تحت‌تاثیر برنامه‌های اقتصادی دولت تعیین می‌شد و استقلال این بانک به‌طورکامل از بین رفته بود. باید به این نکته توجه داشت که اصل بر استقلال بانک است بنابراین هر یک از آقایان که بر کرسی ریاست این بانک تکیه می‌زنند باید با لحاظ این اصل برنامه‌های خود را تدوین کنند.

مهدی تقوی کارشناس اقتصادی نیز در مقاله ای نوشته: یکی از ضروریات بانک مرکزی، استقلال آن و به‌رسمیت شناختن آن است. رییس کل بانک مرکزی باید در مقابل خواسته‌های رییس‌جمهوری و وزیر اقتصادی برای افزایش انتشار پول با توجه به شرایط اقتصادی کشور مقاومت کرده تا به وظیفه خود که مسوولیت سیاست‌های پولی کشور است، عمل کرده باشد. وضعیت اقتصادی کشور در ۵/۲ سال اخیر بسیار نگران‌کننده شده و خرابی‌ها و آسیب‌های حاصل از برنامه‌ها، سیاست‌ها و عملکرد دولت پیشین به‌سادگی و سرعت قابل جبران و احیا نیست.

همچنین گروه اقتصادی دولت و رییس‌جمهوری باید با استفاده از تجربه‌ای که در دوران ریاست‌جمهوری هاشمی به‌جا ماند و همچنین تجربه تلخ‌تر و بزرگ‌تری که از دولت احمدی‌نژاد کسب شده، در دام اقتصاددانان لیبرال گرفتار نشوند.

اما محمود اسلامیان در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته طی سال‌های اخیر خصوصا در امر واردات و صادرات شاهد تصمیماتی بوده‌ایم که منافع افراد خاص را هدف قرار می‌داد، به یکباره تعرفه موبایل که در کشور تولید نداشت ۱۵ برابرمی‌شد و به ۶۰ درصد می‌رسید و به یکباره به ۱۰ درصد کاهش می‌یافت.

نویسنده بعد از اشاره به آشفتگی هاپی که در هشت سال گذشته در تعرفه های وارداتی و تصمیم گیری های تجاری رخ داده نوشته از کنار چنین تصمیماتی افرادی انتفاع بی‌حد ‌بردند. منافعی که به یک ملت تعلق دارد در اختیار خواص قرار می‌گیرد. از آن بدتر کاهش اعتماد مردم به مجموعه مدیران دولتی بوده است. سرمایه‌ای که اساس نظام طی ۳۴ سال گذشته بوده است.

در ادامه سرمقاله دنیای اقتصاد آمده: ایجاد تحول اقتصادی کشور نیازمند عبور از اقتصاد ناکارآمد دولتی است. این سیستم ثمره الگوبرداری از جریانات سوسیالیستی طی دهه‌های اخیر است. سیستمی که توسط مدعیان خویش نیز به کنار گذاشته شده. در چنین فرآیندی باید رقابت و شفافیت را در تحولات اقتصادی به عنوان یک اصل پذیرفت، زیرا چنین فضایی باعث رشد استعدادها و غلیان خلاقیت‌ها می‌شود.

منشور اخلاقی جدید

Image caption کارتون آروینُ به یاد محمد زهرایی، شرق

آیدین سیارسریع در ستون طنزانه قانون نوشته: در اولین جلسه هیات دولت کشور کولی‌مولی متن منشور اخلاقی این دولت قرائت شد که ما از محتوای آن بی خبریم. کولی‌مولیان امیدوارند منشور اخلاقی دولت جدید با منشور اخلاقی‌ای که آنها در هشت سال گذشته به عینه می‌دیدند متفاوت باشد. آنها می‌گویند در گذشته اخلاق، چنین منشوری داشته است:

طنزنویس منشور جدید را چنین خلاصه کرده: به آحاد مردم کولی مولی بدون توجه به جنسیت، قومیت و مذهب نگاه کنم ...اگر دیدم جایی تبعیض برای کسی قائل شده اند سریعا تخمه و خوراکی بیاورم و و بدون توجه به جنسیت، قومیت و مذهب شروع به نگاه کردن به آحاد مردم کنم، این حق طبیعی مردم است که وقتی من با سایر مسئولان کولی‌مولی مشکل پیدا کردم نسبت به زن و بچه و خواهر و مادر و پدر آنها اطلاعات مفیدی به دست آورند.

در پایان این ستون قانون آمده: اخباری که به شهروندان کولی‌مولی رسیده مبنی بر این است که منشور جدید اخلاقی کاملا با منشور فوق الذکر فرق دارد. کولی‌مولی ها با این که خوشحال بودند اما چیزی از درون نگرانشان می کرد. آنها تازه داشتند به منشور قبلی عادت می کردند!

مطالب مرتبط