آمریکا و مصدق؛ شکست دیپلماسی

Image caption مصدق در حال گفت‌و‌گو با دین اچسون، وزیر‌امور‌خارجه دولت ترومن در واشنگتن

صنعت نفت ایران در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ ملی شد و پس از آن که محمد مصدق دو ماه بعد به نخست وزیری رسید، کارشناسان ایرانی پالایشگاه آبادان را در اختیار گرفتند.

بریتانیا این پالایشگاه و دیگر تاسیسات نفتی در خوزستان را متعلق به خود می دانست همان طور که در بخش نخست این مطلب گفته شد، تنش دیپلماتیک بین دو کشور بالا گرفت.

دادگاه بین المللی لاهه در تابستان ۱۳۳۰ به ایران توصیه کرد تا زمان حصول توافق با بریتانیا، به شرکت نفت انگلیس و ایران اجازه دهد به آبادان بازگردد.

دولت محمد مصدق که صلاحیت دادگاه لاهه را تنها مربوط به رسیدگی به دعاوی بین دولت ها می دانست، حکمیت این دادگاه را در رسیدگی به شکایت شرکت نفت انگلیس و ایران نپذیرفت.

مخالفت ایران با تهدید بریتانیا به اقدام نظامی همراه بود.

به گفته ملکم برن، از نویسندگان کتاب "محمد مصدق و کودتای ۱۹۵۳ در ایران"، کاخ سفید به شدت با این تهدید مخالفت کرد.

بریتانیا بر این موضع خود اصرار داشت ولی با هشدار دین اچسون، وزیر خارجه آمریکا درباره تبعات منفی حمله نظامی به ایران، از این اقدام منصرف شد.

ایالات متحده که می گفت نگران تضعیف حکومت محمد مصدق و قدرت گرفتن حزب توده است، سعی داشت این مناقشه را به صورت مسالمت آمیزی پایان یابد.

هری ترومن در نامه ای به محمد مصدق خواهان میانجیگری مستقیم بین ایران و بریتانیا شد و از او خواست حکم دادگاه لاهه را بپذیرد.

او همچنین از اعزام آوریل هریمن به عنوان نماینده ویژه خود به تهران خبر داد. بریتانیا با این ماموریت مخالف بود.

نامه آقای ترومن به وسیله هنری گریدی، سفیر ایالات متحده در تهران تقدیم نخست وزیر ایران شد.

هنری گریدی که پیش از ایران، به عنوان نخستین سفیر آمریکا در هند خدمت کرده بود، با سیاست های استعماری بریتانیا مخالفت می کرد.

آقای گریدی بر این باور بود که عدم جانبداری ایالات متحده از نیروهای ملی گرا در کشورهای در حال توسعه منجر به نزدیکی آنها به شوروی خواهد شد و خواهان پیشگیری از این اتفاق بود.

آقای مصدق در حالی که در تخت خواب بود، سفیر ایالات متحده را به حضور پذیرفت و از خواسته هری ترومن برای پذیرش رای دادگاه لاهه به وسیله ایران به شدت انتقاد کرد.

دیپلماسی هریمن

آوریل هریمن در ۲۳ تیر ۱۳۳۰ وارد تهران شد و بلافاصله دیدارهایش را با شاه، محمد مصدق و دیگر مقام های ایرانی شروع کرد.

آقای هریمن که پیش تر وزیر بازرگانی بود، سابقه طولانی در دیپلماسی داشت و در لندن و مسکو به عنوان سفیر ایالات متحده خدمت کرده بود.

به گفته ملکم برن آقای ترومن به موفقیت ماموریت آقای هریمن امیدوار بود.

آقای برن گفت: "ماموریت هریمن برای آمریکا اهمیت داشت و به آن امیدوار بودند. هریمن دیدارهای زیادی با مصدق و دیگران داشت و برای حل موضوع ابتکار عمل به خرج داد."

ورود آقای هریمن به تهران با تظاهرات ضدآمریکایی همراه شد و پلیس با هزاران نفر از تظاهرکنندگان درگیر شد.

بیشتر از ۲۰۰ نفر در تهران کشته و زخمی شدند و آقای مصدق حکم برکناری فضل الله زاهدی از وزارت کشور را صادر کرد.

دیدارهای آقای هریمن با مقام های ایران کمکی به پایان مناقشه نمی کرد چرا که او خواهان مصالحه دولت مصدق در ازای به رسمیت شناخته شدن ملی شدن صنعت نفت ایران و بازگشت شرکت نفت انگلیس و بریتانیا به خوزستان بود و دولت ایران نیز زیر بار این درخواست نمی رفت.

در نهایت دیپلماسی رفت و برگشت آقای هریمن منجر به اعزام نماینده بریتانیا به تهران برای مذاکره شد.

مذاکرات موفق نبود و با اعمال تحریم های اقتصادی بریتانیا علیه ایران در مرداد همان سال همراه شد.

آقای هریمن که نتوانسته بود دو طرف را به مصالحه سوق دهد، پیش از ترک تهران در دیدار با شاه پیشنهاد کرد که شاید برکناری مصدق بتواند در حل بحران موثر باشد.

مصدق در آمریکا

Image caption مصدق پس از هفتاد ساعت مذاکره در واشنگتن، آمریکا را ترک کرد

محمد مصدق در پانزدهم مهر ۱۳۳۰ در نیویورک از هواپیما پیاده شد تا در نشست شورای امنیت که به درخواست بریتانیا برای رسیدگی به شکایت این کشور از ایران برگزار می شد، شرکت کند.

آقای مصدق با سخنرانی در شورای امنیت، صلاحیت این نهاد بین المللی برای رسیدگی اختلاف میان ایران و بریتانیا را رد کرد، چرا که به گفته او کشورش دارای حق مالکیت بر منابع خود است.

به گفته آقای مصدق، منابع نفت ایران همانند خاکش، رودخانه هایش و کوه هایش متعلق به مردم این کشور است.

او با تشبیه رابطه ایران و برتانیا به رابطه گرگ و میش به تفصیل درباره فقر و تنگدستی هموطنانش صحبت کرد.

به گفته استیون کینزر، نویسنده کتاب همه مردان شاه، سخنرانی های آقای مصدق موفقیت آمیز بود.

آقای کینزر گفت: " هنوز کاسترو، نکرومه و سوکارنو پدیدار نشده بودند و جنبش کشورهای جهان سوم نیز به راه نیفتاده بود. حضور مصدق در آمریکا به بسیاری از مردم این کشور و دیگر کشورهای صنعتی برای نخستین بار فرصت داد تا سخنان رهبر یک کشور فقیر را بشنوند که ما داریم از این که شما دخایر طبیعی مان را به یغما می برید، رنج می بریم و این عادلانه نیست."

مصدق پس از نیویورک به دعوت ترومن با قطار به واشنگتن رفت و پس از استقبال از سوی او، مذاکرات طولانی را با دین اچسون، وزیر امور خارجه آمریکا و جورج مک گی، مدیر کل خاور نزدیک وزارت امور خارجه ایالات متحده برگزار کرد.

آمریکا در پی راه حلی بود که نفت ایران را متعلق به این کشور می دانست ولی بهره برداری از آن را در اختیار یک شرکت خارجی بی طرف قرار می داد.

این راه حل نه برای ایران قابل قبول بود و نه برای بریتانیا و در نهایت آقای مصدق پس از هفتاد ساعت مذاکره با جورج مک گی در اواخر آبان به دیدارش از واشنگتن پایان داد.

آقای مصدق در حالی روانه خاورمیانه شد که کاخ سفید و بانک جهانی با درخواست وام او برای پر کردن خزانه خالی ایران موافقت نکردند.

همزمان با حضور محمد مصدق در آمریکا، وینستون چرچیل توانست در بریتانیا با انتقاد از دولت کلمنت اتلی به خاطر مسامحه در برابر ایران، بار دیگر به نخست وزیری برسد.

با این تغییر موضع بریتانیا در برابر ایران تندتر شد. در آمریکا هم با جواب ندادن دیپلماسی طرح های دیگری مطرح می شد.

بخش نخست مطلب: آمریکا و کودتا؛ کالبدشکافی یک مداخله

بخش سوم مطلب: آمریکا و کودتا؛ طراحی یک کودتا

مطالب مرتبط